۱۲۱۱) إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

۷-۱۰ ذی‌القعده ۱۴۴۷

ترجمه

حقا که من بر شما از عذاب روزی سهمگین بیمناکم.

اختلاف قرائت

إِنِّي أَخَافُ / إِنِّيَ أَخَافُ

در قراءت اهل مکه (ابن کثیر) و مدینه (نافع) و بصره (ابوعمرو) و برخی قراءات عشر (ابوجعفر) و برخی قراءات اربعه عشر (یزیدی و ابن محیصن) حرف «ی» به صورت مفتوح خوانده شده است: «إِنِّيَ أَخَافُ»

اما در بقیه قراءات (اهل کوفه و شام) به صورت ساکن: «إِنِّي أَخَافُ» قرائت شده است.

معجم القراءات، ج۶، ص۴۴۲

نکات ادبی

أَخَافُ

قبلا بیان شد که ماده «خوف» در اصل دلالت بر ترس و بیم (فزع) دارد. به تعبیر دیگر، «خوف» عبارت است از اینکه شخص به خاطر یک نشانه محتمل ویا قطعی، انتظار مواجهه با یک امر ناخوشایند را داشته باشد؛ همان گونه که امید و طمع، عبارت است از اینکه به خاطر یک نشانه محتمل ویا قطعی، شخص انتظار رسیدن به یک امر خوشایند را داشته باشد؛ و نقطه مقابل خوف، «امن» است: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْف» (نساء/۸۳) ، «لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» (نور/۵۵) ، «لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنينَ» (قصص/۳۱) ، «آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/۴).

از شواهدی که نشان می‌دهد که کلمه ترس همواره با یک نوع شناخت همراه است [ولو ممکن است شناخت ناصواب باشد] عبارت «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما …» (اگر از جدایی و اختلاف زن و شوهر می‌ترسید، …؛ نساء/۳۵) است که حتی گفته شده که «خفتم» در اینجا به معنای «عرفتم: دانستید» می‌باشد؛ یعنی «اگر به خاطر اطلاع از حال و روز آنها می‌ترسید که چنین شود …»

ماده «خوف» در حالت عادی متعدی است (ترسیدن همواره، ترس از چیزی است) خواه این مفعول ذکر شود (وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما، نساء/۳۵؛ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ، مائده/۲۸؛ وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَ‏، نساء/۳۴) یا در تقدیر باشد (فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً، بقره/۲۳۹؛ لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏، طه/۶۸؛ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ، بقره/۳۸) که این حذف مفعول، یا برای دلالت بر اطلاق است [یعنی می‌خواهد هر امر ترس‌آوری را شامل شود] و یا اگر امر خاصی مورد نظر بوده، واضح است و اقتضای کلام حذف آن بوده است.

ماده «خوف» در زبان عربی با موادی مانند «خشی» (خشیت) ، «حذر» ، «رهب» (رهبت) ، «فزع» ، «هلع» (هلوع)، «وحش» (وحشت) ، «هول» ، و «نذر» (انذار) نزدیک است اما تفاوت ظریفی بین اینها هست که قبلا به تفصیل بیان شد.

جلسه ۸۴۶ http://yekaye.ir/ale-imran-3-175/

عَذَابَ

قبلا بیان شد که ماده «عذب» در معانی بسیار متعددی به کار رفته و با این تکثر معانی، برخی از اهل لغت، از اینکه یک اصل واحدی برای تمامی این معانی بیابند اظهار عجز کرده‌اند؛ در مقابل برخی همچون راغب سعی کرده‌اند دو معنای اصلی برای این واژه مطرح کنند، یکی معنای طیب و گوارا، و دیگری به معنای عذاب دادن، یا کتک زدن و شکنجه دادن، هرچند این احتمال را هم داده‌اند که اصل عذاب دادن هم به نحوی به «عَذب: گوارایی» ‌برگردد بدین صورت که تعذیب به معنای «زایل کردن عَذب و گوارایی معیشت» باشد.

