۲۴۶) يا بَني‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ

ترجمه

ای فرزندان آدم! محققا بر شما لباسی که شرم‌گاه‌هایتان را بپوشاند و نیز [لباسی که] زیور و زینتی باشد فروفرستادیم؛ و لباس تقوی است که بهترین [لباس] است؛ اینها از آیات خداست، باشد متذکر شوند.

نکات ترجمه‌ای و نحوی

«لباس»: به هرچه با آن بدن را بپوشانند، گفته می‌شود (كتاب العين، ج‏۷، ص۲۶۳؛ المحيط في اللغة، ج‏۸، ص۳۲۹) خواه پیراهن (ثوب) و مانند آن باشد یا حتی زره، و بلکه برای پوشاندن امور دیگر هم به کار می‌رود، مانند لباس کعبه و لباس هودج (مجمع البيان، ج‏۴، ص۶۳۱؛ المصباح المنير، ج‏۲، ص۵۴۸). این کلمه از ماده «لبس» گرفته شده است. برخی بر این باورند که اصل این ماده دلالت بر «اختلاط» و «درهم‌آمیختن»ی می‌کند که موجب مشتبه شدن امور می‌گردد (معجم المقاييس اللغة، ج‏۵، ص۲۳۰) اما ظاهرا حق با کسانی است که توضیح داده‌اند اصل این ماده بر همان پوشاندن (ستر) دلالت می‌کند؛ و از آنجا که با پوشاندن مطلبی، زمینه برای اشتباه مهیا می‌شود، در معنای اختلاط و مشتبه شدن امور هم به کار رفته است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۰، ص۱۶۰)

«ريش»: اصل ماده «ریش» را به معنای حُسن حال و خیر و خوبی‌ای که نصیب شخص می‌شود (معجم المقاييس اللغة، ج‏۲، ص۴۶۶) و مایه ارتقاء و برتری می‌گردد (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۴، ص۲۹۴) دانسته‌اند و از همین باب به بال و پر پرندگان در زبان عربی «ریش» گفته می‌شود. برخی اصل معنا را از همین استعمال آن در مورد پر پرندگان دانسته و با استشهاد به آیه محل بحث، گفته‌اند همان گونه که پر پرندگان برای آنها مانند لباس است، این کلمه به نحو استعاری برای لباس انسانها هم به کار می‌رود (مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۷۲) و در معنای معاش و مال اثاث و لباس فاخر نیز به کار می‌رود (لسان العرب، ج۶، ص۳۰۹) و در مورد لباس، به آن قسمت از لباس که در معرض دید قرار دارد، گفته می‌شود (النهاية، ج‏۲، ص۲۸۹) و در هر صورت در کلمه «ریش» زیبایی مد نظر است (المیزان، ج۸، ص۶۸) و این ماده بویژه در مورد لباس‌های نیکو (کتاب العین، ج۶، ص۲۸۳) و به معنای لباس زینت به کار می‌رود (إعراب القرآن و بيانه، ج‏۳، ص۳۲۹). این ماده به لحاظ معنایی به کلمه «آرایش» در فارسی بسیار نزدیک است.

«يُواري»: باب مفاعله از ماده «وری» به معنای پوشاندن است که در جلسه۲۴۰ در این باره توضیح داده شد.

«سَوْآتِ»: جمعِ «سَوْأة» و از ماده «سوء» می‌باشد که در مورد شرم‌گاه‌های انسان به کار می‌رود و در جلسه ۲۴۰ در باره این کلمه توضیحات لازم ارائه شد.

«لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً»:

کلمه «لباسا» در اینجا مفعول برای فعل «أنزلنا» است.

عبارت «يُواري سَوْآتِكُمْ» صفت برای «لباساً» می‌باشد.

عبارت «ریشاً» را هم می‌توان عطف به کلمه «لباسا» دانست، یعنی دو گونه لباس فرستادیم (الکشاف، ج۲، ص۹۷) که در این صورت معنای چنین می‌شود: «فروفرستادیم لباسی که شرمگاهتان را بپوشاند و لباسی که مایه زینت باشد»؛ و هم می‌توان عطف به عبارت «يُواري سَوْآتِكُمْ» دانست که در واقع، صفت دومی برای «لباسا» قرار بگیرد یعنی: «فروفرستادیم لباسی که هم شرمگاهتان را می‌پوشاند و هم مایه زینت شماست».

حدیث

‏.۱) از امیرالمومنین ع روایتی نقل شده که در یک مجلس، به اصحابش، چهارصد باب که مایه صلاح دین و دنیای مسلمان است، تعلیم داد که فرازی از آن در جلسه۹۰، حدیث۳ گذشت. در فراز دیگری از آن آمده است:

لباس پنبه‌ای بپوشید که لباس رسول خدا ص بود و لباس ماست؛ و ما روالمان نیست که لباس [از جنس] مو و پشم بپوشیم مگر اینکه علت خاصی در کار باشد؛

و فرمود: همانا خداوند عز و جل زیباست، زیبایی را دوست دارد و دوست دارد که اثر نعمتش را بر بنده ببیند.

الخصال، ج‏۲، ص۶۱۳

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع‏ …

الْبَسُوا ثِيَابَ الْقُطْنِ فَإِنَّهَا لِبَاسُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ لِبَاسُنَا وَ لَمْ نَكُنْ نَلْبَسُ الشَّعْرَ وَ الصُّوفَ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِه‏…

۲) امام صادق ع فرمود: زیباترین لباس برای مومن، لباس تقوی است که خداوند متعال می‌فرماید: «لباس تقوی است که بهترین [لباس] است»؛ و اما همین لباس ظاهری هم نعمتی از جانب خداوند متعال است که فرزندان آدم بدان شرم‌گاه‌های خود را بپوشانند؛ و این کرامتی است که خداوند با آن ذریه آدم را کرامت بخشید و غیر آنها را چنین کرامتی نبخشید؛

و آن برای مومن وسیله‌ای است برای ادای آنچه خداوند بر ایشان واجب فرموده است؛

و بهترین لباست آن است که تو را از خداوند عز و جل به خود مشغول نسازد، بلکه تو را به یاد و شکر و طاعت وی نزدیک کند و تو را بر عُجب و ریاء و آرایشگری و فخرفروشی و تکبر نکشاند که اینها از آفات دین و مایه قساوت قلب‌اند؛

پس هنگامی که لباست را پوشیدی به یاد آور که خداوند گناهانت را با رحمت خویش بر تو پوشانده است؛ و همان گونه که ظاهرت را پوشاندی، باطنت را هم بپوشان؛ و باطنت از صدق در پوشش هیبت [الهی] باشد و ظاهرت در پوشش طاعت؛

و عبرت بگیر از فضل خداوند عز و جل که وسایل [تهیه] لباس را آفرید تا شرم‌گاه‌های ظاهری بدان پوشیده شود و درهای توبه و بازگشت و فریادرسی را باز کرد تا شرم‌گاه‌های باطنی، اعم از گناهان و اخلاق بد بدان پوشانده شود؛

و هیچکس را رسوا نکن چرا که خداوند برای تو عظیم‌تر از آن را [که مایه رسوایی می‌شود] پوشاند؛ و به عیب خویش مشغول شو و از آنچه حال و روزش ربطی به تو ندارد درگذر؛ و برحذر باش که عمرت را با [سرک کشیدن در] عمل غیر خویش هدر دهی و غیر تو با سرمایه‌ات تجارت کند و خود را به هلاکت افکنی، که فراموشی گناهان، از بزرگترین عقوبت‌های خداوند متعال در حال [= در دنیا] ، و از مهمترین عوامل عقوبت ساز در آینده [= در قیامت] است؛

و بنده مادام که مشغول است به طاعت خداوند متعال و شناخت [ریشه‌یابی] عیوب خویش و ترک آنچه در دین خدا مایه زشتی است، از آفات در امان و غواص دریای رحمت خداوند متعال می‌باشد و به گوهرهای گرانبهایی از حکمت و بیان نایل می‌گردد؛ و مادام که در فراموشی از گناهان و جاهل به عیوب خویش است، به حال و توان خود واگذار شده، و هیچگاه روی رستگاری را نخواهد دید.

مصباح الشريعة، ص۳۰-۳۱

قَالَ الصَّادِقُ ع زين [أَزْيَنُ‏] اللِّبَاسِ لِلْمُؤْمِنِ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ أَنْعَمُهُ الْإِيمَانُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَمَّا اللِّبَاسُ الظَّاهِرُ فَنِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى تُسْتَرُ بِهَا عَوْرَاتُ بَنِي آدَمَ وَ هِيَ كَرَامَةٌ أَكْرَمَ اللَّهُ بِهَا ذُرِّيَّةَ آدَمَ مَا لَمْ يُكْرِمْ بِهَا غَيْرَهُمْ وَ هِيَ لِلْمُؤْمِنِينَ آلَةٌ لِأَدَاءِ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ خَيْرُ لِبَاسِكَ مَا لَا يَشْغَلُكَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ يُقَرِّبُكَ مِنْ ذِكْرِهِ وَ شُكْرِهِ وَ طَاعَتِهِ وَ لَا يَحْمِلْكَ عَلَى الْعُجْبِ وَ الرِّيَاءِ وَ التَّزْيِينِ وَ التَّفَاخُرِ وَ الْخُيَلَاءِ فَإِنَّهَا مِنْ آفَاتِ الدِّينِ وَ مُورِثَةُ الْقَسْوَةِ فِي الْقَلْبِ فَإِذَا لَبِسْتَ ثَوْبَكَ فَاذْكُرْ سَتْرَ اللَّهِ عَلَيْكَ ذُنُوبَكَ بِرَحْمَتِهِ وَ أَلْبِسْ بَاطِنَكَ كَمَا أَلْبَسْتَ ظَاهِرَكَ بِثَوْبِكَ وَ لْيَكُنْ بَاطِنُكَ مِنَ الصِّدْقِ فِي سِتْرِ الْهَيْبَةِ وَ ظَاهِرُكَ فِي سِتْرِ الطَّاعَةِ وَ اعْتَبِرْ بِفَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَيْثُ خَلَقَ أَسْبَابَ اللِّبَاسِ لِيَسْتُرَ الْعَوْرَاتِ الظَّاهِرَةَ وَ فَتَحَ أَبْوَابَ التَّوْبَةِ وَ الْإِنَابَةِ وَ الْإِغَاثَةِ لِيَسْتُرَ بِهَا الْعَوْرَاتِ الْبَاطِنَةَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَخْلَاقِ السَّوْءِ وَ لَا تَفْضَحْ أَحَداً حَيْثُ سَتَرَ اللَّهُ عَلَيْكَ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ وَ اشْتَغِلْ بِعَيْبِ نَفْسِكَ وَ اصْفَحْ عَمَّا لَا يَعْنِيكَ حَالُهُ وَ أَمْرُهُ وَ احْذَرْ أَنْ يَفْنَى عُمُرُكَ بِعَمَلِ غَيْرِكَ وَ يَتَّجِرَ بِرَأْسِ مَالِكَ غَيْرُكَ وَ تَهْلِكَ نَفْسُكَ فَإِنَّ نِسْيَانَ الذُّنُوبِ مِنْ أَعْظَمِ عُقُوبَةِ اللَّهِ تَعَالَى فِي الْعَاجِلِ وَ أَوْفَرِ أَسْبَابِ الْعُقُوبَةِ فِي الْآجِلِ وَ مَا دَامَ الْعَبْدُ مُشْتَغِلًا بِطَاعَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ مَعْرِفَةِ عُيُوبِ نَفْسِهِ وَ تَرْكِ مَا يَشِينُ فِي دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ بِمَعْزِلٍ عَنِ الْآفَاتِ غَائِصٌ فِي بَحْرِ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى يَفُوزُ بِجَوَاهِرِ الْفَوَائِدِ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ الْبَيَانِ وَ مَا دَامَ نَاسِياً لِذُنُوبِهِ جَاهِلًا لِعُيُوبِهِ رَاجِعاً إِلَى حَوْلِهِ وَ قُوَّتِهِ لَا يُفْلِحُ إِذاً أَبَدا.

برای رعایت اختصار دو حدیث زیر را در کانال نگذاشتم

۳) تفسير القمي، ج‏۱، ص۲۲۶

فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً» فَأَمَّا اللِّبَاسُ فَالثِّيَابُ الَّتِي يَلْبَسُونَ، وَ أَمَّا الرِّيَاشُ فَالْمَتَاعُ وَ الْمَالُ، وَ أَمَّا لِبَاسُ التَّقْوَى فَالْعَفَافُ لِأَنَّ الْعَفِيفَ لَا تَبْدُو لَهُ عَوْرَةٌ- وَ إِنْ كَانَ عَارِياً مِنَ الثِّيَابِ، وَ الْفَاجِرَ بَادِي الْعَوْرَةِ وَ إِنْ كَانَ كَاسِياً مِنَ الثِّيَابِ، يَقُولُ وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ يَقُولُ الْعَفَافُ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُون

۴) نهج‌البلاغه، خطبه۲۷؛ معاني الأخبار، ص۳۰۹؛ الکافی، ج۵، ص۴

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ [الْأَسْدَادِ] وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَف‏ …

تدبر

۱) «يا بَني‏ آدَمَ…»:

آیات قبل خطاب به آدم و حوا و گاه ابلیس بود، اما در این آیه خطاب به «بنی‌آدم» شد. این بخوبی نشان می‌دهد که آدم و حوا در این آیات قبل، به عنوان نماینده نوع انسان بوده‌اند، فرشتگان بر آنها به عنوان نماینده نوع بشر سجده کردند و آنها به عنوان نماینده نوع بشر ابتدا در بهشت زندگی کردند و هبوط کردند و … . (توضیح بیشتر در جلسه۲۲۴، تدبر۲)

۲)‌«يا بَني‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ …»:

شیطان کوشید انسان را برهنه کند تا از بهشت بیرون شود (اعراف/۲۰). خدا بلافاصله بعد از اینکه زندگی انسان را در زمین تعریف کرد (آیه قبل) اولین نعمتی که برایش از آسمان نازل کرد وسیله پوشش بود تا از برهنگی درآید. و تمدن غرب، دست کم در این جهت که توانسته فرهنگ برهنگی را ترویج کند، در مسیر شیطان و مخالف فطرت انسانی انسان گام برمی‌دارد. (توضیح بیشتر در جلسه۲۴۰، تدبر۱)

۳) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً …»:

«لباس» یک موهبت آسمانی است با دو کارکرد اصلی است: حفظ حرمت انسان (يُواري سَوْآتِكُمْ) و زیبا جلوه نشان دادن انسان (ريشاً)؛ و هردوی اینها از امتیازات اساسی انسان نسبت به سایر موجودات زمینی است (حدیث۲).

بحث تخصصی انسان‌شناسی و سبک زندگی

غلبه رویکردهای انتزاعی در انسان‌شناسی موجب شده غالبا در حوزه تفاوت‌های انسان با حیوان به اموری همچون عقل، اراده، فطریات حقیقت‌جویی و … اشاره ‌شود؛ اما امور انضمامی‌ای همچون پوشش ظاهری مورد غفلت قرار گیرد؛ در حالی که این آیه بخوبی تذکر می‌دهد که از اموری که در تفاوتهای انسان و حیوان بنیادی است همین است که انسان موجودی است که از لباس استفاده می‌کند و لباس‌های انسان‌ها بشدت در فرهنگ آنها موثر است. از شواهد مهم این مطلب همین است که با اینکه ورود فرهنگ غربی به جوامع اسلامی از دو سه قرن قبل آغاز شد، اما در فرهنگ عمومی این جوامع اثری گسترده‌ای نداشت و بسیاری از کشورهای اسلامی (مانند ایران و ترکیه) از زمانی که نحوه پوشش‌شان را بالاجبار تغییر دادند فرهنگ دینی‌شان بشدت تحت تاثیر قرار گرفت.

امروزه هم طراحان مد در تمام جوامع تاثیر بسزایی در تغییرات فرهنگی آن جوامع دارند، واقعیتی که متاسفانه هنوز در کشور ما جدی گرفته نمی‌شود و دلسوزان فرهنگی کشور کمتر حاضرند برای طراحی مدل‌های لباس، اندیشه و هزینه کنند. و آن مقدار هم که دغدغه وجود دارد، عموما فقط دغدغه حفظ کرامت انسانی انسانهاست (از زاویه حجاب شرعی) و ابعاد زیبایی‌شناختی کمتر مورد تاکید قرار می‌گیرد؛ و غالبا ابعاد زیبایی‌شناختی صرفا به عنوان ابزار خودنمایی تلقی و مذمت می‌شود؛ در حالی که رعایت ابعاد زیبایی‌شناختی در لباس، لزوما به معنای تحریک غریزه جنسی نیست و اتفاقا در اغلب فرهنگ‌های بومی جهان لباس‌های بلند و پوشیده که حرمت شخص را حفظ می‌کند در عین زیبایی فراوان وجود داشته است.

