۸۸۸) ‌كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ

۲۹ جمادی‌الاولی ۱۴۴۰

ترجمه

ولی نه، بلکه یتیم را اکرام نمی‌کنید؛

اختلاف قرائت

تُكْرِمُونَ

در اغلب قراءات سبع و نیز در روایتی از یعقوب (از قراء عشره) و قرائت حسن و ابن‌محیصن به صورت مخاطب (تکرمون) قرائت شده است؛

اما در قرائت اهل بصره (ابوعمرو) و نیز در روایت دیگری از یعقوب و در برخی قراءات غیرمشهور مانند قرائت حسن و مجاهد و جحدری و قتاده و ابورجاء و یزیدی [و ابوجعفر و اعمش و یحیی بن وثاب][۱] به صورت غایب (یکرمون) قرائت کرده‌اند؛ که گفته‌اند در این صورت، مرجع ضمیر «انسان» در آیه ۱۵ بوده (که اسم جنس است) و علت جمع آمدن آن هم این است که ضمیر به معنا اشاره دارد نه به ظاهر لفظ.

مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۱ و ۷۳۲[۲]؛ البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۷۴[۳]

نکات ادبی

كَلاَّ

قبلا بیان شد که اصلی‌ترین معنایی که برای «کلا» بیان شده این است که حرفی است که در مقام برحذر داشتن و نفی کردن و رد کردن دیدگاه شخص مقابل به کار می‌رود [یعنی به معنای «نه چنین است»؛ که در متون فارسی تعبیر «حاشا و کلا» نیز گاه به کار رفته است.] و تاکیدش از «لا» شدیدتر است و از کسائی نقل شده که «لا« صرفا دلالت بر «نفی» می‌کند، اما «کلا» چیزی را نفی می‌کند تا چیز دیگری را اثبات کند؛ و در هر صورت این معنا چنان شیوع دارد که حتی از قول برخی از اهل لغت (مانند سیبوبه و زجاج و خلیل و مبرد و اغلب علمای نحو بصره) نقل شده که هرجا در قرآن کریم «کلا» آمده تنها به همین معناست.

اما بسیاری از اهل لغت گفته‌اند که «کلا» علاوه بر معنای «نفی»، معنای دیگری هم دارد؛ هرچند درباره اینکه آن معنا چیست، نظر واحدی ندارند و جمعا سه معنا گفته شده است: حقا، ألا، نعم:

برخی گفته‌اند در معنای «حقا» به کار می‌رود و آیه «كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ» (علق/۱۵) را شاهد بر معنای دوم دانسته‌اند [در این صورت معنای آیه چنین می‌شود: حقا اگر او [از گناهش] دست برندارد، پیشانی‌اش [یا: موهای جلوی سرش] را گرفته، [به سمت عذاب] می‌کشانیم]

از ابوحاتم سجستانی نقل شده که معتقد است که در قرآن کریم «کلا» به دو معنای «لا» (نفی) و «ألا» (حرف تنبیه، معادل «هان» در فارسی) به کار می‌رود و «کلا» در آیه محل بحث (كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى) را مشخصا به همین معنا «ألا» دانسته است.

و نهایتا برخی معنای غیرمنفی «الا» را به معنای کلمه جواب («إی»، «نعم»، معادل «آری» در فارسی هنگامی که در جواب کسی و برای تاکید بر مطلب گفته می‌شود) دانسته‌اند.

جلسه ۳۵۳ http://yekaye.ir/al-alaq-96-6/

تُكْرِمُونَ

قبلا بیان شد که ماده «کرم»، در اصل به معنای «بزرگواری» (شرافت در ذات شخص) و «بزرگ‌منشی» (شرافت در اعمال و رفتار) می‌باشد.

اگرچه کاربرد ثلاثی مجرد این ماده در زبان عربی رایج است (مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهَوَاتُه‏؛ نهج‌البلاغه، حکمت۴۴۹) اما این ماده به صورت فعل در قرآن کریم تنها در دو باب «اکرام» (كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ؛ فجر/۱۷) و «تکریم» (وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ؛ اسراء/۷۰) به کار رفته است که اینها متعدی و به معنای بزرگواری کردن در حق دیگران بدون هیچ چشمداشت، یا چیزی ارزشمند را به کسی بخشیدن می‌باشد.

