۸۴۷) وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ

۴ ربیع‌الاول ۱۴۴۰

ترجمه

و مبادا تو را غمگین کنند کسانی که در کفر می‌شتابند، که آنان هرگز هیچ زیانی به خداوند نخواهند رساند؛ خداوند می‌خواهد برای آنها بهره‌ای در آخرت قرار ندهد و آنان را عذابی عظیم است.

اختلاف قرائت[۱]

لا يَحْزُنْكَ

این عبارت در اغلب قرائات به همین صورت «لا يَحْزُنْكَ» قرائت شده است، یعنی فعل ثلاثی مجرد؛

اما در قرائت اهل مدینه (نافع) و نیز برخی یکی از قرائات اربعة عشر (ابن‌محیصن، به طریق بلخی) به صورت «لا يُحْزِنْكَ» قرائت شده است، یعنی فعل ثلاثی مزید در باب افعال.

در تفاوت این دو از سیبویه نقل شده که «أحزنتُهُ» به معنای «جعلتُه حزینا: او را غمگین کردم» است؛ اما «حزنتُه» به معنای «جعلت فیه حزنا: غمی را در [دل] او وارد کردم» است.

مجمع البيان، ج‏۲، ص۸۹۱[۲]؛ البحر المحيط، ج‏۳، ص۴۴۲[۳]؛ معجم القرائات، ج۱، ص۶۲۵

يُسارِعُونَ

این کلمه را عموما به صورت «يُسارِعُونَ» (باب مفاعله) قرائت کرده‌اند؛

اما در برخی قرائات غیرمشهور (حر بن عبدالرحمن نحوی و طلحه) به صورت «يُسرِعون» (باب افعال) قرائت شده است.

در تفاوت این دو از ابن‌عطیه نقل شده «یسارع» سرعت گرفتنی است که در مقایسه با دیگران باشد اما «یسرع» سرعت گرفتن خود شخص است جدای از مقایسه‌اش با دیگران؛ و از این رو،‌تعبیر «یسارع» دلالت بر سرعت گرفتن شدیدتری دارد.

البحر المحيط، ج‏۳، ص۴۴۲[۴]؛ معجم القرائات، ج۱، ص۶۲۶

نکات ادبی

یَحْزُنْكَ

در آیه ۱۷۰ همین سوره اشاره شد که که ماده «حزن» را در اصل به معنای خشونت و شدت در چیزی دانسته‌اند، چنانکه به زمین خشن و ناهموار (الحَزْن) گفته می‌شود و این کلمه وقتی در مورد نفس به کار می‌رود به معنای خشونت و ناملایم بودنی است که در اثر غم و غصه در نفس ایجاد می‌شود و نقطه مقابل «فرح» و «سرور» است.

در مقایسه خوف و حزن هم گفته‌اند که خوف مربوط به چیزی است که هنوز رخ نداده و انسان احتمال رخ دادنش را می‌دهد؛ ولی حزن و غم مربوط به چیزی است که رخ داده است و انسان را غمگین کرده است.

http://yekaye.ir/aie-imran-3-170/

حدیث

۱) روایتی از گفتگوی سلمان با پیامبر اکرم درباره آخرالزمان – که مصداقی از شتافتن عده‌ای از انسانها به سوی کفر است – نقل شده که چون اصل روایت بسیار طولانی است تنها فرازهایی از آن تقدیم می‌شود:

ابن‌عباس می‌گوید: با پیامبر اکرم ص در حجة الوداع بودیم که حضرت حلقه در کعبه را گرفت و به ما رو کرد و فرمود: آیا می‌خواهید از علائم قیامت به شما خبر دهم؟

نزدیکترین مردم به او در آن روز سلمان بود؛ وی گفت: بله، یا رسول الله!

فرمود: از علائم نزدیک شدن قیامت ضایع کردن نماز است و پیروی از شهوات و میل به هواپرستی و بزرگداشت پولداران و فروختن دین به دنیا؛ که در چنین شرایطی دل مومن ذوب می‌شود آن گونه که نمک در آب ذوب می‌شود، به خاطر آن منکراتی که می‌بیند و توان تغییر دادنش را ندارد.

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، آن موقع است که منکر معروف شود و معروف منکر؛ خائن را امین شمارند و به او اعتماد کنند و امین را خائن شمارند؛ راستگو را تکذیب کنند و سخن دروغگو را تایید نمایند!

