۲۱۶) قُلْ هُوَ الَّذي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُون‏

ترجمه
بگو او است آنکه شما را پدید آورد و برای شما شنوایی و دیدگان و دل‌ها قرار داد، بسیار اندک سپاس می‌گزارید. ادامه مطلب ۲۱۶) قُلْ هُوَ الَّذي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُون‏

۲۱۵) حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ

ترجمه

تا اینکه بر آنها دری را که عذابی سخت داشت گشودیم، بناگاه خود را در آن بی‌چاره و نومید یافتند.

ادامه مطلب ۲۱۵) حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ

۲۱۴) وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ

ترجمه
و بی‌شک آنها را به عذاب گرفتار کردیم، اما نه برای پروردگارشان خضوع کردند و نه ناله و زاری‌ای می‌کنند. ادامه مطلب ۲۱۴) وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ

۲۱۳) وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ كَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا في‏ طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ

ترجمه
و اگر هم بر آنها رحم می‌کردیم و آنچه از زحمت و ناراحتی گریبانگیر آنها بود برطرف می‌نمودیم، قطعا، در حالی که سرگردان بودند، در سرکشی‌شان اصرار می‌ورزیدند. ادامه مطلب ۲۱۳) وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ كَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا في‏ طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ

۲۱۲) وَ إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ

ترجمه

و یقیناً کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، از این صراط، سخت منحرف‌اند.

ادامه مطلب ۲۱۲) وَ إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ

۲۱۱) وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏

ترجمه

و البته تو حتماً آنها را به صراطی مستقیم دعوت می‌کنی.

نکات ترجمه‌

درباره ماده «صرط» و «قوم» و دو کلمه «صراط» و «مستقیم» قبلا در جلسه ۱۰۸ توضیحات لازم ارائه شد.

http://yekaye.ir/fateha-alketab-1-6/

حدیث

۱) ابن عباس و جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده‌اند که یکبار ما با جماعتی از اصحاب پیامبر ص، از جمله ابوبکر و عمر و عثمان و عبدالرحمن [بن عوف] در مسجد در خدمتشان بودیم، دو نفر از قراء قرآن، که هر دو از رزمندگان جنگ بدر بودند، یعنی عبدالله بن مسعود و ابیّ بن کعب، هم آنجا بودند و آیاتی را خواندند؛ [سپس توضیح می‌دهند که پیامبر درباره آن آیات سوالاتی می‌پرسد و تنها حضرت علی ع پاسخ دقیقی به آن سوالات می‌دهد]:

آنگاه پیامبر لبخندی زد و فرمود:

حکمت بر تو گوارا باد! علم بر تو گوارا باد ای ابوالحسن! تو وارث علم منی و تبیین کننده اموری هستی که امتم بعد از من در آن اختلاف می‌کنند، کسی که به خاطر دینت تو را دوست بدارد و راه تو را در پیش بگیرد، در زمره کسانی است که به صراط مستقیم هدایت شده‌اند؛ و کسی که از خواسته تو سرپیچی کند و بغض و نفرت تو را داشته باشد، به لقای خداوند در روز قیامت می‌رسد در حالی که هیچ فضیلت و بهره‌ای ندارد.

الأمالي (للطوسي)، ص۴۹۲

أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْعَلَوِيُّ النَّصِيبِيُّ (رَحِمَهُ اللَّهُ) بِبَغْدَادَ، قَالَ: سَمِعْتُ جَدِّي إِبْرَاهِيمَ بْنَ عَلِيٍّ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنِي شَيْخَانِ بَرَّانِ مِنْ أَهْلِنَا سَيِّدَانِ: مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ أَبِي جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ، وَ حَدَّثَنِيهِ الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ ذُو الدَّمْعَةِ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَمِّي عُمَرُ بْنُ عَلِيٍّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَخِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): وَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ، وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ، وَ كَانَ بَدْرِيّاً أُحُدِيّاً شَجَرِيّاً، وَ مِمَّنْ مَحَضَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي مَوَدَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالُوا: بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي مَسْجِدِهِ فِي رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِهِ، فِيهِمْ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ وَ رَجُلَانِ مِنْ قُرَّاءِ الصَّحَابَةِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ، هُمَا عَبْدُ اللَّهِ ابْنُ أُمِّ عَبْدٍ، وَ مِنَ الْأَنْصَارِ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ كَانَا بَدْرِيَّيْنِ،

.. فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ قَالَ: لِتَهْنِكَ الْحِكْمَةُ، لِيَهْنِكَ الْعِلْمُ يَا أَبَا الْحَسَنِ، وَ أَنْتَ وَارِثُ عِلْمِي، وَ الْمُبِينُ لِأُمَّتِي مَا اخْتَلَفَتْ فِيهِ مِنْ بَعْدِي، مَنْ أَحَبَّكَ لِدِينِكَ وَ أَخَذَ بِسَبِيلِكَ فَهُوَ مِمَّنْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ، وَ مَنْ رَغِبَ عَنْ هَوَاكَ وَ أَبْغَضَكَ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا خَلَاقَ لَهُ.