جلسه ۳۵۲  http://yekaye.ir/al-alaq-96-3/

شأن نزول[۴]

حدیث

۱) از امیرالمومنین ع روایت شده است:

کسی که سرپرستی یتیم و مسکین را عهده دار شود نزد خداوند از اکرام‌شدگان خواهد بود.

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: ۴۰۹

كَافِلُ الْيَتِيمِ وَ الْمِسْكِينِ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْمُكَرَّمِينَ.[۵]

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

هیچ بنده‌ای نیست که از باب رحمت و مهربانی دستش را بر سر یتیمی بکشد مگر اینکه خداوند به ازای هر تار موی او نوری روز قیامت برایش قرار دهد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۹۹

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

مَا مِنْ عَبْدٍ مَسَحَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ يَتِيمٍ رَحْمَةً لَهُ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيَامَةِ.[۶]

 

۳) از رسول الله ص روایت شده است:

هریک از شما از قساوت قلب خود شکایت دارد پس به یتیمی نزدیک شود و با او ملاطفت به خرج دهد و دستش به سرش بکشد تا به اذن خذا دلش نرم شود؛ که همانا یتیم را حقی است؛

و در حدیث دیگری فرمودند: او را بر سر سفره خود بنشاند و بر سرش دستی بکشد تا دلش نرم شود چرا که وقتی او چنین کند به اذن خداوند متعال دلش نرم خواهد شد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۰۰

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

مَنْ أَنْكَرَ مِنْكُمْ قَسْوَةَ قَلْبِهِ فَلْيَدْنُ يَتِيماً فَيُلَاطِفُهُ وَ لْيَمْسَحْ رَأْسَهُ يَلِينُ قَلْبُهُ بِإِذْنِ اللَّهِ إِنَّ لِلْيَتِيمِ حَقّاً وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ يُقْعِدُهُ فِي خِوَانِهِ وَ يَمْسَحُ رَأْسَهُ يَلِينُ قَلْبُهُ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ لَانَ قَلْبُهُ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

 

۴) در منابع متعدد شیعه و سنی روایت شده است که پیامبر اکرم ص فرمودند:

من و سرپرست یتیم در بهشت مانند این دو انگشت هستیم؛ (و به دو انگشت سبابه و انگشت وسط، که در کنار هم‌اند، اشاره فرمود).

مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۴۰؛ صحيح البخاري، ج۸، ص۹[۷]؛ مسند أحمد، ج۳۷، ص۴۷۶[۸]؛ سنن أبي داود، ج۴، ص۳۳۸[۹]؛ سنن الترمذي، ج۳، ص۳۸۵[۱۰]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:

أَنَا وَكَافِلُ اليَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الجَنَّةِ، وَأَشَارَ بالسَّبَّابَةَ وَالوُسْطَى

فخار بن معد الموسوی (متوفی۶۳۰) می‌گوید من از اصحابمان شنیدم که از ائمه اطهار علیهم‌السلام در مورد این حدیث نبوی سوال شد؛ فرمودند پیامبر ص با تعبیر کافل الیتیم (سرپرست یتیم)، به عمویش ابوطالب اشاره کرده است، چرا که او کفالت حضرت را در یتیمی عهده‌دار شد.

إيمان أبي طالب (فخار بن معد الموسوی، م۶۳۰)، ص۱۴۳؛ بحار الأنوار، ج‏۳۵، ص۱۱۷[۱۱]

وَ قَدْ كُنْتُ سَمِعْتُ جَمَاعَةً مِنْ أَصْحَابِنَا الْعُلَمَاءِ مُذَاكَرَةً يَرْوُونَ عَنِ الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُمْ سُئِلُوا عَنْ قَوْلِ النَّبِيِ‏ الْمُتَّفَقِ عَلَى رِوَايَتِهِ الْمُجْمَعِ عَلَى صِحَّتِهِ أَنَا وَ كَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ فَقَالُوا أَرَادَ بِكَافِلِ الْيَتِيمِ عَمَّهُ أَبَا طَالِبٍ.