۴) «لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ» وَ «ريشاً» وَ «لِباسُ التَّقْوى‏» ذلِكَ خَيْرٌ :

در این آیه در حوزه پوشش، ابتدا پوشش ظاهری صرف (پوشش شرمگاه)، سپس پوشش برای زیبایی، و در گام سوم پوشش تقوی مطرح شد؛ این نکته،

هم می‌تواند نشان‌دهنده درهم‌تنیدگی ابعاد غریزی، زیبایی‌شناختی و معنوی انسان باشد،

و هم یک سیری را برای مواجهه با [و طرح مساله کردن برای] انسان مشخص می‌کند که از ابعاد غریزی شروع و به ابعاد معنوی محض ختم می‌شود.

۵) «… قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ …»:

در این آیه ابتدا لباس به عنوان ابزاری که خداوند برای پوشش ظاهری صرف (پوشش شرمگاه) و زیبایی نازل کرده، مطرح شد؛ و سپس خود تقوی به عنوان یک لباسی که «بهتر» است، مطرح گردید.

این نوع تعبیر، نشان می‌دهد که «تقوی» هم برای حفظ حرمت انسان و هم برای زیبا شدن انسان، قویتر از لباس ظاهری عمل می‌کند؛[۱] و اگر به دور و بر خود بنگریم هم واقعا همین طور است:

کسی که لباس فاخر و محترمانه‌ای می‌پوشد در نگاه مردم هم احترام خاصی پیدا می‌کند و هم زیبایی‌اش به چشم می‌آید؛ اما اولیاء الله که اهل تقوی هستند، حتی اگر لباس‌های بسیار ساده و فقیرانه‌ای هم بر تن داشته باشند، در نظر اغلب انسانها هم حرمت بیشتری دارند و هم زیباتر و جذاب‌تر می‌نمایند.

۶) «… قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ …»:

در این آیه ابتدا یک لباس ظاهری مطرح شد با دو کارکرد حفظ آبرو و زینت‌بخشی؛ و سپس یک لباس باطنی مطرح شد با کارکرد حفظ باطن انسان. اولی را نازل شده از حانب خدا معرفی کرد و دومی را در جمله‌ای جداگانه و بدون اینکه به خدا نسبت دهد، از خوبی‌اش سخن گفت. چرا؟

الف. شاید بدین جهت که در ذهن اغلب ما تقوی، توفیقی الهی است اما لباس‌های ظاهری و مادی را محصول کار خود و هم‌نوعان خود می‌پنداریم. آیه در مقام اصلاح این باور است: از طرفی لباس (همانند بسیاری دیگر از نعمت‌های الهی) موهبتی الهی معرفی شده است؛ و از طرف دیگر، در مورد تقوی، اگرچه توفیق الهی در آن شرط است اما تلاش و خواست خود شخص است که این توفیق را شامل حال وی ‌می‌کند.

ب. …

۷) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً … وَ لِباسُ التَّقْوى‏ … ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»:

اینکه خداوند متعال انسان را از موهبت لباس (برای حفظ حرمت و زیباتر شدن) برخوردار کرد، و لباس تقوی را هم برای انسان مطرح نمود، آیات و نشانه‌هایی برای توجه پیدا کردن به خداست.

ما درباره اینکه تقوی راهی به سوی خدا باز می‌کند زیاد گفته و شنیده‌ایم؛

اما آیا تا به حال در این باره که لباس – با دو ویژگیِ پوشانندگی شرمگاه و زیباسازی انسان – آیت و نشانه‌ای بر خداست، که می‌تواند افراد را به خداوند متذکر سازد، اندیشیده‌ایم؟

۸) جمع‌بندی آیه:

این آیه،

ابتدا لباس را موهبت الهی خاص انسان معرفی می‌کند که همین عامل تمایز انسان از سایر موجودات زمینی می‌شود (تدبر۲)

سپس برای لباس، که یک عامل هویتی مهم برای انسان است دو کارکرد برمی‌شمرد، هم کارکرد حفظ حرمت انسان و هم کارکرد زیبایی‌شناختی. (تدبر۳)

آنگاه پس از اینکه انسان را به جایگاه پوشش ظاهری برای حفظ حرمت خویش و زیباتر شدن توجه داد، ضرورت تقوی را هم برای حفظ حرمت حقیقی و زیبایی معنوی انسان مطرح و اثر آن را در این زمینه موثرتر دانست (تدبر۵)

و در پایان هم همه اینها را بخشی از نشانه‌های الهی که می‌تواند عاملی برای تذکربخشی قرار گیرد معرفی کرد (تدبر۷)

این را درکانال نگذاشتم

۹) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً»

نزول «لباس» از جانب خدا علی‌القاعده به معنای آفرینش آن برای انسان است چنانکه در مورد «آهن» (حدید/۲۵) و «چهارپایان» (حجر/۲۱) تعبیر «نزول» مطرح شده است.

از طرف دیگر، «لباس» چیزی است که تهیه آن نیازمند اقداماتی مانند نخ‌ریسی و پارچه‌بافی دوخت و دوز و … است و غیر از پنبه و پشم و سایر مواد اولیه‌ای است که لباس از آنها ساخته می‌شود.

اینکه تعبیر شده «لباس» را نازل کردیم، با اینکه لباس، ساخته دست بشر است، ظاهرا از این باب است که [با نگاه توحید افعالی] همه آنچه بشر انجام می‌دهد هم مخلوق خداست: «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُون‏: و خداوند شما را و هر آنچه انجام می‌دهید را آفرید» (صافات/۹۶) (المیزان، ج۸، ص۶۹)

۱۰) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً»:

اینکه «ریشا» را هم عطف بر «لباسی که شرمگاه‌ها را می‌پوشاند» و به عنوان آنچه خدا نازل کرده، مطرح نمود، بر مباح بودن استفاده از لباس زینتی دلالت دارد. (المیزان، ج۸، ص۶۹)

[۱] . علامه طباطبایی در این زمینه می‌فرمایند: «در اينجا از ذكر لباس ظاهری که عورت را می‌پوشاند و با آن انسان را از آنچه که آشکار شدنش باعث ناراحتی‌اش می‌شود، حفظ می‌کند به ذكر لباس باطنی شرمگاههای باطنى‌ای را مى‏پوشاند که آشکار شدنش انسان را ناراحت می‌کند و این همان گناهانی مانند شرک و … است. و آن ناراحتی و ذلت خوارشدگی‌ای كه از كشف شرمگاههای روحیش به آدمى دست مى‏دهد در عورت ظاهرى و باطنيش از يك سنخ است، با اين تفاوت كه تاثر از بروز معايب باطنى شدیدتر و ناگوارتر و دوامش زيادتر است و محاسبه‌گرش خداى تعالى است و نتيجه‏اش هم شقاوت و بدبختى دائمى و آتشى است كه بر دلها سر می‌کشد. و براى اشاره به این معنا و تتميم فایده بحث، این جمله را اضافه کرد که «ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ». پس لباسى را كه انسان به استفاده از آن هدايت شده تا حاجتش را در پوشاندن شرمگاهی که آشکار شدنش مایه ناراحتی اوست، رفع کند، آيتى الهى شمرده كه اگر انسان به دقت در آن بتامل و بصیرت پیدا کند به یاد خواهد آورد که عیبهای باطنی‌ای دارد كه آشكار شدن آنها هم باعث بد آمدن وی می‌شود و آن عبارت است از رذايل نفس كه پوشاندنش واجب‏تر و ضروری‌تر از پوشاندن عورت ظاهرى با لباس ظاهری است، و لباسی که آن را می‌پوشاند و نیاز ضروری انسان در این زمینه را رفع می‌کند همان لباس تقوایی است كه خداوند به آن امر فرموده و به زبان انبياى بزرگوار براى بشر آن را بيان كرده است.» (المیزان، ج۸، ص۷۰؛ ترجمه المیزان، ج۸، ص۷۸؛ ‌البته چون ترجمه مذکور دقیق نبود، متن فوق از نو ترجمه شده است)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*