سوره واقعه (۹۶۷) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

 ۲۷-۲۸ جمادی الثانی ۱۴۴۱

معرفی سوره واقعه

سوره واقعه به اتفاق اغلب مفسران از سوره‌های مکی می‌باشد (سعد السعود، ص۲۹۱؛ ‏ ابن عطیه، به نقل از التحرير و التنوير، ج‏۲۷، ص۲۵۸) و این نکته را از روایات معصومین هم می‌توان دریافت[۱]؛ البته در خصوص برخی از آیات آن اختلاف است؛ مثلا از ابن عباس و قتاده نقل شده که آیه «وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ» (آیه ۸۲) مدنی است؛ و برخی گفته‌اند آیه «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ» (آیه ۳۹) مدنی است؛ ویا آیه «أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ» (آیه ۸۱) را نازل شده در مسیر مدینه دانسته‌اند. (مجمع البيان، ج‏۹، ص۳۲۱) و از نظر کلبی، جمعا ۴ آیه غیرمکی است: دو آیه «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ؛ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ» در مسیر مدینه نازل شده، و دو آیه «أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ؛ وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ» در مسیر مکه نازل شده است؛ و لازم به ذکر است که در روایتی به ابن مسعود نسبت داده شده که این سوره در غزوه تبوک نازل شده است. (التحرير و التنوير، ج‏۲۷، ص۲۵۸).

این سوره در دسته‌بندی‌ای که از پیامبر اکرم ص روایت شده جزء «مفصلات» (جدا شده‌ها) است[۲] (که در وجه تسمیه آنها گفته‌اند به خاطر کثرت «فصل» [= جدایی] بین سوره‌ها با «بسم الله الرحمن الرحیم» چنین نامیده شده‌اند [که ناشی از کوتاه بودن متن این سوره‌هاست، برخلاف سوره‌های ابتدایی قرآن]؛ التبيان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص۲۰) و در حدیث نبوی، برخی سوره‌های قرآن به ازای تورات موسی ع و انجیل عیسی ع و زبور داود ع است؛ اما سوره‌های «مفصل»، اختصاصی پیامبر خاتم ص است. (الكافي، ج‏۲، ص۶۰۱؛ الدر المنثور، ج‏۲، ص۱۱۶)

این سوره را ظاهرا به خاطر کلمه «الواقعه» در آیه اولش، سوره واقعه نامیده‌اند؛ و این اسم در روایات نبوی هم آمده (یعنی ظاهرا توسط خود رسول الله ص بدین اسم نامیده شده است) و در اسناد تاریخی هیچ اسم دیگری برای این سوره مطرح نشده است. (التحرير و التنوير، ج‏۲۷، ص۲۵۸)

این سوره در ترتیب مصحف ۵۶مین سوره و بنا بر روایت جابر بن یزید در ترتیب نزول ۴۶مین سوره قرآن کریم است و بعد از سوره طه و پیش از سوره شعرا نازل شده است. (التحرير و التنوير، ج‏۲۷، ص۲۵۸)

تعداد آیات

تعداد آیات آن، بر اساس نسخه کوفی (که امروزه به خط عثمان طه در بلاد مشرق اسلامی رایج است) ۹۶ آیه و بر اساس نسخه بصری ۹۷ آیه و بر اساس سایر نسخه‌ها (مکی و مدنی و شامی) ۹۹ آیه می‌باشد. (در جلسه۴۴۶ درباره چرایی اختلاف در تعداد آیات سوره‌ها توضیح داده شد: http://yekaye.ir/al-muzzammil-73-1-2/)

تفاوت در موارد زیر است:

۱ و۲ و۳) سه فراز «فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ، ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ» (۸) و «وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ، ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ» (۹) و «وَ أَصْحابُ الشِّمالِ، ما أَصْحابُ الشِّمالِ» (۴۱) در نسخه‌های کوفی و مدنی اخیر هریک به صورت یک آیه آمده، اما در نسخه‌های دیگر، هریک به صورت دو آیه آمده است.

۴) فراز «عَلی‏ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ؛ مُتَّكِئينَ عَلَيْها مُتَقابِلينَ» (۱۵-۱۶) در همه نسخه‌ها به صورت دو آیه، و در نسخه‌های شامی و بصری به صورت یک آیه آمده است.

۵) فراز «بِأَكْوابٍ وَ أَباريقَ؛ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعينٍ» (۱۸) در همه نسخه‌ها به صورت یک آیه، ولی در نسخه مکی و مدنی اخیر به صورت دو آیه آمده است.

۶) فراز «وَ حُورٌ عينٌ؛ كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ» (۲۲-۲۳) در همه نسخه‌ها به صورت دو آیه، و در نسخه‌های شامی و بصری به صورت یک آیه آمده است.

۷) فراز «لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْواً وَ لا تَأْثيماً؛ إِلاَّ قيلاً سَلاماً سَلاماً» (۲۵-۲۶) در همه نسخه‌ها به صورت دو آیه، و در نسخه مکی و مدنی اول به صورت یک آیه آمده است.

