۸۸۱) ‌وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ

۲۲ جمادی‌الاولی ۱۴۴۰

ترجمه

و فرعون صاحب میخها [یا دارنده خیمه و خرگاه‌ها]

نکات ادبی

الْأَوْتادِ

«اوتاد» جمع «وَتِد» (که «وَتْد» هم گفته می‌شود) است (معجم المقاييس اللغة، ج‏۶، ص۸۳)؛ که در این کلمه گاه حرف «ت» ‌ساکن شده، در «د» ادغام می‌گردد. (مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۵۳) «وتد»‌ به معنای «میخ» است؛ و از این رو گفته‌اند معنای این ماده، چیزی را در داخل چیزی فرو و محکم کردن است، که ثابت و پابرجا نمودن از لازمه‌های این معناست. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۳، ص۱۸)

ماده «وتد» تنها به صورت «أوتاد» و سه بار در قرآن کریم به کار رفته است. دوبار در وصف فرعون «وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ» (ص/۱۲) «وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ» (فجر/۱۰) و یکبار هم درباره کارکرد کوهها روی زمبن «وَ الْجِبالَ أَوْتاداً» (نبأ/۷).

فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ

فرعون با اینکه در موضع «جر» (عطف به »عاد») قرار گرفته، اما چون اسم غیرمنصرف است، پایانش فتحه آمده؛ اما «ذی‌ الاوتاد» که صفت آن است، به طور طبیعی به صورت مجرور آمده است.

حدیث

۱) از ابن‌عباس روایت شده که پیامبر ص فرمودند:

هنگامی که در سفر معراج بودم بوی مطبوعی استشمام کردم. به جبرئیل گفتم: این بودی چیست؟

گفت: این آرایشگر خاندان فرعون و فرزندان آنهاست؛ او در حال شانه کردن موهای دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و گفت: «بسم الله».

دختر فرعون گفت: منظورت پدرم بود؟

گفت: نه، بلکه پروردگار من و پروردگار تو و پروردگار پدرت!

وی به فرعون خبر داد. او و فرزندانش را احضار کرد و گفت: پروردگارت کیست؟

گفت: پروردگار من و تو الله است.

پس فرعون دستور داد تنوری از مس برافروختند تا گداخته شد و دستور داد وی و فرزندانش را در آن بیندازند.

او گفت: من درخواستی دارم و آن اینکه استخوانهای من و فرزندانم را جمع و دفن کنید.

گفت: با توجه به حقی که در این سالها بر ما پیدا کرده‌ای درخواستت را روا می‌دارم.

سپس دستور داد یکی یکی فرزندان وی را جلوی چشم او به آن تنور انداختند تا در آخر نوبت به طفل شیرخوارش رسید. طفل به سخن درآمد و گفت: مادرم صبر کن که تو بر حق هستی! پس او و نیز مادر را به تنور انداختند.

و زن فرعون آسیه بود که از بنی‌اسرائیل بود و مومنی خالص بود و مخفیانه خداوند را می‌پرستید تا زمانی که فرعون زن حزقیل (همین زن آرایشگر) را به قتل رساند. پس مشاهده کرد که فرشتگان روح او را بالا بردند و یقین و اخلاصش فزونی یافت. در این حال و هوا بود که فرعون بر او وارد شد و به او گفت که چکار کرده است.

وی گفت: وای بر تو ای فرعون! چقدر نسبت به خداوند عز و جل بی‌پروا هستی!

گفت: نکند تو هم گرفتار همان دیوانگی‌ای شده‌ای که رفیقت بدان گرفتار شده بود؟!

گفت: من دیوانه نشده‌ام بلکه به الله که پروردگار من و تو و پروردگار جهانیان است ایمان آوردم.

فرعون مادر وی را فراخواند و گفت: برو به دخترت بگو من سوگند می خورم که طعم مرگ را به او بچشانم مگر اینکه به خدای موسی کافر گردد.

مادرش با او خلوتن کرد و از او خواست که بدانچه فرعون می‌خواهد تن دهد! او نپذیرفت و گفت: هرگز به الله کفر نخواهم ورزید. پس فرعون دستور داد که او را به چهار میخ کشیدند و همان گونه در حالت شکنجه باقی ماند تا از دنیا رفت؛ همان گونه که خداوند فرمود: «‌فرعون صاحب میخها» (فجر/۱۰)

النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين (للجزائري)، ص۲۶۰- ۲۶۱؛ بحار الأنوار، ج‏۱۳، ص۱۶۴

رُوِيَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لَمَّا أُسْرِيَ بِي مَرَّتْ بِي رَائِحَةٌ طَيِّبَةٌ فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ مَا هَذِهِ الرَّائِحَةُ فَقَالَ هَذِهِ مَاشِطَةُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ أَوْلَادِهَا كَانَتْ تَمْشِطُهَا فَوَقَعَتِ الْمُشْطَةُ مِنْ يَدِهَا فَقَالَتْ بِسْمِ اللَّهِ فَقَالَتْ بِنْتُ فِرْعَوْنَ أَبِي قَالَتْ لَا بَلْ رَبِّي وَ رَبِّكَ وَ رَبِّ أَبِيكَ فَأَخْبَرَتْ فِرْعَوْنَ فَدَعَا بِهَا وَ بِوَلَدِهَا وَ قَالَ مَنْ رَبُّكِ قَالَتْ إِنَّ رَبِّي وَ رَبَّكَ اللَّهُ فَأَمَرَ بِتَنُّورٍ مِنْ نُحَاسٍ فَأُحْمِيَ فَدَعَا بِهَا وَ بِوَلَدِهَا فَقَالَتْ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً وَ هِيَ أَنْ تَجْمَعَ عِظَامِي وَ عِظَامَ وُلْدِي فَتَدْفِنَهَا فَقَالَ ذَلِكِ لَكِ لِمَا لَكِ مِنْ حَقٍّ فَأَمَرَ بِأَوْلَادِهَا فَأُلْقُوا وَاحِداً وَاحِداً بِالتَّنُّورِ حَتَّی كَانَ آخَرُ وُلْدِهَا وَ كَانَ صَبِيّاً مُرْضِعاً فَقَالَ اصْبِرِي يَا أُمَّاهْ إِنَّكِ عَلَی الْحَقِّ فَأُلْقِيَتْ فِي التَّنُّورِ مَعَ وَلَدِهَا وَ أَمَّا امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ آسِيَةُ فَكَانَتْ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ كَانَتْ مُؤْمِنَةً خَالِصَةً وَ كَانَتْ تَعْبُدُ اللَّهَ سِرّاً إِلَی أَنْ قَتَلَ فِرْعَوْنُ امْرَأَةَ حِزْقِيلَ فَعَايَنَتْ حِينَئِذٍ الْمَلَائِكَةَ يَعْرُجُونَ بِرُوحِهَا فَزَادَتْ يَقِيناً وَ إِخْلَاصاً فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهَا فِرْعَوْنُ يُخْبِرُهَا بِمَا صَنَعَ فَقَالَتْ الْوَيْلُ لَكَ‏ يَا فِرْعَوْنُ مَا أَجْرَأَكَ عَلَی اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَقَالَ لَهَا لَعَلَّكِ اعْتَرَاكِ الْجُنُونُ الَّذِي اعْتَرَی صَاحِبَتَكِ فَقَالَتْ مَا اعْتَرَانِي جُنُونٌ بَلْ آمَنْتُ بِاللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكَ وَ رَبِّ الْعَالَمِينَ فَدَعَا فِرْعَوْنَ أُمَّهَا فَقَالَ لَهَا إِنْ ابْنَتَكِ أَخْبِرِيهَا فَأُقْسِمُ لَتَذُوقَن الْمَوْتَ أَوْ لَتَكْفُرَنَّ بِإِلَهِ مُوسَی فَخَلَتْ بِهَا أُمُّهَا فَسَأَلَتْهَا مُوَافَقَتَهُ فِي مَا أَرَادَ فَأَبَتْ وَ قَالَتْ أَمَّا أَنْ أَكْفُرَ بِاللَّهِ فَلَا فَأَمَرَ بِهَا فِرْعَوْنُ حَتَّی مُدَّتْ بَيْنَ أَرْبَعَةِ أَوْتَادٍ ثُمَّ لَا زَالَتْ تُعَذَّبُ حَتَّی مَاتَت‏ كما قال الله سبحانه وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتاد.[۱]

 

۲)  ابان احمر می‌گوید: از امام صادق عليه السّلام درباره «وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ» پرسيدم که چرا «ذی‌الاوتاد» ناميده شد؟

حضرت فرمودند: به خاطر آن كه وقتی كسی را شکنجه می‏كرد ابتداء او را به صورت روی زمين می‏خواباند و سپس دو دست و پاهايش را می‏كشيد، بعد با چهار ميخ (وتد) دست و پای او را به زمين میخ می کرد و گاه آن شخص را روی چوب پهن می‏خواباند و سپس دست‏ها و پاهايش را به آن چهار ميخ می کرد و او را با همان حال رهايش می‏كرد تا بميرد؛ از اين جهت خدا از او در قرآن او را فرعون «ذِي الْأَوْتادِ» نامید.

