۸۹۱) ‌وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا

۲ جمادی‌الثانی ۱۴۴۰

ترجمه

و مال را دوست دارید، دوست‌داشتنی فراوان؛

اختلاف قرائت

در اغلب قراءات سبع و قرائت حسن و ابن‌محیصن به صورت مخاطب (تحبّون) قرائت شده است؛

اما در قرائت اهل بصره (ابوعمرو) و نیز در قرائت ابوجعفر و یعقوب (از قراء عشره) و در برخی قراءات غیرمشهور مانند قرائت حسن و یزیدی و اعمش (از قراء ابرغع عشر) و مجاهد و جحدری و قتاده و ابورجاء و یحیی بن وثاب به صورت غایب (یحبّون) قرائت کرده‌اند.

مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۱ و ۷۳۲[۱]؛ البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۷۴[۲]؛ معجم القراءات، ج۱۰، ص۴۲۸٫

نکات ادبی

تُحِبُّونَ

قبلا بیان شد که ماده «حبب» در معانی متعددی به کار رفته است؛ دو معنای رایجتر آن، که در قرآن کریم به کار رفته، یکی «دوست داشتن» است و دیگری «دانه».

برخی اساساً به سه اصل و ریشه مستقل برای این ماده باور دارند: یکی همین معنای «دانه»، دیگری لزوم و ثبات (که محبت و دوست داشتن را به این معنا برمی‌گردانند) و سوم کوتاه بودن (قِصَر). اما دیگران همان دو معنا را اساسی دانسته‌اند؛ و در این میان، برخی همه این معانی را به «دوست داشتن» برمی‌گردانند و می‌گویند «دانه» هم از این جهت که محبوب کشاورز است، «حبّ» نامیده شده و برخی هم «دوست داشتن» را به «دانه» برمی‌گردانند با این توضیح که اصل این کلمه برای گندم و جو و سایر دانه‌های خوردنی به کار می‌رفته، سپس تعبیر «حَبَّةُ القلب» از باب تشبیه قلب به شکل دانه به کار رفته؛ و از اینجا تعبیر «حَبَبْتُ فلانا» در اصل به این معنا بوده که «حبه‌ی قلبم به تو اصابت کرد» و بتدریج برای دوست داشتن به کار رفته است.

جلسه ۷۸۱ http://yekaye.ir/ya-seen-36-33/

جَمًّا

ماده «جمم» در اصل بر کثرت و اجتماع چیزی دلالت دارد (معجم المقاييس اللغة، ج‏۱، ص۴۲۰) و «جَمّ» به امر فراوان و بزرگ (کثیر عظیم) گویند چنانکه تعبیر «جمة الماء» به آب فراوانی که در جایی جمع شده باشد گفته می‌شود. (مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۵؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص )

در تفاوت «جمّ» با «کثیر» هم گفته‌اند که کثیر، مطلق فراوانی است، خواه در یکجا جمع شده باشد یا متفرق باشد؛ اما «جم» آن امر کثیر و فراوانی است که یکجا جمع شده باشد. (الفروق في اللغة، ص۲۴۸)

ماده «جمم» تنها همین یکبار در قرآن کریم به کار رفته است.

حدیث

۱) روایت شده که یهودی‌ای خدمت امیرالمومنین ع آمد و گفت من سوالاتی دارم که اگر جوابشان را بدهی اسلام می‌آورم. و سوالاتش را پرسید و حضرت هم تمامی را جواب داد و وی هم تایید کرد که در تورات تحریف‌نشده همه این پاسخها را دیده بوده؛ و از این رو، مسلمان شد و نهایتا در حنگ صفین به شهادت رسید.

یکی از سوالاتش این بود: چرا درهم را درهم و دینار را دینار نامیدند؟

امیرالمومنین ع فرمود: درهم را «درهم» نامیدند چون «دارُ هَمٍ [= ‌سرای غم و اندوه] است برای کسی که آن را جمع کند و در طاعت خداوند خرج نکند که آتش را برایش به ارث خواهد گذاشت؛ و دینار را دینار گفتند چون «دار النار» [= سرای آتش] است برای کسی که آن را جمع کند و در طاعت خداوند خرج نکند که آتش را برایش به ارث خواهد گذاشت.