۸) فراز «إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً؛ فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً» (۳۵-۳۶) در همه نسخه‌ها به صورت دو آیه، و در نسخه بصری به صورت یک آیه آمده است.

۹) فراز «في‏ سَمُومٍ وَ حَميمٍ؛ وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ» (۴۲-۴۳) در همه نسخه‌ها به صورت دو آیه، و در نسخه مکی به صورت یک آیه آمده است. (هرچند که نقلی هست که در نسخه مکی هم همانند بقیه بوده است).

۱۰) فراز «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلينَ وَ الْآخِرينَ؛ لَمَجْمُوعُونَ إِلی‏ ميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ» (۴۹-۵۰) در همه نسخه‌ها به صورت دو آیه، و در نسخه‌های شامی و مدنی اخیر تا «… لَمَجْمُوعُونَ» به صورت یک آیه آمده است؛ و

۱۱) فراز «لَمَجْمُوعُونَ؛ إِلی‏ ميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ« (۵۰) در همه نسخه‌ها به صورت یک آیه، ولی در نسخه‌های شامی و مدنی اخیر به صورت دو آیه آمده است.

۱۲) فراز «فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ؛ وَ جَنَّةُ نَعيمٍ» (۸۹) در همه نسخه‌ها به صورت یک آیه، ولی در نسخه شامی به صورت دو آیه آمده است. (مجمع البيان، ج‏۹، ص۳۲۱)

تعداد كلمات و حروف

تعداد كلمات و حروف این سوره را ۳۷۸ كلمه و۱۷۰۳ حرف معرفی کرده‌اند. (روض الجنان (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج‏۱۸، ص۲۸۸)

فضیلت و اهمیت سوره

۱) ابن عباس می‌گوید: یکبار ابوبکر به رسول الله ص عرض کرد: چقدر سریع پیر شدید؟

فرمودند: سوره‌های هود و واقعه و مرسلات و عَمَّ يَتَساءَلُونَ [= سوره نبأ] مرا پیر کرد.

الخصال، ج‏۱، ص۱۹۹؛ الأمالي( للصدوق)، ص۲۳۳ الدر المنثور، ج‏۶، ص۱۵۳

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَسَدٍ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَيْدَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ الْعَبَّاسِ الْبَجَلِيَّانِ قَالا حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُعَاوِيَةُ بْنُ هِشَامٍ قَالَ حَدَّثَنَا شَيْبَانُ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ عِكْرِمَةَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:

قَالَ أَبُو بَكْرٍ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَسْرَعَ إِلَيْكَ الشَّيْبُ؟!

قَالَ ص: شَيَّبَتْنِي هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ الْمُرْسَلَاتُ وَ عَمَّ يَتَساءَلُونَ.

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

هرکس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خداوند او را دوست خواهد داشت و او را محبوب همه مردم قرار خواهد داد و در دنیا هرگز رنگ تنگدستی و فقر و نیازمندی، و هیچ آفتی از آفات دنیا را نخواهد دید؛ و از رفقای امیرالمومنین ع خواهد بود؛ و این سوره، خاصِ امیرالمومنین ع است و هیچکس با وی در آن مشارکت ندارد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۱۷؛ مجمع البيان، ج‏۹، ص۳۲۲

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

مَنْ قَرَأَ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ الْوَاقِعَةَ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ أَحَبَّهُ [حَبَّبَهُ] إِلَی النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ لَمْ يَرَ فِي الدُّنْيَا بُؤْساً أَبَداً وَ لَا فَقْراً وَ لَا فَاقَةً وَ لَا آفَةً مِنْ آفَاتِ الدُّنْيَا وَ كَانَ مِنْ رُفَقَاءِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ هَذِهِ السُّورَةُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع خَاصَّةً لَا يَشْرَكُهُ فِيهَا أَحَدٌ.[۳]

 

۳) از امام صادق ع روایت شده است:

کسی که مشتاق بهشت و [دانستن] اوصاف آن است پس سوره واقعه را بخواند و کسی که دوست دارد به اوصاف جهنم بنگرد پس سوره سجده‌ی لقمان* را بخواند.

* با توجه به اینکه سجده واجب در چهار سوره از سوره‌های قرآن آمده، ظاهرا مقصود سوره دارای سجده واجبی است که بعد از سوره لقمان آمده و امروزه نیز همین سوره به سوره «سجده» معروف است.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۱۷

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ ع:

مَنِ اشْتَاقَ إِلَی الْجَنَّةِ وَ إِلَی صِفَتِهَا فَلْيَقْرَأِ الْوَاقِعَةَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَی صِفَةِ النَّارِ فَلْيَقْرَأْ سَجْدَةَ لُقْمَانَ.

 

۴) از امام باقر ع روایت شده است:

کسی که هرشب قبل از اینکه بخوابد سوره واقعه را بخواند خداوند عز و جل را در حالی ملاقات کند که چهره‌اش همچون ماه شب چهارده باشد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۱۷؛ مجمع البيان، ج‏۹، ص۳۲۱[۴]

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرٍو عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:

مَنْ قَرَأَ الْوَاقِعَةَ كُلَّ لَيْلَةٍ قَبْلَ أَنْ يَنَامَ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهُهُ كَالْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ.

