۲۷۳) قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ

ترجمه

فرمود: پس، از اینجا خارج شو، بدرستی که تو رانده‌شده‌ای.

نکات ترجمه

«رَجيم» از ماده «رجم» است. «رِجام» به معنای «سنگ» است و «رَجم» پرتاب کردن رجام است [که شاید بهترین معادل فارسی آن «سنگسار» باشد]؛ که به نحو استعاری معنایش توسعه یافته و در مورد ظن و بدگمانی و دشنام دادن و طرد کردن و راندن هم به کار رفته است(مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۴۵). البته کلمه «رجم» علاوه بر معنای مصدری، به معنای «چیزی که به وسیله آن رجم می‌کنند» هم به کار می‌رود (كتاب العين، ج‏۶، ص۱۱۹) و در هر صورت، استعمالش در موارد فوق بقدری زیاد است که برخی آن را به معنای مطلقِ «پرتاب کردن چیزی به سمت کسی» دانسته‌اند و تمامی موارد فوق (سنگسار، دشنام، بدگمانی، لعن کردن) را از مصادیق اصلی این واژه شمرده‌اند.

«رجیم» صفت مشبهه (یا صیغه مبالغه) در معنای اسم مفعول است، به معنای «کسی که رجم شده» می‌باشد

از مشتقات قرآنی دیگر این ماده می‌توان اشاره کرد به:

«رُجوم» (رُجُوماً لِلشَّياطِين؛ ملک/۵)‏ (که آن را به معنای «مصدر» ویا جمع «رَجم» دانسته‌اند: النهاية، ج‏۲، ص۲۰۶)،

«مَرجوم» (شعراء/۱۱۶) (به معنای کسی که با سنگباران و به نحو بدی کشته شده: مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۴۵)،

«رَجْماً بِالْغَيْبِ» (کهف/۲۲) (که در فارسی هم معروف است و تعبیر کنایی «تیری در تاریکی انداختن» دقیقا معادل آن است).

از این ماده به صورت فعل «تَرْجُمُونِ: مرا سنگسار کنید» (دخان/۲۲) هم یکبار در قرآن کریم به کار رفته است.

حدیث

۱) از امام حسن عسکری ع روایت شده است:

معنای «رجیم» آن است که او با لعن و نفرین رانده شده و از جایگاه‌های خیر و خوبی، طرد شده است و مومنی نیست مگر اینکه او را لعنت می‌کند؛ و در علم پیشین خداوند چنین رقم خورده که هنگامی که قائم – عجل الله تعالی فرجه الشریف – قیام کند، مومنی در آن زمان نمی‌ماند مگر اینکه او را با سنگ رجم کنند، آن گونه که قبل از آن با لعن و نفرین رجمش می‌کردند.

معاني الأخبار، ص۱۳۹

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الشَّيْبَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيَّ ع يَقُولُ مَعْنَى الرَّجِيمِ أَنَّهُ مَرْجُومٌ بِاللَّعْنِ مَطْرُودٌ مِنْ مَوَاضِعِ الْخَيْرِ لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا لَعَنَهُ وَ إِنَّ فِي عِلْمِ اللَّهِ السَّابِقِ أَنَّهُ إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ ع لَا يَبْقَى مُؤْمِنٌ فِي زَمَانِهِ إِلَّا رَجَمَهُ بِالْحِجَارَةِ كَمَا كَانَ قَبْلَ ذَلِكَ مَرْجُوماً بِاللَّعْنِ.

توجه

در جلسه ۹۲ به مناسبت بحث از آیه ۹۸ سوره نحل «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‏» احادیث و تدبرهایی درباره «شیطان رجیم» مطرح شد که می‌تواند به اینجا نیز مرتبط باشد؛ بویژه حدیث۱ و تدبر۴؛ و نیز حدیث۱ از جلسه۲۳۳

تدبر

۱) «قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ»

ابلیس در جایگاهی در عرض فرشتگان مقرب الهی قرار گرفته بود؛ اما وقتی گفت که من کسی نیستم که بر آدم سجده کنم؛ خطاب آمد که پس، از اینجا خارج شو، که تو رانده‌شده‌ای.

پس،

می‌تواند کسی در جایگاه بسیار متعالی‌ای باشد، و آنگاه در همان‌جا کاری کند، که اصلا با آن جایگاه تناسب ندارد و از آن مقام رانده شود.

ثمره سیاسی – اجتماعی

از هر جایگاهی، حتی مقام قرب الهی و جوار فرشتگان مقرب، امکان سوءاستفاده هست!

۲) «قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ»

– من سجده نمی‌کنم.

– چرا؟

– چون من برترم و شأن من نیست که … .

– از اینجا بیرون برو.

– چرا؟

– چون تو «رانده‌شده» هستی.

نتیجه:

الف. حقیقتِ کسی که «خودخواه» و «خودبرتربین» است، «رجیم» و «رانده شده بودن از درگاه خدا»ست.

ب. هرکس هر کاری می‌کند و در هر جایگاهی در عالَم قرار می‌گیرد، ریشه در عمق وجود خودش دارد. اگر ابلیس سجده نکرد، به خاطر چیزی بود که در باطن خودش ریشه داشت؛ و اگر هم بیرون شد، به خاطر همان امر باطنی وی بود.[۱]

ج. …

 

 

 

[۱] . اگر می‌فرمود «فقال اخرُج …»، صرفا نشان می‌داد که سخن خدا بعد از سخن ابلیس چه بود؛ اما چنان نفرمود، بلکه فرمود «قالَ فَاخْرُجْ». یعنی «بیرون شو» ‌را مبتنی کرد بر «من [کسی] نیستم که …». یعنی باطن این خودخواهی است که بیرون شدن را نتیجه می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*