۹۱۳) إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ

۱۴ رجب۱۴۴۰

ترجمه

به یقین در آفرینش آسمانها و زمین، و در پی هم آمدنِ شب و روز، آیاتی برای اهل خِرَد است.

نکات ادبی

إِنَّ في‏ … لَآياتٍ …

در این جمله تمامی امکانات نحوی‌ای که می‌تواند تاکید بر کلام را برساند استفاده شده است:

جمله اسمیه + شروع با إِنَّ + مقدم داشتن خبرِ إنّ بر اسم إنّ + آوردن لام مزحلقه بر اسم إنّ

«خَلْق»

قبلا بیان شد که کلمه «خَلق» مصدری است (= آفرینش) که در بسیاری از موارد در معنای مفعولی به کار می‌رود (= مخلوق، آفریده شده) و در این آیه هر دو معنا (آفرینش، آفریدگان) می‌تواند اراده شده باشد.

برخی از اهل لغت معتقدند اصل این ماده دلالت بر «تقدیر» (تعیین اندازه) داشته است، چنانکه «خُلق» (به معنای خوی و خصلت و اخلاقیات شخصی) را هم از این جهت «خلق» نامیده‌اند که بیانگر ویژگی‌هایی است که در صاحب آن معین و مقدر شده است و برخی هم گفته‌اند کلمه «خلق» به نحو خاص به معنای «ایجاد کردن بر اساس یک کیفیت [و محاسبه] خاص» می‌باشد که هم در مورد ایجاد بی‌سابقه، و هم ایجاد چیزی از چیز دیگر به کار می‌رود.

در تفاوت «خَلق» و «خُلق» گفته‌اند که اینها در اصل در یک معنا هستند اما «خَلق» غالبا در مورد شکل و صورت و هیأتی که با بَصَر (چشم)‌دیده می‌شود به کار می‌رود اما «خُلق»‌بیشتر درباره قوا و سجیه‌هایی که با بصیرت درک می‌شوند.

جلسه ۸۲۹ http://yekaye.ir/ya-seen-36-79/

السَّماواتِ

قبلا بیان شد که «سمو» به معنای «علو» و بلندی است و به هرجایی که بر فراز جای دیگر باشد «سماء» گفته می‌شود چنانکه آسمان را هم چون فوق زمین است «سماء» می‌گویند.

جلسه ۲۲۱ http://yekaye.ir/baqare-2-31/

الْأَرْضِ

قبلا بیان شد که ماده «أرض» در زبان عربی در معانی متعددی به کار رفته است که برخی اینها را به سه معنا برمی‌گردانند که دوتای آنها در قرآن کریم به کار نرفته است (یکی در معنای زکام و سرماخوردگی؛ دیگری در معنای «رعشه و تزلزل»). اما معنایی که با آن سر و کار داریم به هر چیزی که در موقعیت پست و پایین قرار گرفته، نقطه مقابل سماء و عُلُو باشد.

برخی معتقدند که اصل معنای آن، همین کره زمین در مقابل آسمان بوده و به تَبَعِ آن بر هر چیز پست و پایینی در مقابل بالا اطلاق شده؛ و برخی هم توضیح داده‌اند که هرگاه این کلمه در کنار «سماء» قرار بگیرد کاملا بر همین معنای مقابل «سماء» به کار می‌رود و شامل جمیع موجودات زمینی هم می‌شود؛ اما وقتی که به صورت مطلق به کار می‌رود (وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ، حجر/۱۹؛ أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً، مرسلات/۲۵) غالبا خود کره زمین مورد نظر است؛ هرچند که گاه به قسمت و منطقه معینی از زمین هم اطلاق می‌شود (يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ، مائده/۲۱؛ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ‏، لقمان/۳۴).

به نظر می‌رسد که همین در مقابل «سماء» ‌بودن ظرفیتی را در این کلمه قرار داده که استعمال آن در قرآن لزوما برای اشاره به زمین جسمانی نباشد؛ چنانکه حتی برخی در توضیح آیه «اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» (طلاق/۱۲) و نیز روایاتی که از هفت زمین در قبال هفت آسمان سخن می‌گوید این احتمال را مطرح کرده‌اند که مقصود از هر زمینی، آسمانِ تحت آسمان بالاتر است؛ و بدین ترتیب، هفت آسمان و یک زمین داریم که شش آسمانِ آن، هریک زمینی برای آسمان بالاتر از خود است.

در احادیث، این توسعه معنایی «أرض» جدی گرفته شده و تعابیر زمین دل، زمین جان و … – دست کم به طور استعاری – رایج است؛ و برخی روایات، برخی از تعابیر «أرض» در قرآن را بر همین معانی توسعه‌یافته نیز اطلاق کرده‌اند.

جلسه ۷۸۱ http://yekaye.ir/ya-seen-36-33/

اخْتِلافِ

قبلا بیان شد که «خَلْف‏» به معنای «پشت» (نقطه مقابلِ «قدام: جلو») (بقره/۲۵۵؛ رعد/۱۱) و «خَلَف» به معنای کسی که در پی می‌آید (نقطه مقابل سَلَف: گذشتگان) می‌باشد.

برخی گفته‌اند وقتی «خَلَف» به صورت اضافه به خوبی و بدی بیاید (خلَفِ صدق، خلَفِ سوء) طبیعتا با لفظ بعدی به معنای خوبی ویا بدی جانشین اشاره شده؛ اما وقتی قرار باشد به صورت مطلق به کار رود، برای کسی که جانشین مناسبی است، تعبیر «خَلَف»؛ و برای کسی که جایگزین نامطلوبی است، تعبیر «خَلْف‏» را به کار می‌برند؛ که این تعبیر دوم در دو جای قرآن کریم به کار رفته است (فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ؛ اعراف/۱۶۹؛ مریم/۵۹) .

از کاربردهای ماده «خلف» تعابیری مانند «اختلاف» و «مخالفت» است که در زبان فارسی هم رواج پیدا کرده است؛ و بدین معناست که هرکس راهی غیر از راه دیگری را در پیش گیرد و از آنجا که اختلاف بین مردم غالبا موجب نزاع می‌شود، به نحو استعاری برای هر منازعه و دعوایی هم تعبیر «اختلاف» به کار می‌رود. البته «اختلاف» به معنای «یکی خلف دیگری بودن» هم به کار رفته، چنانکه «اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» به معنای آمدن شب و روز یکی بعد از دیگری است.

جلسه ۲۲۰ http://yekaye.ir/al-baqare-2-030/

لَآياتٍ

«آیات» جمعِ «آیة» است؛ که آیه به معنای علامت و نشانه است؛ و درباره اینکه ماده اصلی این کلمه چه بوده، قبلا در جلسه ۲۲۹ بحث شد.

http://yekaye.ir/al-baqarah-002-039/

لِأُولِي الْأَلْبابِ[۱]

ماده «لبب» در دو معنا به کار رفته است: یکی خلوص و ناب بودن، و دیگری ثبات و اقامت در مکانی؛ که از اولی کلمه «لُبّ» به معنای مغز و پاک و خالص هرچیزی معروف است؛ و از دومی هم تعبیر «تلبیه» و همان «لبّیک» گفتن که به معنای آن است که بر طاعت تو استوار و ثابت‌قدمم. (معجم المقاييس اللغة، ج‏۵، ص۱۹۹؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۳۳)

البته گفته شده تلبیه به معنای خالصانه در خدمت بودن است، چنانکه به زنی که بشدت بچه‌اش را دوست دارد و برایش هر کاری می‌کند «امرأة لَبَّة» گویند (مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۳۳) و ظاهرا به همین مناسبتُ برخی بر این باورند که اصل معنای این ماده به همان معنای نقیّ (پاکی) و خلوص برمی‌گردد؛ و لبیک هم بدان معناست که من در موقعیت خلوص و پاکی در قبال تو قرار می‌گیرم (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۰، ص۱۵۶)

در هر صورت، کاربرد کلمه «لُبّ» به معنای «عقل» بسیار رایج است؛ و گفته‌اند «لب» عقل ناب و خالص از هر گونه شائبه‌ای است، و اولوالالباب یعنی کسانی که صاحب اندیشه ناب باشند و اندیشه‌شان با اوهام و اشتباه و … آمیخته نگردد و به همین جهت است که خداوند درکِ مطالبی را که جز عقلهای پاک و خالص درنمی‌یابند را به اولواالباب نسبت داده است (مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۳۳) و برخی هم وجه تسمیه‌عقل به «لبّ» را این دانسته‌اند که بهترین چیزی است که در انسان است؛ چرا که لب بهترین و خالصترین بخش از هر چیزی است. (مجمع البيان، ج‏۲، ص۹۰۸) با این بیان معلوم شد که «لب» اخص از عقل است؛ و در تفاوت این دو گفته‌اند که وقتی تعبیر «لب»ّ» به کار می‌رود منظور آن خلوص و بی‌پیراگی‌ای است که در درک شخص حضور دارد؛ اما تعبیر «عقل» ناظر به احاطه و حصری است که توسط عقل شخص نسبت به معلومات واقع می‌شود (الفروق في اللغة، ص۷۶)[۲]

ماده «لبب» در قرآن کریم فقط در تعبیر «اولو/اولی الالباب» و جمعا ۱۶ بار به کار رفته است.

حدیث

۱) روایت شده است هنگامی که این آیات (آیات ۱۹۰-۱۹۴ سوره آل عمران) نازل شد، پیامبر اکرم ص فرمود:

وای بر کسی که اینها را در دهان خود مضمضه کند و در آن تامل ننماید.

مجمع البيان، ج‏۲، ص۹۰۸

و قد اشتهرت الرواية عن النبي ص أنه لما نزلت هذه الآيات قال:

وَيْلٌ لِمَنْ لَاكَهَا بَيْنَ فَکَّيْهِ وَ لَمْ يَتَأمَّل ما فيها

 

۲) از امام رضا ع روایت شده است که رسول الله ص به حضرت علی ع سفارشاتی کرد، فرمود: تو را به نماز شب سفارش می‌کنم؛ و این را سه بار گفت؛ و نماز شب روزی و نورانیت صورت را زیاد می‌کند و خُلق را نیکو می‌گرداند؛ پس هنگامی که از بسترت برخاستی به افق آسمان بنگر و بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانَا بَعْدَ مَمَاتِنَا وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ وَ أَعْبُدُهُ وَ أَحْمَدُهُ وَ أَشْكُرُهُ: حمد خدایی را که ما را بعد از مرگمان زنده می‌کند و برانگیخته شدن به سوی اوست؛ و او را می‌پرستم و حمد و سپاس می‌گویم»؛

و آیات آخر سوره آل عمران، از «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (آیه۱۹۰) تا‏« إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» (آیه ۱۹۴) را بخوان و بگو:

«اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ سُبْحَانَكَ سُبْحَانَكَ»‏ وَ إِذَا سَمِعْتَ صُرَاخَ الدِّيكِ فَقُلْ «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ‏: خدایا تو زنده برپادارنده‌ای نه چرت تو را فراگیرد و نه خواب؛ منزهی تو، منزهی تو»

و هنگامی که صدای خروس را شنیدی بگو:

«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ‏: منزه و مقدس است پروردگار فرشتگان و روح؛ رحمتت بر غضبت پیشی گرفته است و معبودی جز تو نیست.»

و مسواک بزن؛ که مسواک زدن در حد کارهای واجب است.

الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا عليه السلام، ص۱۳۷

وَ عَلَيْكَ بِالصَّلَاةِ فِي اللَّيْلِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَوْصَی عَلِيّاً ع بِهَا فَقَالَ فِي وَصِيَّتِهِ عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ‏ قَالَهَا ثَلَاثاً وَ صَلَاةُ اللَّيْلِ تَزِيدُ فِي الرِّزْقِ وَ بَهَاءِ الْوَجْهِ وَ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ‏ فَإِذَا قُمْتَ مِنْ فِرَاشِكَ فَانْظُرْ فِي أُفُقِ السَّمَاءِ وَ قُلْ «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانَا بَعْدَ مَمَاتِنَا وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ وَ أَعْبُدُهُ وَ أَحْمَدُهُ وَ أَشْكُرُهُ» وَ تَقْرَأُ آخِرَ آلِ عِمْرَانَ مِنْ قَوْلِهِ‏ «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏» إِلَی قَوْلِهِ‏ «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» وَ قُلِ «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ سُبْحَانَكَ سُبْحَانَكَ»‏ وَ إِذَا سَمِعْتَ صُرَاخَ الدِّيكِ فَقُلْ «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ‏» ثُمَّ اسْتَكْ وَ السِّوَاكُ وَاجِبٌ.

 

۳) از امام باقر ع روایت شده:

هنگامی که برای نماز شب از خواب برخاستی بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَهُ: حمد خدایی را که روح مرا برگرداند تا تو را حمد گویم و بپرستم»

و چون صدای خروسها را شنیدی بگو:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ: منزه و مقدس است پروردگار فرشتگان و روح؛ رحمتت بر غضبت پیشی گرفته است و معبودی جز تو نیست. تو تنهایی و شریکی نداری؛ من بد کردم و به خودم ستم کردم؛ پس مرا ببخش و بر من رحم آور که همانا گناهان را جز تو کسی نمی‌بخشد»

پس هنگامی که برخاستی نگاهی به آفاق آسمان بینداز و بگو:

اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا يُوَارِي عَنْكَ لَيْلٌ سَاجٍ وَ لَا سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَيِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ «خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ» غَارَتِ النُّجُومُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِلَهِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ: خدایا نه شب پوشاننده و نه آسمان دارای برج‌ها [= محل‌های معین ستارگان] و نه زمین دارای گستردگی و نه ظلمتهایی که برخی فوق برخی دیگرند؛ و نه دریای عمیق [چیزی را] او تو پوشیده نمی دارد؛ هرکس از مخلوقاتت که شبانه راه می‌پیماید تو پیش او راه می‌روی؛ چشمهای خیانت‌کار را می‌دانی و نیز آنچه که در سینه‌ها پنهان است» (غافر/۱۹) ستارگان افول کردند و چشمها خوابید و تویی که زنده برپادارنده‌ای و نه چرت تو را دربرگیرد و نه خواب؛ منزه است پروردگار جهانیان و معبود پیامبران و حمد خدایی راست که پروردگار جهانیان است.»

سپس پنج آیه از آخر سوره آل عمران از «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (آل عمران/۱۹۰) تا «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» را بخوان؛ سپس مسواک بزن و وضو بگیر و هنگامی که دستت به آب خورد بگو

«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ: به نام خدا و با [تکیه بر] خدا خدایای مرا از توبه‌کنندگان بگردان و مرا از پاکان قرار بده»

و هنگامی که از وضو فارغ شدی بگو:‌ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»

پس هنگامی که برای نماز برخاستی بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَی اللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِ بَيْتِكَ وَ عُمَّارِ مَسَاجِدِكَ وَ افْتَحْ لِي بَابَ تَوْبَتِكَ وَ أَغْلِقْ عَنِّي بَابَ مَعْصِيَتِكَ وَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ أَقْبِلْ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ جَلَّ ثَنَاؤُك: به نام خدا و با [تکیه بر] خدا و به سوی خدا و از خدا و آنچه خدا خواهد و هیچ تحول و قدرتی نیست مگر به خدا؛ خدایا مرا از زائران خانه‌ات و آبادکنندگان مساجدت بگردان و بر من باب توبه‌ات را بگشای و درهای معصیت و هر معصیتی را بر من ببند؛ حمد خدایی را که مرا از کسانی قرار داد که با او مناجات می‌کند؛ خدایای با روی گشاده‌ات به من توجه کن که ثنا تو راست.»

سپس با تکبیر نمازت را شروع کن.

الكافي، ج‏۳، ص۴۴۵؛ تهذيب الأحكام، ج‏۲، ص۱۲۳؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏۱، ص۴۸۱-۴۸۲

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:

إِذَا قُمْتَ بِاللَّيْلِ مِنْ مَنَامِكَ فَقُلِ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَهُ»

فَإِذَا سَمِعْتَ صَوْتَ الدُّيُوكِ فَقُلْ: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ»

فَإِذَا قُمْتَ فَانْظُرْ فِي آفَاقِ السَّمَاءِ وَ قُلِ: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا يُوَارِي عَنْكَ لَيْلٌ سَاجٍ وَ لَا سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَيِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ غَارَتِ النُّجُومُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِلَهِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»

ثُمَّ اقْرَأِ الْخَمْسَ الْآيَاتِ مِنْ آخِرِ آلِ عِمْرَانَ «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» إِلَی قَوْلِهِ «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ»

ثُمَّ اسْتَكْ وَ تَوَضَّأْ فَإِذَا وَضَعْتَ يَدَكَ فِي الْمَاءِ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ»

فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُلِ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»

فَإِذَا قُمْتَ إِلَی صَلَاتِكَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَی اللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِ بَيْتِكَ وَ عُمَّارِ مَسَاجِدِكَ وَ افْتَحْ لِي بَابَ تَوْبَتِكَ وَ أَغْلِقْ عَنِّي بَابَ مَعْصِيَتِكَ وَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ أَقْبِلْ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ»

ثُمَّ افْتَتِحِ الصَّلَاةَ بِالتَّكْبِيرِ.

 

۴) از چندین تن از ائمه اطهار ع روایتی نقل شده است که حضرت امیرالمومنین ع در یک مجلس چهارصد باب از آنچه دین و دنیای انسان مسلمان را آباد می‌کند، به برخی از اصحابش آموخت. قبلا فرازهایی از این روایت قبلا گذشت.[۳] در دو فراز دیگر از آن فرموده‌اند:

هنگامی که هر یک از شما حاجتی داشت، پس صبحدم روز پنجشنبه در طلبش بیرون رود که همانا رسول الله ص فرمود: «خدایا برای امتم در صبحدم روز پنجنشبه برکت قرار بده» و هنگامی که از خانه بیرون رفت آیاتی از آخر سوره آل عمران (از «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» تا «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ») را بخواند و نیز آیة الکرسی و سوره قدر و سوره ام الکتاب (فاتحه)؛ که همانا در اینها برآورده شدن حوایج دنیا و آخرت است.

… و هنگامی که هریک از شما شب برخاست به اکناف آسمان نظری افکند و بخواند «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» تا «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» (آل عمران/۱۹۰-۱۹۴).

الخصال، ج‏۲، ص۶۲۳؛ تحف العقول، ص۱۱۳-۱۱۴

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَی بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَی عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع‏

… إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ حَاجَةً فَلْيُبَكِّرْ فِي طَلَبِهَا يَوْمَ الْخَمِيسِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لِأُمَّتِي فِي بُكُورِهَا يَوْمَ الْخَمِيسِ وَ لْيَقْرَأْ إِذَا خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ الْآيَاتِ مِنْ آخِرِ آلِ عِمْرَانَ [«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» إِلَی قَوْلِهِ «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ»] وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ أُمَّ الْكِتَابِ فَإِنَّ فِيهَا قَضَاءً لِحَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة

… وَ إِذَا قَامَ أَحَدُكُمْ مِنَ اللَّيْلِ فَلْيَنْظُرْ إِلَی أَكْنَافِ السَّمَاءِ وَ لْيَقْرَأْ «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»‏ إِلَی قَوْلِهِ «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعاد».[۴]

 

۵) روایت شده است که امام باقر ع ناظر به این سخن خداوند عز و جل «و هر كه در اين [دنيا] كور [دل‏] باشد در آخرت [هم‏] كور [دل‏] و گمراهتر خواهد بود.» (اسراء/۷۲) فرمود: هرکس که آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شدِ شب و روز و گردش فلک و ماه و خورشید و آیات عجیب او را بر این دلالت نکند که ورای اینها امری عظیمتر از آن است؛ اوست که در آخرت كور و گمراهتر خواهد بود» فرمود: وی نسبت بدانچه ندیده کور و گمراهتر است.

التوحيد (للصدوق)، ص۴۵۵؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏۲، ص۳۲۱

أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی‏ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمی‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمی‏ وَ أَضَلُّ سَبِيلًا» قَالَ:

مَنْ لَمْ يَدُلَّهُ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ دَوَرَانُ الْفَلَكِ وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ الْآيَاتُ الْعَجِيبَاتُ عَلَی أَنَّ وَرَاءَ ذَلِكَ أَمْراً أَعْظَمَ مِنْهُ «فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمی‏ وَ أَضَلُّ سَبِيلًا»

قَالَ: فَهُوَ عَمَّا لَمْ يُعَايِنْ أَعْمَی وَ أَضَلُّ.[۵]

 تدبر

۱) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ … لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

آفرینش آسمانها و زمین، حکایتگر از وجودات محدثات (چیزهایی که نبودند و در جهان حادث شده‌اند)، و حدوث آنها دلیل است بر وجود پدیدآورنده‌ای که خودش فراتر از هرگونه حدوث و پدیدآمدنی است؛ چرا که اگر او نیز حادث (پدیدآمده) باشد، نیازمند پدیدآورنده‌ای است و چون تسلسل محال است [= اگر کل این سلسله پدید آمده‌ها، همگی حادث باشند، پس کل آنها نیازمند پدیدآورنده‌ای ورای خود هستند]، پس حتما پدیدآورنده‌ای هست که خودش حادث و «پدیده آمده» نیست. (مجمع البیان، ج۲، ص۹۰۹)

 

۲) «إِنَّ في‏ … اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

درباره مقصود از «اختلاف شب و روز»،

الف. آنچه مشهورتر است این است که اختلاف به معنای آمدن یکی خَلف [= در پی دیگری] است؛ یعنی اینکه شب و روز در پی هم می‌آیند. (مجمع البیان، ج۱، ص۴۵۱).

ب. اما علاوه بر این، می‌توان اختلاف به معنای تفاوت و برخلاف هم بودن هم دانست؛ و مقصود از اختلاف شب و روز، تفاوتهای اینهاست، هم تفاوتهای مطلق این دو، مانند از حیث نورانیت و ظلمت، و …؛ و هم تفاوت‌های نسبی آنها، مانند طولانی و کوتاه بودن آنها (که وقتی شب طولانی است روز کوتاه است و بالعکس) (مجمع البیان، ج۱، ص۴۵۱).

که در صورت اول، وجه آیه بودنش می‌تواند این باشد که با زوال‌پذیریِ خود دلالت دارند بر موجود زوال‌ناپذیری که فوق اینهاست و تدبیر اینها به دست اوست. (المیزان، ج۱، ص۳۹۶)

و در صورت دوم، وجه آیه بودنش می‌تواند این باشد که با تفاوتهای و تقابلهای خود،نشانه‌ای است بر وجود نظم‌دهنده‌ای که این امور متقابل را در کنار هم تدبیر می‌کند. (المیزان، ج۱، ص۳۹۷)

 

۳) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

آیاتی برای اهل خِرَد است؛ آیه و نشانه، همواره آیه بر چیزی است؛ اما نفرمود آیه و نشانه بر چه؟ شاید بدین جهت که این آفرینش و آن آمد و شد، نشانه بر امور متعددی است که هر کس به هر اندازه که عقلش ناب شود، می‌تواند نشانه بودنِ آن از جهت خاصی را بیابد.

اغلب مفسران این را نشانه بر وجود خالق و حداکثر ربوبیت او دانسته‌اند

اما با تامل می‌توان دریافت که:

الف. آفرینش آسمان‌ها و زمین، نه تنها نشانه بر وجود آفریننده است (تدبر۱)؛ بلکه نشانه است بر:

الف.۱٫ وحدت آفریننده

الف. وجود رب و پروردگار.

الف.۳ وحدت ربوبیت و تدبیر.

الف.۴٫ علیم و حکیم بودن آفریننده آنها

الف.۵٫ ابعاد متنوعی از قدرت آفریننده آنها (بویژه با توجه به عجایبی که در آنها هست)

الف.۶٫ غایتمندیِ آفرینش و وجود معاد

الف.۷٫ عدل الهی

الف.۸٫ رحمانیت خداوند

الف.۹٫ …

ب. و در پی هم آمدنِ شب و روز نیز نه تنها نشانه بر وجود آفریننده نور و ظلمت و ربوبیت او است (تدبر۲)؛ بلکه نشانه است بر:

ب.۱٫ وجود رب و پروردگار

ب.۲٫ وحدت ربوبیت و تدبیر.

ب.۳٫ وجودی ثابت و فراتر از زمان، که به خاطر آن است که گردش زمان میسر می‌گردد

ب.۴٫ واقعیتی فراتر از نور و ظلمت، که تقابل نور و ظلمت در ذیل او فهم می‌شود.

ب.۵٫ رحمانیت خداوند و رها نشدن انسان به حال خود (خداوند با این گونه تدبیر شب و روز، زندگی انسان را نظمی عمیق بخشیده است و کافی است در نظر آوریم که اگر کره زمین در مقابل خورشید حرکت وضعی نداشت و نیمی از آن همواره شب و نیمی دیگر همواره روز بود، چقدر زندگی دچار مشکل، بلکه ناممکن می‌گشت)

ب.۶٫ …

 

۴) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شدِ شب و روز آیات و نشانه‌هایی برای صاحبان «لُبّ» است.

«لب» عقل خالص و ناب است؛ یعنی اگر کسی از عقل ناب بهره‌ای برده باشد، از تامل در اینها، نه یک دلیل و یک نشانه، بلکه نشانه‌ها می‌یابد.

این نشانه‌ها می‌تواند ناظر باشد به امور متعددی که اینها نشانه بر آنهاست و در تدبر ۳ به برخی از آنها اشاره شد، و نیز چه بسا ناظر باشد به اینکه با تامل در همین آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز، در خصوص هریک از مواردی که گذشت (مثلا خالقیت خدا یا وحدت او)، نه یک نشانه و یک دلیل، بلکه چندین و چند نشانه و دلیل می توان یافت.

 

۵) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ … لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

آفرينش جهان، هدفدار است. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۲۲)

 

۶) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ … لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

هستی‌شناسی، مقدّمه‏ خداشناسی است. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۲۲)

تاملی در باب فلسفه و فلسفیدن

برخی می‌پندارند چون زادگاه فلسفه، یونان باستان بوده، پس حتما فلسفه سر به الحاد و بی‌دینی برمی‌دارد؛ و به خاطر مشاهده برخی از آرای فلاسفه مسلمان، که عمدتاً ناشی از نفهمیدن منظور آنان بوده (مانند نظریه وحدت وجود)، رای به سراپا ضلالت بودن فلسفه، و کفر فلاسفه می‌دهند و این موضع ضدفلسفی خود را موضعی دینی و قرآنی می‌پندارند.

صرف نظر از اینکه، فیلسوف از آن جهت که تفلسف می‌کند به رای هیچ فیلسوف دیگری تعبد ندارد؛ و نمی‌توان به خاطر نظر یک فیلسوف، همه فلاسفه را به یک چوب راند، در این آیه به صراحت اندیشه در هستی جهان، آن هم با عقل ناب را می‌ستاید و محصول این اندیشیدن را، نه فقط یک آیه، بلکه رسیدن به آیات می‌داند.

یعنی همان گونه که وحی می‌تواند معارف عمیقی در اختیار انسان قرار دهد که نامش «آیات» قرآن است؛ اندیشیدن در خلقت جهان نیز می‌تواند معارف عمیقی در اختیار انسان قرار دهد که نام آن نیز «آیات» است.

 

۷) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ … لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

هر كه خردمندتر است با تفكّر در آفرينش بايد نشانه‏های بيشتری را دريابد.

در واقع، آفرينش، پر از راز و رمز، و ظرافت و دقّت است كه تنها خردمندان به درك آن راه دارند. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۲۲)

 

۸) «إِنَّ في‏ … اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

اختلاف ساعات شب و روز در طول سال، در نظر خردمندان تصادفی نيست. (تفسير نور، ج‏۲، ص۲۲۲)

و نه‌تنها تصادفی نیست، بلکه نشانه‌های فراوانی در آن قرار داده شده، که عقل ناب می‌خواهد که به آن نشانه‌ها پی ببرد.

۹) «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»

پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع خواندن این پنج آیه سوره آل عمران (یعنی آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴) در موقعیت‌های متعددی (بتنهایی یا همراه با اذکار دیگر) سفارش کرده‌اند؛ از جمله:

الف. هنگام برخاستن برای ادای نماز شب (تهذيب الأحكام، ج‏۲، ص۲۷۳[۶]؛ مجمع البيان، ج‏۲، ص۹۰۸[۷])

ب. در تعقیبات نماز صبح (دعائم الإسلام، ج‏۱، ص۱۶۶-۱۶۷)[۸]

ج. در نافله‌های ظهر (در رکعت پنجم و بعد از حمد و توحید) (تهذيب الأحكام، ج‏۲، ص۷۳-۷۴)[۹]

د. در اذکار روز جمعه (مصباح المتهجد، ج‏۱، ص۳۶۸)[۱۰]

ه. برای ایمنی در سفر (الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، ص۴۲)[۱۱]

و در اینجا حکایاتی از خود آن بزرگواران که بر قرائت این آیات مداومت داشتند تقدیم می‌شود:

الف. نماز شب پیامبر ص:

روایات متعدد هم از طریق شیعه (روایاتی از امیرالمومنین ع، امام باقر ع و امام صادق ع؛ مثلا در مجمع البيان، ج‏۹، ص۲۵۷[۱۲]؛ الكافي، ج‏۳، ص۴۴۵-۴۴۶؛ تهذيب الأحكام، ج‏۲، ص۱۲۳-۱۲۴[۱۳]؛ و ص۳۳۴[۱۴]) و هم از طریق اهل سنت (روایاتی از امیرالمومنین ع، برخی از اصحاب که در سفرها همراه پیامبر بودند، و یا از همسران پیامبر ص بویژه به نقل از عایشه و میمونه الدر المنثور، ج‏۲، ص۱۱۰[۱۵] و الكشف و البيان (تفسیر ثعلبی)، ج‏۳، ص۲۳۰[۱۶]) نقل شده است که پیامبر اکرم ص هنگامی که برای نماز شب برمی‌خاست ابتدا آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴ سوره آل عمران را تلاوت می‌کرد. جالب اینجاست که در بسیاری از این روایات، تاکید شده که ایشان نماز شبش را نه یکجا، بلکه در سه نوبت می خواند؛ یعنی سه بار از بستر خواب برمی‌خاست و بار اول و دوم، هر بار چهار رکعت، و بار آخر شفع و وتر را می‌خواند و هربار نیز ابتدا این آیات را تلاوت می‌فرمود.

یکی از این نقلها چنین است:

شخصی به عایشه گفت: از عجیبترین چیزی که از رسول الله ص دیدی به من خبر بده.

عایشه بعد از اینکه می‌گوید همه امر رسول الله ص عجیب بود، توضیح می‌دهد که یک شب که پیامبر نزد من خوابیده بود بلند شد و وضو گرفت و به نماز ایستاد و قرآن می خواند و چنان می‌گریست که اشکهایش بر دامنش می‌چکید؛ وقتی دستانش را بالا آورد دیدم چنان می‌گریست که زمین پیش رویش خیس شد؛ تا اینکه بلال برای اعلام نماز صبح آمد و دید که او چنین می‌گرید. گفت:‌یا رسول الله ص! آیا می‌گریی در حالی که «آنچه از دنباله عملت از پیش فرستادی و بعدا بفرستی را خداوند بخشیده است (فتح/۲)

پیامبر فرمود: بلال! آیا بنده شکرگزاری نباشم؟

سپس فرمود: و چرا گریه نکنم در حالی که خداوند متعال در این شب نازل فرمود که «همانا در آفرینش آسمانها و زمین …» تا آخر آیه. سپس فرمود: وای بر کسی که این آیه را بخواند و در آن تفکر نکند.

تفسیر ثعلبی، ج‏۳، ص۲۳۰[۱۷]

ب. نماز شب امیرالمومنین ع

حبّه عرنی می‏گويد: یکبار من و نوف در محوطه قصر [ظاهرا منظورشان مسجد کوفه است که دارالاماره امیرالمومنین ع هم بوده] خوابيده بوديم، ناگهان در اواخر شب امير المؤمنين عليه السّلام را ديديم كه مانند شخص واله و سرگشته دست خويش را بر ديوار گذاشته و اين آيه را تا آخر تلاوت می‏فرمود: که «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ …» حضرت اين آيات را می‏خواند و بسان شخص عقل پريده می‏گذشت. تا اينكه فرمود: ای حبّه، آيا خوابيده‏ای يا بيداری؟

عرض كردم: بيدارم. شما كه چنين می‏كنيد، پس ما چه کنیم؟

حضرت چشمانش پر از اشك شد و گريست. و سپس فرمود: ای حبّه، خداوند را موقفی است، و ما در آن موقف در پيشگاه او خواهیم ایستاد، و هيچ كدام از اعمال ما بر او پوشيده نماند. ای حبّه، خداوند به تو و من از رگ گردن نزديكتر است. ای حبّه، هيچ چيز نمی‏تواند من و تو را از ديد خداوند محجوب دارد.

حبه می‌گوید: سپس حضرت فرمود: ای نوف، آيا خوابيده‏ای؟

عرض كرد: نه يا امير المؤمنين، نخوابیده‌ام و امشب بسيار گريستم.

حضرت فرمود: ای نوف، اگر در اين شب از خوف خداوند عزّ و جلّ بسيار گريستی، فردای قيامت در پيشگاه خداوند عزّ و جلّ چشمانت روشن خواهد شد. ای نوف، هيچ قطره‏ای از چشم انسان به خاطر ترس از خشیت خدا به زمين نمی‏ريزد، مگر اينكه درياهایی از آتش را خاموش می‏سازد. ای نوف، هيچ كس مقام و منزلتش عظیمتر نیست از كسی كه از خشیت خدا بگريد، و حب فی الله و بغض فی الله داشته باشد. ای نوف، هر كس حب فی الله داشته باشد ، هيچ كس را بر محبّت او مقدّم نخواهد داشت، و هر كس بغض فی الله داشته باشد، خيری به دشمنان خويش نمی‏رساند. اينجاست كه به حقايق ايمان كاملا نايل خواهيد شد.

سپس حضرت آن دو را پند و اندرز داد و موعظه نمود و در اواخر گفتارش فرمود: پس از خداوند بيم داشته باشید، كه من شما را بيم دادم.» سپس در حالی که راهش را در پیش گرفت ‏فرمود: « ای كاش می‏دانستم كه در حال غفلتهايم آيا از من روی گردانی، يا به من می‏نگری؟ و ای كاش می‏دانستم كه در خواب طولانی و شكر و سپاس اندكم در برابر نعمتهايت، حالم چگونه است؟»

حبّه می‏گويد: به خدا سوگند، حضرت پيوسته بر اين حال بود، تا اينكه سپيده دم طلوع كرد.

فلاح السائل و نجاح المسائل، ص۲۶۶؛ ترجمه در ادب حضور، ص۴۸۲-۴۸۳[۱۸]

این واقعه را با توضیحاتی دیگر نوف بکالی هم روایت کرده است؛ در غرر الأخبار، ص۳۶۲[۱۹]

ج. امام صادق ع:

روایت شده است که وقتی امام صادق ع به آسمان نگاه می‌انداخت این آیه را می‌خواند: «به یقین در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز آیاتی برای اهل خِرَد است.»

و نیز آیه تسخیر را می‌خواند: «در حقيقت، پروردگار شما آن خدايی است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش استيلا يافت. با شب روز را، در حالی كه شتابان آن را می‏طلبد، می‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [آفرید]. آگاه باش كه خلق و امر از آنِ اوست. پربرکت خدايی است پروردگار جهانيان.» (اعراف/۵۴)

سپس می‌فرمود: «إِنَّكَ جَعَلْتَ فِي السَّمَاءِ نُجُوماً ثَاقِبَةً وَ شُهُباً بِهَا حَرَسْتَ السَّمَاءَ مِنْ سُرَّاقِ‏ السَّمْعِ مِنْ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ. اللَّهُمَّ فَاحْرُسْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ، وَ اكْنُفْنِي‏ بِرُكْنِكَ الَّذِي لَا يُرَامُ، وَ اجْعَلْنِي فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ، وَ فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ وَ مَنْعِكَ الْمَنِيعِ، وَ فِي جِوَارِكَ، عَزَّ جَارُكَ، وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ، وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ: خدایا تو در آسمان ستارگانی شکافنده و شهابهایی قرار دادی که با آن آسمان را از دزدانه به گوش نشستن شیاطین رانده شده حفظ می‌کنند.* خدایا پس با آن چشمت که به خواب نرود مرا حفظ فرما و به آن رکن خود که سست نشود مرا پناه بده و مرا قرار بده در آن ودیعه‌ات که هرگز ضایع نگردد و در سپر مصون خویش و حفظ نفوذناپذیرت؛ و در جوار خویش، که جوار تو عزیز و ثانی تو عظیم و اسمای تو مقدس است و خدایی جز تو نیست.[۲۰]

الأصول الستة عشر، ص۱۳۶[۲۱]

* واضح است که به تناسب حکم و موضوع، و با توجه به تعبیر استراق سمع از ملکوت، مقصود از رانده شدن شیاطین توسط شهابها، نه امری فیزیکی، بلکه کنایه از حقایقی ماروایی است.

 


[۱] . قبلا در جلسه ۲۷ توضیح بسیار مختصری از این ماده گذشته بود، که اکنون تکمیل شد.

[۲] . قولنا اللب يفيد رجل من خالص صفات الموصوف يقال، و العقل يفيد رجل يحصر معلومات الموصوف يقال أنه مفارق كان من از الوجه، و لباب ثم و لبه خالصه و لما فيه يجز به يوصف الله‏ بين بمعان بعضها أخلص من بعض فيه يجز به يوصف باللب.

[۳] . در آیه ۱۸۲ همین سوره، حدیث ۶٫ب فرازی از آن ذکر شد و در پاورقی آن (یعنی پاورقی۶ جلسه ۹۰۵) فهرست مواردی که قبلا ذکر شده بود گذشت.

[۴] . در جامع الأخبار(للشعيري)، ص۱۳۲ نیز از پیامبر ص چنین روایت شده است:

قَالَ النَّبِيُّ ص اللَّهُمَّ بَارِكْ لِأُمَّتِي فِي بُكُورِهَا وَ لْيَقْرَأْ إِذَا خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ- إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْآيَةَ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ إِنَّا أَنْزَلْنَا وَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ فَإِنَّ فِيهَا قَضَاءَ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.

[۵] . این فراز از روایت معروف توصیه‌های امام کاظم ع به هشام هم ناظر به همین مضمون است:

يَا هِشَامُ ثُمَّ ذَكَرَ أُولِي الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّكْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْيَةِ فَقَالَ‏ يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ‏ وَ قَالَ- وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ‏ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ‏ وَ قَالَ‏ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ‏ لِأُولِي الْأَلْبابِ‏ وَ قَالَ‏ أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‏ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏ وَ قَالَ‏ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ‏ آناءَ اللَّيْلِ‏ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ‏ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ‏ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ‏ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏ – وَ قَالَ‏ كِتابٌ‏ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ‏ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ‏ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ‏ – وَ قَالَ‏ وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْهُدى‏ وَ أَوْرَثْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ‏ هُدىً‏ وَ ذِكْرى‏- لِأُولِي الْأَلْبابِ‏ (الكافي، ج‏۱، ص۱۶)

[۶] . عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: … وَ ابْدَأْ مِنْ صَلَاةِ اللَّيْلِ بِالْآيَاتِ تَقْرَأُ «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَى- إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ

[۷] . ورد عن الأئمة من آل محمد ص الأمر بقراءة هذه الآيات الخمس وقت القيام بالليل للصلاة و في الضجعة بعد ركعتي الفجر.

[۸] . وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ إِذَا صَلَّى رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ وَ كَانَ لَا يُصَلِّيهِمَا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ يَتَّكِئُ عَلَى جَانِبِهِ الْأَيْمَنِ ثُمَّ يَضَعُ يَدَهُ الْيُمْنَى تَحْتَ خَدِّهِ الْأَيْمَنِ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ؛ ثُمَّ يَقُولُ «اسْتَمْسَكْتُ بِعُرْوَةِ اللَّهِ الْوُثْقَى الَّتِي‏ لَا انْفِصامَ لَها وَ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ شَيَاطِينِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ حَسْبِيَ اللَّهُ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ أَلْجَأْتُ ظَهْرِي‏ إِلَى اللَّهِ طَلَبْتُ حَاجَتِي مِنَ اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي نُوراً فِي قَلْبِي وَ نُوراً فِي سَمْعِي وَ نُوراً فِي بَصَرِي وَ نُوراً فِي لِسَانِي وَ نُوراً فِي شَعْرِي وَ نُوراً فِي بَشَرِي وَ نُوراً فِي لَحْمِي وَ نُوراً فِي دَمِي وَ نُوراً فِي عِظَامِي وَ نُوراً فِي عَصَبِي وَ نُوراً مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَ نُوراً مِنْ خَلْفِي وَ نُوراً عَنْ يَمِينِي وَ نُوراً عَنْ يَسَارِي وَ نُوراً مِنْ فَوْقِي وَ نُوراً مِنْ تَحْتِي‏  اللَّهُمَّ عَظِّمْ لِي نُوراً وَ نِعْمَةً وَ سُرُوراً»

ثُمَّ يَقْرَأُ خَمْسَ آيَاتٍ مِنْ آخِرِ آلِ عِمْرَانَ‏  «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏» إِلَى قَوْلِهِ‏ إ«ِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ»

ثُمَّ يَقُولُ: «سُبْحَانَ رَبِّ الصَّبَاحِ وَ فَالِقِ الْإِصْبَاحِ وَ جَاعِلِ اللَّيْلِ سَكَناً وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ حُسْبَاناً»  ثَلَاثاً «اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ يَوْمِي هَذَا صَلَاحاً وَ أَوْسَطَهُ فَلَاحاً وَ آخِرَهُ نَجَاحاً اللَّهُمَّ مَنْ أَصْبَحَ وَ حَاجَتُهُ وَ طَلِبَتُهُ إِلَى مَخْلُوقٍ فَإِنَّ حَاجَتِي وَ طَلِبَتِي إِلَيْكَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ»

ثُمَّ يَقْرَأُ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ وَ يَقُولُ «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» مِائَةَ مَرَّةٍ؛ وَ كَانَ يَقُولُ مَنْ قَالَ هَذَا:« بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجُنَّةِ».

[۹] . أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ الطَّوِيلِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُنْشِدِ عَنْ مُحَسِّنٍ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَقْرَأُ فِي صَلَاةِ الزَّوَالِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّالِثَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ فِي الرَّكْعَةِ الرَّابِعَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ آخِرَ الْبَقَرَةِ آمَنَ الرَّسُولُ إِلَى آخِرِهَا وَ فِي الرَّكْعَةِ الْخَامِسَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْخَمْسَ آيَاتٍ مِنْ آلِ عِمْرَانَ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَى قَوْلِهِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ وَ فِي الرَّكْعَةِ السَّادِسَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ‏ أَحَدٌ وَ ثَلَاثَ آيَاتِ السُّخْرَةِ إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ إِلَى قَوْلِهِ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ وَ فِي الرَّكْعَةِ السَّابِعَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْأَنْعَامِ وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّامِنَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ وَ آخِرَ سُورَةِ الْحَشْرِ مِنْ قَوْلِهِ لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ إِلَى آخِرِهَا فَإِذَا فَرَغْتَ قُلْتَ اللَّهُمَّ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ وَ لَا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ أَسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ سَبْعَ مَرَّاتٍ.

[۱۰] . فِي رِوَايَةِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ قَرَأَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ حِينَ يُسَلِّمُ الْحَمْدَ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ آخِرَ بَرَاءَةَ لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ وَ آخِرَ الْحَشْرِ وَ الْخَمْسَ الْآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ- إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَى قَوْلِهِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ كُفِيَ مَا بَيْنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ.

[۱۱] . رُوِيَ أَنَّكَ إِذَا أَرَدْتَ التَّوَجُّهَ فِي وَقْتٍ يُكْرَهُ فِيهِ السَّفَرُ فَقَدِّمْ أَمَامَ تَوَجُّهِكَ قِرَاءَةَ الْحَمْدِ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ سُورَةَ الْقَدْرِ وَ آخِرَ آلِ عِمْرَانَ مِنْ قَوْلِهِ تَعَالَى «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» إِلَى آخِرِ السُّورَةِ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ بِكَ يَصُولُ الصَّائِلُ وَ بِكَ يَطُولُ الطَّائِلُ وَ لَا حَوْلَ لِكُلِّ ذِي حَوْلٍ إِلَّا بِكَ وَ لَا قُوَّةَ يَمْتَارُهَا ذُو الْقُوَّةِ إِلَّا مِنْكَ أَسْأَلُكَ بِصَفْوَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَ عِتْرَتِهِ وَ سُلَالَتِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ اكْفِنِي شَرَّ هَذَا الْيَوْمِ وَ ضَرَّهُ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ يُمْنَهُ وَ اقْضِ لِي فِي مُتَصَرَّفَاتِي بِحُسْنِ الْعَاقِبَةِ وَ بُلُوغِ الْمَحَبَّةِ وَ الظَّفَرِ بِالْأُمْنِيَّةِ وَ كِفَايَةِ الطَّاغِيَةِ الْغَوِيَّةِ وَ كُلِّ ذِي قُدْرَةٍ لِي عَلَى أَذِيَّةٍ حَتَّى أَكُونَ فِي جُنَّةٍ وَ عِصْمَةٍ مِنْ كُلِّ بَلَاءٍ وَ نَقِمَةٍ وَ أَبْدِلْنِي فِيهِ مِنَ الْمَخَاوِفِ أَمْناً وَ مِنَ الْعَوَائِقِ فِيهِ يُسْراً حَتَّى لَا يَصُدَّنِي صَادٌّ عَنِ الْمُرَادِ وَ لَا يَحُلَّ بِي طَارِقٌ مِنْ أَذَى الْعِبَادِ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ الْأُمُورُ إِلَيْكَ تَصِيرُ يَا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

[۱۲] . رَوَی زُرَارَةُ وَ حُمْرَانُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي هَذِهِ الْآيَةِ قَالا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَقُومُ مِنَ اللَّيْلِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَيَنْظُرُ فِي آفَاقِ السَّمَاءِ فَيَقْرَأُ خَمْسَ آيَاتٍ مِنْ آلِ عِمْرَانَ- إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَی إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ ثُمَّ يَفْتَتِحُ صَلَاةَ اللَّيْلِ.

[۱۳] . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا صَلَّی الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ أَمَرَ بِوَضُوئِهِ وَ سِوَاكِهِ يُوضَعُ عِنْدَ رَأْسِهِ مُخَمَّراً فَيَرْقُدُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ يَقُومُ فَيَسْتَاكُ وَ يَتَوَضَّأُ وَ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ يَرْقُدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيَسْتَاكُ وَ يَتَوَضَّأُ وَ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ يَرْقُدُ حَتَّی إِذَا كَانَ فِي وَجْهِ الصُّبْحِ قَامَ فَأَوْتَرَ ثُمَّ صَلَّی الرَّكْعَتَيْنِ ثُمَّ قَالَ لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ قُلْتُ مَتَی كَانَ يَقُومُ قَالَ بَعْدَ ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ.

– وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَی يَكُونُ قِيَامُهُ وَ رُكُوعُهُ وَ سُجُودُهُ سَوَاءً وَ يَسْتَاكُ فِي كُلِّ مَرَّةٍ قَامَ مِنْ نَوْمِهِ وَ يَقْرَأُ الْآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَی قَوْلِهِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ.

[۱۴] . مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَذَكَرَ صَلَاةَ النَّبِيِّ ص قَالَ كَانَ يُؤْتَی بِطَهُورٍ فَيُخَمَّرُ عِنْدَ رَأْسِهِ وَ يُوضَعُ سِوَاكُهُ تَحْتَ فِرَاشِهِ ثُمَّ يَنَامُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَإِذَا اسْتَيْقَظَ جَلَسَ ثُمَّ قَلَّبَ بَصَرَهُ فِي السَّمَاءِ ثُمَّ تَلَا الْآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» الْآيَةَ ثُمَّ يَسْتَنُّ وَ يَتَطَهَّرُ ثُمَّ يَقُومُ إِلَی الْمَسْجِدِ فَيَرْكَعُ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ عَلَی قَدْرِ قِرَاءَتِهِ رُكُوعُهُ وَ سُجُودُهُ عَلَی قَدْرِ رُكُوعِهِ يَرْكَعُ حَتَّی يُقَالَ مَتَی يَرْفَعُ رَأْسَهُ وَ يَسْجُدُ حَتَّی يُقَالَ مَتَی يَرْفَعُ رَأْسَهُ ثُمَّ يَعُودُ إِلَی فِرَاشِهِ فَيَنَامُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ يَسْتَيْقِظُ فَيَجْلِسُ فَيَتْلُو الْآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ وَ يُقَلِّبُ بَصَرَهُ فِي السَّمَاءِ ثُمَّ يَسْتَنُّ وَ يَتَطَهَّرُ وَ يَقُومُ إِلَی الْمَسْجِدِ فَيُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ كَمَا رَكَعَ قَبْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يَعُودُ إِلَی فِرَاشِهِ فَيَنَامُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ يَسْتَيْقِظُ فَيَجْلِسُ فَيَتْلُو الْآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ وَ يُقَلِّبُ بَصَرَهُ فِي السَّمَاءِ ثُمَّ يَسْتَنُّ وَ يَتَطَهَّرُ وَ يَقُومُ إِلَی الْمَسْجِدِ فَيُوتِرُ وَ يُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَی الصَّلَاةِ. (این روایت با همین سند عینا در مجمع البيان، ج‏۲، ص۹۰۸ نیز آمده است.)

[۱۵] . و أخرج البخاري و مسلم و أبو داود و النسائي و ابن ماجة و البيهقي عن ابن عباس قال بت عند خالتي ميمونة فنام رسول الله صلى الله عليه و سلم حتى انتصف الليل أو قبله بقليل أو بعده بقليل ثم استيقظ فجعل يمسح النوم عن وجهه بيده ثم قرأ العشر الآيات الأواخر من سورة آل عمران حتى ختم

و أخرج عبد الله بن أحمد في زوائد المسند و الطبراني و الحاكم في الكنى و البغوي في معجم الصحابة عن صفوان بن المعطل السلمى قال كنت مع رسول الله صلى الله عليه و سلم في سفر فرهقت صلاته ليلة فصلى العشاء الآخرة ثم نام فلما كان نصف الليل استيقظ فتلا الآيات العشر آخر سورة آل عمران تم تسوك ثم توضأ فصلى احدى عشرة ركعه

[۱۶] . عن محمد بن علي بن أبي طالب رضي اللّه عنهما عن أبيه: أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم كان إذا قام من الليل يسوّك ثم ينظر إلى السماء ثم يقول: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إلى قوله فَقِنا عَذابَ النَّارِ

[۱۷] . عن عطاء بن أبي رباح قال: دخلت مع ابن عمر إلى عائشة رضي اللّه عنها فقال ابن عمر: أخبريني بأعجب ما رأيت من رسول اللّه؟ فبكت فأطالت ثم قالت: كل أمر رسول اللّه عجب، أتاني في ليلتي فدخل معي في لحافي حتى ألصق جلده بجلدي ثم قال: يا عائشة هل لك أن تأذني لي في عبادة ربّي عزّ و جلّ؟ فقلت: و اللّه يا رسول اللّه إني لأحبّ قربك و أحبّ هواك قد أذنت لك، فقام عليه الصلاة و السلام إلى قربة من ماء في البيت فتوضأ و لم يكثر صب الماء، ثم قام يصلي فقرأ من القرآن و جعل يبكي حتى بلغ الدموع حجره، ثم رفع يده فجعل يبكي حتى رأيت الدموع قد بلت الأرض، فأتاه بلال بصلاة الغداة فرآه يبكي فقال: يا رسول اللّه تبكي و قد غفر اللّه لك ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ؟ فقال: «يا بلال أ فلا أكون عبدا شكورا» ثم قال: «و ما لي لا أبكي و قد أنزل اللّه تعالى في هذه الليلة عليّ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.الآية. ثم قال: ويل لمن قرأها و لم يتفكر فيها»

[۱۸] . مَا رَوَاهُ صَاحِبُ كِتَابِ زُهْدِ مَوْلَانَا عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَخِيهِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَبَّةَ الْعُرَنِيِّ قَالَ: بَيْنَا أَنَا وَ نَوْفٌ نَائِمَيْنِ فِي رَحْبَةِ الْقَصْرِ إِذْ نَحْنُ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي بَقِيَّةٍ مِنَ اللَّيْلِ وَاضِعاً يَدَهُ عَلَی الْحَائِطِ شِبْهَ الْوَالِهِ وَ هُوَ يَقُولُ «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» إِلَی آخِرِ الْآيَةِ قَالَ ثُمَّ جَعَلَ يَقْرَأُ هَذِهِ الْآيَاتِ وَ يَمُرُّ شِبْهَ الطَّائِرِ عَقْلُهُ فَقَالَ أَ رَاقِدٌ يَا حَبَّةُ أَمْ رَامِقٌ قُلْتُ رَامِقٌ هَذَا أَنْتَ تَعْمَلُ هَذَا الْعَمَلَ فَكَيْفَ نَحْنُ قَالَ فَأَرْخَی عَيْنَيْهِ فَبَكَی ثُمَّ قَالَ لِي يَا حَبَّةُ إِنَّ لِلَّهِ مَوْقِفاً وَ لَنَا بَيْنَ يَدَيْهِ مَوْقِفٌ لَا يَخْفَی عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ مِنْ أَعْمَالِنَا. يَا حَبَّةُ إِنَّ اللَّهَ أَقْرَبُ إِلَيْكَ وَ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. يَا حَبَّةُ إِنَّهُ لَنْ يَحْجُبَنِي وَ لَا إِيَّاكَ عَنِ اللَّهِ شَيْ‏ءٌ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ ع: أَ رَاقِدٌ أَنْتَ يَا نَوْفُ قَالَ لَا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا أَنَا بِرَاقِدٍ وَ لَقَدْ أَطَلْتُ بُكَائِي هَذِهِ اللَّيْلَةَ فَقَالَ يَا نَوْفُ إِنْ طَالَ بُكَاؤُكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ مَخَافَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَرَّتْ عَيْنَاكَ غَداً بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. يَا نَوْفُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ قَطْرَةٍ قَطَرَتْ مِنْ عَيْنِ رَجُلٍ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ إِلَّا أَطْفَأَتْ بِحَاراً مِنَ النِّيرَانِ. يَا نَوْفُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ رَجُلٍ أَعْظَمَ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ مِنْ رَجُلٍ بَكَی مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ أَحَبَّ فِي اللَّهِ وَ أَبْغَضَ فِي اللَّهِ. يَا نَوْفُ مَنْ أَحَبَّ فِي اللَّهِ لَمْ يَسْتَأْثِرْ عَلَی مَحَبَّتِهِ وَ مَنْ أَبْغَضَ فِي اللَّهِ لَمْ يُنِلْ مُبْغَضِيهِ خَيْراً عِنْدَ ذَلِكَ اسْتَكْمَلْتُمْ حَقَائِقَ الْإِيمَانِ.

ثُمَّ وَعَظَهُمَا وَ ذَكَّرَهُمَا وَ قَالَ فِي أَوَاخِرِهِ: فَكُونُوا مِنَ اللَّهِ عَلَی حَذَرٍ فَقَدْ أَنْذَرْتُكُمَا. ثُمَّ جَعَلَ يَمُرُّ وَ هُوَ يَقُولُ: لَيْتَ شِعْرِي فِي غَفَلَاتِي أَ مُعْرِضٌ أَنْتَ عَنِّي أَمْ نَاظِرٌ إِلَيَّ وَ لَيْتَ شِعْرِي فِي طُولِ مَنَامِي وَ قِلَّةِ شُكْرِي فِي نِعَمِكَ عَلَيَّ مَا حَالِي قَالَ فَوَ اللَّهِ مَا زَالَ فِي هَذَا الْحَالِ حَتَّی طَلَعَ الْفَجْرُ.

[۱۹] . روی نوف البكاليّ، قال: كنت مع أمير المؤمنين عليه السّلام ذات ليلة فقام من فراشه و نظر إلی النجوم و قرأ آيات آل عمران: (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ) إلی آخر الآية، ثمّ قال: «يا نوفل، أ راقد أنت أم رامق؟» فقلت: بل رامق؛ فقال: «يا نوف، طوبی للزاهدين في الدنيا الراغبين في الآخرة، أولئك قوم اتّخذوا الأرض بساطا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا، ثمّ قرضوا الدنيا قرضا علی منهاج المسيح؛ يا نوف، إنّ اللّه تعالی أوحی إلی داود: قل لبني إسرائيل لا يدخلوا بيتا من بيوتي إلّا بقلوب طاهرة و نيّات خالصة و ألسنة صادقة و سرائر صافية، و أعلمهم أن لا أستجيب لهم دعاء و لأحدهم قبلهم مظلمة؛ يا نوف، إنّ النبيّ صلّی اللّه عليه و آله قام في مثل هذه الساعة، فقال: إنّ هذه ساعة لا تردّ لأحد فيها دعوة إلّا أن يكون عشّارا أو عريفا أو شرطيّا أو شاعرا أو صاحب عرطبة أو كوبة»

[۲۰] . زَيْدٌ قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا نَظَرَ إِلَی السَّمَاءِ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ‏» ، وَ قَرَأَ آيَةَ السُّخْرَةِ: «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوی‏ عَلَی الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ‏» ، ثُمَّ يَقُولُ: اللَّهُمَّ «إِنَّكَ جَعَلْتَ فِي السَّمَاءِ نُجُوماً ثَاقِبَةً وَ شُهُباً بِهَا حَرَسْتَ السَّمَاءَ مِنْ سُرَّاقِ‏ السَّمْعِ مِنْ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ. اللَّهُمَّ فَاحْرُسْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ، وَ اكْنُفْنِي‏ بِرُكْنِكَ الَّذِي لَا يُرَامُ، وَ اجْعَلْنِي فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ، وَ فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ وَ مَنْعِكَ الْمَنِيعِ، وَ فِي جِوَارِكَ، عَزَّ جَارُكَ، وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ، وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ.»

[۲۱] . در همین اثر یعنی الأصول الستة عشر، ص۱۳۱-۱۳۲ روایت دیگری از همین زید برنسی از امام صادق ع آمده است:

زَيْدٌ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَدْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ فَوَقَفَ عَلَی عَتَبَةِ بَابِ دَارِهِ، فَلَمَّا نَظَرَ إِلَی السَّمَاءِ رَفَعَ رَأْسَهُ، وَ حَرَّكَ إِصْبَعَهُ السَّبَّابَةَ يُدِيرُهَا، وَ يَتَكَلَّمُ بِكَلَامٍ خَفِيٍّ لَمْ أَسْمَعْهُ، فَسَأَلْتُهُ، فَقَالَ: نَعَمْ يَا زَيْدُ! إِذَا أَنْتَ نَظَرْتَ إِلَی السَّمَاءِ فَقُلْ: يَا مَنْ جَعَلَ السَّمَاءَ سَقْفاً مَرْفُوعاً، يَا مَنْ رَفَعَ السَّمَاءَ بِغَيْرِ عَمَدٍ، يَا مَنْ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ، يَا مُنْزِلَ الْبَرَكَاتِ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ، يَا مَنْ فِي السَّمَاءِ مُلْكُهُ وَ عَرْشُهُ، وَ فِي الْأَرْضِ سُلْطَانُهُ، يَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَی، يَا مَنْ هُوَ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ‏، يَا مَنْ زَيَّنَ السَّمَاءَ بِالْمَصَابِيحِ وَ جَعَلَهَا رُجُوماً لِلشَّياطِينِ‏، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجْعَلْ فِكْرِي فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، وَ لَا تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ، وَ أَنْزِلْ عَلَيَّ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ، وَ افْتَحْ لِيَ الْبَابَ الَّذِي إِلَيْكَ يَصْعَدُ مِنْهُ صَالِحُ عَمَلِي‏ ؛ حَتَّی يَكُونَ ذَلِكَ إِلَيْكَ‏ وَاصِلًا، وَ قَبِيحَ عَمَلِي فَاغْفِرْهُ وَ اجْعَلْهُ هَبَاءً مَنْثُوراً مُتَلَاشِياً، وَ افْتَحْ لِي بَابَ الرَّوْحِ وَ الْفَرَحِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ انْشُرْ عَلَيَّ بَرَكَاتِكَ، وَ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ فَآتِنِي‏ ، وَ أَغْلِقْ‏ عَنِّي الْبَابَ الَّذِي تُنْزِلُ مِنْهُ نَقِمَتَكَ وَ سَخَطَكَ وَ عَذَابَكَ الْأَدْنَی وَ عَذَابَكَ الْأَكْبَرَ، «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» إِلَی آخِرِ الْآيَة

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*