 

۵) الف. از رسول الله ص روایت شده است: کسی که سوره واقعه را بخواند در موردش ثبت شود: «او از غافلان نیست».

مجمع البيان، ج‏۹، ص۳۲۱

أبي بن كعب قال قال رسول الله ص:

من قرأ سورة الواقعة، كتب «ليس من الغافلين»

ب. از رسول الله روایت شده است:

کسی که این سوره را بخواند در زمره غافلان ثبت نشود؛ و اگر آن را بنویسد و در منزلش قرار دهد، خیر و برکت در آن خانه فزونی یابد؛ و کسی که بر خواندن آن مداومت ورزد فقر از او زایل گردد؛ و در آن، قبولی و افزایش حافظه و توفیق و گسترش در مال و ثروت است.

البرهان في تفسير القرآن، ج‏۵، ص۲۴۹ (به نقل از خواص القرآن)

روي عن النبي (صلی الله عليه و آله) أنه قال:

من قرأ هذه السورة لم يكتب من الغافلين، و إن كتبت و جعلت في المنزل نما من الخير فيه، و من أدمن علی قراءتها زال عنه الفقر، و فيها قبول و زيادة حفظ و توفيق و سعة في المال.

ج. از رسول الله روایت شده است:

اگر آن را بنویسد و در منزلش بیاویزد، خیر و برکت بر او فزونی یابد؛ و کسی که بر خواندن آن مداومت ورزد فقر از او زایل گردد؛ و در آن، قبولی و افزایش حافظه و توفیق و گسترش در مال و ثروت است.

البرهان في تفسير القرآن، ج‏۵، ص۲۵۰ (به نقل از خواص القرآن)

قال رسول الله (صلی الله عليه و آله):

من كتبها و علقها في منزله كثر الخير عليه، و من أدمن قراءتها زال عنه الفقر، و فيها قبول و زيادة و حفظ و توفيق و سعة في المال.

 

۶) از امام صادق ع روایت شده است:

همانا در این سوره منافع فراوانی است که به شمار نیاید؛ و از آن جمله است اینکه اگر بر مرده خوانده شود خداوند وی را بیامرزد؛ و اگر بر کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته خوانده شود، خداوند خروج روح وی را آسان گرداند به اذن الله تعالی.

البرهان في تفسير القرآن، ج‏۵، ص۲۵۰ (به نقل از خواص القرآن)

قال الصادق (عليه السلام):

إن فيها من المنافع ما لا يحصی، فمن ذلك إذا قرئت علی الميت غفر الله له، و إذا قرئت علی من قرب أجله عند موته سهل الله عليه خروج روحه بإذن الله تعالی.

 

۷) الف. روايت است از ابو طيبه كه عثمان عفّان در پرسيدن [= به احوالپرسی] عبد اللّه مسعود رفت، و او بيمار بود، بيماريی كه از آن به پيش خدای رفت. گفت: از چه می‏نالی؟

گفت: از گناهم.

گفت: چه آرزو كنی؟

گفت: رحمت خدايم.

گفت: طبيبی بيارم؟

گفت: الطبيب امرضني. گفت: طبيب مرا بيمار كرد.

گفت: عطايت فرمايم؟

گفت: حاجت نيست مرا به آن، و من بر مثل اين حال؟ [وقتی بدان محتاج بودم از من دریغ کردی، اکنون که مرا سودی ندهد، می‌دهی؟]

گفت: بفرمايم تا به دختركانت دهند؟

گفت: ايشان را حاجت نيست با آن كه من ايشان را سورة الواقعه بياموخته‏ام و فرموده‏ام تا می‏خوانند؛ و من از رسول عليه السلام شنيدم كه:

هر كه او سورة الواقعه بسيار خواند هرگز درويش نشود.

مجمع البيان، ج‏۹، ص۳۲۱؛ ترجمه بر اساس متن روض الجنان (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج‏۱۸، ص۲۸۸

روی أَنَّ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ دَخَلَ عَلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ يَعُودُهُ فِي مَرَضِهِ الَّذِي مَاتَ فِيهِ. فَقَالَ لَهُ مَا تَشْتَكِي؟

قَالَ ذُنُوبِي.

قَالَ مَا تَشْتَهِي؟

قَالَ رَحْمَةَ رَبِّي.

قَالَ أَ فَلَا نَدْعُو الطَّبِيبَ؟

قَالَ الطَّبِيبُ أَمْرَضَنِي.

قَالَ أَ فَلَا نَأْمُرُ بِعَطَائِكَ؟

قَالَ مَنَعْتَنِيهِ وَ أَنَا مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ وَ تُعْطِينِيهِ وَ أَنَا مُسْتَغْنٍ عَنْهُ؟!