علل الشرائع، ج‏۱، ص۳

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ قَالَ: أَتَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع يَهُودِيٌّ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ أَنْتَ أَخْبَرْتَنِي بِهَا أَسْلَمْتُ قَالَ عَلِيٌّ ع سَلْنِي يَا يَهُودِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ فَإِنَّكَ لَا تُصِيبُ أَحَداً أَعْلَمَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ أَخْبِرْنِي … [۳] لِمَ سُمِّيَ الدِّرْهَمُ دِرْهَماً وَ لِمَ سُمِّيَ الدِّينَارُ دِينَاراً …[۴]؟

قال ع: … وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الدِّرْهَمُ دِرْهَماً لِأَنَّهُ دَارُ هَمٍّ مَنْ جَمَعَهُ وَ لَمْ يُنْفِقْهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ فأَوْرَثَهُ النَّارَ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الدِّينَارُ دِينَاراً لِأَنَّهُ دَارُ النَّارِ مَنْ جَمَعَهُ وَ لَمْ يُنْفِقْهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ فَأَوْرَثَهُ النَّارَ.

فَقَالَ الْيَهُودِيُّ صَدَقْتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّا لَنَجِدُ جَمِيعَ مَا وَصَفْتَ فِي التَّوْرَاةِ. فَأَسْلَمَ عَلَى يَدِهِ وَ لَازَمَهُ حَتَّى قُتِلَ يَوْمَ صَفَّيْنِ.

 

۲) از امام رضا ع روایت شده است که فرمودند:

مال [در جایی و نزد کسی] جمع نشود مگر با پنج خصلت: بخل شدید؛ و آرزوی دراز؛ و حرصی که بر شخص غلبه کرده؛ و گسستن پیوند خویشاوندی؛ و ترجیح دادن دنیا بر آخرت.

الخصال، ج‏۱، ص: ۲۸۲

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْفَامِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ:

لَا يَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِيدٍ وَ أَمَلٍ طَوِيلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ وَ إِيثَارِ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ[۵]

 

۳) از امام صادق ع روایت شده که یکی از دوستداران امیرالمومنین ع از ایشان پولی را درخواست کرد.

حضرت فرمود: وقتی نوبت گرفتن سهم من از بیت‌المال شد، آن را با تو تقسیم می‌کنم.

او گفت: ‌این مقدار کافی نیست و به نزد معاویه رفت و معاویه او را بهره‌مند ساخت. از آنجا به امیرالمومنین ع نامه‌ای نوشت که معاویه چه اموالی به من بخشید.

امیرالمومنین ع در پاسخش نوشتند:

اما بعد؛ همانا آنچه از مال و اموال در دست توست، کسانی قبل از تو بوده‌اند که این از آنِ آنان بوده؛ و بعد از تو هم به دست کسانی می‌رسد که مالِ آنان خواهد شد؛ و از آن تنها آنچه برای خویش آماده کرده‌ای مال تو است؛ پس [صلاح حال] خودت را بر صلاح فرزندانت ترجیح بده؛ که همانا تو فقط آن را برای یکی از این دوکس جمع می‌کنی: برای کسی که آنچه تو جمع کرده‌ای را در راه طاعت خداوند به کار می‌گیرد، پس با آنچه که مایه شقاوت تو شده، او سعادتمند می‌گردد؛ یا شخصی که آنچه را تو گردآورده‌ای در راه معصیت خداوند به کار می‌گیرد و با آنچه برایش جمع کرده‌ای شقاوتمند می‌گردد؛ و هیچیک از اینان سزاوار نیست که او را بر خودت ترجیح دهی و او را بر پشت خود سواری دهی؛ پس امیدت به کسی باشد که در مسیر رحمت خدا می‌رود و اعتمادت به کسی باشد که به روزی خدا باقی است.