علل الشرائع، ج‏۱، ص۷۰؛ معاني الأخبار، ص۵۰

حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ الرَّازِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ» لِأَيِّ شَيْ‏ءٍ سُمِّيَ ذَا الْأَوْتَادِ؟

قَالَ ع: لِأَنَّهُ كَانَ إِذَا عَذَّبَ رَجُلًا بَسَطَهُ عَلَی الْأَرْضِ عَلَی وَجْهِهِ وَ مَدَّ يَدَيْهِ وَ رِجْلَيْهِ فَأَوْتَدَهَا بِأَرْبَعَةِ أَوْتَادٍ فِي الْأَرْضِ وَ رُبَّمَا بَسَطَهُ عَلَی خَشَبٍ مُنْبَسِطٍ فَوَتَّدَ رِجْلَيْهِ وَ يَدَيْهِ بِأَرْبَعَةِ أَوْتَادٍ ثُمَّ تَرَكَهُ عَلَی حَالِهِ حَتَّی يَمُوتَ فَسَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِرْعَوْنَ ذَا الْأَوْتَادِ لِذَلِكَ.

 

تدبر

۱) «وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ»

مقصود از «ذی‌الاوتاد» چیست؟

الف. وتد به معنای میخ است، و وجه تسمیه‌اش این بود که یکی از شکنجه‌های رایج وی، چهارمیخ کردن افراد بود (حدیث۲ و مجاهد، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۹)[۲]

ویا به خاطر اینکه همسرش را به چهارمیخ کشید (حدیث۱) و گفته‌اند در آن حال بر رویش سنگ آسیابی گذاشت تا وی زیر آن جان داد. (ابن‌مسعود، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۹)؛

و این تهدیدی هم که نسبت به ساحران کرد که «وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ: بر تنه نخل شما را به صلیب می‌کشم» (طه/۷) نیز موید این معناست. (المیزان، ج۱۷، ص۱۸۵)

ب. او لشکر عظیمی داشت،  آنگاهارتباط این مطلب اب چنان نامی بدین خاطر بود که:

ب.۱٫ آنها همچون میخی که چیزی را محکم می‌کند پایه‌های حکومت وی را مستحکم می‌کردند. (جبائی و قتیبی، به نقل از مجمع البيان، ج‏۸، ص۷۲۹)

ب.۲٫ کثرت آنها در کثرت عمود و میخ خیمه‌هایی که برپا می کردند مشاهده می‌شد و به مناسبت کثرت عمود خیمه‌ها، او را چنین نامیدند. (به نقل از مجمع البيان، ج‏۸، ص۷۲۹) به تعبیر دیگر، یعنی صاحب خرگاه‏ها (ترجمه قرآن کریم، فولادوند، ص۵۹۳) از این جهت کثرت خیمه و خرگاه‌هایی که با میخهایی بر زمین کوبیده می‌شد که اشاره دارد به امکانات و قدرت و خدم و حشم وی.

ب.۳٫ فرماندهان لشکرش را به همین سبب «اوتاد» می‌نامیدند. (ابن‌عباس، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۹).

ج. وی برجهایی محکم بر زمین بنا کرد و می‌خواست به آسمانها برسد [تا به خیال خودش با خداوند یکتا مقابله کند!] (تفسير القمي، ج‏۲، ص۴۲۰) یعنی اشاره است به آیه «وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْري فَأَوْقِدْ لي‏ يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لي‏ صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبين» (قصص/۳۸) ویا آیات «وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لي‏ صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ؛ أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً» (غافر/۳۶-۳۷).

د. منظور کثرت فرزندان است، چون فرزندان هرکس همچون میخی هستند که او را محکم و پابرجا می‌کنند. (ضحاک، به نقل از مجمع البيان، ج‏۸، ص۷۲۹)

ه. او وسایل بازی و تفریحی با میخ‌ها داشت و به همین مناسبت او را صاحب میخها نامیدند. (ابن عباس و قتادة و عطا، به نقل از مجمع البيان، ج‏۸، ص۷۲۹)

و.  یعنی فرعون دارای اهرام. (حجة‌التفاسير و بلاغ‌الإكسير، ج‏۷، ص۲۲۵) یعنی شاید اشاره است به اهرامی که فرعونها بنا کردند.

ز. …

 


[۱] . این مطلب با تفصیل بیشتری در تفسير الثعلبي (الكشف والبيان عن تفسير القرآن) ج۱۰، ص۱۹۸-۱۹۹ آمده است:

حدّثنا إسحاق بن بشير عن ابن سمعان عن عطاء عن ابن عبّاس أنّ فرعون لمّا قيل له: ذو الأوتاد أنّه كان امرأة وهي امرأة خازنه خربيل بن نوحابيل وكان مؤمنا كتم إيمانه مائة سنة ، وكان لقي من لقی من أصحاب يوسف، وكانت امرأته ماشطة بنت فرعون فبينما هي ذات يوم تمشّط رأس بنت فرعون إذ سقط المشط من يدها فقالت: تعس من كفر بالله، فقالت بنت فرعون: وهل لك من إله غير أبي؟ فقالت: إلهي وإله أبيك وإله السماوات والأرض واحد لا شريك له.

