وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

در مورد رهایی از فزع، هرچند از آوردن حسنه سخن گفت اما اصل آن را به مشیت خدا نسبت داد (آيه ۸۷) اما این عذاب را صرفا جزای عمل خودشان خواند. این همان قاعده کلی است که «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك‏» (نساء/۷۹)

بازدیدها: ۸

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

احادیث فراوانی است که حسنه ولایت اکیرالمومنین ع است از جمله:

 

تدبر

۱) حسنه در اینجا همان ولایت اهل بیت ع است؛ نه‌تنها احادیث بر این دلالت دارند بلکه قرآن کریم هم بر این مطلب تصریح کرده است آنجا که فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور» (شوری/۲۳)

۲) نفرمود «من عمل حسنة» یعنی حتی اگر در دنیا ولایت داشتی هم معلوم نیست از فزع در امان باشی؛ بلکه باید حسنه چنان در وجودت رسوخ کرده باشد که همواره با تو باشد و با خودت آن را بیاوری؛‌لذا این بدان معنا نیست که هرکس بهره‌ای از ولایت داشت لزوما از فزع قیامت در امان است؛ وقتی فرمودند که ما در قیامت شفاعتتان را می‌کنیم اما خودتان مواظب عالم قبرتان باشید؛وهزاران روایت دیگر درباره مواخذه‌های شیعیان در برزخ و مواقف حساب، آیا دلالت نمی‌کند که عده‌ای بهره‌ای از ولایت دارند اما دچار فزع می‌شوند.

۳) شبهه: اگر حسنه همان ولایت اهل بیت است از آن بالاتر که چیزی نیست که فرمود فله خیر منها؟

پاسخ: بالاتر از آن، باطن آن است که در دنیا که مقام ظاهر است پوشیده است؛ و همان باطن که تجلی کند همه می‌فهمند که این ولایت و محبت اهل بیت که این اندازه از آن لذت می‌بردند تازه ظاهری بیش نبوده و چه باطنی دارد.

۴) این مطلب که عده‌ای که اهل حسنه باشند از فزع قیامت ایمن‌اند فقط در این سوره بیان نشده است؛ مضمون این آیه کاملا انطباق دارد با مضمون آیات سوره انبیاء: «إِنَّ الَّذينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‏ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ؛ لا يَسْمَعُونَ حَسيسَها وَ هُمْ في‏ مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ؛ لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (انبیاء/۱۰۲-۱۰۳)

بازدیدها: ۱۸

وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَفْعَلُونَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

کوهها را می‌بینی اما آنها را ساکن و پابرجا حساب می‌کنی در حالی که چون ابر در حال گذرند؛ همین صنع متقن خداست؛ و خدا به کارهای شما کاملا خبیر است؛‌چه ربطی دارد بین این آیات و این موقف از بحث قیامت؛ و نیز بین حرکت و سکون کوهها و خبردار بودن خدا از اعمال ما؟

مفسران درباره مطلب اول توضیح داده‌اند ظاهرا این ظهور قیامت است که حقیقت و باطن کوهها بر ما آشکار می‌شود؛ و باید افزود نه فقط این، بلکه خود کوهها هم ظاهرا به عمل ما برمی‌گردد:‌ما در این عالم مظهر خلیفة‌اللهی هستیم؛‌عالم تحت الشعاع ماست؛ همان گونه که بهشت و جهنم (که بسیار اوسع و اعظم از دنیاست) ‌حاصل عمل ماست؛ پس شاید می‌خواهد بفرماید این کوهها هم همان اعمال ماست که از سویی آنها را ثابت می‌بینیم و از سویی روان‌اند به سوی ابدیت.

بازدیدها: ۱۱

وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرينَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

۱) «يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ …»

چرا جمله شرط فعل مضارع است و جزای شرط ماضی؟

الف. تحلیل نحوی

ب. دمیده شدن در صور ناظر به یک زمان معین نیست؛‌در فرازمان است پس همواره در حال دمیده شدن است؛ و فعل ماضی هم دلالت بر ثبوت و قطعیت وقوع دارد؛‌ این فزع هم در جهان واقع شده است؛ فقط ما کوریم و نمی‌فهمیم.

 

۲) «الا من شاء الله» طبق آیه ۸۹ همان کسانی‌اند که با خود حسنه را بیاورند (نه صرفا حسنه انجام دهند) (این حسنه همان ولایت است چنانکه ذیل آیه بیان خواهد شد) و همان مخلَصان‌اند چنانکه در جای دیگر در موردشان فرمود که در قیامت همه را احضار می‌کنند جز بندگان مخلص خدا را: «ُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون‏؛ إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين‏» (صافات/۱۷-۱۲۸) و از اینان چون تحت ولایت کامل خداوند و ولایت ولی الله قرار دارد از اغوای شیطان مصون‌اند: «لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين؛‏ إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين‏» (حجر/۳۹؛ ص/۸۹) با این بیان ظاهرا تعبیر «کلٌ» فقط به آنان که دچار فزع می‌شوند برمی‌گردد نه به هر دو گروه.

