۶۱۱) إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً

ترجمه

در مورد کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند قطعا بی‌تردید  ما پاداش کسی را که عملش نیکو باشد ضایع نخواهیم کرد.

نکات ترجمه

«نُضيعُ»

ماده «ضیع» در اصل دلالت بر از دست رفتن و نابود شدن چیزی می‌کند.

از این ماده، کلمه «ضَيْعَة» (جمع آن: ضِيَاع) به معنای «اموال غیرمنقول» به کار رفته که ظاهرا از کلمات نسبتا جدید در عرب باشد (یعنی در زمان قرآن سابقه نداشته) و در وجه تسمیه آن گفته‌اند که اموالی است که اگر شخص مراقب آن نباشد و امور آن را انجام ندهد ضایع می‌شود.

(معجم المقاييس اللغة، ج‏۳، ص۳۸۰؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص۵۱۳)

برخی گفته‌اند اصل معنای «ضیع» این است که شیء از حالت و نظم اصلی خود به درآید و دیگر اثری بر آن مترتب نشود به طوری که غیرقابل استفاده شود. این کلمه به کلماتی نظیر فقدان و فوت و فناء و هلاکت نزدیک است با این تفاوت که:

در «فقد» و «فقدان» غایب بودن چیزی از حضور شخص و علم او مورد نظر است؛

در «فوت» خارج شدن از سلطه و از دسترس شخص؛

«فنا» نقطه مقابل «بقا» است؛

در «هلک» (هلاکت) فانی شدن چیزی بر اثر حوادث است و در مورد موجودات باشعور و اموری که متعلق بدانهاست به کار می‌رود؛

در«تلف» بر عدم حصول فایده مورد نظر از شیء تاکید می‌شود. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۷، ص۵۳)[۱]

این ماده در قرآن کریم جمعا ۱۰ بار به کار رفته که یکبار آن به صورت فعل ماضی (أَضاعُوا الصَّلاةَ؛ مریم/۵۹) و نُه مورد دیگر به صورت فعل مضارع (یُضيعُ؛ اُضيعُ؛ نُضيعُ) می‌باشد که همگی (در قرائات مشهور) عموماً در باب «إفعال» بوده‌اند.[۲]

اختلاف قرائت

نُضيعُ / نُضَيِّعُ [۳]

حدیث

۱) از امیرالمومنین ع روایت شده است:

دغدغه و عنایتتان به قبولیِ عمل، بیش از خود عمل باشد.

الخصال، ج‏۱، ص۱۴

حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ النَّوْفَلِيِّينَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ:

كُونُوا عَلَى قَبُولِ الْعَمَلِ أَشَدَّ عِنَايَةً مِنْكُمْ عَلَى الْعَمَلِ.[۴]

 

۲) از امام صادق ع درباره این که خداوند می‌فرماید «تا شما را بیازماید که کدام‌تان عملش نیکوتر است» روایت شده که فرمودند:

منظور این نیست که چه کسی عملش بیشتر است ولکن [منظور این است که] که کدامتان عملش صواب و درست‌تر است؛ و این صواب بودن خشیت از خداست و نیت صادق و نیکو؛

سپس فرمودند: باقی ماندن بر عمل تا اینکه خالص شود، دشوارتر است از خود عمل، و عمل خالصی که نخواهی احدی جز خدا عز و جل تو را بر آن بستاید و نیز نیت، برتر از خود عمل است؛ بدانید که همانا نیت است که عمل است؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: «بگو هرکسی بر اساس شاکله [ساختار وجودی] اش عمل می‌کند» (اسراء/۸۴).

الكافي، ج‏۲، ص۱۶

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» قَالَ:

لَيْسَ يَعْنِي أَكْثَرَ عَمَلًا وَ لَكِنْ أَصْوَبَكُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْيَةُ اللَّهِ وَ النِّيَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَةُ  ثُمَّ قَالَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى يَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِي لَا تُرِيدُ أَنْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ النِّيَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَ إِنَّ النِّيَّةَ هِيَ الْعَمَلُ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ» يَعْنِي عَلَى نِيَّتِهِ.