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، در آن شرایط حکمرانی به دست زنان بیفتد و کنیزکان [زنان حقیر] را به مشورت برگزینند و بچه‌ها بر منبر بالا روند؛ دروغ گفتن زرنگی قلمداد شود، و ادای واجبات مالی، خسران و زیان، و اموال حکومتی، غنیمت! فرد در حق پدر و مادرش ستم کند ولی در حق دوستش نیکی نماید …

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، در آن موقعیت است که زنان در تجارت شریک همسرش شود [شاید بدان معناست که نفقه دادن تعطیل شده و زن هم دوشادوش مرد مجبور شود وارد بازار کار شود ویا اینکه زنان برای تجارت و بالا رفتن فروش کالا به کار گرفته شوند] و باران، گرمای تابستان شود! و کریمان، دچار غیظ و غضب؛ و فرد تنگدست حقیر شمرده شود؛ و بازارها درهم ‌شود: این می‌گوید من که چیزی نفروختم؛ و آن می‌گوید من که سودی نکردم؛ و [در این گفتن‌هایشان] توجه ندارند که دارند خدا را مذمت می‌کنند.

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، در آن موقعیت است که چیزی را از شرق می‌آورند و چیزی را از غرب، تا امت مرا رنگ کنند؛ پس وای به حال ضعفای امتم از دست آنها [که فریبشان را می‌خورند] و وای بر آنها از خدا [که در پیروی از این امور فریبنده، خدا را در نظر نمی‌گیرند]؛ نه بر کوچک رحم کنند و به احترام بزرگترها را حفظ نمایند و نه کسی که کار بدی کرده [و پشیمان است] را ببخشند. هیکلشان هیکل آدمیان است و دلهایشان دلهای شیاطین.

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، در آن موقع است که مردان به مردان بسنده کنند و زنان به زنان [همجنسگرایی رایج شود] و سراغ نوجوانان هم بروند چنانکه حتی سراغ دختری که در خانه خودش است هم بروند؛ مردان خود را به زنان شبیه کنند و زنان خود را به مردان …

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، که آن موقع ربا علنی شود و بر اساس آنچه در آینده به دست می‌آید [یعنی بر سر چیزی که الان موجود نیست] ویا با رشوه معامله کنند؛ و دین پایین آید و دنیا بالا رود.

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، در آن موقع است که طلاق زیاد شود؛ و حدی از حدود الهی اجرا نگردد؛ و البته به خداوند زیانی نرسد.

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، آن موقع است که خوانندگی و نوازندگی عادی و علنی شود و بَدان امتم دنبال آنان راه بیفتند…

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، آن موقع است که پرده حرمتها دریده شود و کسب گناهان رایج گردد؛ و بدان بر نیکان مسلط شوند، دروغ علنی شود و لج‌بازی رایج گردد و فقر [نیاز] ظهور کند و در لباس به هم فخرفروشی کنند و باران در غیرموسم خود ببارد؛ طبل و دایره [= نوازدگی] را نیک شمرند و امر به معروف و نهی از منکر را بد بدانند تا جایی که مومن در آن زمان از برده و کنیز هم ذلیل‌تر باشد؛ و قاریان و عابدانشان به سرزنش همدیگر مشغول باشند؛ آنان کسانی اند که در ملکوت آسمان‌ها پلید و نجس خوانده شوند؛ …

سلمان گفت: یا رسول الله! آیا واقعا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله، به کسی که جانم به دست اوست سوگند، …

تفسير القمي، ج‏۲، ص۳۰۳-۳۰۷

حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مُسْلِمٍ الْخَشَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَرِيحٍ الْمَكِّيِّ عَنْ عَطَاءِ بْنِ أَبِي رِيَاحٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ حَجَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص حِجَّةَ الْوَدَاعِ فَأَخَذَ بِحَلْقَةِ بَابِ الْكَعْبَةِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ فَقَالَ: أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِأَشْرَاطِ السَّاعَةِ؟

وَ كَانَ أَدْنَى النَّاسِ مِنْهُ يَوْمَئِذٍ سَلْمَانُ رَحْمَةُ اللَّهِ‏ عَلَيْهِ، فَقَالَ بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ!

فَقَالَ ص: إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِيَامَةِ إِضَاعَةَ الصَّلَوَاتِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ، وَ الْمَيْلَ إِلَى الْأَهْوَاءِ وَ تَعْظِيمَ أَصْحَابِ الْمَالِ، وَ بَيْعَ الدِّينِ بِالدُّنْيَا، فَعِنْدَهَا يَذُوبُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فِي جَوْفِهِ كَمَا يُذَابُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ مِمَّا يَرَى مِنَ الْمُنْكَرِ فَلَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُغَيِّرَهُ.

قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

[۵] قَالَ ص إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ إِنَّ عِنْدَهَا يَكُونُ الْمُنْكَرُ مَعْرُوفاً وَ الْمَعْرُوفُ مُنْكَراً وَ يُؤْتَمَنُ الْخَائِنُ وَ يُخَوَّنُ الْأَمِينُ وَ يُصَدَّقُ الْكَاذِبُ وَ يُكَذَّبُ الصَّادِقُ.

قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ ص: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ. يَا سَلْمَانُ! فَعِنْدَهَا تَكُونُ إِمَارَةُ النِّسَاءِ وَ مُشَاوَرَةُ الْإِمَاءِ وَ قُعُودُ الصِّبْيَانِ عَلَى الْمَنَابِرِ وَ يَكُونُ الْكَذِبُ طَرَفاً وَ الزَّكَاةُ مَغْرَماً وَ الْفَيْ‏ءُ مَغْنَماً وَ يَجْفُو الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ وَ يَبَرُّ صَدِيقَهُ، و …[۶]

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ وَ عِنْدَهَا تُشَارِكُ الْمَرْأَةُ زَوْجَهَا فِي التِّجَارَةِ وَ يَكُونُ الْمَطَرُ قَيْظاً وَ يَغِيظُ الْكِرَامُ غَيْظاً وَ يُحْتَقَرُ الرَّجُلُ الْمُعْسِرُ فَعِنْدَهَا تَقَارَبُ الْأَسْوَاقُ إِذْ قَالَ هَذَا لَمْ أَبِعْ شَيْئاً وَ قَالَ هَذَا لَمْ أَرْبَحْ شَيْئاً فَلَا تَرَى إِلَّا ذَامّاً لِلَّهِ، …[۷]

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، يَا سَلْمَانُ! إِنَّ عِنْدَهَا يُؤْتَى بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ شَيْ‏ءٍ مِنَ الْمَغْرِبِ يُلَوَّنُ أُمَّتِي، فَالْوَيْلُ لِضُعَفَاءِ أُمَّتِي مِنْهُمْ وَ الْوَيْلُ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ، لَا يَرْحَمُونَ صَغِيراً وَ لَا يُوَقِّرُونَ كَبِيراً وَ لَا يَتَجَاوَزُونَ مِنْ مُسِي‏ءٍ جُثَّتُهُمْ جُثَّةُ الْآدَمِيِّينَ وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ،

قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! وَ عِنْدَهَا يَكْتَفِي الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ يُغَارُ عَلَى الْغِلْمَانِ كَمَا يُغَارُ عَلَى الْجَارِيَةِ فِي بَيْتِ أَهْلِهَا وَ تُشْبِهُ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ …[۸]

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي‏ نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ. وَ عِنْدَهَا يَظْهَرُ الرِّبَا وَ يَتَعَامَلُونَ بِالْعِينَةِ وَ الرُّشَى وَ يُوضَعُ الدِّينُ وَ تُرْفَعُ الدُّنْيَا،

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! وَ عِنْدَهَا يَكْثُرُ الطَّلَاقُ، فَلَا يُقَامُ لِلَّهِ حَدٌّ وَ لَنْ‏ يَضُرُّوا اللَّهَ‏ شَيْئاً .

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! وَ عِنْدَهَا تَظْهَرُ الْقَيْنَاتُ وَ الْمَعَازِفُ‏ وَ يَلِيهِمْ أَشْرَارُ أُمَّتِي، …[۹]

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ ص: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ. يَا سَلْمَانُ ذَاكَ إِذَا انْتُهِكَتِ الْمَحَارِمُ، وَ اكْتَسَبَتِ الْمَآثِمُ، وَ تَسَلَّطَ الْأَشْرَارُ عَلَى الْأَخْيَارِ، وَ يَفْشُو الْكَذِبُ وَ تَظْهَرُ اللَّجَاجَةُ، وَ تَغْشُو الْفَاقَةُ [الحاجة] وَ يَتَبَاهَوْنَ فِي اللِّبَاسِ وَ يُمْطَرُونَ فِي غَيْرِ أَوَانِ الْمَطَرِ، وَ يَسْتَحْسِنُونَ الْكُوبَةَ وَ الْمَعَازِفَ وَ يُنْكِرُونَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ حَتَّى يَكُونُ الْمُؤْمِنُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ أَذَلَّ مِنَ الْأَمَةِ وَ يُظْهِرُ قُرَّاؤُهُمْ وَ عُبَّادُهُمْ فِيمَا بَيْنَهُمُ التَّلَاوُمَ، فَأُولَئِكَ يُدْعَوْنَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ الْأَرْجَاسَ وَ الْأَنْجَاسَ،

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ ص: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! …[۱۰]

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است که پیامبر اکرم ص فرمودند: چگونه خواهید بود هنگامی که زنانتان فاسد شوند و جوانانتان به فسق و فجور روی آورند در حالی که شما امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید؟!

گفته شد: یا رسول الله! آیا این چنین خواهد شد؟!

فرمود: بله؛ و بدتر از آن، چگونه خواهید بود هنگامی که از معروف بازدارید و به منکر امر کنید؟!

گفته شد: یا رسول الله! آیا این چنین خواهد شد؟!

فرمود: بله؛ و بدتر از آن، چگونه خواهید بود هنگامی که معروف را منکر بشمارید و منکر را معروف؟!

الكافي، ج‏۵، ص۵۹

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ص كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُكُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ؟

فَقِيلَ لَهُ وَ يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟

فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ؟

فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ يَكُونُ ذَلِكَ.

قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً؟!

 

۳) روایت شده است که پس از اینکه ابوبکر کارگزاران حضرت زهرا س را از فدک بیرون کرد و آن را تصاحب نمود، حضرت زهرا س همراه جمعی از زنان به مسجد رفت و خطبه‌ای خواندند. در اواخر خطبه خود روکردند با انصار و فرمودند:

پس چرا بعد از اینکه مطلب بیان شد گریختید و بعد از اینکه آشکار شد مخفی کردید و بعد از اینکه وارد معرکه شدید عهدشکنی نمودید و بعد از ایمان آوردن مشرک شدید؟ چه بد هستند «گروهى كه سوگندهاى خود را شكستند» بعد از اینکع عهد بسته بودند «و بر آن شدند كه پیامبر ص را بيرون كنند، و آنان بودند كه نخستين‏بار [جنگ را] با شما آغاز كردند، آيا از آنان مى‏ترسيد؟ پس خدا سزاوارتر است كه از او بترسيد، اگر که مؤمن بوده‌ايد.» (توبه/۱۳).

بدانید که دیدم که تا ابد به امر دون [= دنیا] چسبیده‌اید و کسی که که به قبض و بسط امور [= به دست گرفتن امور در شرایط گوناگون] سزاوارتر بود را دور کردید؛ و راحتی و سکون را برگزیدید و از فراخناک به تنگنا دلخوش نمودید؛ آنچه در ظرفِ [وجود] تان جمع شده بود را بیرون انداختید وآنچه را گوارا نوشیده بودید قی کردید؛ پس «اگر شما و همه كسانى كه در روى زمين‏اند به خدا کفر ورزید، همانا خداوند بى‏نياز و ستوده است» (ابراهیم/۸)…

بعد از سخنان حضرت زهرا ص، ابوبکر شروع کرد به توجیه کردن اقدامات خود، اما دوباره حضرت زهرا رو به مردم کردند و فرمودند:

ای جماعت مسلمان که به سرعت به سوی گفته‌های باطل می‌شتابید و از کار قبیح زیانبار چشم‌پوشی می‌کنید؛ «آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دلهایشان قفل است؟!» (محمد/۲۴) «نه چنين است، بلكه آن کارهای زشتی که مرتكب مى‏شده‌اید زنگار بر دلهايتان نهاده است» (اقتباس از مطففین/۱۴) پس [خداوندَ شنوایی و دیدگانتان را گرفته؛ و چه بد جایی برگشتید و بد چیزی نوشیدید و بدتر از آن رااز شما غصب کردند؛ به خدا سوگند که بار آن را سنگین و کمرشکن و پایانش را وبال گردن خواهید یافت هنگامی که پرده‌ها کنار رود و سختی‌ها پرده از نقاب برگیرد «و آنچه حسابش را نمى‏كردید، از جانب خدا برايتان آشكار گردد.» (اقتباس از زمر/۴۷) «و باطل‌پیشگان در آنجا زیانکار شوند» (غافر/۷۸) …

الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏۱، ص۱۰۳-۱۰۶؛ مناقب آل أبي طالب، ج‏۲، ص۲۰۶[۱۱]؛

رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ‏  بِإِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ ع‏ أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ‏  أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ عَلَى مَنْعِ‏ فَاطِمَةَ ع فَدَكاً وَ بَلَغَهَا ذَلِكَ‏  لَاثَتْ خِمَارَهَا  عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا  وَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ  مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيُولَهَا  مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص‏  حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْر …

فَأَنَّى حُزْتُمْ بَعْدَ الْبَيَانِ وَ أَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْإِعْلَانِ وَ نَكَصْتُمْ بَعْدَ الْإِقْدَامِ وَ أَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْإِيمَانِ بُؤْساً لِقَوْمٍ «نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» أَلَا وَ قَدْ أَرَى أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ وَ أَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ وَ نَجَوْتُمْ بِالضِّيقِ مِنَ السَّعَةِ فَمَجَجْتُمْ مَا وَعَيْتُمْ وَ دَسَعْتُمُ الَّذِي تَسَوَّغْتُمْ فَ «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيد»

