۳۷۳) وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذيرَهُ

ترجمه

هرچند پرده‌های عذر بیندازد [یا: پرده‌ها بیفکند و عذرها بتراشد]

نکات ترجمه

«مَعاذيرَهُ» از ماده «عذر» است که استعمال این ماده در معانی «حجت و دلیل»، «بهانه» و «پوزش»، نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان فارسی هم رایج است. برخی اصلی‌ترین معنای این کلمه را هر گونه تلاشی برای محو کردن گناه و اثر آن، و آن را سه گونه دانسته‌اند: انکار انجام کار، توجیه انجام کار (انجام کار را برعهده بگیرد اما دلیلی بیاورد که عمل وی را توجیه کند) و بازگشت و توبه از انجام کار (انجام کار را بعهده گیرد؛ اما ابراز کند که دیگر انجام نخواهد داد). «عُذر» (کهف/۷۶؛ مرسلات/۶) و «معذرة» (اعراف/۱۶۴؛ روم/۵۷؛ غافر/۵۲) هر دو مصدر از همین باب هستند و «مُعذِّر»[۱] (توبه/۹۰) به کسی می‌گویند که عذر می‌آورد اما عذرش قابل قبول نیست. (مفردات ألفاظ القرآن، ص۵۵۵)

اما درباره ساختار و معنای کلمه «معاذیر»اختلاف نظر است. برخی آن را «اسم جمع» دانسته‌اند و برخی آن را «جمع» دانسته و اصل آن را «معاذر» دانسته که «یاء» به آن اضافه شده (الطراز الأول و الكناز لما عليه من لغة العرب المعول، ج۸، ص۳۷۷). درباره اینکه مفرد آن چیست هم اختلاف نظر است. برخی مفرد آن را همان «معذرة» دانسته‌اند وبرخی گفته‌اند که این کلمه، جمعِ «مِعْذَار» است که معذار به معنای «ستر و پوشش» می‌باشد. (همان، ص۳۸۴). برخی هم اساسا تعبیر «أَلْقی‏ مَعاذيرَهُ» را یک اصطلاح و معادل «بهانه تراشیدن» دانسته‌اند. (أساس البلاغة، ص۴۱۲)

شأن نزول[۲]

حدیث

۱) عمر بن یزید می‌گوید: یک شب شام خدمت امام صادق ع بودم که ایشان این آیه را تلاوت کردند: بلکه انسان [قطعا] بر نفس خویشتن بیناست؛ هرچند پرده‌های عذر بیندازد» (قیامت/۱۴-۱۵) و فرمودند:

اباحفض! مبادا انسان عذری برای مردم ‌آورد بر خلاف آنچه خداوند از او می‌داند، چرا که رسول خدا ص می‌فرمود: کسی که کاری را مخفیانه انجام دهد، خداوند ردای آن را بر تنش کند، اگر خوب است، خوب؛ و اگر بد است، بد.

الكافي، ج‏۲، ص۲۹۶؛ مجمع البيان ، ج‏۱۰، ص۵۹۹

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

إِنِّي لَأَتَعَشَّی مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ «بَلِ الْإِنْسانُ عَلی‏ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذِيرَهُ» يَا أَبَا حَفْصٍ مَا يَصْنَعُ الْإِنْسَانُ أَنْ يَعْتَذِرَ إِلَی النَّاسِ بِخِلَافِ مَا يَعْلَمُ اللَّهُ مِنْهُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَقُولُ مَنْ أَسَرَّ سَرِيرَةً أَلْبَسَهُ اللَّهُ رِدَاءَهَا إِنْ خَيْراً فَخَيْرٌ وَ إِنْ شَرّاً فَشَر. [۳]

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است که امیرالمومنین ع فرمودند:

برای انسان مسلمان سزاوار نیست که با آدم فاجر [گناهکار] رابطه دوستی صمیمی برقرار سازد؛ چرا که او کار [بدش] را در مقابل وی زینت می‌دهد و دوست دارد که مثل او شود و نه در کار دنیایش او را یاری می‌کند و نه در کار معادش؛ و رفت و آمد وی نزد او مایه ننگو آبروریزی برای او خواهد بود.

الكافي، ج‏۲، ص۶۴۰

فِي رِوَايَةِ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يُوَاخِيَ الْفَاجِرَ فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَهُ فِعْلَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مِثْلَهُ وَ لَا يُعِينُهُ عَلَى أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ لَا أَمْرِ مَعَادِهِ وَ مَدْخَلُهُ إِلَيْهِ وَ مَخْرَجُهُ مِنْ عِنْدِهِ شَيْنٌ عَلَيْهِ.

 

۳) از امام صادق ع روایت شده است:

بهترین برادرانم در نزد من، کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه دهد.

الكافي، ج‏۲، ص۶۳۹

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

أَحَبُّ إِخْوَانِي إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى إِلَيَّ عُيُوبِي.

تدبر

۱) «وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذيرَهُ»

منظور از انداختن «معاذیر» چیست؟

الف. بهانه‌تراشی برای اینکه حقیقت خود را در برابر دیگران [وحتی در برابر خود] مخفی کند. (حدیث۱)

ب. عذر و بهانه می‌تراشد تا عذاب را از خود دفع کند. (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۹۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۱۰۷)

ج. «معاذير» جمع «معذار» به معنای «ستر» و «پوشش» است؛ یعنی پرده‌ای می‌اندازد تا آن عملی که انجام داده را مخفی کند (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۹۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۱۰۷)[۴]

د. …

 

۲) «وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذِيرَهُ»

انسان حتی اگر باب توجیه‌گری و بهانه‌تراشی را باز کند، از حقیقت خودش نمی‌تواند فرار کند.

