۵۴۴) لا جُناحَ عَلَیهِنَّ فی‏ آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَیمانُهُنَّ وَ اتَّقینَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلی‏ كُلِّ شَی‏ءٍ شَهیداً

ترجمه

گناهی بر آنان نیست در مورد پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگان و زنان‌ و آنچه صاحب اختیارش‌ هستند [= تحت ملکیت و زیر دست آنهاست]، و [ای زنان پیامبر] تقوای الهی پیشه کنید؛ که قطعا خداوند بر هر چیزی شاهد است.

شأن نزول[۱]

حدیث

۱) از امام صادق ع روایت شده است که:

رسول الله ص نهی کرد که مردان جز با اجازه بر زنان وارد شوند. [یکدفعه و بی‌خبر بر زنان وارد نشوند، بلکه قبل از ورود اطلاع دهند که آنها خود را بپوشانند]

الكافي، ج‏۵، ص۵۲۸

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَدْخُلَ الرِّجَالُ عَلَى النِّسَاءِ إِلَّا بِإِذْنِهِنَّ.

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

مرد وقتی بر پدرش وارد می‌شود اجازه بگیرد، اما پدر برای ورود بر پسرش نیاز نیست اجازه بگیرد؛ همچنین مردی اگر دختر یا خواهرش ازدواج کرده باشند، برای ورود بر آنها اجازه بگیرد.

الكافي، ج‏۵، ص۵۲۸

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

يَسْتَأْذِنُ الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ عَلَى أَبِيهِ وَ لَا يَسْتَأْذِنُ الْأَبُ عَلَى الِابْنِ قَالَ وَ يَسْتَأْذِنُ الرَّجُلُ عَلَى ابْنَتِهِ وَ أُخْتِهِ إِذَا كَانَتَا مُتَزَوِّجَتَيْنِ.[۲]

 

۳) معاویه بن عمار می گوید با پدرم خدمت امام صادق ع رفته بودیم. بعد از صحبت‌هایی که رد و بدل شد، امام به پدرم فرمود: این پسر توست؟

گفت: بله؛ و گمان می‌کند که اهل مدینه کاری می‌کنند که برایشان حلال نیست.

فرمود: چه کاری؟

خودم گفتم: زن قریشی و هاشمی سوار مرکب می‌شود در حالی که دستش را روی سر و بازویش روی گردن غلامش می‌گذارد. [= برای سوار مرکب شدن، از غلامش کمک می‌گیرد]

فرمود: پسرم! قرآن نخوانده ای؟

گفتم: بله!

فرمود: این آیه را خوانده‌ای که «گناهی بر آنان نیست در مورد پدران و پسران‌شان» تا رسیدند به عبارت «و آنچه صاحب اختیارش‌ هستند [= تحت ملکیت و زیر دست آنهاست]» سپس فرمودند: فرزندم، اشکالی ندارد که غلامش مو و ساق او را ببیند. [برای زن، پوشاندن مو و ساق پا در مقابل غلام خود، واجب نیست.]

الكافي، ج‏۵، ص۵۳۱

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ وَ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْواً مِنْ ثَلَاثِينَ رَجُلًا إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبِي فَرَحَّبَ بِهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِأَبِي مُعَاوِيَةَ حَاجَةً فَلَوْ خَفَّفْتُمْ فَقُمْنَا جَمِيعاً فَقَالَ لِي أَبِي ارْجِعْ يَا مُعَاوِيَةُ فَرَجَعْتُ

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَذَا ابْنُكَ قَالَ نَعَمْ وَ هُوَ يَزْعُمُ أَنَّ أَهْلَ الْمَدِينَةِ يَصْنَعُونَ شَيْئاً لَا يَحِلُّ لَهُمْ قَالَ وَ مَا هُوَ قُلْتُ إِنَّ الْمَرْأَةَ الْقُرَشِيَّةَ وَ الْهَاشِمِيَّةَ تَرْكَبُ وَ تَضَعُ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ الْأَسْوَدِ وَ ذِرَاعَيْهَا عَلَى عُنُقِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا بُنَيَّ أَ مَا تَقْرَأُ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَى قَالَ اقْرَأْ هَذِهِ الْآيَةَ «لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ» حَتَّى بَلَغَ «وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ» ثُمَّ قَالَ يَا بُنَيَّ لَا بَأْسَ أَنْ يَرَى الْمَمْلُوكُ الشَّعْرَ وَ السَّاقَ.