… فَالْتَفَتَتْ فَاطِمَةُ ع إِلَى النَّاسِ وَ قَالَتْ مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِينَ الْمُسْرِعَةَ إِلَى قِيلِ الْبَاطِلِ الْمُغْضِيَةَ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبِيحِ الْخَاسِرِ «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها؟» «كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِكُمْ» مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ فَأَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ أَبْصَارِكُمْ وَ لَبِئْسَ مَا تَأَوَّلْتُمْ وَ سَاءَ مَا بِهِ أَشَرْتُمْ وَ شَرُّ مَا مِنْهُ اغْتَصَبْتُمْ لَتَجِدُنَّ وَ اللَّهِ مَحْمِلَهُ ثَقِيلًا وَ غِبَّهُ وَبِيلًا إِذَا كُشِفَ لَكُمُ الْغِطَاءُ وَ بَانَ بإورائه [بِإِدْرَائِهِ‏] الضَّرَّاءُ «وَ بَدَا لَكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَحْتَسِبُونَ» «وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُون» …

این فرازها با اندک تفاوتی در عبارات، در بسیاری از منابع شیعه و سنی آمده است از جمله:

بلاغات النساء، ص۲۹-۳۰؛ السقيفة و فدك، ص۱۰۰؛ دلائل الإمامة، ص۱۲۰-۱۲۲؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏۱۶، ص۲۱۳؛ و …

تدبر

۱) «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ»

اگر در جهان عده‌ای خلاف دستورات خدا و بلکه در مخالفت با خود خداوند گام برمی‌دارند و بلکه در این زمینه شتاب می‌گیرند و با دیگران مسابقه می‌دهند، جای نگرانی نیست؛

نظام عالم از دست خدا بیرون نرفته است و این هم درون مقدرات الهی است؛

وقتی خداوند به انسان اختیار داده، قرار نیست که همه بهشتی شوند؛ عده‌ای هم خواهند بود که راه جهنم را چنان برگزینند که در آخرت هیچ بهره‌ای از خوبی نداشته باشند و بشدت عذاب شوند.

 

۲) «الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ»

برخی انسانها زیر بار حق نمی‌روند؛ اما برخی هم هستند که در زیر بار حق نرفتن شتاب می‌گیرند و بلکه با دیگران در این زمینه مسابقه می‌دهند. (در نکات ادبی اشاره شد که فرق «یُسارع» با «یسرع» این است که «یسارع»، سرعت گرفتنی است که با ملاحظه سرعت دیگران بر سرعت خود می‌افزاید).

ثمره اخلاقی

گاهی انسان بقدری فطرتش محجوب می‌گردد که در بدی‌ها سبقت می‌گیرد و بدی‌ها برایش به صورت ارزش درمی‌آید.

یکی از بدی‌های تمدن غرب این است که فرو رفتن در شهوترانی را به یک ارزش تبدیل کرده است: ابتدا حجاب و پوشش زنان را به بهانه آزادی برداشتند؛ سپس زناکاری را به اسم آزادی آزاد و بلکه به اسم‌های گوناگون مانند ازدواج سفید، دوستی دختر و پسر، و … تشویق کردند؛ امروزه از لواط به عنوان حقوق اقلیتهای جنسی دفاع می‌کنند و انواع سایتهای و شبکه‌های مجازی و حقیقی راه‌اندازی شده که هرکس بخواهد هر نوع فحشایی که به مخیله‌اش خطور می‌کند انجام دهد، برایش براحتی میسر باشد. وضعیت به گونه‌ای درآمده که به خاطر کثرت ولدالزناها * نوشتن نام پدر در شناسنامه برداشته شده و امروزه منکری به نام «لواط» معروف گردیده تا حدی که ایران هر ساله به خاطر عدم اجازه این خطای فاحش انسانی، متهم به نقض حقوق بشر می‌شود.

آیا اینها مصادیقی از سرعت گرفتن به سوی کفر نیست؟

و عجیب‌تر اینکه آیا این تمدن قبله آمال بسیاری از افرادی که خود را مسلمان می‌دانند، قرار نگرفته است؟!