بازدیدها: ۱

أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

۱) بحث از شب و روز وسط این آیات رجعت چه وجهی دارد؟

الف. شاید دارد اشاره می‌کند به شب زندگی در دنیا تا قبل از ظهور؛ و روز ظهور و رجعت؛ یعنی مادام که شما در شب بسر می‌برید آرامید و استراحت می‌کنید؛ اما همین که روز ظهور و رجعت رخ داد چشمتان باز می‌شود و آنگاه دیگر مدار مدار آرامش و سکون نیست: تا حالا شب بود و مسائل برایتان روشن نبود و در آرامش و سکون سپری می‌کردید الان که روز ظهور شد چشمتان باز می‌شود و دیگر نمی‌توانید در آن آرامش قبلی بمانید؛ اگر از اصحاب امامید که در غرقاب خون و عرق وارد می‌شوید و فرصت استراحت ندارید؛ و اگر از دشمنانید که خواب بر چشمانتان حرام می‌شود.

بازدیدها: ۲

وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ

بحث این آیه نیمه تمام است و نیاز به تکمیل دارد

ادامه مطلب وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ

بازدیدها: ۷۷

وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

۱) کسی واقعا می‌شنود که ایمان به آیات (نفرمود «ایمان» بتنهایی؛ ‌یا «ایمان به خدا») بیاورد؛ یعنی وقتی آیه و نشانه‌ای جلویش گذاشتند آن را جدی بگیرد.

۲) در اینجا نسب به آیه قبل کور را هم اضافه کرد؛ اما جالب اینجاست که در جمع‌بندی محور را روی شنیدن برد تا دیدن. این مطلب جای تامل جدی دارد؛ آیا امکان ندارد کسی کور باشد اما شنوا باشد؟ در این صورت آیا هدایت می‌شود یا خیر؟

الف. شاید آیه می‌خواهد حتی بین شنیدن و هدایت شدن هم فرق بگذارد؛‌ یعنی گاهی می‌توان سخن حق را به کسانی شنواند تا حدی که آنها بفهمند که این حق است؛ اما در عین حال چون کورند ایمان نمی‌آورند و بر گمراهی‌شان می‌مانند؛ شبیه آیه جحدوا بها و استیقنتها انفسهم که در اوایل همین سوره گذشت. البته مطلب مذکور در تدبر ۳ این احتمال را تضعیف می‌کند.

ب. شاید فرق باشد بین انتساب چیزی را به کسی شنواندن با هدایت کردن؛ یعنی نهایت کار پیامبر ص این است که چیزی را به سمع کسی برساند یا نشان دهد؛ اما اینکه هدایت شود یا نه، دیگر کار او نیست؛ شبیه مضمون «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين‏» (قصص/۵۶)؛ اما این پاسخ هم شاید این اشکال را دارد که در نگاه توحیدی همان طور که هدایت فقط به خدا منسوب می‌شود شنواندن هم فقط به او منسوب می‌گردد.

ج. چه‌بسا از این جهت است که وقتی وارد بعد معنوی می‌شویم شنوا بودن و بینا بودن با هم تلازم داشته باشد؛ یعنی اگر کسی گوش شنیدنش نسبت به حقیقت باز باشد چشمش هم نسبت به حقیقت بیناست و بالعکس؛ که اگر چنین باشد آنگاه تعبیر «إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ» در دل خودش «إِنْ تُبْصِرُ إِلاَّ» را هم دارد. در این صورت اصل سوال که «آیا امکان ندارد کسی کور باشد اما شنوا باشد؟» پاسخ منفی می‌یابد؛ یعنی خیر؛ ‌این در عالم مادی است که امکان دارد؛ نه در عالم معنا. اما این پاسخ هم این اشکال را دارد که واقعا به نظر می‌رسد که این تفکیک در عالم معنا هم امکان دارد چنانکه مثلا در وصف انسان «محدث» گفته‌اند کسی است که صدای فرشتگان را می‌شنود اما شخص آنان را نمی‌بیند؛ بلکه وقتی وارد بعد معنوی می‌شویم به نظر می‌رسد شنوا بودن (لااقل در مواردی مانند محدث) مقدمه بینا بودن باشد؛ یعنی تا گوش کسی نسبت به حقایق شنوا نشده باشد چشمش بینا نخواهد شد؛ و لذا اگر شنوایی در او مهیا شد آماده این می‌شود که بینا هم بشود. لذا این پاسخ هم چندان قانع‌کننده به نظر نمی‌رسد.

د.