قَالَ يَكُونُ لِبَنَاتِكَ؟

قَالَ لَا حَاجَةَ لَهُنَّ فِيهِ فَقَدْ أَمَرْتُهُنَّ أَنْ يَقْرَأْنَ سُورَةَ الْوَاقِعَةِ؛ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ:

مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْوَاقِعَةِ كُلَّ لَيْلَةٍ لَمْ تُصِبْهُ فَاقَةٌ أَبَداً.

این واقعه در بسیاری از منابع اهل سنت روایت شده است؛ مثلا بیهقی در شعب الإيمان، ج۴، ص۱۱۸-۱۲۰ این را با چند سند مستقل روایت کرده است.

این مضمون که اگر کسی هرشب این سوره را بخواند مبتلا به فقر و تنگدستی نخواهد شد، در روایات اهل سنت به نقل از ابن عباس و ابن مسعود روایت شده است (الدر المنثور، ج‏۶، ص۱۵۳)[۵] و نیز:

ب. در منابع اهل سنت از انس بن مالک روایت شده است که پیامبر ص فرمودند:

سوره واقعه سوره بی‌نیازی و ثروت است؛ آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید.

ج. و باز از انس بن مالک روایت شده است که پیامبر ص فرمودند:

به همسرانتان سوره واقعه را بیاموزید؛ زیرا که آن سوره بی‌نیازی و ثروت است.

الدر المنثور، ج‏۶، ص۱۵۳

ب. أخرج ابن مردويه عن أنس عن رسول الله صلی الله عَلَيْهِ وَ [آله و] سَلَّمَ قال:

سورة الواقعة سورة الغنی فاقرؤها و علموها أولادكم.

ج. أخرج الديلمي عن أنس قال قال رسول الله صلی الله عَلَيْهِ وَ [آله و] سَلَّمَ:

علموا نساءكم سورة الواقعة فإنها سورة الغنی.

 

۸) اهتمام اهل بیت ع بدین سوره:

الف. از امام کاظم ع روایت شده است:

هنگامی که مرگ بر امام سجاد ع حاضر شده بود ایشان از هوش رفتند و دوباره چشمهایشان را باز کردند و «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ» [سوره واقعه] وَ «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ» [سوره فتح] را خواندند و گفتند: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ: سپاس خدايی را كه وعده‏اش را بر ما راست گردانيد و سرزمين [بهشت‏] را به ما ميراث داد، از هر جای آن كه بخواهيم جای می‏گزينيم. چه نيك است پاداش عمل‏كنندگان.» (زمر/۷۴) سپس لحظه‌ای بعد جان دادند و دیگر چیزی نگفتند.

الكافي، ج‏۱، ص۴۶۸

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بِنْتِ إِلْيَاسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع لَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ أُغْمِيَ عَلَيْهِ ثُمَّ فَتَحَ عَيْنَيْهِ وَ قَرَأَ «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ» وَ «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ» وَ قَالَ «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ».

ثُمَّ قُبِضَ مِنْ سَاعَتِهِ وَ لَمْ يَقُلْ شَيْئاً.

ب. اسماعیل بن عبدالخالق از امام صادق ع روایت کرده است:

روال پدرم این بود که بعد از نماز عشاء دو رکعت نشسته نماز می‌خواند و در آن دو رکعت صد آیه را می‌خواند و می‌فرمود: هرکس این دو رکعت را بخواند و صد آیه در آن بخواند در زمره غافلان تثبت نگردد.

و اسماعیل اضافه کرد: همانا امام باقر ع در این دو رکعت سوره‌های واقعه و اخلاص را می‌خواندند.

فلاح السائل، ص۲۵۹

رَوَی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الزُّبَيْرِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

كَانَ أَبِي يُصَلِّي بَعْدَ عِشَاءِ الْآخِرَةِ رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ جَالِسٌ يَقْرَأُ فِيهِمَا مِائَةَ آيَةٍ وَ كَانَ يَقُولُ مَنْ صَلَّاهُمَا وَ قَرَأَ بِمِائَةِ آيَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ.

قَالَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَبْدِ الْخَالِقِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ: إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ع كَانَ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِالْوَاقِعَةِ وَ الْإِخْلَاصِ.

ج. با دو سند متفاوت روایت شده است که امام صادق ع در دو رکعت بعد از نماز عشاء، سوره واقعه و «قل هو الله احد» را می‌خواندند.

تهذيب الأحكام، ج‏۲، ص۱۱۶ و ۲۹۵

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَقْرَأُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ الْوَاقِعَةَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ.

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ عَنْ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ كَانَ يَقْرَأُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ بِالْوَاقِعَةِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ.

د. در مورد رسول الله ص هم در منابع اهل سنت روایت شده است که ایشان در نماز صبح سوره واقعه و سوره‌های مانند آن را می‌خواندند.

الدر المنثور، ج‏۶، ص۱۵۳

أخرج عبد الرزاق و أحمد و ابن خزيمة و ابن حبان و الحاكم و الطبراني في الأوسط عن جابر بن سمرة قال:

كان رسول الله صلی الله عَلَيْهِ وَ [آله و] سَلَّمَ يقرأ في الفجر الواقعة و نحوها من السور.