* در اغلب کشورهای اروپایی آمار فرزندانی که بدون پدر به دنیا می‌آیند در سال ۲۰۱۶ بین ۴۰-۶۰ درصد است:

https://ec.europa.eu/eurostat/tgm/table.do?tab=table&init=1&language=en&pcode=tps00018&plugin=1

در آمریکا این آمار از حدود ۵ درصد در سال ۱۹۶۰ به ۱۸ درصد در سال ۱۹۸۰ و به ۴۱ درصد در سال ۲۰۰۹ رسیده است:

https://www.childtrends.org/indicators/births-to-unmarried-women

https://www.statista.com/statistics/276025/us-percentage-of-births-to-unmarried-women/

 

۳) «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ …»

سختی‌های مسیر تبلیغ دین چنان است که حتی پیامبر ص هم نیاز به تسلی دادن دارد!

 

۴) «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً»

واضح است که این تعبیر که «مبادا تو را غمگین کنند کسانی که در کفر می‌شتابند، که آنان هرگز هیچ زیانی به خداوند نخواهند رساند» تسلی دادنی است از جانب خداوند به پیامبر اکرم ص.

چرا خداوند وی را چنین تسلی می‌دهد؟

الف. چه بسا پیامبر با دیدن اینان در برخی از افراد با خود گمان می‌کرده که مبادا من کم‌کاری کرده ویا کارم را درست انجام نداده‌ام که اینان چنین به سوی کفر و نفاق و ارتداد می‌شتابند؛ و خداوند وی را دلداری می‌دهد که این تقصیر تو نیست؛ چیزی است که خود در پیش گرفته‌اند و در تقدیر الهی، این نتیجه‌ای است که بر عمل خود آنان مترتب شده است. (مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۱)

ب. این تسلی اگرچه خطاب به پیامبر ص است اما در واقع منظورش به هر مومنی است و از این جهت که گاه مومنان با دیدن غلبه‌های ظاهری کافران چه‌بسا دچار این توهم شدند که مبادا آنها دارند بر خداوند  غلبه می‌کنند و خداوند هشدار می‌دهد که چنین نیست، آنها هیچ ضرری به خدا نمی‌توانند برسانند؛ بلکه هر کاری که از آنان سر می‌زند دروت تدبیرهای الهی است.

ج. …

 

۵) «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ …»

مقصود از کسانی که در کفر می‌شتابند، چه کسانی‌اند؟

الف. منافقان‌ (مجاهد و ابن اسحاق، به نقل مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۱)

ب. کسانی که از دین مرتد شدند. (جبائی، به نقل مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۱)

ج. …

 

۶) «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً»

آرامش خود را حفظ كنيد، كه تلاش‏هاى کسانی که در مسیر کفر می‌شتابند در محو اسلام بى‏اثر است. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۰۴)

 

۷) «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ … يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ»

شبهه

اینکه فرموده «خداوند می‌خواهد برای آنها بهره‌ای در آخرت قرار ندهد» آیا نشان نمی دهد که آنان مجبورند و آیا این خلاف عدل الهی نیست؟

پاسخ

خداوند خیر همگان را می‌خواهد؛ اما در عین حال به انسان‌ها اختیار داده است؛ و در عین حال نظام عالم را به طوری قرار داده که نتیجه هر کاری به صاحبش برگردد.

پس اگر کسی بر اساس اختیار خود مسیر کفر و جهنم را در پیش گرفت، یعنی در نظامی که خداوند قرار داده نمی‌خواهد هیچ بهره‌ای در آخرت داشته باشد» و اینکه خدا چنان خواسته، نه به این معناست که «علی‌رغم میل آنان، چنین خواسته»! تا اینکه این را جبر ویا خلاف عدل الهی بدانیم؛ بلکه این تعبیر حقیقت و باطن «شتافتن آنان به سوی کفر» را شرح می‌دهد؛ یعنی از باب «وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُم: و آنان نهایت مکر خود را به کار بستند در حالی که مکرشان نزد خداوند بود» (ابراهیم/۴۶)

 

۸) « يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ … يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ»

مهلت دادن به كفّار، سنّت الهى است، نه آنكه نشانه‏ ناآگاهى و يا ناتوانى خداوند باشد. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۰۴)

 

۹) «الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ … يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ»

محروميّت انسان در آخرت، ناشى از عملكرد او در دنياست. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۰۴)

 

۱۰) «الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ … يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ»

حضور در ميدان كفر، انسان را از دريافت رحمت الهى محروم مى‏كند. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۰۴)

 

۱۱) «الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ … وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ؛ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ … لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ»

هم فضل الهى بزرگ است و هم قهر او.