۳) «آنگاه» چنین کسانی کسانی‌اند که تسلیم‌اند؛ آيا این آنگاه به کل جمله می‌خورد (یعنی کسانی که شنوایند به خاطر اینکه به آیات ما ایمان دارند) یا فقط به جمله اخیر (کسانی که به آیات ما ایمان دارند)؟ در واقع ایمان به آیات و شنوا بودن با هم تلازمی دارند؛ و تفریع می‌شود که آنها تسلیم‌اند؛ این تفریع بر مجموع است یا فقط بر ایمان؟ یعنی آیا دارد شرح می‌دهد مومنان واقعی را؛ که آنان کسانی‌اند که تسلیم‌اند (که در این صورت مضمونش مضمون آیه «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليما» (نساء/۶۵) می‌شود یا دارد شرح می‌دهد شنوا بودن را که لازمه شنوا بودن این است که شخص بنایش بر تسلیم بودن باشد؟ به تعبیر دیگر، ظاهرا این مقدار از ظهور آیه که اقتضای ایمان تسلیم بودن است جای بحث ندارد؛ اما آیا می‌توان گفت از این آیه درمی‌آید که اقتضای شنوا بودن هم تسلیم بودن است؟ لااقل بدین معنا که کسی واقعا شنوا خواهد بود که به اقتضائات مترتب بر شنیدنش پایبند باشد؟!

 

بازدیدها: ۴

إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرينَ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۲۲۹

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِيعِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ مُحْرِزٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ مِنْ عِلْمِ مَا أُوتِينَا تَفْسِيرَ الْقُرْآنِ وَ أَحْكَامَهُ وَ عِلْمَ تَغْيِيرِ الزَّمَانِ وَ حَدَثَانِهِ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَيْراً أَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَ مَنْ لَمْ يَسْمَعْ لَوَلَّى مُعْرِضاً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْ ثُمَّ أَمْسَكَ هُنَيْئَةً ثُمَّ قَالَ وَ لَوْ وَجَدْنَا أَوْعِيَةً أَوْ مُسْتَرَاحاً لَقُلْنَا وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ.

(احادیث باید تکمیل شود)

تدبر

در آیات قبل توضیح دادم که قرآن حاوی همه غیب و عامل کاملی برای هدایت است به شرطی که با معلم همراه باشد؛‌ این آیه و آیه بعد درباره این معلم است؛‌ در این آیه می‌فرماید ای پیامبر برای اینکه بتوانی هدایت کنی باید انسانها شنوا باشند؛ اما دو گروه را هرکاری بکنی نمی‌توانی هدایت کنی:‌ یکی افراد مرده (شاید کنایه از کافران است) دوم افرادی که کر هستند و پشت می‌کنند (شاید کنایه از منافقان است؛ منافقانی که باب هدایتشان هنوز بسته نشده است؛ اما مادام که پشت کرده‌اند نمی‌توانی مطلب حق را به گوش آنها برسانی)

بازدیدها: ۰

فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبينِ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

اگر همه غیب در قرآن هست و این قرآن برای هدایت مومنان است؛ پس بر خدا توکل کن و به هیچ چیز دیگری دل نبند؛‌که هدایت خدا تورا کفایت می‌کند زیرا هیچ چیزی مخفیانه و حساب‌نشده (= غیبی) نیست که بتواند در کار تو خلل وارد کند و در حساب خدا وارد نشده باشد.

بازدیدها: ۴

إِنَّ رَبَّكَ يَقْضي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْعَليمُ

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۲۶۱

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ جَمَاعَةَ بْنِ سَعْدٍ الْخَثْعَمِيِّ «۲» أَنَّهُ قَالَ: كَانَ الْمُفَضَّلُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ الْمُفَضَّلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَفْرِضُ اللَّهُ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ وَ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ قَالَ لَا اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْحَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ ثُمَّ يَحْجُبَ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ صَبَاحاً وَ مَسَاءً.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ ضُرَيْسٍ الْكُنَاسِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ يَتَوَلَّوْنَا «۳» وَ يَجْعَلُونَا أَئِمَّةً وَ يَصِفُونَ أَنَّ طَاعَتَنَا مُفْتَرَضَةٌ عَلَيْهِمْ كَطَاعَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ يَكْسِرُونَ حُجَّتَهُمْ وَ يَخْصِمُونَ أَنْفُسَهُمْ بِضَعْفِ قُلُوبِهِمْ فَيَنْقُصُونَا حَقَّنَا وَ يَعِيبُونَ ذَلِكَ عَلَى مَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ بُرْهَانَ حَقِّ مَعْرِفَتِنَا وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِنَا أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى افْتَرَضَ طَاعَةَ أَوْلِيَائِهِ عَلَى عِبَادِهِ ثُمَّ يُخْفِي عَنْهُمْ أَخْبَارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَقْطَعُ عَنْهُمْ مَوَادَّ الْعِلْمِ فِيمَا يَرِدُ عَلَيْهِمْ مِمَّا فِيهِ قِوَامُ دِينِهِمْ …

الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۲۶۲

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‏ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‏ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ.

تدبر

شاید یکی از نکات این آیه این است که ما گفتیم اکثر مسائل اختلافی بنی اسرائیل را با قرآن می‌شود پاسخ داد اما تو خودت را مشغول اینها نکن؛ خدا خودش با حکم قاطع بین آنها حکم می‌کند.

بازدیدها: ۴