نکته تخصصی انسان‌شناسی

قبلا به این نکته پرداخته شد که یکی از عوامل برتری انسان بر سایر موجودات، برخورداری از نعمت «زبان» (گفتن و شنیدن، خواندن و نوشتن) و «اندیشه» است (جلسه۴۳؛ جلسه۲۲۱، تدبر۳؛ و جلسه۳۵۲، تدبر۲ و جلسه۳۵۳).

با این نعمت، انسان می‌تواند به واقعیت‌هایی پی ببرد و درباره آنها صحبت کند، بدون اینکه آنها را مستقیما درک کرده باشد.

اما این نعمت، مثل هر نعمت دیگری امکان سوءاستفاده‌های متعددی را هم برای انسان فراهم می‌آورد: همان طور که امکان استدلال برای پی بردن به حقیقت را فراهم کرده، امکان «بهانه‌ترشی» برای پرده کشیدن روی حقیقت را هم مهیا می‌کند؛ تا حدی که چه‌بسا در ظاهر امر بر خودش هم مشتبه شود:

خود را اهل ایمان و اصلاح‌طلب معرفی کند، اما حقیقتا بی‌ایمان و افسادگر باشد و خودش نفهمد (بقره/۱۱-۱۳)[۵]؛

سراسر در زیان باشد، اما به حساب خودش بهترین کارها را انجام می‌دهد (کهف/۱۰۴)[۶]؛

و …

اما همین انسان اگر با خود بی‌پرده خلوت کند، خواهد فهمید که پشت سر همه ادعاهایی که مطرح می‌کند، چه خبر است؛

به همین جهت است که روز قیامت که همه پرده‌ها کنار می‌رود، خود انسان برای حسابرسی از خود کافی است: «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيبا» (اسراء/۱۴)

 

۳) «وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذيرَهُ»

چرا انسان دائما بهانه‌تراشی می‌کند؟

نکته انسان‌شناسی

انسان خودش را دوست دارد، و دلش نمی‌خواهد چهره بدی از خودش ببیند. وقتی کار بدی مرتکب می‌شود، چهره‌اش بد می‌شود؛ لذا می‌کوشد با بهانه‌تراشی این بدی‌ها را توجیه کند.

ثمره اجتماعی- اخلاقی

کسی که حقیقت (و آخرت) را جدی بگیرد، سعی می‌کند بر این بهانه‌تراشی غلبه کند، و این یک معیاری برای انتخاب دوست به او می‌دهد:

با کسی که ما را در این بهانه‌تراشی‌ها تقویت می‌کند، نباید دوست شویم (حدیث۲)

و کسی که عیبمان را صمیمانه به ما می‌گوید، ‌بهترین دوست ماست. (حدیث۳)

آیا ما این گونه‌ایم؟ یا از نقد فرار می‌کنیم و تنها دنبال این هستیم که از ما به نیکی تعریف کنند؟

 


[۱] . در نسخه چاپ شده مفردات، متاسفانه اینجا این کلمه را به صورت «الْمُعْذِر» اعراب‌گذاری کرده، در حالی که چنانکه خود راغب اصفهانی در سطرهای بعد و به عنوان قرائت دیگری از آیه مربوطه آورده «الْمُعْذِر» صرفا به معنای کسی است که عذر می‌آورد (و قرئ الْمُعْذِرُونَ أي: الذين يأتون بالعُذْر) و دیگران هم بر این مطلب که «مُعَذّر» کسی است که عذری می‌آورد که قابل قبول نیست تاکید کرده‌اند؛ مثلا:

الْمُعَذِّرُونَ‏: الذين لا عُذْرَ لهم و لكنَّهم يتكلَّفون عُذرا. و قولهم للمقصِّر فى الأمر: مُعَذِّر، و هو عندنا من العُذْر أيضاً، لأنّه يقصِّر فى الأمر مُعوِّلا على العُذْر الذى لا يريد يتكلف (معجم المقاييس اللغة، ج‏۴، ص۲۵۴)

[۲] . از امام صادق ع درباره آیه «هرچند پرده‌های عذر بیندازد» فرمودند: این آیه در مورد شخصی نازل شد که رسول خدا ص به او دستور داد که به حضرت علی ع به عنوان امیرمومنان سلام دهد [= امیر مومنان بودن حضرت علی ع را بپذیرد] اما هنگامی که رسول خدا ص از دنیا رفت، آنچه بدان دستور داده بود را ترک کرد و وفا ننمود.

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏۳، ص۵۳

مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذِيرَهُ قَالَ نَزَلَتْ فِي رَجُلٍ أَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ أَنْ يُسَلِّمَ عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَرَكَ مَا أَمَرَهُ بِهِ وَ مَا وَفَى.

[۳] . این روایت با عبارتی اندکی متفاوت هم نقل شده است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: إِنِّي لَأَتَعَشَّی مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- «بَلِ الْإِنْسانُ عَلی‏ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذِيرَهُ» يَا أَبَا حَفْصٍ مَا يَصْنَعُ الْإِنْسَانُ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَی اللَّهِ  عَزَّ وَ جَلَّ بِخِلَافِ مَا يَعْلَمُ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَقُولُ مَنْ أَسَرَّ سَرِيرَةً رَدَّاهُ اللَّهُ رِدَاءَهَا إِنْ خَيْراً فَخَيْرٌ وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ. (الكافي، ج‏۲، ص۲۹۴)

[۴] . یا پرده‌ها را بیندازد و درها را قفل کند [که به او دسترسی پیدا نکنند] (ضحاک و سدی، به نقل از مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۹۹)

[۵] . وَ إِذا قيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱) أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ (۱۲) وَ إِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ (۱۳)

[۶] . الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*