فقامت فدخلت علی أبيها وهي تبكي قال: ما يبكيك؟ قالت: الماشطة امرأة خازنك تزعم أنّ إلهك وإلهها وإله السماوات والأرض واحد لا شريك له. فأرسل إليها فسألها عن ذلك، فقالت: صدقت. فقال لها ويحك: اكفري بإلهك وأقري أني إلهك، قالت: لا أفعل فمدها بين أربعة أوتاد ثم أرسل عليها الحيات والعقارب فقال لها: اكفري بالله وإلّا عذبتك بهذا العذاب شهرين، قالت: والله لو عذّبتني سبعين شهرا ما كفرت بالله تعالی.

قال: وكان لها ابنتان فجاء بابنتها الكبری فذبحها علی فيها، وقال لها: اكفري بالله وإلّا ذبحت ابنتك الصغری علی فيك، وكانت طفلة رضيعة تجد بها وجدا شديدا فقالت: لو ذبحت من علی الأرض علی فيّ ما كفرت بالله تعالی.

قال: فأتی بابنتها فلمّا أن قدّمت منها وأضجعت علی صدرها وأرادوا ذبحها جزعت المرأة، فأطلق الله لسان ابنتها فتكلّمت وهي من الأربعة الذين تكلّموا أطفالا، فقالت: يا أمّاه لا تجزعي فإنّ الله سبحانه قد بنی لك بيتا في الجنّة، اصبري فإنّك تمضين إلی رحمة الله سبحانه وكرامته، قال: فذبحت فلم تلبث أن ماتت وأسكنها الله سبحانه الجنّة.

قال: وبعث في طلب زوجها خربيل فلم يقدروا عليه، فقيل لفرعون: إنّه قد رئي في موضع كذا وكذا في جبال كذا وكذا، فبعث رجلين في طلبه فانتهيا إليه وهو يصلّي وثلاثة صفوف من الوحش خلفه يصلّون، فلمّا رأيا ذلك انصرفا، وقال خربيل: اللهم إنّك تعلم أنّي كتمت إيماني مائة سنة، ولم يظهر عليّ أحد فأيّما هذين الرجلين كتم عليّ فاهده إلی دينك وأعطه من الدنيا سؤله، وأيّما هذين الرجلين أظهر عليّ فعجّل عقوبته في الدّنيا، واجعل مصيره في العاقبة إلی النار، فانصرف الرجلان إلی فرعون فأمّا أحدهما فاعتبر وآمن، وأمّا الآخر فأخبر فرعون بالقصّة علی رؤوس الملأ، فقال له فرعون: وهل كان معك غيرك؟ قال: نعم.

قال: ومن كان معك؟ قال: فلان. فدعی به. فقال: حقّ ما يقول هذا؟ قال: لا، ما رأيت ممّا قال شيئا. فأعطاه فرعون وأجزل، وأمّا الآخر فقتله ثمّ صلبه.

قال: وكان فرعون قد تزوّج امرأة من أجمل نساء بني إسرائيل يقال لها آسيا بنت مزاحم، فرأت ما صنع فرعون بالماشطة فقالت: وكيف يسعني أن أصبر علی ما أتی فرعون وأنا مسلمة وهو كافر، فبينما هي كذلك تؤامر نفسها إذ دخل عليها فرعون فجلس قريبا منها فقالت: يا فرعون أنت شرّ الخلق وأخبثه عمدت إلی الماشطة فقتلتها، فقال: فلعلّ بك الجنون الذي كان بها.

قالت: ما بي من جنون، وإن إلهي وإلهها وإلهك وإله السماوات والأرض واحد لا شريك له فمزّق عليها وضربها وأرسل إلی أبويها فدعاهما فقال لهما الأمر، بأنّ الجنون الذي كان بالماشطة أصابها فقالت: أعوذ بالله من ذلك، إنّي أشهد أنّ ربّي وربّك وربّ السماوات والأرض واحد لا شريك له، فقال أبوها: يا آسية ألست خير نساء العماليق وزوجك إله العماليق؟ قالت: أعوذ بالله من ذلك إن كان ما تقول حقّا، فقولا له: يتوّجني تاجا يكون الشمس أمامه والقمر خلفه والكواكب حوله، فقال لهم فرعون: أخرجا عنّي فمدّها بين أربعة أوتاد يعذّبها، وفتح الله سبحانه لها بابا إلی الجنّة ليهوّن عليها ما يصنع بها فرعون فعند ذلك قالت: رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ يعني من جماع فرعون وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ يعني من فرعون وشيعته، فقبض الله سبحانه روحها وأسكنها الجنّة

[۲] . و نیز: السدي و الربيع بن أنس و مقاتل و الكلبي، به نقل از مجمع البيان، ج‏۸، ص۷۲۹٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*