۹۰۲) جمع‌بندی سوره فجر

۱۵ جمادی الثانی ۱۴۴۰

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

وَ الْفَجْرِ؛ وَ لَيالٍ عَشْرٍ؛ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ؛ وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ؛ هَلْ في‏ ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْرٍ؛ أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ؛ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ؛ الَّتي‏ لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ؛ وَ ثَمُودَ الَّذينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ؛ وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ؛ الَّذينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ؛ فَأَكْثَرُوا فيهَا الْفَسادَ؛ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ؛ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ؛ فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ؛ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ؛ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكينِ؛ وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلاً لَمًّا؛ وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا؛ كَلاَّ إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا؛ وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا؛ وَ جي‏ءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى‏؛ يَقُولُ يا لَيْتَني‏ قَدَّمْتُ لِحَياتي‏؛ فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ؛ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ؛ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً؛ فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي؛ وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي‏.

ترجمه

به نام الله دارای رحمت گسترده و همیشگی؛ قسم به فجر؛ و [سوگند] به شب‌های دهگانه؛ و [سوگند به] جفت و [سوگند به] تک؛ و شب هنگامی که سپری می‌شود؛ آیا در آن [امور] سوگندی برای خردمند هست؟!

آیا ندیده‌ای که پروردگارت با عاد چگونه عمل کرد؟ [با آن] ارگِ با ستون‌های بلند؛ که نظیرش در سرزمین‌ها آفریده نشد؛ و ثمود، که صخره‌ را در آن وادی‌ می‌بریدند؛ و فرعون صاحب میخها [یا دارنده خیمه و خرگاه‌ها]؛ همانان که در سرزمین‌ها طغیان کردند؛ پس/ و در آن فساد را تکثیر کردند؛ پس بر آنان پروردگارت تازیانه عذاب را فرو ریخت. بی‌تردید پروردگارت واقعاً به کمین‌گاه است.

و اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را بیازماید: به اینکه او را اکرام نماید و از نعمت برخوردارش کند، ‌گوید پروردگارم مرا اکرام کرد؛ و اما هنگامی که او را بیازماید: به اینکه بر او روزی اش را تنگ گیرد، ‌گوید پروردگارم مرا خوار کرد؛ ولی نه، بلکه یتیم را اکرام نمی‌کنید؛ و همدیگر را برای خوراک مسکین برنمی‌انگیزید؛ و ارث و میراث را می خورید، خوردنی یکجا و بی‌ملاحظه؛ و مال را دوست دارید، دوست‌داشتنی فراوان؛

نه چنین است، هنگامی که زمین کوبیده و هموار شود، کوبیدنی شدید؛ و آمد پروردگارت، و فرشتگان صف به صف‌؛ و آن روز جهنم آورده شود، آن روز است که انسان متذکر ‌شود، ولی برای او دیگر چه جای تذکر است؟ گوید: ای کاش برای زندگی خویش [چیزی] از پیش فرستاده بودم؛ پس در آن روز کسی به عذاب او عذاب نکند [نشود]؛ و كسی همچون بند او بند ننهد [یا: به بند کشیده نشود]. ای نفسِ به آرامش رسیده! به پروردگارت بازگرد، راضی و مورد رضایت؛ پس در [میان] بندگانم درآی؛ و در بهشتم داخل شو!

ادامه مطلب ۹۰۲) جمع‌بندی سوره فجر