 

۴) جبر بن عبدالله انصاری می‌گوید:

پیامبر به سمت خانه فاطمه س راه افتاد و من همراهش بودم. وقتی به دم در رسیدیم، در زد و فرمود: السلام علیکم.

حضرت فاطمه س فرمود: علیک السلام یا رسول الله.

فرمود: داخل شوم؟

پاسخ داد: بفرمایید.

فرمود: هم من و هم کسی که همراهم است؟

فرمود: یا رسول الله مقنعه‌‌ام همراهم نیست.

فرمود: پس با چیزی سرت را بپوشان [تا ما بتوانیم وارد شویم]. و او چنین کرد. پیامبر ص دوباره فرمود: السلام علیکم.

حضرت فاطمه س فرمود: علیک السلام یا رسول الله.

فرمود: داخل شوم؟

پاسخ داد: بفرمایید.

فرمود: هم من و هم کسی که همراهم است؟

فرمود: بله هر دو بفرمایید.

جابر می‌گوید: رسول الله وا رد شد و من هم وارد شدم و دیدم صورت حضرت زهرا از زردی به رنگ شکم ملخ شده بود. رسول الله ص به او فرمود: چرا رویت چنین زرد شده است؟ فرمود: یا رسول الله، از گرسنگی است …

الكافي، ج‏۵، ص۵۲۸

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ:

خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُرِيدُ فَاطِمَةَ ع وَ أَنَا مَعَهُ فَلَمَّا انْتَهَيْتُ إِلَى الْبَابِ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ فَدَفَعَهُ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ قَالَتْ ادْخُلْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ أَنَا وَ مَنْ مَعِي فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ عَلَيَّ قِنَاعٌ فَقَالَ يَا فَاطِمَةُ خُذِي فَضْلَ مِلْحَفَتِكِ فَقَنِّعِي بِهِ رَأْسَكِ فَفَعَلَتْ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ قَالَتْ نَعَمْ يَا رَسُولَ‏ اللَّهِ قَالَ أَنَا وَ مَنْ مَعِي قَالَتْ وَ مَنْ مَعَكَ قَالَ جَابِرٌ فَدَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ دَخَلْتُ وَ إِذَا وَجْهُ فَاطِمَةَ ع أَصْفَرُ كَأَنَّهُ بَطْنُ جَرَادَةٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا لِي أَرَى وَجْهَكِ أَصْفَرَ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْجُوعُ …[۳]

تدبر

۱) «لا جُناحَ عَلَیهِنَّ فی‏ آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَیمانُهُنَّ وَ اتَّقینَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلی‏ كُلِّ شَی‏ءٍ شَهیداً»

برخی در شأن نزول این آیه گفته‌اند که  وقتی آیه حجاب نازل شد پدران و فرزندان و نزدیکان زنان پیامبر ص گفتند آیا ما هم باید از پس پرده با آنان سخن بگوییم؟ آنگاه این آیه نازل شد.

با این حال، بسیاری از مفسران، حتی با اینکه شأن نزول فوق را بعید ندانسته‌اند، با این حال این آیه را به عنوان ذکر موارد استثنای پوشش هر زنی (نه فقط زنان پیامبر ص) در مقابل نامحرم قلمداد کرده‌اند و احادیث نیز چنین برداشتی را تایید می‌کند. (حدیث۳)

نکته تخصصی فلسفه احکام

گاه حُکمی در جایی به دلیلی واجب می‌شود اما به دلیل دیگری استثناء می خورد؛ و وجود یک استثناء در یک حکم، نمی‌توان فلسفه آن حکم را زیر سوال برد و آن حکم را یک حکم تعبدی محض و بدون دلیل قلمداد کرد. بلکه گاه آن فلسفه همچنان باقی است اما چون با یک مساله دیگری تزاحم و درگیر شده، اهم و مهم می‌شود و از یکی صرف نظر می‌گردد. مثلا حکم حجاب (چه به معنی صحبت از پشت پرده برای زنان پیامبر باشد یا به معنای حجاب اصطلاحی برای همه زنان) در این آیه با استثنائاتی مواجه شده است. واضح است که فلسفه اصلی این استثنائات، عسر و حرجی است که دامن‌گیر زنان می‌شود، چرا که این افراد، افرادی‌اند که دائما در درون خانه آنان حضور پیدا می‌کنند . حشر و نشر فراوان با زنان دارند.