در دو آيه قبل، نسبت به مجروحانى كه به فرمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به جبهه رفتند، از فضل عظيم الهى بشارت داد و در اين آيه نسبت به كفّار سرسخت، عذاب عظيم را يادآور مى‏شود. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۰۴)

 

 


[۱] . درباره اعمش قرائت «لَنْ يَضِرُّوا» نقل شده است: قرأ الجماعة « لَنْ يَضُرُّوا» بضم الضاد؛ و قرأ الاعمش « لَنْ يَضِرُّوا» بکسرها. (معجم القرائات، ج۱، ص۶۲۶) اما چون این نقل در همه‌جا نبود در متن نیاوردم؛ مثلا در الکامل المفصل فی القرائات الربعة عشر، ص۷۳ که از این آیه بحث کرده، اشاره‌ای به این قرائت اعمش نکرده است. شاید این مطلب با یکی از روایت‌های کمتر مشهور اعمش نقل شده باشد.

[۲] . قرأ نافع في جميع القرآن يحزن بضم الياء و كسر الزاي إلا قوله «لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ» فإنه فتحها و ضم الزاي و قرأ الباقون في جميع القرآن بفتح الياء و ضم الزاي و قرأ أبو جعفر عكس ما قرأ نافع فإنه فتح الياء في جميع القرآن إلا قوله لا يَحْزُنُهُمُ فإنه ضم الياء. الحجة: قال أبو علي قال سيبويه تقول فتن الرجل و فتنته و حزن الرجل و حزنته و زعم الخليل إنك حيث قلت فتنته و حزنته لم ترد أن تقول جعلته حزينا و جعلته فاتنا كما إنك حين تقول أدخلته جعلته داخلا و لكنك أردت أن تقول جعلت فيه حزنا و فتنة كما تقول كحلته جعلت فيه كحلا و دهنته جعلت فيه دهنا فجئت بفعلته على حدة و لم ترد بفعلته هاهنا تغيير قولك حزن و فتن و لو أردت ذلك لقلت أحزنته و أفتنته قال و قال بعض العرب‏ أفتنت الرجل و أحزنته إذا جعلته فاتنا و حزينا فغيروا فعل قال أبو علي فهذا الذي حكيته عن بعض العرب حجة نافع فأما قراءة لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ فيشبه أن يكون اتبع فيه أثرا و أحب الأخذ بالوجهين.

[۳] . و قرأ نافع: يحزنك من أحزن، و كذا حيث وقع المضارع، إلا في لا يحزنهم الفزع الأكبر، فقرأه من حزن كقراءة الجماعة في جميع القرآن. يقال: حزن الرّجل أصابه الحزن، و حزنته جعلت فيه ذلك، و أحزنته جعلته حزينا.

[۴] . و قرأ النحوي: يسرعون من أسرع في جميع القرآن. قال ابن عطية: و قراءة الجماعة أبلغ، لأن من يسارع غيره أشد اجتهادا من الذي يسرع وحده. و في ضمن قوله: إنهم لن يضروا اللّه شيئا دلالة على أنّ و بال ذلك عائد عليهم، و لا يضرون إلا أنفسهم.

[۵] . قَالَ إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! إِنَّ عِنْدَهَا يَلِيهِمْ أُمَرَاءُ جَوَرَةٌ وَ وُزَرَاءُ فَسَقَةٌ، وَ عُرَفَاءُ ظَلَمَةٌ، وَ أُمَنَاءُ خَوَنَةٌ،

فَقَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ!

[۶] . وَ يَطْلُعُ الْكَوْكَبُ الْمُذْنِبُ،

[۷] . قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ. يَا سَلْمَانُ! فَعِنْدَهَا يَلِيهِمْ أَقْوَامٌ إِنْ تَكَلَّمُوا قَتَلُوهُمْ وَ إِنْ سَكَتُوا اسْتَبَاحُوا حَقَّهُمْ لَيَسْتَأْثِرُونَ أَنْفُسَهُمْ بِفَيْئِهِمْ وَ لَيَطَئُونَ حُرْمَتَهُمْ وَ لَيَسْفِكُنَّ دِمَاءَهُمْ وَ لَيَمْلَأُنَّ قُلُوبَهُمْ دَغَلًا وَ رُعْباً، فَلَا تَرَاهُمْ إِلَّا وَجِلِينَ خَائِفِينَ مَرْعُوبِينَ مَرْهُوبِينَ،

[۸] . وَ لَتَرْكَبَنَّ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ‏ السُّرُوجَ فَعَلَيْهِنَّ مِنْ أُمَّتِي لَعْنَةُ اللَّهِ، قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟! فَقَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! إِنَّ عِنْدَهَا تُزَخْرَفُ الْمَسَاجِدُ كَمَا تُزَخْرَفُ الْبِيَعُ وَ الْكَنَائِسُ وَ تُحَلَّى الْمَصَاحِفُ، وَ تُطَوَّلُ الْمَنَارَاتُ وَ تَكْثُرُ الصُّفُوفُ بِقُلُوبٍ مُتَبَاغِضَةٍ وَ أَلْسُنٍ مُخْتَلِفَةٍ.