 

۹) الف. علی بن نعمان می‌گوید: به امام رضا ع عرض کردم که فدایت شوم! به زگیل‌های متعددی مبتلا شده‌ام که خیلی ناراحتم می‌کند؛ از شما می‌خواهم چیزی به من بیاموزید که از آن سودی ببرم.

فرمودند: برای هر زگیلی هفت دانه جو بردار؛ و بر هر جویی هفت بار «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ» را تا آیه «فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا» (واقعه/۱-۶) و نیز این آیه را «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَری‏ فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً: و از تو درباره كوه‏ها می‏پرسند بگو: پروردگارم آنها را [همانند گرد و غبار] به باد می‏دهد. پس اين [زمين] را هموار و صاف و خالی از همه چيز وامی‏نهد. به طوری كه در آن هيچ پستی و بلندی نبينی» (طه/۱۰۵-۱۰۷) بخوان. سپس جوها را دانه دانه برگير و هر يك را بر زگيلی بسای، سپس همه را در پارچه نویی بريز و آن را با سنگی ببند و در چاله‌ای بينداز.

علی بن نعمان گفت: من اين دستور را عمل كردم و روز هفتم نگريستم و مثل كف دستم صاف شده بود.

و سزاوار است اين كار را در آخر ماه كه محاقّ است [يعنی ماه در هيچ جای زمين پيدا نيست] انجام شود.

عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۲، ص۵۰؛ الدعوات (للراوندي)، ص۲۰۰؛ طب الأئمة عليهم السلام، ص۱۰۹[۶]

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ نُعْمَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا ع قَالَ:

قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ بِي ثَآلِيلَ كَثِيرَةً قَدِ اغْتَمَمْتُ بِأَمْرِهَا فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُعَلِّمَنِي شَيْئاً أَنْتَفِعُ بِهِ.

فَقَالَ ع خُذْ لِكُلِّ ثُؤْلُولٍ سَبْعَ شَعِيرَاتٍ وَ اقْرَأْ عَلَی كُلِّ شَعِيرَةٍ سَبْعَ مَرَّاتٍ «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ» إِلَی قَوْلِهِ «فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا» وَ قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَری‏ فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً» تَأْخُذُ الشَّعِيرَ شَعِيرَةً شَعِيرَةً فَامْسَحْ بِهَا عَلَی كُلِّ ثُؤْلُولٍ ثُمَّ صَيِّرْهَا فِي خِرْقَةٍ جَدِيدَةٍ فَارْبِطْ عَلَی الْخِرْقَةٍ حَجَراً وَ أَلْقِهَا فِي كَنِيفٍ.

قَالَ فَفَعَلْتُ فَنَظَرْتُ إِلَيْهَا يَوْمَ السَّابِعِ فَإِذَا هِيَ مِثْلُ رَاحَتِي.

وَ يَنْبَغِي أَنْ يُفْعَلَ ذَلِكَ فِي مُحَاقِ الشَّهْرِ.

ب. کفعمی بعد از نقل روایت فوق، این مطلب را هم از حضرت امیر ع روایت کرده است که فرمودند:

بر هر زگیلی، وقتی ماه رو به تمام شدن است، هفت روز پیاپی بخوانند: «وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ: و مَثَل كلمه پليد مانند درخت پليدی است كه از روی زمين بركنده شده، هيچ ثبات و قراری ندارد.» (ابراهیم/۲۶) سپس بخوانند: «وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا؛ فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا: و كوه‏ها [جمله‏] ريزه ريزه شوند، و غباری پراكنده گردند» (واقعه/۵-۶)

المصباح للكفعمي، ص۱۵۸

أَيْضاً عَنْ عَلِيٍّ ع: يَقْرَأُ عَلَی الثُّؤْلُولِ فِي نُقْصَانٍ الشَّهْرِ سَبْعَةَ أَيَّامٍ مُتَوَالِيَةٍ «وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ» ثُمَّ «وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا؛ فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا»

 

۱۰) از امام باقر ع روایت شده است:

وقتی قصد سفر کردی وضو بگیر و دو رکعت نماز بگزار، رکعت اول با حمد و الرحمن؛ و رکعت دوم با حمد و واقعه یا تبارک؛ و اگر این برایت میسر نشد متناسب با عجله‌ای که داری، هر سوره دیگری را که خواستی انتخاب کن؛ و سپس این دعا را بخوان:

اللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ فِي سَفَرِي هَذَا بِلَا ثِقَةٍ مِنِّي بِغَيْرِكَ، وَ لَا رَجَاءٍ يَأْوِي إِلَّا إِلَيْكَ، وَ لَا قُوَّةٍ أَتَّكِلُ عَلَيْهَا، وَ لَا حِيلَةٍ أَلْجَأُ إِلَيْهَا، إِلَّا طَلَبَ فَضْلِكَ وَ ابْتِغَاءَ رِزْقِكَ، وَ تَعَرُّضاً لِرَحْمَتِكَ، وَ سُكُوناً إِلَی حُسْنِ عِبَادَتِكَ. وَ أَنْتَ يَا إِلَهِي أَعْلَمُ بِمَا سَبَقَ لِي فِي سَفَرِي هَذَا مِمَّا أُحِبُّ وَ أَكْرَهُ، وَ لِمَا أَوْقَعْتَ عَلَيَّ فِيهِ قَدَرَكَ وَ مَحْمُودَ بَلَائِكَ، فَأَنْتَ يَا إِلَهِي «تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ أُمُّ الْكِتَاب»ِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اصْرِفْ عَنِّي فِي سَفَرِي هَذَا كُلَّ مَقْدُورٍ مِنَ الْبَلَاءِ، وَ ادْفَعْ عَنِّي كُلَّ مَحْذُورٍ، وَ أَسْبِلْ عَلَيَّ فِيهِ كَنَفَ عِزِّكَ وَ لُطْفَ عَفْوِكَ وَ رَحْمَتِكَ، وَ حَقِيقَةَ حِفْظِكَ وَ سَعَةَ رِزْقِكَ وَ تَمَامَ نِعْمَتِكَ، وَ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ جَمِيعِ فَضْلِكَ وَ عَطَائِكَ وَ إِحْسَانِكَ، وَ أَغْلِقْ عَنِّي أَبْوَابَ الْمَخَاوِفِ كُلَّهَا، وَ جَمِيعَ مَا أَكْرَهُ وَ أَحْذَرُ وَ أَخَافُ عَلَی نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ ذُرِّيَّتِي، وَ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ الْأَمْنِ كُلَّهَا، وَ اصْرِفْ عَنِّي الْهَلَعَ وَ الْجَزَعَ. وَ ارْزُقْنِي الصَّبْرَ وَ الْقُوَّةَ وَ الْمَحْمَدَةَ لَكَ، وَ النَّجَاةَ مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ وَ مَقْدُورٍ بِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ خِيَرَةً لِي فِي آخِرَتِي وَ دُنْيَايَ، وَ أَسْأَلُكَ يَا رَبِّ أَنْ تَحْفَظَنِي فِيمَا خَلَّفْتُ وَرَائِي مِنْ أَهْلِي وَ مَالِي وَ مَعِيشَتِي وَ صُنُوفِ حَوَائِجِي. يَا مَنْ لَيْسَ فَوْقَهُ خَالِقٌ يُرْجَی، يَا مَنْ لَيْسَ دُونَهُ رَبٌّ يُتَّقَی، يَا مَنْ لَيْسَ غَيْرَهُ إِلَهٌ يُدْعَی، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ وَزِيرٌ يُؤْتَی، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ حَاجِبٌ‏ يَغْشَی، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ بَوَّابٌ يُرْشَی، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ كَاتِبٌ يُدَارَی، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ تَرْجُمَانٌ يُنَادَی. يَا مَنْ لَا يَزْدَادُ عَلَی كَثْرَةِ السُّؤَالِ إِلَّا كَرَماً وَ جُوداً، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ امْرِي فَرَجاً، وَ ارْزُقْنِي فِي سَفَرِي هَذَا الْأَمْنَ مِنَ الْمَخَاوِفِ كُلِّهَا، وَ الْغَنِيمَةَ وَ الظَّفَرَ بِكُلِّ غَرَضٍ، وَ بَلِّغْنِي جَمِيعَ أَمَلِي وَ مَقْصُودِي. اللَّهُمَّ وَ كُلَّ مَنْ قَضَيْتَ عَلَيَّ بِلِقَائِهِ مِنْ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، الَّذِينَ جَعَلْتَ لِي إِلَيْهِمْ حَاجَةً وَ شُغُلًا، فَسَخِّرْهُ لِي وَ اعْطِفْ بِقَلْبِهِ عَلَيَّ، وَ وَفِّقْهُ لِمَا أُرِيدُهُ وَ أَبْتَغِيهِ وَ آمُلُهُ، وَ احْرُسْهُ عَنْ قَصْدِي وَ الْوُقُوفِ فِي حَاجَتِي، وَ امْنَعْهُ عَنْ ظُلْمِي وَ أَذَايَ، بِرَحْمَتِكَ يَا ارْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

سپس به سجده برو و هر دعایی که دوست داری بگو و سپس سر از سجده بردار و بگو:

أَشْهَدْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ. اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَ أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ امْنَعْنِي مِنْ أَنْ يُوصَلَ إِلَيَّ بِسُوءٍ أَبَداً، وَ لَا تُغَيِّرْ مَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ أَبَداً، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص۴۷-۴۹

رُوِيَ عَنْ مَوْلَانَا الْبَاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ أَنَّهَ قَالَ:

إِذَا عَزَمْتَ عَلَی السَّفَرِ فَتَوَضَّأْ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ، الْأَوَّلَةَ بِالْحَمْدِ وَ سُورَةِ الرَّحْمَنِ، وَ الثَّانِيَةَ بِالْحَمْدِ وَ سُورَةِ الْوَاقِعَةِ أَوْ تَبَارَكَ، فَإِنْ لَمْ يَتَأَتَّ لَكَ ذَلِكَ فَاقْرَأْ مِنَ السُّوَرِ مَا شِئْتَ حَسَبَ الْعَجَلَةِ، ثُمَّ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ:

اللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ فِي سَفَرِي هَذَا.. بِرَحْمَتِكَ يَا ارْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

ثُمَّ اسْجُدْ وَ ادْعُ بِمَا أَحْبَبْتَ، ثُمَّ ارْفَعْ رَأْسَكَ وَ قُلْ:

أَشْهَدْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ… .[۷]

غرض سوره و مروری بر محتوای کلی آن

۱) از منظر علامه طباطبایی، اين سوره، قيامت كبری را توصیف می‌کند كه مشتمل است بر برانگیخته شدن مردم و حساب و جزای آنان:

نخست برخی از حوادث هول انگيز آن را ذكر می‏كند، حوادثی ناظر به زندگی دنيايی انسان، و زمينی كه در آن زندگی می‏كرده است، مانند دگرگون شدن اوضاع و احوال زمين، و متلاشی شدن كوه‏ها. آن گاه مخاطبان را در سه دسته سابقون و اصحاب يمين و اصحاب شمال، قرار می‌دهد و سرانجام كار هر يك را بيان می‏كند. سپس عليه اصحاب شمال كه منكر ربوبيت خداوند متعال و معاد و تكذيب كننده قرآن‌ اند احتجاجاتی می‌آورد و در آخر گفتار را با يادآوری حالت احتضار و فرا رسيدن مرگ و سه دسته شدن مردم خاتمه می‏دهد. (الميزان، ج‏۱۹، ص۱۱۵)

۲) در واقع می‌توان این سوره را به چند فراز تقسیم کرد:

– توصیفی از وقوع واقعی‌ترین واقعیت، یعنی قیامت و به هم ریختن همه محاسبات دنیوی (آیات ۱ تا ۶)

– بیان دسته‌بندی سه‌گانه انسانها (آیات ۷ تا ۱۰) و سپس توصیف وضعیت نهایی هریک از این سه دسته در آخرت (آیات ۱۱ تا۵۶)

– تلنگرهایی برای توجه به ربوبیت خداوند، که اقتضای باور به معاد را دارد (آیات ۵۷ تا ۷۳)

– ضرورت تسبیح خداوند و سوگندی عجیب و اشاره‌ای به حقیقت قرآن و انکار مخاطبان (آیات ۷۴ تا ۸۲)

– بیان لحظات مرگ و احوال هریک از سه دسته مذکور در این لحظات و پس از آن (آیات ۸۳ تا ۹۴)

– حقیقی دانستن همه اینها و تاکید مجددی بر ضرورت تسبیح خداوند (آیات ۹۵-۹۶)

شاید بتوان گفت که این سوره می‌خواهد چشم ما را به حقیقی‌ترین حقایق باز کند: کلام را از لحظه‌ای شروع می‌کند که اصل واقعیت واقع می‌شود؛ و این واقعیت را شرح می‌دهد؛ و به این ختم می‌کند که همانا این است حق الیقین؛ پس پروردگار عظیمت را [از این توهماتی که داری] منزه بدان!

 


[۱]. در روایتی از امام باقر ع آمده است:

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ آدَمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ [أُ] نَاساً تَكَلَّمُوا فِي هَذَا الْقُرْآنِ بِغَيْرِ عِلْمٍ… ثُمَّ بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص وَ هُوَ بِمَكَّةَ عَشْرَ سِنِينَ فَلَمْ يَمُتْ بِمَكَّةَ فِي تِلْكَ الْعَشْرِ سِنِينَ أَحَدٌ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً ص رَسُولُ اللَّهِ إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِإِقْرَارِهِ وَ هُوَ إِيمَانُ التَّصْدِيقِ وَ لَمْ يُعَذِّبِ اللَّهُ‏ أَحَداً مِمَّنْ مَاتَ وَ هُوَ مُتَّبِعٌ لِمُحَمَّدٍ ص عَلَی ذَلِكَ إِلَّا مَنْ أَشْرَكَ بِالرَّحْمَنِ وَ تَصْدِيقُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَيْهِ فِي سُورَةِ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَكَّةَ… وَ أَنْزَلَ فِي الْوَاقِعَةِ «وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» فَهَؤُلَاءِ مُشْرِكُون‏… (الكافي، ج‏۲، ص۲۹-۳۰)

[۲]. این تقسیم چنانکه در پاورقی بعد می‌آید شامل چهار دسته طوال و مئین و مثانی و مفصل می‌باشد؛ اما چنانکه از متن حدیث برمی‌آید تقسیم فوق، ظهور جدی در حصر (اینکه همه سوره‌ها حتما یکی از این سه قسم باشند) ندارد؛ و مثلا برخی طواسیم و حوامیم را خارج از این اقسام دانسته اند: «روي عن النّبي- صلّی اللّه عليه و آله و سلّم- أنّه قال: أعطيت مكان التّوراة السّبع الطّوال، و مكان المئين، و مكان الإنجيل المثاني. و فضّلت بالمفصّل. فالمئون، كلّ مائة و ما يزيد عليها. و المثاني، ما وراء المائتين. ثمّ الطّواسين بعدها، و سمّيت الطّواسين بأوائلها. ثمّ الحواميم، و سمّيت أيضا بأوائلها. ثمّ المفصّل، و سمّي بذلك لكثرة فصوله» (نهج البيان، ج‏۱، ص۲۲-۲۳)