الكافي، ج‏۸، ص۷۲؛ نهج البلاغة، حکمت ۴۱۶

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

إِنَّ مَوْلًى لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع سَأَلَهُ مَالًا. فَقَالَ ع: يَخْرُجُ عَطَائِي فَأُقَاسِمُكَ هُوَ.

فَقَالَ لَا أَكْتَفِي. وَ خَرَجَ إِلَى مُعَاوِيَةَ؛ فَوَصَلَهُ؛ فَكَتَبَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يُخْبِرُهُ بِمَا أَصَابَ مِنَ الْمَالِ.

فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَا فِي يَدِكَ مِنَ الْمَالِ قَدْ كَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَكَ وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى أَهْلِهِ بَعْدَكَ وَ إِنَّمَا لَكَ مِنْهُ مَا مَهَّدْتَ لِنَفْسِكَ فَآثِرْ نَفْسَكَ عَلَى صَلَاحِ وُلْدِكَ فَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ وَ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فَشَقِيَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ وَ لَيْسَ مِنْ هَذَيْنِ أَحَدٌ بِأَهْلٍ أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا تُبَرِّدَ لَهُ عَلَى ظَهْرِكَ فَارْجُ لِمَنْ مَضَى رَحْمَةَ اللَّهِ وَ ثِقْ لِمَنْ بَقِيَ بِرِزْقِ اللَّهِ.[۶]

 

۴) ابوالاسود می‌گوید: هنگامی که طلحه و زبیر عثمان بن حنیف (والی منسوب امیرالمومنین ع) را از بصره بیرون کردند و سراغ بیت المال رفتند و در آن را گشودند و طلا و نقره‌های ذخیره شده در آن را دیدند گفتند: این غنیمتهایی است که خداوند به ما وعده داده بود و خبر داده بود که برای رساندن آن به ما تعجیل می‌کند!

من این را از آنها شنیدم و البته علی ع را هم دیدم که وقتی بر بیت المال بصره وارد شد و آنچه در آن بود را دید؛ فرمود: ای زرد و ای سفید! بروید غیر مرا فریب دهید؛ همانا مال و ثروت یعسوب* ظالمان است و من یعسوب مومنانم.

* یعسوب، ملکه زنبور عسل است که همه زنبوران مجذوب اویند و به گرد او می‌چرخند و به فرمان اویند.

الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، ص۲۸۶

وَ لَمَّا خَرَجَ عُثْمَانُ بْنُ حُنَيْفٍ مِنَ الْبَصْرَةِ وَ عَادَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ إِلَى بَيْتِ الْمَالِ فَتَأَمَّلَا مَا فِيهِ فَلَمَّا رَأَوْا مَا حَوَاهُ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ قَالُوا هَذِهِ الْغَنَائِمُ الَّتِي وَعَدَنَا اللَّهُ بِهَا وَ أَخْبَرَنَا أَنَّهُ يُعَجِّلُهَا لَنَا.

قَالَ أَبُو الْأَسْوَدِ فَقَدْ سَمِعْتُ هَذَا مِنْهُمَا؛ وَ رَأَيْتُ عَلِيّاً ع بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ دَخَلَ بَيْتَ مَالِ الْبَصْرَةِ فَلَمَّا رَأَى مَا فِيهِ قَالَ يَا صَفْرَاءُ وَ يَا بَيْضَاءُ غُرِّي غَيْرِي؛ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَةِ وَ أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِين‏.[۷]

تدبر

۱) «وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا»

مقصود از دوست‌داشتن یکجا و فراوان مال که در این آیه بدان هشدار داده شده، چیست؟

الف. چنان دلبسته جمع کردن مال و ثروت هستید که دغدغه‌ای ندارید که از چه راهی آن را به دست می‌آورید؛ یعنی هر راه حلال و حرامی که جلویتان برای کسب مال مهیا شود بدان اقدام می‌کنید و از عاقبت کار پروایی ندارید. (به نقل از مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۷۴۰)

