۶۵۸) فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فيها جِداراً يُريدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً

ترجمه

پس [آن دو] به راه افتادند؛ تا وقتی که به اهل قریه‌ای رسیدند، از اهالی آنجا طعامی درخواست کردند؛ ولی از اینکه آن دو را مهمان کنند امتناع ورزیدند؛ پس در آنجا دیواری یافتند که می‌خواست فرو ریزد؛ پس آن را بپا داشت؛ گفت اگر می‌خواستی، بر آن اجرتی می‌گرفتی!

ادامه مطلب ۶۵۸) فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فيها جِداراً يُريدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً

۶۴۰) وَ تِلْكَ الْقُرى‏ أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً

ترجمه

و آن جامعه‌ها را هلاکشان کردیم چون ظلم کردند و برای هلاکتشان وعده‌گاهی گذاشتیم.

ادامه مطلب ۶۴۰) وَ تِلْكَ الْقُرى‏ أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً

۳۵۰) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏؛ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ

ترجمه

به نام خداوند گسترده‌مهر مهرورز، بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛

ادامه مطلب ۳۵۰) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏؛ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ

۲۰۶) وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا في‏ كُلِّ قَرْيَةٍ نَذيراً

ترجمه

و اگر می‌خواستیم حتماً در هر مجتمعی انذاردهنده‌ای برمی‌انگیختیم؛

ادامه مطلب ۲۰۶) وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا في‏ كُلِّ قَرْيَةٍ نَذيراً