 

۳) از امیرالمومنین ع روایت شده است:

همانا ایمان بین بنده و طمع در مخلوقات حجاب و مانعی قرار می‌دهد، و می‌گوید: ای صاحب من! خزائن خداوند متعال مملو از کرامت‌هاست و او «پاداش کسی را که عملش نیکو باشد» ضایع نخواهد کرد؛ ولی آنچه در دست مردم است آمیخته با انواع ناراستی‌هاست؛ و او [= صاحب خود] را به سوی توکل و قناعت و کاستن آرزو و همدمِ طاعت شدن و قطع امید از مخلوقات برمی‌گرداند؛ پس اگر [صاحب ایمان] چنین کرد، [ایمان] همراهش می‌ماند، و اگر چنین نکرد، او را با شومیِ طمع به حال خود می گذارد و از او جدا می‌شود.

مصباح الشريعة، ص: ۱۰۶

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع

… أَنَّ الْإِيمَانَ يَحْجُزُ بَيْنَ الْعَبْدِ وَ بَيْنَ الطَّمَعِ فِي الْخَلْقِ فَيَقُولُ يَا صَاحِبِي خَزَائِنُ اللَّهِ تَعَالَى مَمْلُوَّةٌ مِنَ الْكَرَامَاتِ وَ هُوَ «لَا يُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» وَ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ مَشُوبٌ بِالْعِلَلِ وَ يَرُدُّهُ إِلَى التَّوَكُّلِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ قَصْرِ الْأَمَلِ وَ لُزُومِ الطَّاعَةِ وَ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِنْ فَعَلَ ذَلِكَ لَزِمَهُ [فَقَدْ صَلَحَ][۵] وَ إِنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ تَرَكَهُ مَعَ شُؤْمِ الطَّبْعِ وَ فَارَقَه‏.[۶]

 

تدبر

۱) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»

در اوایل این سوره هشداری داد به بَدان و بشارتی داد به خوبان، و سپس فرمود زینت‌های زمین را برای این قرار دادیم که انسانها را بیازماییم که کدامین‌شان عملش بهتر است (إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ کهف/۷٫ جلسه۵۸۸ http://yekaye.ir/al-kahf-18-7/ )

اکنون که اولین فراز این سوره (داستان اصحاب کهف)‌به پایان رسیده دوباره این هشدار به بدان و بشارت به خوبان تکرار می‌شود. در این فراز ابتدا هشدار و انذار در آیه قبل مطرح شد و در این آیه و آیه بعد بشارت.

در این آیه می‌فرماید که اگر کسی در مسیر درست گام برداشت خیالش راحت باشد که اندکی از پاداش وی از دست نخواهد رفت و در آیه بعد گوشه‌ای از این پاداشی را که برای خوبان مهیا شده است، شرح می‌دهد.

 

۲) «إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»

چرا خداوند بر اینکه اجر خوبان را ضایع نمی‌کنیم تاکید کرد؟ مگر کسی غیر از این انتظاری دارد؟!

الف. در زندگی دنیوی بارها و بارها شاهد بوده ایم که کسی کار خوبی انجام می‌دهد اما نه‌تنها از او قدردانی مناسب به عمل نمی‌آید بلکه حتی علیه او جوسازی‌های فراوانی هم می‌شود و گویی اجرش ضایع شده است (شاید بارزترین مصداق آن در جهان امیرالمومنین ع باشد: کسی که در تمام زمان حیات پیامبر ص بار اسلام بر دوش او بود و در دوره کوتاه حکومتش چنان عدالت ورزید که حتی جرج جرداق مسیحی او را «صوت العدالة الإنسانیة: صدای عدالت انسانی» خواند؛ با این حال اندکی بعد از شهادتش تا حدود صد سال، نه در جوامع کفر، بلکه در جوامع اسلامی بر فراز منبرها او را لعن می کردند!)