۲) از ابن عباس روایت شده است که پیامبر اکرم ص خطاب به حضرت علی ع فرمود:

تو راه آشکاری، و تو صراط مستقیمی، و تو نسبت به مومنان مانند یعسوب (= ملکه زنبور عسل) هستی.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏۱، ص۷۶

أَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ الْمُعَاذِيُّ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ مِنْ أَصْلِهِ، قَالَ:حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْفَقِيهُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَبِي حَاتِمٍ قَالَ: حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ‏ إِسْحَاقَ قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدَةُ بْنُ سُلَيْمَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا كَامِلُ بْنُ الْعَلَاءِ قَالَ: حَدَّثَنَا حَبِيبُ بْنُ أَبِي ثَابِتٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ: أَنْتَ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ، وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِين‏.

۳) از امام باقر ع روایت شده است:

آل محمد (ص) همان صراطی هستند که خداوند بدان دعوت کرده است.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏۱، ص: ۷۹

[أَخْبَرَنَا] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ خُرَّزَادَ، عَنِ الْبَرْقِيِّ، عَنْ عَلِيٍّ، عَنْ سَعْدٍ: عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ، قَالَ: آلُ مُحَمَّدٍ الصِّرَاطُ الَّذِي دَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ.

تدبر

۱) «وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم»:

قبلا تبیین شد که مهمترین و بنیادی‌ترین خواسته انسان در جهان، یافتن «صراط مستقیم» است یعنی راه مهیا و سهل‌شده‌ای که بی‌هیچ انحراف و خللی رهروش را به مقصد نهایی (خدا) برساند (جلسه ۱۰۸، تدبر۱) ؛ و مهمترین کار پیامبر قطعا ارائه این راه به انسان‌هاست.

۲) «وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم»:

«و البته تو حتماً آنها را به صراطی مستقیم دعوت می‌کنی» چه بخواهند و چه نخواهند، و چه به سخن تو توجه کنند، و چه توجه نکنند؛ چه مانعی در مقابل تو ایجاد بکنند و چه نکنند؛ و …؛ یعنی:

رساندن رسالت الهی و ارائه راه مستقیم به انسانها وظیفه‌ای است که پیامبر حتما باید انجامش بدهد هرچند با مخالفت‌ها مواجه شود و حتی اگر کسی به سخن و دعوت وی اعتنا نکند.

۳) «وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم»:

اینکه «البته تو حتماً آنها را به صراطی مستقیم دعوت می‌کنی» یعنی همه آنچه پیامبر مردم را بدان دعوت می‌کند «صراط مستقیم» است؛

اکنون اگر توجه کنیم که:

از طرفی صراط دوتاست و این صراط در دنیا، در آخرت در قالب صراطی که روی جهنم کشیده می‌شود و انسان را از روی جهنم عبور می‌دهد (جلسه، ۱۰۸، احادیث ۲ و ۳) مجسم می‌شود؛

و از طرف دیگر، هر کاری که در این جهان انجام دهیم، در روز قیامت در گذر ما از صراط موثر خواهد بود؛

آنگاه می‌توان نتیجه گرفت در دعوت پیامبر (در دین الهی) برای تمام کارهایی که ما انجام می‌دهیم، وظیفه‌ای بیان شده است (که البته آن وظیفه می‌تواند حکم به «مباح» بودن باشد؛ اما تعیین اینکه چه چیزی مباح و جایز است نیز برعهده شریعت است).

در واقع کسی به هدایت پیامبر تن می‌دهد که تمام اعمال خود را با دعوت پیامبر تطبیق دهد.

۴) «إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»:

چرا با اینکه «صراط مستقیم» یکی بیش نیست (جلسه ۱۰۸، تدبر۳) در این آیه صراط مستقیم را با تعبیر نکره آورد؟ آیا از این نکره بودن می‌توان کثرت صراطهای مستقیم را نتیجه گرفت (که اینکه پیامبر ما بدان دعوت می‌کند یکی از صراطهای مستقیم است)؟ (این ادعای دکتر عبدالکریم سروش در مقاله «صراطهای مستقیم» است)

پاسخ:

ظاهرا وقتی موصوف و صفت به صورت معرفه بیاید، تاکید کلام بر موصوف است (زیرا وقتی معرفه شد، وصف، دیگر قید احترازی نیست که با آمدنش، مصداقها و حالتهای خاصی از موصوف کنار گذاشته شود، بلکه صرفا قید توضیحی است) و وقتی به صورت نکره بیاید، تاکید بر صفتی است که آن موصوف دارد (زیرا در اینجا اقتضای وصف این است که با آمدنش موصوف محدود و معین شود). پس، وقتی در سوره حمد می گوییم «اهدنا الصراط المستقیم» توجه و درخواست اصلی ما این است که به حقیقت صراط (که البته یکی بیش نیست) هدایت شویم و البته با توجه به اینکه این صراط مستقیم است. اما در این آیه وقتی می‌فرماید تو به صراطی مستقیم دعوت می‌کنی، تاکید بر مستقیم بودن این صراط است، چنانکه در آیه بعد هم تاکید می‌شود که آنها از این صراط «انحراف» پیدا می‌کنند.