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟!

قَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ وَ عِنْدَهَا تُحَلَّى ذُكُورُ أُمَّتِي بِالذَّهَبِ وَ يَلْبَسُونَ الْحَرِيرَ وَ الدِّيبَاجَ وَ يَتَّخِذُونَ جُلُودَ النُّمُورِ صِفَافاً.

[۹] . قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

قَالَ ص: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا سَلْمَانُ! وَ عِنْدَهَا تَحُجُّ أَغْنِيَاءُ أُمَّتِي لِلنُّزْهَةِ وَ تَحُجُّ أَوْسَاطُهَا لِلتِّجَارَةِ وَ تَحُجُّ فُقَرَاؤُهُمْ لِلرِّيَاءِ وَ السُّمْعَةِ فَعِنْدَهَا يَكُونُ أَقْوَامٌ يَتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَ يَتَّخِذُونَهُ مَزَامِيرَ، وَ يَكُونُ أَقْوَامٌ يَتَفَقَّهُونَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَ تَكْثُرُ أَوْلَادُ الزِّنَا، وَ يَتَغَنَّوْنَ بِالْقُرْآنِ، وَ يَتَهَافَتُونَ‏ بِالدُّنْيَا.

[۱۰] . فَعِنْدَهَا لَا يَحُضُّ الْغَنِيُّ عَلَى الْفَقِيرِ حَتَّى إِنَّ السَّائِلَ يَسْأَلُ فِيمَا بَيْنَ الْجُمُعَتَيْنِ لَا يُصِيبُ أَحَداً يَضَعُ فِي كَفِّهِ شَيْئاً.

قَالَ سَلْمَانُ: وَ إِنَّ هَذَا لَكَائِنٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

فَقَالَ: إِي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، يَا سَلْمَانُ! عِنْدَهَا يَتَكَلَّمُ الرُّوَيْبِضَةُ،

فَقَالَ: وَ مَا الرُّوَيْبِضَةُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فِدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي؟!

قَالَ ص: يَتَكَلَّمُ فِي أَمْرِ الْعَامَّةِ مَنْ لَمْ يَكُنْ يَتَكَلَّمُ فَلَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى تَخُورَ الْأَرْضُ خَوْرَةً فَلَا يَظُنُّ كُلُّ قَوْمٍ إِلَّا أَنَّهَا خَارَتْ فِي نَاحِيَتِهِمْ فَيَمْكُثُونَ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ يَنْكُتُونَ فِي مَكْثِهِمْ فَتُلْقِي لَهُمُ الْأَرْضُ أَفْلَاذَ كَبِدِهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى الْأَسَاطِينِ فَقَالَ مِثْلَ هَذَا فَيَوْمَئِذٍ لَا يَنْفَعُ ذَهَبٌ وَ لَا فِضَّةٌ.

[۱۱] . در مناقب، ابتدا فراز دوم آمده سپس فراز اول، آن هم به طور مختصرتر:

وَ قَالَتْ ع لَمَّا تَكَلَّمَتْ مَعَ الْأَوَّلِ مَعَاشِرَ الْمُسْلِمَةِ الْمُسْرِعَةِ إِلَى قِبَلِ الْبَاطِلِ الْمِغْضِيَةِ «۳» عَلَى الْفِعْلِ الْخَاسِرِ أَ فَلَا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِكُمْ بِتَتَابُعِ سَيِّئَاتِكُمْ فَأَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ أَبْصَارِكُمْ وَ لَبِئْسَ مَا تَأَوَّلْتُمْ وَ سَاءَ مَا بِهِ أَشَرْتُمْ وَ شَرَّ مَا مِنْهُ اعْتَصَمْتُمْ لَتَجِدُنَّ وَ اللَّهِ مَحَلَّهَا ثَقِيلًا وَ غَيَّها وَبِيلًا إِذَا كُشِفَ لَكُمُ الْغِطَاءُ وَ بَانَ وَ زَادَ وَيْهُ الصِّرَاطِ وَ بَدَا لَكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَحْتَسِبُونَ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ …

أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ إِلَى قَوْلِهِ مُؤْمِنِينَ أَلَا وَ اللَّهِ لَقَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ وَ كُلِّفْتُمْ بِالدَّعَةِ فَمَحَجْتُمْ بِالَّذِي وَعَيْتُمْ فَ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ الْآيَة

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*