ب. چنان مال و ثروت را دوست دارید که حاضر نیستید در راه طاعت خدا و رفع نیازهای نیازمندان پولی خرج کنید؛  (به نقل از مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۷۴۰) و در واقع، این آیه تعلیلی است برای دو آیه قبل که آنان را به خاطر اکرام نکردن یتیمان و رغبت نکردن به اطعام مسکینان مواخذه فرمود. (المیزان، ج۲۰، ص۲۸۳)

ج. شاید می‌خواهد بفرماید یک علاقه متعارف به مال و ثروت، به عنوان یک وسیله برای گذران زندگی دنیوی، مشکلی ندارد؛ آنچه انسان را بیچاره می‌کند موضوعیت پیدا کردن جمع‌آوری مال به هر قیمتی و دلبستگی شدید پیدا کردن بدان است.

د. …

 

۲) «قَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ كَلاَّ بَلْ … تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا»

اینکه خدا روزی را بر کسی تنگ می‌گیرد دلیل بر آن نیست که خدا او را خوار داشته است؛ بلکه خداوند کسی را خوار داشته است که وی بشدت دلبسته مال و منال دنیا باشد. و اگر خوار شدن در نزد خداوند خوار و حقیر شدن حقیقی است؛ پس دلبستگی به مال دنیا، هرچقدر شدیدتر باشد، بیشتر انسان را خوار و حقیر می‌کند.

به تعبیر دیگر، واقعا فقیر خوار و حقیر نیست؛ بلکه انسان پست و حقیر آن است که دلبسته ثروتش باشد.

 


[۱]. قرأ لا يكرمون بالياء و كذلك ما بعده أهلُ البصرة و الباقون بالتاء…

[۲]. و قرأ الحسن و مجاهد و أبو رجاء و قتادة و الجحدري و أبو عمرو: يكرمون و لا يحضون، و يأكلون و يحبون بياء الغيبة فيها؛ و باقي السبعة، بتاء الخطاب.

[۳] . عَنْ قَرَارِ هَذِهِ الْأَرْضِ عَلَى مَا هُوَ وَ عَنْ شَبَهِ الْوَلَدِ أَعْمَامَهُ وَ أَخْوَالَهُ وَ عَنْ أَيِّ النُّطْفَتَيْنِ يَكُونُ الشَّعْرُ وَ الدَّمُ وَ اللَّحْمُ وَ الْعَظْمُ وَ الْعَصَبُ وَ لِمَ سُمِّيَتِ السَّمَاءُ سَمَاءً وَ لِمَ سُمِّيَتِ الدُّنْيَا دُنْيَا وَ لِمَ سُمِّيَتِ الْآخِرَةُ آخِرَةً وَ لِمَ سُمِّيَ آدَمُ آدَمَ وَ لِمَ سُمِّيَتْ حَوَّاءُ حَوَّاءَ وَ