طبیعی است که این ذهنیت برای برخی به وجود آید که واقعا کار خوب انجام دادن، ارزشی ندارد زیرا بسیاری را دیده ‌ایم که کارشان هدر رفته است. شاید خداوند در این آیه می‌خواهد این ذهنیت را به چالش بکشد و چنانکه در آیه بعد خواهیم دید ریشه این ذهنیت این است که انتظار دارند در همین دنیا پاداش افراد داده شود!

ب. …

 

۳) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»

اینکه ابتدا از « کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند»‌ سخن گفت و در ادامه با تعبیر «کسی را که عملش نیکو باشد» مطلب را ادامه داد می‌توان دریافت کسی واقعا کارش نیکوست که اهل ایمان و عمل صالح باشد.

نکته‌ای در فلسفه اخلاق

به نظر می‌رسد از این آیه بتوان نتیجه گرفت که در منطق اسلام، حتما باید حسن فاعلی (ایمان) و حسن فعلی (صالح بودن خود عمل) با هم جمع شوند تا کاری خوب (حَسَن) شمرده شود.

 

۴) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»

«الصالحات» صیغه جمعی است که بر سر آن الف و لام آمده و چنین تعبیری دلالت بر شمول می‌کند یعنی همه اعمال صالح.

این تعبیر بشدت اقتضای کثرت عمل دارد با این حال در عبارت دوم فرمود: «أَحْسَنَ عَمَلًا»؛ که این به معنای «اصوب عملا» است نه «اكثر عملا». (حدیث۲)

شاید بتوان نتیجه گرفت که با اینکه انسان باید همه کارهای صالح را انجام دهد اما ملاك اصلی در ارزش عمل، كيفيّت عمل است، نه صرف انجام دادن و كمّيت آن.

 


[۱] . أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو انمحاء الصورة و النظم في شي‏ء و عدم ترتّب الأثر له بحيث يكون مهملا. و هذا هو الفرق بينها و بين موادّ: الفقدان و الموت و الفناء و الفوت و الهلاك و القتل و العدم: فانّ النظر في الموت الى انقطاع الحياة. و في الفناء الى خلاف البقاء. و في العدم الى ما يقابل الوجود.

و يلاحظ في الفقدان: جهة غيبة شي‏ء عن حضور شخص و علمه.

و في الفوت: خروجه عن السلطة و اليد، في قبال الإتيان.

و في الهلاك: فناء شي‏ء بالحوادث، في ذوى العقلاء أو ما يتعلّق بهم.

و في القتل: موت بيد غيره، فهو مقتول.

و في التلف: عدم حصول الفائدة المقصودة من الشي‏ء مطلقا.

[۲] . «مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»

جایگاه نحوی «عملاً» را هم می‌توان مفعول به دانست (کسی که نیکو انجام داد عملی را) و هم تمییز (کسی که نیکو کرد از نظر عمل = عملش نیکو بود) (إعراب القرآن و بيانه، ج‏۵، ص۵۸۸)

ضمنا «أحسنَ» را عموم علمای نحو و مفسران  فعل ماضی در باب افعال دانسته‌اند (نیکو انجام داد عملی را)؛ یکی از مترجمان ظاهرا آن را از افعل تفضیل (نیکوتر، نیکوترین) قلمداد کرده است (ضايع نگردانيم پاداش كسى كه نيكوتر است از نظر كردار)

[۳] . و قرأ عيسى الثقفي لا نُضَيِّعُ من ضيع عداه بالتضعيف، و الجمهور من أضاع عدوّه بالهمزة (البحر المحيط، ج‏۷، ص۱۷۱)

[۴] . الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا قِصَرُ الْأَمَلِ وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَسْخَطَ بَدَنَهُ أَرْضَى رَبَّهُ وَ مَنْ لَمْ يُسْخِطْ بَدَنَهُ عَصَى رَبَّهُ.