 

۲) «لا جُناحَ عَلَیهِنَّ فی‏ … وَ لا نِسائِهِنَّ»

مقصود از «نسائهن: زنانِ آن زنان» در این آیه – که استثناء شده‌اند – چیست؟

الف. مقصود مطلق زنان است. یعنی زنانی همانند خودشان. (مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۷۷)

ب. زنان مومن (مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۷۷؛ البحر المحيط، ج‏۸، ص۵۰۱؛ المیزان، ج۱۶، ص) ، چنانکه در آیه ۳۱ سوره نور که درباره استثناءهای وجوب پوشاندن زینت از نامحرمان سخن گفته، نیز همین تعبیر «نساءهن» آمده است و در آنجا بسیاری گفته‌اند مقصود، زنان مومنان است و در احادیث هم تاکید شده که زنان مسلمان در مقابل زنان غیرمسلمان خود را بپوشانند چون ممکن است آنها زیبایی‌های این زنان را برای مردانشان تعریف کنند (مثلا: کافی، ج۵، ص۵۱۹)[۴]

ج. زنان از خویشاوندان و نزدیکانشان (البحر المحيط، ج‏۸، ص۵۰۱)

د. …

 

۳) «لا جُناحَ عَلَیهِنَّ فی‏ آبائِهِنَّ … وَ اتَّقینَ اللَّهَ»

چرا خطاب بحث از غایب (هنّ) به مخاطب (اتقین) تغییر کرد؟

الف. برای تشدید و جدی کردن حکم المیزان، ج۱۶، ص) که گویی با این تغییر می‌خواهد اشاره کند به جمله محذوفی مانند اینکه: پس شما به همین موارد که بیان شد بسنده کنید و تقوای الهی پیشه کنید و از اینها تجاوز نکنید. (البحر المحيط، ج‏۸، ص۵۰۲)

ب. …

۴) «وَ اتَّقینَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلی‏ كُلِّ شَی‏ءٍ شَهیداً»

توجه به شاهد بودن خدا بر اعمال انسان، بهترين عامل و اهرم رعايت تقواست. (تفسیر نور، ج۹، ص۳۹۵)


[۱] . و لما نزلت آية الحجاب قال الآباء و الأبناء و الأقارب يا رسول الله و نحن أيضا نكلمهن من وراء حجاب فأنزل الله تعالى الأیة (مجمع البيان، ج‏۸، ص۵۷۷)

[۲] . این روایت هم قابل توجه است:

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ يَسْتَأْذِنُ عَلَى أَبِيهِ قَالَ نَعَمْ قَدْ كُنْتُ أَسْتَأْذِنُ عَلَى أَبِي وَ لَيْسَتْ أُمِّي عِنْدَهُ إِنَّمَا هِيَ امْرَأَةُ أَبِي تُوُفِّيَتْ أُمِّي وَ أَنَا غُلَامٌ وَ قَدْ يَكُونُ مِنْ خَلْوَتِهِمَا مَا لَا أُحِبُّ أَنْ أَفْجَأَهُمَا عَلَيْهِ وَ لَا يُحِبَّانِ ذَلِكَ مِنِّي السَّلَامُ أَصْوَبُ وَ أَحْسَنُ. (الكافي، ج‏۵، ص۵۲۸)

[۳] . فَقَالَ ص اللَّهُمَّ مُشْبِعَ الْجَوْعَةِ وَ دَافِعَ الضَّيْعَةِ أَشْبِعْ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ قَالَ جَابِرٌ فَوَ اللَّهِ لَنَظَرْتُ إِلَى الدَّمِ يَنْحَدِرُ مِنْ قُصَاصِهَا حَتَّى عَادَ وَجْهُهَا أَحْمَرَ فَمَا جَاعَتْ بَعْدَ ذَلِكَ الْيَوْمِ.

[۴] . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَنْكَشِفَ بَيْنَ يَدَيِ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ فَإِنَّهُنَّ يَصِفْنَ ذَلِكَ لِأَزْوَاجِهِن‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*