[۴] . وَ لِمَ قِيلَ لِلْفَرَسِ‏ إِجِدْ وَ لِمَ قِيلَ لِلْبَغْلِ عَدْ وَ لِمَ قِيلَ لِلْحِمَارِ حَرِّ فَقَالَ ع أَمَّا قَرَارُ هَذِهِ الْأَرْضِ لَا يَكُونُ إِلَّا عَلَى عَاتِقِ مَلَكٍ وَ قَدَمَا ذَلِكَ الْمَلَكِ عَلَى صَخْرَةٍ وَ الصَّخْرَةُ عَلَى قَرْنِ ثَوْرٍ وَ الثَّوْرُ قَوَائِمُهُ عَلَى ظَهْرِ الْحُوتِ فِي الْيَمِّ الْأَسْفَلِ وَ الْيَمُّ عَلَى الظُّلْمَةِ وَ الظُّلْمَةُ عَلَى الْعَقِيمِ وَ الْعَقِيمُ عَلَى الثَّرَى وَ مَا يَعْلَمُ تَحْتَ الثَّرَى إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا شَبَهُ الْوَلَدِ أَعْمَامَهُ وَ أَخْوَالَهُ فَإِذَا سَبَقَ نُطْفَةُ الرَّجُلِ نُطْفَةَ الْمَرْأَةِ إِلَى الرَّحِمِ خَرَجَ شَبَهُ الْوَلَدِ إِلَى أَعْمَامِهِ وَ مِنْ نُطْفَةِ الرَّجُلِ يَكُونُ الْعَظْمُ وَ الْعَصَبُ وَ إِذَا سَبَقَ نُطْفَةُ الْمَرْأَةِ نُطْفَةَ الرَّجُلِ إِلَى الرَّحِمِ خَرَجَ شَبَهُ الْوَلَدِ إِلَى أَخْوَالِهِ وَ مِنْ نُطْفَتِهَا يَكُونُ الشَّعْرُ وَ الْجِلْدُ وَ اللَّحْمُ لِأَنَّهَا صَفْرَاءُ رَقِيقَةٌ وَ سُمِّيَتِ السَّمَاءُ سَمَاءً لِأَنَّهَا وَسْمُ الْمَاءِ يَعْنِي مَعْدِنَ الْمَاءِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتِ الدُّنْيَا دُنْيَا لِأَنَّهَا أَدْنَى مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ سُمِّيَتِ الْآخِرَةُ آخِرَةً لِأَنَّ فِيهَا الْجَزَاءَ وَ الثَّوَابَ وَ سُمِّيَ آدَمُ آدَمَ لِأَنَّهُ خُلِقَ مِنْ أَدِيمِ الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَعَثَ جَبْرَئِيلَ ع وَ أَمَرَهُ أَنْ يَأْتِيَهُ مِنْ أَدِيمِ الْأَرْضِ بِأَرْبَعِ طِينَاتٍ طِينَةٍ بَيْضَاءَ وَ طِينَةٍ حَمْرَاءَ وَ طِينَةٍ غَبْرَاءَ وَ طِينَةٍ سَوْدَاءَ وَ ذَلِكَ مِنْ سَهْلِهَا وَ حَزْنِهَا ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ يَأْتِيَهُ بِأَرْبَعِ مِيَاهٍ مَاءٍ عَذْبٍ وَ مَاءٍ مِلْحٍ وَ مَاءٍ مُرٍّ وَ مَاءٍ مُنْتِنٍ ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ يُفْرِغَ الْمَاءَ فِي الطِّينِ وَ أَدَمَهُ اللَّهُ بِيَدِهِ فَلَمْ يَفْضُلْ شَيْ‏ءٌ مِنَ الطِّينِ يَحْتَاجُ إِلَى الْمَاءِ وَ لَا مِنَ الْمَاءِ شَيْ‏ءٌ يَحْتَاجُ إِلَى الطِّينِ فَجَعَلَ الْمَاءَ الْعَذْبَ فِي حَلْقِهِ وَ جَعَلَ الْمَاءَ الْمَالِحَ فِي عَيْنَيْهِ وَ جَعَلَ الْمَاءَ الْمُرَّ فِي أُذُنَيْهِ وَ جَعَلَ الْمَاءَ الْمُنْتِنَ فِي أَنْفِهِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ حَوَّاءُ حَوَّاءَ لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِنَ الْحَيَوَانِ وَ إِنَّمَا قِيلَ لِلْفَرَسِ إِجِدْ لِأَنَّ أَوَّلَ مَنْ رَكِبَ الْخَيْلَ قَابِيلُ يَوْمَ قَتَلَ أَخَاهُ هَابِيلَ وَ أَنْشَأَ يَقُولُ‏ (إِجِدِ الْيَوْمَ وَ مَا / تَرَكَ النَّاسُ دَماً) فَقِيلَ لِلْفَرَسِ إِجِدْ لِذَلِكَ وَ إِنَّمَا قِيلَ لِلْبَغْلِ عَدْ لِأَنَّ أَوَّلَ مَنْ رَكِبَ الْبَغْلَ آدَمُ ع وَ ذَلِكَ كَانَ لَهُ ابْنٌ يُقَالُ لَهُ مَعَدٌ وَ كَانَ عَشُوقاً لِلدَّوَابِّ وَ كَانَ يَسُوقُ بِآدَمَ ع فَإِذَا تَقَاعَسَ الْبَغْلُ نَادَى يَا مَعَدُ سُقْهَا فَأَلِفَتِ الْبَغْلَةُ اسْمَ مَعَدٍ فَتَرَكَ النَّاسُ مِيمَ مَعَدٍ وَ قَالُوا عَدْ وَ إِنَّمَا قِيلَ لِلْحِمَارِ حَرِّ لِأَنَّ أَوَّلَ مَنْ رَكِبَ الْحِمَارَ حَوَّاءُ.

[۵] . درباره اهتمام به مال دنیا این روایات هم قابل توجه است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَى وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى الْفَقْرَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ شَتَّتَ أَمْرَهُ وَ لَمْ يَنَلْ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَى وَ الْآخِرَةُ أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ الْغِنَى فِي قَلْبِهِ وَ جَمَعَ لَهُ أَمْرَهُ. (الكافي، ج‏۲، ص۳۱۹)

عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ فِي غَنَمٍ قَدْ فَارَقَهَا رِعَاؤُهَا أَحَدُهُمَا فِي أَوَّلِهَا وَ الْآخَرُ فِي آخِرِهَا بِأَفْسَدَ فِيهَا مِنْ حُبِّ الْمَالِ وَ الشَّرَفِ فِي دِينِ الْمُسْلِمِ. (الكافي، ج‏۲، ص۳۱۵)

عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ فِي غَنَمٍ لَيْسَ لَهَا رَاعٍ هَذَا فِي أَوَّلِهَا وَ هَذَا فِي آخِرِهَا بِأَسْرَعَ فِيهَا مِنْ حُبِّ الْمَالِ وَ الشَّرَفِ فِي دِينِ الْمُؤْمِنِ. (الكافي، ج‏۲، ص۳۱۵)

[۶] . در نهج‌البلاغه در حکمت مذور، ابتدا مضمون زیر را در ضمن وصیت‌های امیرالمومنین به امام حسن ع چنین آورده است:

«وَ قَالَ [ع‏] لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع [يَا بُنَيَ‏] لَا تُخَلِّفَنَّ وَرَاءَكَ شَيْئاً مِنَ الدُّنْيَا فَإِنَّكَ تَخَلِّفُهُ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ وَ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فَشَقِيَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ فَكُنْتَ عَوْناً لَهُ عَلَى مَعْصِيَتِهِ وَ لَيْسَ أَحَدُ هَذَيْنِ حَقِيقاً أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ» سپس سید رضی گفته: قَالَ الرَّضِيُّ وَ يُرْوَى هَذَا الْكَلَامُ عَلَى وَجْهٍ آخَرَ وَ هُوَ …» که تقریبا متن حدیث فوق است.

[۷] . روایات متعددی درباره اینکه «أَمِير الْمُؤْمِنِين ع يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَةِ / المنافقین / الظالمین» است آمده است که همگی موید این معناست. مثلا:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ … سَمِعْتُ نَبِيَّ اللَّهِ ص يَقُولُ وَ هُوَ آخِذٌ بِيَدِ عَلِيٍّ ع … هُوَ يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَةِ (معاني الأخبار، ص۴۰۲)

عن أمير المؤمنين ع أَنَّهُ قَالَ: أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَةِ وَ الْمَالُ لَا يَرُوسُ إِنَّمَا يُرَاسُ بِه‏ (معاني الأخبار، ص۳۱۴)

وَ قَالَ ع آَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَة (الخصال، ج‏۲، ص۶۳۳؛ الإختصاص، ص۱۵۱)

فَقَالَ ص إِنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالَ يَعْسُوبُ الظَّلَمَة. (الإختصاص، ص۵۴)

وَ قَالَ ع أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الْفُجَّار (نهج‌البلاغه، حکمت ۳۱۶) و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*