و برخی نیز همچون مرحوم مصطفوی همه را به یک معنا ارجاع داده‌ و گفته‌اند معنای اصلی این واژه عبارت است از «آن چیزی که ملائم طبع و مقتضای حال باشد» که این معنا در مورد «گوارا» کاملا معلوم است، و در مورد «عذاب» هم اضافه شدن حرف «الف» دلالت بر نوعی امتداد دارد و این کلمه در مورد عقوبتها و امور ناخوشایندی به کار می‌رود که به نحوی مقتضای حال افراد گردیده است و بدین سان تمامی معانی دسته دوم را هم به همین معنا برگردانده‌اند.

هرچه باشد، عذاب در این معنای دوم با معنای «درد» (ألم) و «عقوبت» (تنبیه کردن) بسیار نزدیک است؛ و در تفاوت «عذاب» و «ألم» گفته‌اند که در مفهوم عذاب، نوعی استمرار نهفته است اما «درد» لزوما بدین معنا نیست که ادامه داشته باشد؛ و در تفاوت «عذاب» با «عقوبت» گفته‌اند که عقوبت در جایی به کار می‌رود که شخص سزاوار تنبیه باشد، اما عذاب لزوما چنین نیست و نه‌تنها در مورد کسانی که مستحق عقوبتند، بلکه در مورد آزار و اذیت اشخاص بی‌گناه هم این تعبیر به کار می‌رود.

در قرآن کریم این ماده جمعاً ۳۷۳ بار به کار رفته است، که از میان مشتقات مختلف این ماده، کاربرد قرآنی آن تنها در دوحالت است:

یکی در حالت ثلاثی مجرد (عذب) که به معنای طیب و گواراست، و در این حالت تنها ۲ بار به کار رفته است: «هذا عَذْبٌ فُراتٌ» (فرقان/۵۳؛ فاطر/۱۲)

دیگری وضعیت آن در باب تفعیل (۳۷۱ بار) است که همواره به همان معنای عذاب کردن می‌باشد و عمدتا به صورت مصدر (عذاب) ویا به صورت فعل (عَذَّب، یُعَذّبُ) به کار رفته است…

جلسه ۴۹۹ https://yekaye.ir/al-qalam-68-33/

عَظِيمٍ

قبلا بیان شد که ماده «عظم» در اصل بر بزرگی (کبر) و قوت دلالت می‌کند، و استخوان را هم به خاطر شدت و قوتش «عَظْم‏» گویند و «الْعِظام» هم جمعِ «عَظْم‏» می‌باشد.

به تعبیر دیگر، «عظیم» نقطه مقابل «حقیر» می‌باشد و در بدن حیوانات، استخوان را به خاطر این قوت و شدتش در مقایسه با گوشت «عَظْم‏» گفته‌اند و «عظیم» را هم از این جهت عظیم می‌گویند که فوق دیگران است و بر سایرین قدرت دارد.

البته برخی بر این باورند که اصل این معنا از همین کلمه «عَظْم‏» (= استخوان) گرفته شده و تعبیر «عَظُمَ الشي‏ء» در اصل به معنای این بوده که «استخوانش بزرگ شد»، سپس در خصوص هر امر بزرگی به کار گرفته شده است.

همچنین اگرچه در کلمه «عظمت» مفهوم «بزرگی» (کبیر) نهفته است؛ اما درجه و مرتبه «عظیم» قویتر و بالاتر از «کبیر» است؛ کبیر (بزرگ) ‌صرفا در مقابل صغیر (کوچک) است؛ اما در کلمه عظیم بهره‌مندی از یک مرتبه رفیع هم مد نظر است، که کسی که آن را ندارد نه‌تنها کوچک است بلکه حقیر است.

جلسه ۸۲۸ https://yekaye.ir/ya-seen-36-78/

حدیث

۱) روایت شده است که امیرالمومنین ع در فرازی از خطبه‌ای فرمودند:

… و اگر در عظمت قدرت و بزرگی نعمت‌ها می‌اندیشیدند، به راه [راست] بازمی‌گشتند و از عذاب سوزان می‌ترسیدند؛ اما دل‌ها بیمار است و بینش‌ها عیب‌دار.