 

۵) از امام حسن عسکری ع روایت شده است که امام حسن مجتبی ع فرمودند:

هرکس به خاطر ما سرپرستی یتیمی را که به خاطر سختی‌ها و در پرده بودن ما، از ما جدا افتاده [منظور شیعیان محروم از حضور امام ع است] برعهده بگیرد و با علومی که از ما به دست او رسیده، در حق وی برادری کند تا اینکه او را رشد دهد و هدایت کند، خداوند عز و جل به او فرماید: ای بنده کریمی که حق برادری را بجا آوردی؛ همانا من به کَرَم کردن از تو سزاوارترم؛ پس ای فرشتگانم، برای او به ازای هر حرفی که تعلیم داد هزاران قصر در بهشت قرار دهید و از سایر نعمتها هم آنچه سزاوارش است بدان ضمیمه کنید.

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۴۱-۳۴۲

قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏:

مَنْ كَفَلَ لَنَا يَتِيماً قَطَعَتْهُ عَنَّا مِحْنَتُنَا  بِاسْتِتَارِنَا فَوَاسَاهُ مِنْ عُلُومِنَا الَّتِي سَقَطَتْ إِلَيْهِ حَتَّى أَرْشَدَهُ وَ هَدَاهُ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ: يَا أَيُّهَا الْعَبْدُ الْكَرِيمُ الْمُوَاسِي إِنِّي أَوْلَى بِالْكَرَمِ‏  اجْعَلُوا لَهُ يَا مَلَائِكَتِي فِي الْجِنَانِ‏ بِعَدَدِ كُلِّ حَرْفٍ عَلَّمَهُ أَلْفَ أَلْفِ قَصْرٍ، وَ ضَمُّوا إِلَيْهَا مَا يَلِيقُ بِهَا مِنْ سَائِرِ النِّعَمِ‏.[۱۲]

تدبر

۱) «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

وقتی خداوند با نعمت دادن و یا تنگ گرفتن بر انسان، او را می‌آزماید، نعمت را علامت کرامت و سختی را علامت اهانت به خویش می‌گیرد؛ ولی این طور نیست؛ کرامت یا خواری شما نزد خداوند به عمل خودتان مرتبط است: نه، به امری همچون نعمت و سختی‌ای که از دست شما خارج است. مثلا اگر نعمت به شما داده شده، اما یتیم را اکرام نمی‌کنید معلوم است که خدا هم شما را اکرام نکرده است؛ همان طور که اگر سرپرستی یتیمی را برعهده بگیرید علامت این است که مورد اکرام الهی قرار گرفته‌اید. (حدیث۱)

ثمره اخلاقی

در مورد کارهای خداوند، قضاوت نابجا نکنید: دلیل تنگی رزق را بی‌اعتنایی خداوند نپندارید، بلکه نتیجه عملکرد خودتان بدانید. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۴۷۷)

 

۲) «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

به جای اینکه وقتی منطق دنیاپرستان را تخطئه کرد، صریحا بگوید: چنین نیست، بلکه کرامت و اهانت خداوند به عمل خود شما بستگی دارد؛ سراغ اکرام یتیم و اموری از این سنخ رفت؟

الف. قرآن کتاب زندگی است، و مخاطبش صرفاً ذهن آدمی نیست. از این رو، به جای تحلیل کلی نظری، با مصادیق سخنش را بیان می‌کند که شخص به طور کاملا واضح اشکال خود را دریابد: اگر به افراد بگویند: مشکل شما این است که اهل عمل صالح نیستید» اولا فقط ذهنش درگیر می‌شود نه کل وجودش، و ثانیا در ذهنش دهها عمل ظاهرا صالحی که انجام داده را برمی‌شمرد؛ اما وقتی به طور کاملا انضمامی و عینی به او بگویند: «تو درصدد اکرام یتیمان برنیامدی و …» انجام ندادن این کار در زندگی‌اش کاملا برایش محسوس می‌شود و نقطه ضعف خود را بالعیان می‌بیند و باب توجیه بسته می‌شود.

ب. …

 

۳) «فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

تنگ شدن زندگی و سختی‌هایی که در زندگی به انسان می‌رسد علامت آن نیست که خدا انسان را خوار داشته؛ بلکه انجام معصیت است که نشان می‌دهد که خدا انسان را خوار شمرده و به حال خود رها کرده است. (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۷۴۰)

 

۴) «فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ … بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

احسان به دیگران، در رزق و روزی انسان نقش مهمی دارد. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۴۷۷)

نحوه استنباط از آیه:

در آیه قبل فرمود تنگی روزی ناشی از اهانت و بی‌اعتنایی خدا به انسان نیست؛ و در این آیه فرمود بلکه ناشی از آن است که انسان از روزی‌اش به یتیمان و نیازمندان بهره‌ای نداده است. یعنی ریشه آن تنگنای روزی، عدم اکرام یتیم و مسکین است؛ پس اگر کسی اکرام کند به تنگی در روزی گرفتار نمی‌شود. (موید این برداشت، روایاتی است که می‌فرماید: «روزی را با صدقه نازل کنید.» کافی، ج۴، ص۳ و ۱۰)[۱۳]

 

۵) «لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

مقصود از «اکرام نکردن» یتیم چیست؟

الف. احسان و نیکی نکردن در حق او (بی‌اعتنایی به یتیم) (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۷۴۰)

ب. سهم الارث وی را به او ندادن؛ به قرینه آیه ۱۹ ، و وجود این سنت جاهلی که در هنگام تقسیم ارث، سهم بچه‌های صغیر متوفی را برمی‌داشتند و برای آنها چیزی قرار نمی‌دادند. (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۷۴۰)

ج. با توجه به اینکه پیامبر ص، و در فقدان ایشان امام معصوم ع، پدر امت‌ است (معانی الاخبار، ص۵۲ و ۱۱۸)[۱۴] در زمانی که مردم به پیامبر ص و امامشان دسترسی ندارند، یتیم محسوب می‌شوند؛ و اکرام نکردن آنان به این است که به حال خود رها شوند و عالمان دین برای پاسخگویی به شبهات دشمنان علیه آنان اقدامی انجام ندهند. (حدیث۵)

د. …

 

۶) «تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

مهمتر از جسم یتیم، روح اوست که باید گرامی داشته شود. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۴۷۷)

 

۷) «تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ»

کمبودهای ظاهری را با احترام و محبت جبران کنید. (اولین انتظار یتیمان، احترام به شخصیت آنان است.) (تفسیر نور، ج۱۰، ص۴۷۷)

 


[۱]. این اسامی‌ای است که در معجم القراءات اضافه شده، در حالی که در تفسیر طبری، تفسیر قرطبی، البحر المحیط و الکامل المفصل فی القراءات الاربعه عشر اشاره‌ای به آنها نشده و بسیار بعید است که امثال ابوجعفر (که از قراء عشره است) و اعمش (که از قراء اربعه عشرند) و مورد اهتمام این افراد بوده‌اند اشاره‌ای نشده باشد؛ و احتمال زیاد ابوجعفر چون در مورد تحاضون قرائت یحاضون داشته شاید مولف کتاب مذکور این دو را با هم خلط کرده است.. متن البحر المحیط در پاورقی دیگری می‌آید؛ متن بقیه نیز بدین قرار است:

و اختلف القرّاء في هذه الآية فقرأ أهل البصرة يكرمون و ما بعده كلّه بالياء، و قرأها الآخرون بالتاء وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ قرأ أبو جعفر و أهل الكوفة تَحَاضُّونَ بالألف و فتح التاء، و روى الشذري عن الكسائي (تُحَاضُّونَ) بضم التاء، غيرهم (تحضّون) بغير الألف. (الكشف و البيان عن تفسير القرآن (طبری)، ج۱۰، ص۲۰۱)

وقرا أبو عمرو و يعقوب يكرمون، و يحضون و يأكلون، و يحبون بالياء، لأنه تقدم ذكر الإنسان، و- المراد به الجنس، فعبر عنه بلفظ الجمع. الباقون بالتاء في الاربعة، على الخطاب و المواجهة، كأنه قال لهم ذلك تقريعا و توبيخا… وقرا الكوفيون” و لا تحاضون” بفتح التاء و الحاء و الألف. أي يحض بعضهم بعضا. و أصله تتحاضون، فحذف إحدى التاءين لدلالة الكلام عليها. و هو اختيار أبي عبيد. و روي عن إبراهيم و الشيزري عن الكسائي و السلمى” تحاضون” بضم التاء، و هو تفاعلون من الحض، و هو الحث (الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج‏۲۱، ص۵۳)

قرآ ابوعمرو و یعقوب بخلف عن روح «یکرمون الیتیم… ولا یحاضون… و یاکلون… و یحبون» بایلء التحتیة فی الاربعه و وافقهم الیزیدی علی لفظ الغیبه و قرأ الباقون بالتاء الفوقیه علی الخطاب من النبی ص. (الکامل المفصل فی القراءات الاربعه عشر، ص۵۹۳).