لذا آمدن این تعبیر دلیلی بر کثرت صراط‌ مستقیم نمی‌شود و با توجه به آیات دیگر (مانند حمد/۶) و نیز اینکه در هیچ جای قرآن صراط به صورت جمع به کار نرفته، از نکره آمدن صراط در این آیه نمی‌توان وجود صراطهای مستقیم متکثر را نتیجه گرفت.

۵) «وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»:

با توجه به اینکه در معنای «صراط مستقیم» این نکته نهفته است که حتما رهروش را به مقصد می‌رساند (جلسه۱۰۸، تدبر۳)، پس تو ای پیامبر مردم را به چیزی دعوت می‌کنی که اگر کسی به دعوت تو تن بدهد حتما به مقصد و مقصود خود خواهد رسید.

 

۲۱۰) اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُون‏

ترجمه

آنچه به تو از این کتاب وحی شده تلاوت کن و نماز را برپا دار، بدرستی که نماز از فحشاء و منکر (امور ناشایست و ناپسند) بازمی‌دارد؛ و البته یاد خداوند بلندمرتبه‌تر (بلندمرتبه‌ترین) است؛ و خداوند می‌داند آنچه را می‌سازید.

ادامه مطلب ۲۱۰) اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُون‏

۲۰۹) إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْديهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ

ترجمه

مسلماً کسانی که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند، خداوند آنها را هدایت نمی‌کند و برایشان عذابی دردناک است.

ادامه مطلب ۲۰۹) إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْديهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ

۲۰۸) وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ

ترجمه
و نیک مى‏دانيم كه آنها مى‏گويند: جز اين نيست كه اين [قرآن] را بشرى به او مى‏آموزد؛ زبان كسى كه [این را] به او می‌بندند، اعجمی [= گنگ و نارسا] است، و اين زبانی است عربى [= رسا] آشکار. ادامه مطلب ۲۰۸) وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ

۲۰۷) فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً

ترجمه

پس، از کافران اطاعت مکن و به وسیله آن با آنها جهاد کن جهادی بزرگ.

تسلیت عاشورا

عاشورای حسینی، سالروز سنگین‌ترین مصیبت تاریخ عالم و آدم، که نه‌تنها بر جمیع اهل اسلام سنگین آمده، بلکه عظمتش آسمان‌ها و زمین را تحت تاثیر خود قرار داده، و حتی ملکوتیان را عزادار خویش ساخته، بر تمامی دلسوختگان و دردآشنایان و مصیبت‌دیدگانش تسلیت باد.

و از سوی دیگر، عظیم‌ترین و باشکوه‌ترین صحنه‌های عبودیت انسان و وصول جمعی از انسانها به عالی‌ترین مقامات رضا و تسلیم، که پاسخی کوبنده به اعتراض فرشتگان در آفرینش آدمی بوده، و زیباترین و متعالی‌ترین جلوه‌های انسانیت را در جهان رقم زده، بر آن عاشقان شهادت و دلدادگان امامت و سرداران به خاک و خون غلطیده‌ی ولایت مبارک باد.

کوتاه کن کلام … بماند بقیه‌اش                  مرده است احترام … بماند بقیه‌اش

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود              آن هم نشد حرام … بماند بقیه‌اش

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت   آمد به انتقام … بماند بقیه‌اش

شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام                 شد سنگ‌ها تمام… بماند بقیه‌اش

گویا هنوز باور زینب نمی شود                  بر سینه ی امام؟! … بماند بقیه‌اش

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته                 در بین ازدحام… بماند بقیه‌اش

راحت شد از حسین همین که خیالشان         شد نوبت خیام….بماند بقیه‌اش

رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول                یافاطمه! سلام … بماند بقیه‌اش

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش                   خون علی الدوام … بماند بقیه‌اش

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش       از پیکر امام … بماند بقیه‌اش

بر خاک خفته ای و مرا میبرد عدو               من میروم به شام …بماند بقیه‌اش

دلواپسم برای سرت روی نیزه ها                از سنگ پشت بام …بماند بقیه‌اش

دلواپسی برای من و بهر دخترت                 در مجلس حرام …بماند بقیه‌اش

حالا قرار هست کجاها رود سرش               از کوفه تا به شام … بماند بقیه‌اش

تنها اشاره ای کنم و رد شوم از آن               از روی پشت بام … بماند بقیه‌اش

قصه به «سر» رسید و تازه شروع شد            شعرم نشد تمام … بماند بقیه‌اش

(شعر از محمد رسولی)

ادامه مطلب ۲۰۷) فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً