۷۵۸) إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَريمٍ

۱۲ رمضان ۱۴۳۹

ترجمه

تنها تو کسی را هشدار می‌دهی که از این ذکر پیروی کند و از پروردگارش در نهان خشیت داشته باشد پس او را به آمرزش و اجری بزرگمنشانه بشارت بده!

نکات ادبی

الذِّكْرَ

قبلا بیان شد که ماده «ذکر» در اصل در دو معنای مختلف به کار می‌رود: یکی در معنای جنس نر در مقابل ماده، یا مذکر در مقابل مؤنث (وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى‏، آل عمران/۳۶) و دیگری در معنای «یاد و حافظه» که نقطه مقابل «غفلت» (وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا، کهف/۲۸) و «نسیان» (وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيت‏، کهف/۲۴) می‌باشد.

در این معنای دوم، «ذِکر» گاه به حالت نفسانی‌ای گفته می‌شود که که انسان به وسیله آن اطلاعاتی را که به دست آورده نگهداری می‌کند و همان «حفظ و حافظه» است با این تفاوت که حفظ و حافظه را از حیث به دست آوردن و در مخزن ذهن نگهداشتن می‌گویند، اما «ذکر» را از حیث احضار [مجدد] آن مطلب در ذهن؛ و گاه به خود حضور چیزی در دل [= ذهن] یا در سخن می‌گویند، و به همین جهت اخیر است که ذکر را به دو قسم «ذکر قلبی» (فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ‏، کهف/۶۳) و «ذکر زبانی» (لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ‏، انبیاء/۱۰) تقسیم می‌کنند؛ که هر کدام هم دو قسم دارد: ذکر به معنای به یاد آوردن بعد از فراموشی، و ذکر به معنای تداوم در یادسپاری.

جلسه ۴۶۵ http://yekaye.ir/al-muzzammil-73-19/

خَشِيَ

قبلا بیان شد که ماده «خشی» در اصل دلالت بر نوعی خوف و ترس می‌کند و البته با توجه به اینکه در برخی آیات در کنار «خوف» مطرح شده (لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى‏؛ طه/۷۷) به هر گونه ترسی گفته نمی‌شود:

برخی «خشیت» را خوفی دانسته‌اند که همراه با نوعی تعظیم نسبت به امر مورد نظر باشد، و شاید بدین جهت است که در این آیه آن را خاص علماء دانسته است (إِنَّما يَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ؛ فاطر/۲۸)

اما دیگران با توجه به برخی از کاربردهای قرآنی این واژه مانند «فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً» (کهف/۸۰) «تَخْشَوْنَ كَسادَها» (توبه/۲۴) «ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ‏ منکم» (نساء/۲۵) «خَشْيَةَ إِمْلاقٍ‏» (اسراء/۳۱) و «خَشْيَةَ الْإِنْفاق» (اسراء/۱۰۰)‏ با این تحلیل مخالفت کرده، و گفته‌اند که معنای این ماده «مراقبت و محافظت کردنی است که همراه با خوف باشد» و به لحاظ معنایی به ماده «خشع» نیز نزدیک است (خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه‏؛ حشر/۲۱)

اگرچه مرحوم مصطفوی با توجه به نکات فوق، محور معنای خشیت را «مراقبت» قرار داده که البته همراه با ترس باشد، اما به نظر می‌رسد که این معنا، معنای «اتقاء» است و به نظر می‌رسد تعبیر بهتر این است که بگوییم محور معنای «خشیت» خوف است، و البته خوفی است که شخص را به مراقبت وادارد. در واقع در هر دو کلمه «خشیت» و «اتقاء» دو معنای خوف و مراقبت وجود دارد اما در خشیت محور اصلی خوف است و در اتقاء محور اصلی مراقبت است.

جلسه ۷۲۸ http://yekaye.ir/al-fater-35-28/

فَبَشِّرْهُ = فـ + بَشِّر +‌ ه

قبلا بیان شد که ماده «بشر»‌ را در اصل به معنای «ظهور چیزی همراه با حُسن و جمال» دانسته‌اند که از این ماده «بشرة» به معنای ظاهر پوست انسان (که نمایان است) معروف است؛ و «بشیر» هم در اصل به معنای «خوش‌سیما» بوده است، و وقتی «بشارت» در مقابل «انذار» به کار می‌رود، دلالت بر خبر خوش دادن (در مقابل بیم دادن) دارد.

البته قبلا توضیح داده شد که از نظر برخی، اصل این ماده، همین پوست ظاهری است و «بشارت» (= مژده دادن) را هم از این جهت بشارت گفته‌اند که موجب انبساط در چهره (پوست صورت) شخص می‌شود.

جلسه ۵۳۴ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-45/

بِمَغْفِرَةٍ

قبلا بیان شد که ماده «غفر» در اصل در معنای «پوشاندن» به کار می‌رود چنانکه به پوششی که زیر کلاهخود بر سر می‌گذاشته‌اند «مِغفَر» گویند و برخی گفته‌اند معنای اصلی‌اش «محو کردن اثر شیء» است.

در تفاوت «عفو» و «مغفرت» گفته شده که در عفو، شخص از مذمت و عذاب کردن منصرف می‌شود، و لذا در مورد انسان‌های عادی هم «عفو کردن و طلب عفو» به کار برده می‌شود؛ اما در مغفرت، گناه شخص را می‌پوشاند و آبروی او را نمی‌برد و در واقع، نحوه‌ای ساقط کردن عذاب است که نوعی پاداش دادن را در دل خود دارد، و لذا کلماتی همچون «مغفرت» و «استغفار» فقط در مورد خداوند به کار می‌رود.

كَريمٍ

ماده «کرم» در اصل دلالت بر شرافت و بزرگمنشی می‌کند که درباره‌ این کلمه و تفاوتش با کلمات متشابه در جلسه ۳۵۲ http://yekaye.ir/al-alaq-96-3/ توضیح داده شد.

حدیث

۱) ذیل آیه قبل حدیث۲، روایتی از امام صادق ع گذشت. در ادامه آن روایت آمده است:

سپس فرمود «تنها تو کسی را هشدار می‌دهی که پیروی کند از این ذکر» یعنی امیرالمومنین ع «و از پروردگارش در نهان خشیت داشته باشد پس بشارت بده» ای محمد «او را به آمرزش و اجری بزرگمنشانه».

الكافي، ج‏۱، ص۴۳۲؛ تأويل الآيات الظاهرة، ص۴۷۶

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع … ثُمَّ قَالَ «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ» يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع «وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ» يَا مُحَمَّدُ «بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيم‏».

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

کامل شدن زهد، به تقواست؛ و باب تقوا، خشیت است؛ و راه خشیت، عبارت است از عظیم شمردن خداوند متعال، و تمسک جستن به اطاعت خالصانه او در اوامرش، برحذر بودن همراه با توقف از آنچه حرام فرموده؛ و راه این هم علم است که خداوند عز و جل می‌فرماید «تنها از میان بندگان عالم خدا، [کسانی پیدا می‌شوند که] خشیت خدا را دارند.» (فاطر/۲۸)

مصباح الشريعة، ص۲۳

قَالَ الصَّادِقُ ع

… تَمَامُ الزُّهْدِ التَّقْوَى وَ بَابُ التَّقْوَى الْخَشْيَةُ وَ دَلِيلُ الْخَشْيَةِ التَّعْظِيمُ لِلَّهِ تَعَالَى وَ التَّمَسُّكُ بِخَالِصِ طَاعَتِهِ فِي أَوَامِرِهِ وَ الْخَوْفُ وَ الْحَذَرُ مَعَ الْوُقُوفِ عَنْ مَحَارِمِهِ وَ دَلِيلُهَا الْعِلْمُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء».

 

۳) از حکمت‌ها و موعظه‌هایی که از امام صادق ع مشهور است این است که:

چنین نیست که هرکس نیت کاری را داشته باشد توان بر انجامش را بیابد؛

و چنین نیست که هرکس توان انجام کاری را داشت توفیق انجامش را بیابد؛

و چنین نیست که هرکس توفیقش را داشت، کار را به سرانجام برساند؛

پس چون نیت و توانایی و توفیق و به ثمر رساندن جمع شود آنجاست که سعادت به نهایت می‌رسد.

الإرشاد (المفید)، ج‏۲، ص۲۰۵؛ كنز الفوائد، ج‏۲، ص۳۳؛ نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص۱۱۹

وَ مِمَّا حُفِظَ عَنْ الإمام الصادق ع فِي الْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ قَوْلُهُ:

مَا كُلُّ مَنْ‏ نَوَى شَيْئاً قَدَرَ عَلَيْهِ وَ لَا كُلُّ مَنْ قدَرَ عَلَى شَيْ‏ءٍ وُفِّقَ لَهُ وَ لَا كُلُّ مَنْ وُفِّقَ أَصَابَ لَهُ مَوْضِعاً فَإِذَا اجْتَمَعَتِ النِّيَّةُ وَ الْقُدْرَةُ وَ التَّوْفِيقُ وَ الْإِصَابَةُ فَهُنَالِكَ تَمَّتِ السَّعَادَة.

 

۴) از رسول الله ص روایت شده است:

در میان قطره‌هایی که بر زمین می‌چکند هیچ قطره‌ای نزد خداوند دوست‌داشتنی‌تر نیست از قطره اشکی در تاریکی شب که جز خداوند عز و جل کسی آن را نمی‌بیند.

جامع الأخبار(للشعيري)، ص۹۷

عَنْ أُمَامَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا يَقْطُرُ فِي الْأَرْضِ قَطْرَةٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ قَطْرَةِ دَمْعٍ فِي سَوَادِ اللَّيْلِ مِنْ خَشْيَتِهِ لَا يَرَاهُ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.[۱]

 

۵) از رسول الله ص روایت شده است که خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:

به عزت و جلالم سوگند که برای هیچ بنده‌ای دو ترس را جمع نمی‌کنم و نیز برای هیچ بنده‌ای دو امنیت را جمع نکنم.

اگر در دنیا از من ایمن بود روز قیامت او را هراسان کنم؛ و اگر در دنیا از من هراسان بود روز قیامت ایمنی‌اش بخشم.

الخصال، ج‏۱، ص۷۹؛ جامع الأخبار(للشعيري)، ص۹۸

أَخْبَرَنِي الْخَلِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ مُعَاذٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ الْمَرْوَزِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ عَوْنٍ عَنِ الْحَسَنِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص

قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أَجْمَعُ عَلَى عَبْدِي خَوْفَيْنِ وَ لَا أَجْمَعُ لَهُ أَمْنَيْنِ فَإِذَا أَمِنَنِي فِي الدُّنْيَا أَخَفْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ إِذَا خَافَنِي فِي الدُّنْيَا آمَنْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.[۲]

تدبر

۱) «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ»

انذارها و هشدارها در کسانی اثر دارد که وقتی متذکر می‌شوند، آنچه را که بدان متذکر شده‌اند جدی بگیرند و پیگیری کنند.

تذکر اخلاقی

یکی از آفت‌های زندگی مدرن این است که با گسترش وسایل ارتباط جمعی، شهوت «دانستن و بیشتر اطلاع پیدا کردن» شدت گرفته است؛

همه درصددیم که بیشتر و بیشتر بدانیم؛ در حالی که کسی واقعا در مسیر سیر و سلوک الهی می‌تواند قدم بردارد که هر تذکری را جدی بگیرد و وقتی چیزی را که دانست بدان عمل کند.

حکایت

معروف است که بسیاری از کسانی که برای گرفتن دستورالعمل اخلاقی خدمت حضرت آِت الله بهجت مشرف می‌شدند، با این پاسخ ساده و البته بسیار عمیق مواجه می‌شدند

بدانچه می‌دانی عمل کن تا آنچه را نمی‌دانید خدا به شما عطا فرماید.

مثلا مراجعه کنید به:

https://article.tebyan.net/178170/%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86-

و نیز به: https://hawzah.net/fa/Article/View/93045

 

۲) «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ»

مقصود از «پیروی از ذکر» در این آیه چیست، که زمینه لازم برای بهره‌مندی از انذار پیامبر ص را مهیا می‌کند؟

الف. ذکر قرآن کریم است و پیروی تصدیق قرآن است و اینکه وقتی آیاتش بر انسان خوانده شود انسان بدان متمایل گردد (المیزان، ج۱۷، ص۶۶؛ مجمع البيان، ج‏۸، ص۶۵۴) و شاهدش هم آیات دیگری است که قرآن را «الذکر» معرفی کرده است، مثلا «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ، حجر/۹؛ َ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْر، نحل/۴۴ و …)

ب. «ذکر» خود پیامبر اکرم است به دلیل این آیه که می‌فرماید «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً،‌ رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ: فطعا به جانی شما ذکری را فرستادیم، رسولی که آیات خدا را بر شما تلاوت می‌کند» (طلاق/۱۰-۱۱) و به تبع ایشان، جانشینان برحق ایشان (حدیث۱) چرا که پیروی از آنان است که انسان را واقعا به دستورات خداوند متذکر می‌سازد.

ج. منظور می‌تواند هر چیزی باشد که مایه تذکر انسانها بوده باشد؛ یعنی هم خود قرآن کریم، هم کتاب‌های آسمانی پیشین (که آنها هم ذکر نامیده‌ شده‌اند، مثلا: وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى‏ وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقين‏؛ انبیاء/۴۸)، هم خود پیامبر اکرم ص و اهل بیت ایشان، که تمامی سخنان و رفتارهایشان مایه تذکر است، و هم هر چیزی که انسان را به یاد خدا بیاندازد (فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً؛ بقره/۲۰۰)

د. مقصود همان چیزی است که «اقامه نماز» را به همراه دارد. (توضیح در تدبر ۳)

ه. …

 

۳) «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ»

اگر این آیه را بگذاریم در کنار آیه «إِنَّما تُنْذِرُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» (فاطر/۱۸) منطقا نتیجه می‌شود که کسی می‌تواند «تبعیت از ذکر» کند که اهل «اقامه نماز» باشد.

توضیح

به لحاظ منطقی اگر داشته باشیم:

(۱) الف فقط ناظر است به [یا: اثر دارد بر] کسانی که ب و ج را داشته باشند.

(۲) الف فقط ناظر است به [یا: اثر دارد بر] کسانی که ج و د را داشته باشند.

آنگاه نتیجه می‌شود که کسانی که ب و ج را داشته باشند همان کسانی‌اند که ج و د را دارند.

پس هرکس ب را دارد حتما د را دارد و بالعکس.

اکنون اگر مفاد دو آیه مذکور را در این ساختار بریزیم نتیجه می‌شود

کسی که «پیروی از ذکر» را دارد حتما «اقامه نماز» را دارد و بالعکس.

 

۴) «خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ»

مقصود از «خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ» چیست؟

الف. یعنی از پروردگارشان خشیت دارند در حالیکه وضعیت قیامت برایشان در نهان است و هنوز با مرگ و برانگیخته شدن، پرده‌ها برایشان کنار نرفته است. (المیزان، ج۱۷، ص۶۶؛ مجمع البيان، ج‏۸، ص۶۵۴) به تعبیر دیگر، با اینکه قیامت را ندیده‌اند آن را باور دارند؛ و از این رو، با این حال، از پروردگارشان خشیت دارند.

ب. در خفا و جایی که جز خدا هیچکس هم آنان را نمی‌بیند باز از خداوند خشیت دارند و خشیت آنان از پروردگارشان امری کاملا واقعی است و از باب نفاق ویا برای تظاهر در برابر مردم نیست. (مجمع البيان، ج‏۸، ص۶۵۴)

به تعبیر می‌خواهد تذکر دهد که ترس از خدا در خلوت و درون مهم است نه در ظاهر و حضور در برابر مردم. (تفسير نور، ج‏۹، ص۵۲۶)

ج. به واسطه اخباری که از غیب بدانها رسیده و باور پیدا کرده و ایمان آورده‌اند از پروردگارشان می‌ترسند. به تعبیر دیگر، مساله پذیرش انذار الهی ناشی خشیت خداست و این خشیت هم ناشی از ایمان آنان به غیب است، و از این جهت مضمون آن شبیه است به توصیفی که خداوند از متقینِ هدایت‌یافته ارائه می‌دهد که: «هُدىً لِلْمُتَّقين‏؛ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ …» (بقره/۲-۳)[۳]

د. …

 

۵) «خَشِيَ الرَّحْمنَ»

چرا در میان اسماء الهی، تعبیر خشیت از «رحمان» ‌را مطرح کرد؛ و نه مثلا «خشیت از منتقم» یا دست کم «خشیت از الله»؟

الف. چون کلمه رحمان برانگیزاننده امید و رجاست، و بدین ترتیب می‌خواهد نشان دهد که خوف آنها همراه با امید است؛ و این خصلت مومن است که همواره بین خوف و رجاست؛ نه کاملا خود را ایمن می‌بیند و نه مایوس می‌شود. (المیزان، ج۱۷، ص۶۶؛ تفسير نور، ج‏۹، ص۵۲۵)

ب. رحمت گسترده‏ى الهى، نبايد موجب بى‏پروايى ما شود. (تفسير نور، ج‏۹، ص۵۲۵)

تذکر اجتماعی: «قرائت رحمانی!»

از چند سال قبل عده‌ای به خیال خود بحث «قرائت رحمانی از دین» را مطرح کردند و مقصودشان این بود که به خیال خود از آموزه‌های دینی خشونت‌زدایی کنند.

البته قطعا در دین خدا جاذبه بر دافعه تقدم دارد؛ و خشونت ناحقِ امثال داعش – که به کوچکترین بهانه‌ای جان و مال و ناموس انسانها را بر خود حلال می‌کردند – هیچ جایگاهی در دین حق ندارد؛ اما این غیر از آن است که به بهانه رحمانیت خدا، در راستای سست کردن مردم در اجرای دستورات شریعت و رعایت محرمات الهی گام برداشته شود؛

هرکس با کاربردهای کلمه «رحمن» در قرآن کریم آشنا باشد تردیدی نمی‌کند که قبول رحمانیت خداوند کاملا سازگار است با ترویج خشیت از خدا، حتی در خلوت خویش (خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ؛ یس/۱۱)، و جدی گرفتن عذاب الهی در صورت مخالفت با دستورات خدا (ِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمن‏؛ مریم/۴۵)؛ و رحمت و مهربانی خداوند نباید بهانه شود که جدی گرفتن رعایت واجبات و محرمات الهی، و خشیت و نگرانی از عذاب او، در جامعه اسلامی کم‌رنگ شود.

ج. …

 

۶) «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ»

مقصود از این تعبیر که «تنها تو کسی را هشدار می‌دهی که از این ذکر پیروی کند و از پروردگارش در نهان خشیت داشته باشد» چیست؟ اگر آنها از قرآن پیروی می‌کنند و از خدا خشیت دارند، دیگر چه نیازی به انذار است؟

الف. مقصود این است که انذار و هشدارهای پیامبر ص تنها در کسانی اثر دارد که چنین‌اند.

یعنی با توجه به اینکه هدایت پیامبر برای کل جهانیان بود (هُدىً لِلنَّاسِ؛ بقره/۱۸۵) و همگان را انذار می‌کرد و حتی انذار این افراد ستیزه‌جو از جهاتی اولویت داشت (فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا: در حقيقت، ما اين [قرآن‏] را بر زبان تو آسان ساختيم تا تقواپیشگان را بدان بشارت، و مردم ستيزه‏جو را بدان بيم دهى؛ مریم/۹۷)، اما منظور از اینکه تو تنها چنین افرادی را انذار می‌دهی، آن است که انذار تو تنها برای چنین افرادی فایده دارد و اینهایند که از انذار تو اثر می‌پذیرند. (متشابه القرآن (لابن شهر آشوب)، ج‏۲، ص۱۴۸[۴]؛ مجمع البيان، ج‏۸، ص۶۵۴[۵]؛ المیزان، ج۱۷، ص۶۶)

به تعبیر دیگر، پیروی از این ذکر و خشيت خداست که به انسان قابليّت پذيرش مى‏دهد. (تفسير نور، ج‏۷، ص۴۸۹)

ب. حکایت اثرگذاشتن انذار را شرح می‌دهد که انذار تو واقعا در چه کسانی اثر گذاشته است، یعنی این انذار فقط زمانی واقعا اثر گذاشته که افراد و از این ذکر پیروی کنند و به خشیت برسند. (اقتباس از المیزان، ج۱۷، ص۳۶)[۶]

ج. …

 

۷) «تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ … فَبَشِّرْهُ»

وظيفه انبيا هم انذار و هشدار است، هم اميد و بشارت.

و كسى بشارت بهشت را دريافت مى‏كند كه هشدار پيامبران او را متذكّر كرده باشد. (تفسير نور، ج‏۹، ص۵۲۶)

 

۸) «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَريمٍ»

در مورد کسی که از این ذکر پیروی کند و از پروردگارش در نهان خشیت داشته باشد، تنها اجر کریم را وعده نداد، بلکه ابتدا سخن از مغفرت به میان آورد. چرا؟

الف. مخاطبان پیامبر ص گناهانی مرتکب شده بودند و اکنون پس از اینکه ایمان آورده‌اند ابتدا باید مشمول مغفرت واقع شوند تا امکان بهره‌مندی از اجر کریمانه پیدا کنند.

ب. هر انسانی متناسب با جایگاه خویش قصور و تقصیرهایی در پیشگاه الهی دارد. حتی در مورد معصومین هم که آنها را از هر گناهی معصوم‌ می‌شمریم، منظور از عملی است که در تحلیل ما گناه محسوب شود؛ وگرنه آنها از منظر خودشان و در نسبتی که تنها خود با خدای خود درک می کنند، خود را اهل قصور و تقصیر می‌بینند و از این روست که سوزناک‌ترین مناجات‌ها از زبان آنان صادر شده و این اندازه دغدغه مغفرت الهی را دارند (مثلا فرازهای اولیه دعای کمیل که همگی با «اللهم اغفرلی الذنوب …» آغاز می‌شود). و ابتدا باید مغفرت الهی این قصور و تقصیرها را بپوشاند تا آنگاه امکان بهره‌مندی از اجر کریمانه مهیا گردد.

ج. شاید این مغفرت، مقدمه «اجر کریم» باشد، نه مطلق «اجر بر عمل»؛ یعنی برخی از اجرهای بقدری رفیع است که هیچکس به خودی خود لیاقت چنان اجری را ندارد (توضیح اجر کریم در تدبر ۷)؛ پس ابتدا مغفرت الهی باید شخص را دربرگیرد تا با پوشاندن همه نواقص، لیاقتی برای بهره‌گیری از آن اجر کریم در وی مهیا شود.

د. …

 

۹) «أَجْرٌ كَريمٌ»

اجر زیاد و بزرگ و فراوان و … را همگان می‌فهمند؛ اما «اجر کریم» یعنی چه؟

علی‌القاعده باید گفت که کریم از کرامت و بزرگواری می‌آید. نه فقط خود خدا کریم است، پاداشش هم کریمانه است؛ و کریم بودنش را هم باید با مقیاس خودش بسنجیم، نه با وضعیت خودمان.

با این حال، در توضیح بیشتر می‌توان گفت که مقصود از «اجر کریم» عبارت است از:

الف. ثواب خالص از هر گونه شائبه‌ای (مجمع‌البیان، ج۸، ص۶۵۴)

ب. پاداشی که اندازه و مقدارش به حساب نیاید و قابل اندازه‌گیری نباشد. (المیزان، ج۱۷، ص۶۶)

ج. پاداشی فوق فهم و عمل انسانها.

توضیح:

از آیات قرآن فهمیده می‌شود که برای مومنان علاوه بر تجلی اعمالشان و افق درخواست‌شان در روز قیامت، پاداش و کمال دیگری هم هست که فوق تصور و فوق انتظار آنان است (المیزان، ج۱۰، ص۴۳ و ج۱۸، ص۳۵۵)؛ مثلا:

آنان به ازای نیکوکاری‌شان نیکی دریافت می‌کنند، و اضافه‌ای: «لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِيادَةٌ» (یونس/۲۶)

آنها هرچه بخواهند (که خواسته‌های انسان بر اساس فهم خویش است) برایشان مهیاست، اما نزد خدا اضافه‌ای هم هست: «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيد» (ق/۳۵)

شاید این اجر کریم اشاره به همان اضافه‌ای است که در تصور کسی نمی‌گنجد. (ایستاده در باد، ص۳۸۶)[۷]

د. پاداش‏هاى الهى، نه‌تنها بزرگ است بزرگوارانه هم هست. (تفسیر نور، ج۹، ص۳۷۹)

توضیح

در قرآن کریم ۱۸ بار تعبیر «أجر عظیم» (و البته دو بار دیگر هم با تعابیر: «يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً» طلاق/۵؛ «هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً» مزمل/۲۰) سخن به میان آمده است؛ و ۴ بار از تعبیر «أجر کریم» (و البته یک بار دیگر هم با تعبیر «نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَريماً» احزاب/۳۱) سخن به میان آمده است.

این نشان می‌دهد که اجر خداوند نه‌تنها بزرگ است، بلکه بزرگوارانه و کریمانه هم هست.

ه. …

 


[۱] . در همان منبع احادیث (ص۹۶-۹۸)  فراوانی درباره خشیت خداوند آمده است که برخی از آنها به قرار ذیل است:

وَ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يُصَلِّي وَ قَلْبُهُ كَالْمِرْجَلِ يَغْلِي مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ.

وَ قَالَ ع الْبُكَاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ نَجَاةٌ مِنَ النَّارِ.

وَ قَالَ ع بُكَاءُ الْعُيُونِ وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ.

قَالَ أَنَسٌ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَبْكِي مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَعَالَى إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ إِنْ كَانَ أَكْثَرَ مِنْ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ عَدَدِ قَطْرِ الْبِحَارِ ثُمَّ قَرَأَ فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.

وَ قَالَ ع حُرِّمَتِ النَّارُ عَلَى عَيْنٍ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَعَالَى.

عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طُوبَى لِصُورَةٍ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهَا تَبْكِي عَلَى ذَنْبٍ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَعَالَى لَمْ يَطَّلِعِ الذَّنْبَ غَيْرُهُ.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا ابْنَ مَسْعُودٍ اخْشَ اللَّهَ تَعَالَى بِالْغَيْبِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَرَهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ. ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ. [این بخشی از حدیث مفصلی است که در مكارم الأخلاق، ص۴۵۷ آمده و قبلا فرازهای دیگری هم از آن گذشت.]

قَالَ النَّبِيُّ ص كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَ أَعْيُنٍ عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ تَعَالَى وَ عَيْنٌ بَاتَتْ سَاهِرَةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَعَالَى.

وَ قَالَ ع مَنْ خَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ الذُّبَابِ مِنَ الدَّمْعِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ آمَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ.

وَ قَالَ النَّبِيُّ ص إِذَا اقْشَعَرَّ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَعَالَى تَحَاطَّتْ [تَحَاتَّتْ‏] خَطَايَاهُ كَمَا تَحَاطُّ [يَتَحَاتُ‏] مِنَ الشَّجَرِ وَرَقُهَا.

[۲] . احادیثی دیگر درباره خشیت خداوند:

قَالَ الصَّادِقُ ع أَنْذِرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَرْجُونَ الْوُصُولَ إِلَى رَبِّهِمْ بِرَغْبَتِهِمْ فِيمَا عِنْدَهُ فَإِنَّ الْقُرْآنَ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۴، ص۴۷۱)

سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَيُّ النَّاسِ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ أَخْوَفُهُمْ لِلَّهِ وَ أَعْمَلُهُمْ بِالتَّقْوَى وَ أَزْهَدُهُمْ فِي الدُّنْيَا (الأمالي( للصدوق)، ص۳۹۵)

وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِذَا أَخَذَ فِي الْوُضُوءِ يَتَغَيَّرُ وَجْهُهُ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ع تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَ الْحَسَنُ إِذَا فَرَغَ مِنْ وُضُوئِهِ يَتَغَيَّرُ لَوْنُهُ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ حَقٌّ عَلَى مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ عَلَى ذِي الْعَرْشِ أَنْ يَتَغَيَّرَ لَوْنُهُ وَ يُرْوَى مِثْلُ هَذَا عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع. (عدة الداعي و نجاح الساعي، ص۱۵۱)

كِتَابُ زَيْدٍ النَّرْسِيِّ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ عَرَفَ اللَّهَ خَافَهُ وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ حَثَّهُ الْخَوْفُ مِنَ اللَّهِ عَلَى الْعَمَلِ بِطَاعَتِهِ وَ الْأَخْذِ بِتَأْدِيبِهِ فَبَشِّرِ الْمُطِيعِينَ الْمُتَأَدِّبِينَ بِأَدَبِ اللَّهِ وَ الْآخِذِينَ عَنِ اللَّهِ أَنَّهُ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُنْجِيَهُ مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ وَ مَا رَأَيْتُ شَيْئاً هُوَ أَضَرُّ لِدِينِ الْمُسْلِمِ مِنَ الشُّحِّ. (الأصول الستة عشر، ص۱۹۸)

[۳] . این سه مورد با عباراتی دیگر قبلا در جلسه ۷۱۸ تدبر ۷  http://yekaye.ir/al-fater-35-18/ گذشت.

[۴] . قوله سبحانه- هُدىً لِلْمُتَّقِينَ و قوله إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ إنما خص المتقين بذلك‏ و إن كان هدى لغيرهم من حيث إنهم هم الذين اهتدوا به و لا يجوز أن يقال القرآن هدى و موعظة للفاجر إلا بتعيين و بيان و الآية الثانية و إن كان أنذر من لم يتبع و هذا كما يقول القائل في هذا الأمر لك موعظة و إن كان فيه موعظة لغيره يدل على ما قلناه قوله تعالى هُدىً لِلنَّاسِ و قوله وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا.

[۵] . المعنى إنما ينتفع بإنذارك و تخويفك من اتبع القرآن لأن نفس الإنذار قد حصل للجميع.

[۶] . این دو مورد با عباراتی دیگر قبلا در جلسه ۷۱۸ تدبر ۶  http://yekaye.ir/al-fater-35-18/ گذشت.

[۷] . این بند ج قبلا در جلسه ۵۳۳ تدبر۶ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-44/  بیان شده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*