[۲]. قرأ لا يكرمون بالياء و كذلك ما بعده أهلُ البصرة و الباقون بالتاء… و من قرأ يكرمون و ما بعده بالياء فلما تقدم من ذكر الإنسان و المراد به الجنس و الكثرة علی لفظ الغيبة و لا يمتنع في هذه الأشياء الدالة علی الكثرة أن يحمل علی اللفظ مرة و علی المعنی أخری و من قرأ بالتاء فعلی معنی قل لهم ذلك.

[۳]. و قرأ الحسن و مجاهد و أبو رجاء و قتادة و الجحدري و أبو عمرو: يكرمون و لا يحضون، و يأكلون و يحبون بياء الغيبة فيها؛ و باقي السبعة، بتاء الخطاب، و أبو جعفر و شيبة و الكوفيون و ابن مقسم: تحاضون بفتح التاء و الألف أصله تتحاضون، و هي قراءة الأعمش، أي يحض بعضكم بعضا؛ و عبد اللّه أو علقمة و زيد بن عليّ و عبد اللّه بن المبارك و الشيرزي عن الكسائي: كذلك إلا أنهم ضموا التاء، أي تحاضون أنفسكم، أي بعضكم بعضا، و تفاعل و فاعل يأتي بمعنى فعل أيضا.

[۴]. قال مقاتل: كان قدامة بن مظعون في حجر أمية بن خلف يتيما و كان يدفعه عن حقه. (مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۴۰)

[۵]. درباره سرپرستی و مهربانی به یتیم روایات فراوانی وارد شده است. این دو روایت نکته زیبایی در این زمینه بیان کرده‌اند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَالِ الْيَتِيمِ بِعُقُوبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا عُقُوبَةُ الْآخِرَةِ النَّارُ وَ أَمَّا عُقُوبَةُ الدُّنْيَا فَقَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ» الْآيَةَ يَعْنِي لِيَخْشَ أَنْ أَخْلُفَهُ فِي ذُرِّيَّتِهِ كَمَا صَنَعَ بِهَؤُلَاءِ الْيَتَامَى. (الكافي، ج‏۵، ص۱۲۸)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَجْلَانَ أَبِي صَالِحٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَكْلِ مَالِ الْيَتِيمِ فَقَالَ هُوَ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» ثُمَّ قَالَ ع مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ مَنْ عَالَ يَتِيماً حَتَّى يَنْقَطِعَ يُتْمُهُ أَوْ يَسْتَغْنِيَ بِنَفْسِهِ أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْجَنَّةَ كَمَا أَوْجَبَ النَّارَ لِمَنْ أَكَلَ مَالَ الْيَتِيمِ. (الكافي، ج‏۵، ص۱۲۸)

[۶]. در همانجا این حدیث هم ذکر شده که مفادش بدان نزدیک است:

أَبِي ره عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ يَضَعُ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ يَتِيمٍ تَرَحُّماً لَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ مَرَّتْ يَدُهُ عَلَيْهَا حَسَنَةً.

[۷]. حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الوَهَّابِ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ العَزِيزِ بْنُ أَبِي حَازِمٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قَالَ: سَمِعْتُ سَهْلَ بْنَ سَعْدٍ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أَنَا وَكَافِلُ اليَتِيمِ فِي الجَنَّةِ هَكَذَا» وَقَالَ بِإِصْبَعَيْهِ السَّبَّابَةِ وَالوُسْطَى.

[۸]. حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ، حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَنَا وَكَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ، وَأَشَارَ بِالسَّبَّابَةِ وَالْوُسْطَى» وَفَرَّقَ بَيْنَهُمَا قَلِيلًا.

[۹]. حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الصَّبَّاحِ بْنِ سُفْيَانَ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ يَعْنِي ابْنَ أَبِي حَازِمٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ سَهْلٍ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «أَنَا وَكَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ» وَقَرَنَ بَيْنَ أُصْبُعَيْهِ الْوُسْطَى وَالَّتِي تَلِي الْإِبْهَامَ

[۱۰]. حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ عِمْرَانَ أَبُو القَاسِمِ الْمَكِّيُّ القُرَشِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ العَزِيزِ بْنُ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَنَا وَكَافِلُ اليَتِيمِ فِي الجَنَّةِ كَهَاتَيْنِ، وَأَشَارَ بِأُصْبُعَيْهِ يَعْنِي: السَّبَّابَةَ وَالوُسْطَى. هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.

[۱۱]. عبارت بحار چنین است: عَنِ الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَنَّهُمْ سُئِلُوا عَنْ قَوْلِ النَّبِيِّ ص الْمُتَّفَقِ عَلَى رِوَايَتِهِ الْمُجْمَعِ عَلَى صِحَّتِهِ أَنَا وَ كَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ فَقَالُوا أَرَادَ بِكَافِلِ الْيَتِيمِ عَمَّهُ أَبَا طَالِبٍ لِأَنَّهُ كَفَلَهُ يَتِيماً مِنْ أَبَوَيْهِ وَ لَمْ يَزَلْ شَفِيقاً عَلَيْه‏

[۱۲]. در این مضمون روایات متعددی وارد شده است از جمله:

وَ قَالَ الْإِمَامُ ع‏ وَ أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ هَذَا الْيَتِيمِ، يَتِيمٌ [يَنْقَطِعُ‏] عَنْ إِمَامِهِ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَيْهِ، وَ لَا يَدْرِي كَيْفَ حُكْمُهُ فِيمَا يُبْتَلَى بِهِ مِنْ شَرَائِعِ دِينِهِ. أَلَا فَمَنْ كَانَ مِنْ شِيعَتِنَا عَالِماً بِعُلُومِنَا، وَ هَذَا الْجَاهِلُ بِشَرِيعَتِنَا- الْمُنْقَطِعُ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا يَتِيمٌ‏ فِي حِجْرِهِ، أَلَا فَمَنْ هَدَاهُ وَ أَرْشَدَهُ وَ عَلَّمَهُ شَرِيعَتَنَا- كَانَ مَعَنَا فِي الرَّفِيقِ الْأَعْلَى. حَدَّثَنِي بِذَلِكَ أَبِي، عَنْ آبَائِهِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏. (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري ع، ص۳۳۹)

قَالَ ع‏ وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً- وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ، وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ. فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ ع عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ ثَنَّتْ، فَأَجَابَتْ، ثُمَّ ثَلَّثَتْ [فَأَجَابَتْ‏] إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ، ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ، فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ. قَالَتْ فَاطِمَةُ ع: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ، أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ- بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ، سَمِعْتُ أَبِي [رَسُولَ اللَّهِ‏] ص يَقُولُ: إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ، فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ- عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ، وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ، حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ- أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ. ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ: أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ، النَّاعِشُونَ‏ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ- الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ، هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ- وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ- فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ [كَمَا خَلَعْتُمُوهُمْ‏] خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا. فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ- عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ- يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ- لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامِ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ. ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ- الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ، وَ تُضَعِّفُوهَا. فَيُتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ، وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ، وَ كَذَلِكَ مَنْ بِمَرْتَبَتِهِمْ‏ مِمَّنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ عَلَى مَرْتَبَتِهِمْ. وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع: يَا أَمَةَ اللَّهِ- إِنَّ سِلْكاً مِنْ تِلْكِ الْخِلَعِ- لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ‏ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ، وَ مَا فَضَلَ‏ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ‏ وَ الْكَدَرِ. (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۴۰-۳۴۱)

قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ فَضْلُ كَافِلِ يَتِيمِ آلِ مُحَمَّدٍ، الْمُنْقَطِعِ عَنْ مَوَالِيهِ النَّاشِبِ فِي تِيهِ‏ الْجَهْلِ- يُخْرِجُهُ مِنْ جَهْلِهِ، وَ يُوضِحُ لَهُ مَا اشْتَبَهَ عَلَيْهِ- عَلَى [فَضْلِ‏] كَافِلِ يَتِيمٍ يُطْعِمُهُ وَ يَسْقِيهِ- كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى السُّهَا. (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۴۱)

وَ قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع‏ فَقِيهٌ وَاحِدٌ يُنْقِذُ يَتِيماً مِنْ أَيْتَامِنَا- الْمُنْقَطِعِينَ عَنَّا وَ عَنْ‏ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِيمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ، أَشَدُّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ. لِأَنَّ الْعَابِدَ هَمُّهُ ذَاتُ نَفْسِهِ فَقَطْ، وَ هَذَا هَمُّهُ مَعَ ذَاتِ نَفْسِهِ ذَاتُ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ لِيُنْقِذَهُمْ مِنْ يَدِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ. وَ لِذَلِكَ هُوَ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ‏ أَلْفِ أَلْفِ عَابِدٍ. (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۴۳)

وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع‏ يُقَالُ لِلْعَابِدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: نِعْمَ الرَّجُلُ كُنْتَ هِمَّتُكَ ذَاتُ نَفْسِكَ، وَ كَفَيْتَ النَّاسَ مَئُونَتَكَ، فَادْخُلِ الْجَنَّةَ. إِلَّا أَنَّ الْفَقِيهَ مَنْ أَفَاضَ عَلَى النَّاسِ خَيْرَهُ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنْ أَعْدَائِهِمْ، وَ وَفَّرَ عَلَيْهِمْ نِعَمَ جِنَانِ اللَّهِ، وَ حَصَلَ لَهُمْ رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَى. وَ يُقَالُ لِلْفَقِيهِ: يَا أَيُّهَا الْكَافِلُ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدِ، الْهَادِي لِضُعَفَاءِ مُحِبِّيهِ وَ مَوَالِيهِ قِفْ حَتَّى تَشْفَعَ لِكُلِّ مَنْ أَخَذَ عَنْكَ أَوْ تَعَلَّمَ مِنْكَ. فَيَقِفُ، فَيَدْخُلُ الْجَنَّةَ وَ مَعَهُ فِئَاماً وَ فِئَاماً حَتَّى قَالَ عَشْراً- وَ هُمُ الَّذِينَ أَخَذُوا عَنْهُ عُلُومَهُ، وَ أَخَذُوا عَمَّنْ أَخَذَ عَنْهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، فَانْظُرُوا كَمْ فَرْقٌ‏ مَا بَيْنَ الْمَنْزِلَتَيْنِ. (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۴۴)

وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ إِنَّ مَنْ تَكَفَّلَ بِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْمُنْقَطِعِينَ عَنْ إِمَامِهِمْ، الْمُتَحَيِّرِينَ فِي جَهْلِهِمْ، الْأُسَرَاءِ فِي أَيْدِي شَيَاطِينِهِمْ، وَ فِي أَيْدِي النَّوَاصِبِ مِنْ أَعْدَائِنَا، فَاسْتَنْقَذَهُمْ مِنْهُمْ، وَ أَخْرَجَهُمْ مِنْ حَيْرَتِهِمْ، وَ قَهَرَ الشَّيَاطِينَ بِرَدِّ وَسَاوِسِهِمْ وَ قَهَرَ النَّاصِبِينَ بِحُجَجِ رَبِّهِمْ، وَ دَلِيلِ أَئِمَّتِهِمْ، لَيُفَضَّلُونَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى عَلَى الْعَابِدِ- بِأَفْضَلِ الْمَوَاقِعِ بِأَكْثَرَ مِنْ فَضْلِ السَّمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ، وَ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ وَ الْحُجُبِ [عَلَى السَّمَاءِ] وَ فَضْلُهُمْ عَلَى هَذَا الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ عَلَى أَخْفَى كَوْكَبٍ فِي السَّمَاءِ. (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۴۴)

[۱۳] . عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ ادْفَعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ فَإِنَّهَا تُفَكُّ مِنْ بَيْنِ لُحِيِّ سَبْعِمِائَةِ شَيْطَانٍ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَثْقَلَ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ هِيَ تَقَعُ فِي يَدِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ الْعَبْدِ.

[۱۴]. «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ» با این مضمون احادیث فراوانی آمده است. فقط از باب نمونه ۱۳ حدیثی که در التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۳۰-۳۳۳ آمده است، تقدیم می‌شود:

– قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَفْضَلُ وَالِدَيْكُمْ وَ أَحَقُّهُمَا لِشُكْرِكُمْ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌ‏.

– وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ‏ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ، وَ لَحَقُّنَا عَلَيْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ أَبَوَيْ وِلَادَتِهِمْ، فَإِنَّا نُنْقِذُهُمْ- إِنْ أَطَاعُونَا- مِنَ النَّارِ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ، وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِيَّةِ بِخِيَارِ الْأَحْرَارِ .

– وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع‏ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ، يُقِيمَانِ أَوَدَهُمْ‏ وَ يُنْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا، وَ يُبِيحَانِهِمُ النَّعِيمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا.

– وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ، فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ بِحَقِّهِمَا عَارِفاً، وَ لَهُمَا فِي كُلِّ أَحْوَالِهِ مُطِيعاً، يَجْعَلُهُ اللَّهُ مِنْ أَفْضَلِ سُكَّانِ جِنَانِهِ وَ يُسْعِدُهُ بِكَرَامَاتِهِ وَ رِضْوَانِهِ‏.

– وَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَيْهِ الْأَفْضَلَيْنِ: مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع، وَ أَطَاعَهُمَا حَقَّ الطَّاعَةِ قِيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فِي أَيِّ الْجِنَانِ شِئْتَ‏.

– وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع‏ إِنْ كَانَ الْأَبَوَانِ إِنَّمَا عَظُمَ حَقُّهُمَا عَلَى أَوْلَادهِمَا- لِإِحْسَانِهِمَا إِلَيْهِمْ، فَإِحْسَانُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع إِلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ- أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ فَهُمَا بِأَنْ يَكُونَا أَبَوَيْهِمْ أَحَقُ‏.

– وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع‏ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَعْرِفَ‏ كَيْفَ قَدْرُهُ عِنْدَ اللَّهِ، فَلْيَنْظُرْ كَيْفَ قَدْرُ أَبَوَيْهِ الْأَفْضَلِ عِنْدَهُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع‏.

– وَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع‏ مَنْ رَعَى حَقَّ أَبَوَيْهِ الْأَفْضَلَيْنِ: مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع لَمْ يَضُرَّهُ مَا أَضَاعَ مِنْ حَقِّ أَبَوَيْ نَفْسِهِ وَ سَائِرِ عِبَادِ اللَّهِ، فَإِنَّهُمَا ص يُرْضِيَانِهِمْ بِسَعْيِهِمَا.

– وَ قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع‏ لَعِظَمُ‏ ثَوَابِ الصَّلَاةِ- عَلَى قَدْرِ تَعْظِيمِ الْمُصَلِّي أَبَوَيْهِ الْأَفْضَلَيْنِ: مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع‏.

– وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع‏ أَ مَا يَكْرَهُ أَحَدُكُمْ أَنْ يُنْفَى عَنْ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ اللَّذَيْنِ وَلَدَاهُ قَالُوا: بَلَى وَ اللَّهِ. قَالَ: فَلْيَجْتَهِدْ أَنْ لَا يُنْفَى عَنْ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ‏ اللَّذَيْنِ هُمَا أَبَوَاهُ‏ أَفْضَلَ مِنْ أَبَوَيْ نَفْسِهِ‏.

– وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ [بْنِ مُوسَى‏] ع حِينَ قَالَ رَجُلٌ بِحَضْرَتِهِ: إِنِّي لَأُحِبُّ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً حَتَّى لَوْ قُطِعْتُ إِرْباً إِرْباً، أَوْ قُرِضْتُ لَمْ أَزُلْ عَنْهُ. قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع: لَا جَرَمَ أَنَّ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً يُعْطِيَانِكَ‏ مِنْ أَنْفُسِهِمَا- مَا تُعْطِيهِمَا [أَنْتَ‏] مِنْ نَفْسِكَ إِنَّهُمَا لَيَسْتَدْعِيَانِ لَكَ فِي يَوْمِ فَصْلِ الْقَضَاءِ- مَا لَا يَفِي مَا بَذَلْتَهُ لَهُمَا- بِجُزْءٍ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ أَلْفِ جُزْءٍ مِنْ ذَلِكَ‏.

– وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ع‏ مَنْ لَمْ يَكُنْ وَالِدَا دِينِهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ ع أَكْرَمَ عَلَيْهِ- مِنْ وَالِدَيْ نَسَبِهِ، فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي حِلٍّ وَ لَا حَرَامٍ، وَ لَا كَثِيرٍ وَ لَا قَلِيلٍ‏.

– وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ مَنْ آثَرَ طَاعَةَ أَبَوَيْ دِينِهِ: مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع عَلَى طَاعَةِ أَبَوَيْ نَسَبِهِ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ: لَأُوثِرَنَّكَ كَمَا آثَرْتَنِي‏ وَ لَأُشَرِّفَنَّكَ بِحَضْرَةِ أَبَوَيْ دِينِكَ، كَمَا شَرَّفْتَ نَفْسَكَ بِإِيثَارِ حُبِّهِمَا- عَلَى حُبِّ أَبَوَيْ نَسَبِكَ‏.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*