[۳]. این حدیث در مكارم الأخلاق، ص۳۶۴ بدین صورت روایت شده است:

مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْوَاقِعَةِ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ حَبَّبَهُ إِلَی النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ لَمْ يَرَ فِي الدُّنْيَا بُؤْساً أَبَداً وَ لَا فَقْراً وَ لَا فَاقَةً وَ لَا آفَةً مِنْ آفَاتِ الدُّنْيَا وَ هِيَ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَوْلَادِهِ ع

[۴]. مرحوم طبرسی و نیز محدث نوری در مستدرك الوسائل، ج‏۴، ص۲۰۵ این را از تفسیر عیاشی نقل می‌کنند؛ اما در نسخه کنونی تفسیر موجود نیست.

[۵]. همچنین شهید اول در رساله النَّفْلِيَّةِ گفته است: وَ يَخْتَصُّ الْعِشَاءُ بِقِرَاءَةِ الْوَاقِعَةِ قَبْلَ نَوْمِهِ لِأَمْنِ الْفَاقَةِ. (رسائل الشهيد الأول، ص۲۱۰‌) و شهید ثانی در شرح آن می‌فرماید «رَوَاهُ ابْنُ مَسْعُودٍ عَنِ النَّبِيِّ ص». (الفوائد الملية لشرح الرسالة النفلية، ص۲۵۲‌)

[۶]. در طب الائمه هم سندش و هم نحوه حکایت ماجرا اندکی متفاوت است:

سَعْدَوَيْهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ لِي ابْناً مَرْجُوّاً وَ لَا يكمنه [يُمْكِنُهُ‏] أَنْ يُخَالِطَ النَّاسَ مِنْ كَثْرَةِ الثَّئَالِيلِ الَّتِي بِهِ فَأَسْأَلُكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْ تُعَلِّمَنِي شَيْئاً يَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ خُذْ لِكُلِّ ثَالُولٍ سَبْعَ شَعِيرَاتٍ وَ اقْرَأْ عَلَی كُلِّ شَعِيرَةٍ سَبْعَ مَرَّاتٍ إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ إِلَی قَوْلِهِ فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَری‏ فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً ثُمَّ خُذْ شَعِيرَةً فَامْسَحْ بِهَا عَلَی الثُّؤْلُولِ ثُمَّ صُرَّهَا فِي خِرْقَةٍ جَدِيدَةٍ وَ ارْبِطْ عَلَی الْخِرْقَةِ حَجَراً وَ أَلْقِهَا فِي كَنِيفٍ قَالَ فَفَعَلْتُ فَنَظَرْتُ إِلَيْهِ وَ اللَّهِ يَوْمَ السَّابِعِ وَ الثَّامِنِ وَ هِيَ مِثْلُ رَاحَتِي وَ أَصْفَی. و قال بعضهم ينبغي أن يعالج في محاق الشهر يعني إذا استتر الهلال و لم تره فإنه أبلغ للمعالجة و أفيد.

[۷]. خواندن این سوره در برخی از نمازهای حاجت هم روایت شده است؛ مثلا در مصباح المتهجد، ج‏۱، ص۳۴۲ آمده است:

رُوِيَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع رَوَی يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ الْكَاتِبُ الْأَنْبَارِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع قَالَ: إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ مُهِمَّةٌ فَصُمْ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَ الْخَمِيسِ وَ الْجُمُعَةِ وَ اغْتَسِلْ فِي الْجُمُعَةِ فِي أَوَّلِ النَّهَارِ وَ تَصَدَّقْ عَلَی مِسْكِينٍ بِمَا أَمْكَنَ وَ اجْلِسْ فِي مَوْضِعٍ لَا يَكُونُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ وَ لَا سِتْرٌ مِنْ صَحْنِ دَارٍ أَوْ غَيْرِهَا تَجْلِسُ تَحْتَ السَّمَاءِ وَ تُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَقْرَأُ فِي الْأُولَی الْحَمْدَ وَ يس وَ فِي الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ حم الدُّخَانَ وَ فِي الثَّالِثَةِ الْحَمْدَ وَ إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ وَ فِي الرَّابِعَةِ الْحَمْدَ وَ تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ إِنْ لَمْ تُحْسِنْهَا فَاقْرَأِ الْحَمْدَ وَ نِسْبَةَ الرَّبِّ تَعَالَی قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَإِذَا فَرَغْتَ بَسَطْتَ رَاحَتَيْكَ إِلَی السَّمَاءِ وَ تَقُول‏ (و دعایی طولانی دارد که برای رعایت اختصار نیاوردیم)