[۵] . این عبارت در متن مصباح الشریعه هست ولی در نقل قول بحارالانوار (ج۷۰ ص۱۶۹) و مستدرك الوسائل (ج‏۱۲، ص۷۰) وجود ندارد و احتمالا اشتباهی در نسخه ثبت شده است بویژه که معنا را دچار اختلال می‌کند.

[۶] . این دو حدیث هم با موضوع این آیه مرتبط است:

حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَعِيدٍ الْعَسْكَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ دُرَيْدٍ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو حَاتِمٍ‏  عَنِ الْعَبْسِيِّ يَعْنِي أبو [أَبَا] مُحَمَّدٍ عُبَيْدَ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ وَ أَخْبَرَنَا  عَبْدُ اللَّهِ بْنُ شَبِيبٍ الْبَصْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى الْمِنْقَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَلَاءُ بْنُ الْفَضْلِ‏  عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ قَيْسُ بْنُ عَاصِمٍ‏ وَفَدْتُ مَعَ جَمَاعَةٍ مِنْ بَنِي تَمِيمٍ إِلَى النَّبِيِّ ص فَدَخَلْتُ وَ عِنْدَهُ الصَّلْصَالُ بْنُ الدَّلَهْمَسِ‏  فَقُلْتُ يَا نَبِيَّ اللَّهِ عِظْنَا مَوْعِظَةً فَإِنَّا قَوْمٌ نَعْبُرُ فِي الْبَرِّيَّةِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مَعَ الْعِزِّ ذُلًّا وَ إِنَّ مَعَ الْحَيَاةِ مَوْتاً وَ إِنَ‏ مَعَ‏ الدُّنْيَا آخِرَةً وَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ حَسِيباً وَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ رَقِيباً وَ إِنَّ لِكُلِّ حَسَنَةٍ ثَوَاباً وَ لِكُلِّ سَيِّئَةٍ عِقَاباً وَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَاباً وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لَكَ يَا قَيْسُ مِنْ قَرِينٍ يُدْفَنُ مَعَكَ وَ هُوَ حَيٌّ وَ تُدْفَنُ مَعَهُ وَ أَنْتَ مَيِّتٌ فَإِنْ كَانَ كَرِيماً أَكْرَمَكَ وَ إِنْ كَانَ لَئِيماً أَسْلَمَكَ ثُمَّ لَا يُحْشَرُ إِلَّا مَعَكَ وَ لَا تُبْعَثُ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا تُسْأَلُ إِلَّا عَنْهُ فَلَا تَجْعَلْهُ إِلَّا صَالِحاً فَإِنَّهُ إِنْ صَلَحَ آنَسْتَ بِهِ وَ إِنْ فَسَدَ لَا تَسْتَوْحِشُ إِلَّا مِنْهُ وَ هُوَ فِعْلُك‏ (الخصال، ج‏۱، ص۱۱۴)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ص تَعْمَلُونَ لِلدُّنْيَا وَ أَنْتُمْ تُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ لَا تَعْمَلُونَ لِلْآخِرَةِ وَ أَنْتُمْ لَا تُرْزَقُونَ فِيهَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَيْلَكُمْ عُلَمَاءَ سَوْءٍ الْأَجْرَ تَأْخُذُونَ وَ الْعَمَلَ تُضَيِّعُونَ يُوشِكُ رَبُّ الْعَمَلِ أَنْ يُقْبَلَ عَمَلُهُ وَ يُوشِكُ أَنْ يُخْرَجُوا مِنْ ضِيقِ الدُّنْيَا إِلَى ظُلْمَةِ الْقَبْرِ كَيْفَ يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مَنْ هُوَ فِي مَسِيرِهِ إِلَى آخِرَتِهِ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَى دُنْيَاهُ وَ مَا يَضُرُّهُ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِمَّا يَنْفَعُهُ. (الكافي، ج‏۲، ص۳۱۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*