نهج البلاغة، خطبه ۱۸۵؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص204

و من خطبة له ع يحمد اللّه فيها و يثني على رسوله و يصف خلقا من الحيوان‏

… وَ لَوْ فَكَّرُوا فِي عَظِيمِ الْقُدْرَةِ وَ جَسِيمِ النِّعْمَةِ لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِيقِ وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ؛ وَ لَكِنِ الْقُلُوبُ عَلِيلَةٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَة …

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است که:

رسول الله ص همواره این آیه را می‌خواندند: «من می‌ترسم که اگر معصیت پروردگارم را کنم از عذاب روزی سهمگین» (انعام/۱۵؛ زمر/۱۳) تا اینکه سوره فتح نازل شد، و دیگر ایشان به این کلام برنگشتند.

تفسير العياشي، ج‏2، ص120

عن منصور بن حازم عن أبي عبد الله ع قال:

لم يزل رسول الله ص يقول: «إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ‏» حتى نزلت سورة الفتح، فلم‏ يعد إلى ذلك الكلام.

 

۳) امیرالمومنین ع محمد بن ابی‌بکر را برای حکومت مصر فرستادند و عهد‌نامه‌ای برای وی نوشتند. در فرازی از آن آمده است:

… ای بندگان خدا، از مرگ و نزدیک بودن آن حذر کنید و برای آن آماده باشید؛ زیرا او با امری سهمگین و حادثه‌ای عظیم می‌آید؛ با خیری که هیچ شرّی با آن نیست، یا شری که هیچ خیری با آن نیست. پس چه کسی به بهشت نزدیک‌تر است از کسی که برای آن کار کرده؟ و چه کسی به دوزخ نزدیک‌تر است از کسی که برای آن کار کرده؟

شما ‌رانده‌شدگان مرگ هستید؛ اگر بایستید، شما را می‌گیرد و اگر از او بگریزید، به شما می‌رسد. او از سایه‌تان به شما چسبیده‌تر است. مرگ به پیشانی‌تان گره خورده و دنیا از پشت سرتان جمع می‌شود.

پس از آتشی بپرهیزید که ته آن دور، گرمای آن شدید و عذابش نو و تازه است؛ سرایی است که ‌رحمتی در آن نیست و درخواستی در آن شنیده نشود و برای هیچ درد و رنجی گشایشی نباشد.

و اگر توانستید ترس خود از خدا را شدیدتر کنید و امید و گمان نیکوی خود را نسبت به او بهبود بخشید، میان این دو جمع کنید؛ زیرا امید و گمان نیکوی بنده به پروردگارش، هم‌سنگ ترس او از پروردگارش است. و حقیقت آن است که نیک‌گمان‌ترین مردم به خدا، شدیدترین آنان در ترس از خداوند هستند.

نهج البلاغة نامه 27

و من عهد له ع إلى محمد بن أبي بكر رضي الله عنه حين قلده مصر:

… فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ الْمَوْتَ وَ قُرْبَهُ وَ أَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ فَإِنَّهُ يَأْتِي بِأَمْرٍ عَظِيمٍ وَ خَطْبٍ جَلِيلٍ، بِخَيْرٍ لَا يَكُونُ مَعَهُ شَرٌّ أَبَداً أَوْ شَرٍّ لَا يَكُونُ مَعَهُ خَيْرٌ أَبَداً. فَمَنْ أَقْرَبُ إِلَى الْجَنَّةِ مِنْ عَامِلِهَا؟ وَ مَنْ أَقْرَبُ إِلَى النَّارِ مِنْ عَامِلِهَا؟

وَ أَنْتُمْ طُرَدَاءُ الْمَوْتِ إِنْ أَقَمْتُمْ لَهُ أَخَذَكُمْ وَ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ أَدْرَكَكُمْ وَ هُوَ أَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ، الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَوَاصِيكُمْ وَ الدُّنْيَا تُطْوَى مِنْ خَلْفِكُمَْ.

فَاحْذَرُوا نَاراً قَعْرُهَا بَعِيدٌ وَ حَرُّهَا شَدِيدٌ وَ عَذَابُهَا جَدِيدٌ دَارٌ لَيْسَ فِيهَا رَحْمَةٌ وَ لَا تُسْمَعُ فِيهَا دَعْوَةٌ وَ لَا تُفَرَّجُ فِيهَا كُرْبَةٌ.

وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَشْتَدَّ خَوْفُكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ أَنْ يَحْسُنَ ظَنُّكُمْ بِهِ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُمَا فَإِنَّ الْعَبْدَ إِنَّمَا يَكُونُ حُسْنُ ظَنِّهِ بِرَبِّهِ عَلَى قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْ رَبِّهِ وَ إِنَّ أَحْسَنَ النَّاسِ ظَنّاً بِاللَّهِ أَشَدُّهُمْ خَوْفاً لِلَّه‏.

 

۴) خطبه‌ای از امام سجاد ع درباره زهد روایت شده است که در فرازی از آن آمده است:

… و بدانید ای بندگان خدا، هر کس از شبیخون می‌ترسد، از بالش کناره می‌گیرد و از خواب خودداری می‌کند و انسان به خاطر ترس از حاکمان دنیوی از خوردن برخی غذاها و نوشیدنی‌ها خودداری می‌نماید؛ پس چطور خواهد ای پسر آدم ترس از شبیخون سلطان رب العزة و از گرفتن دردناک او و شبیخونش بر اهل معصیت و گناه، که بارها بلاها شب یا روز بر افراد بناگاه وارد شده است. و آن شبیخونی است که در برابر آن راه نجاتی، و برایش پناهگاهی، و از آن گریزگاهی نمی‌باشد. پس ای مؤمنان، از خداوند همان‌گونه بترسید که شایسته‌ی پرهیزگاران است. زیرا خداوند می‌فرماید: «این پاداش برای کسی است که از مقام من بترسد و از وعده‌ی من هراس داشته باشد.» (ابراهیم/۱۴). پس از زینت زندگی دنیا و فریبندگی و بدی‌های آن بپرهیزید و زیانِ پایانِ گرایش به آن را در یاد داشته باشید؛ که زینت آن، مایه فتنه است، و دوستی آن، خطیئه.

و بدان ای پسر آدم، که قساوت شکم و شکم‌سیری، سنگینیِ پر بودنِ شکم، مستیِ سیر بودن و فریبندگیِ حکومت، از چیزهایی هستند که انسان را از عمل باز می‌دارند و کند می‌کنند، و موجب فراموشی یاد خدا می‌شوند و انسان را از نزدیک شدن اجل غافل می‌سازند؛ تا آنجا که گویی کسی که مبتلا به عشق دنیا همانند کسی می‌شود که از مستی شراب عقلش زایل شده است.

و بدان که انسان اندیشناک از خدا، و ترسان از او و عمل‌کننده برای او، نفس خود را تمرین و به گرسنگی عادت می‌دهد، تا آنجا که به سیری اشتیاقی نیابد. و این‌گونه نیز اسبان را برای پیشی گرفتن در مسابقه لاغر و توانمند می‌سازند.

پس ای بندگان خدا، تقوای الهی در پیش گیرید تقوای کسی که امیدوار به پاداش او و ترسان از عذاب اوست. پس خداوند برای شما عذر آورده، هشدار داده، تشویق کرده و بیم داده است. ولی شما نه به آنچه شما را به پاداش کریمانه‌اش مشتاق ساخته، مشتاقید تا عمل کنید، و نه از عذاب شدید و دردناکش بیمناک می‌شوید تا «از انجام معصیت] دست نگهدارید؛ این در حالی است که خداوند در کتابش به شما خبر داده است که: «هر کس از کارهای شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، هیچ‌گاه تلاش او نادیده گرفته نمی‌شود و ما آن را برایش ثبت می‌کنیم.» (انبیاء/۹۴).

تحف العقول، ص272-273

روي عن الإمام سيد العابدين علي بن الحسين ع:

[1] وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّهُ مَنْ خَافَ الْبَيَاتَ تَجَافَى عَنِ الْوِسَادِ وَ امْتَنَعَ مِنَ الرُّقَادِ وَ أَمْسَكَ عَنْ بَعْضِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ مِنْ خَوْفِ سُلْطَانِ أَهْلِ الدُّنْيَا، فَكَيْفَ وَيْحَكَ يَا ابْنَ آدَمَ مِنْ خَوْفِ بَيَاتِ سُلْطَانِ رَبِّ الْعِزَّةِ وَ أَخْذِهِ الْأَلِيمِ وَ بَيَاتِهِ لِأَهْلِ الْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ مَعَ طَوَارِقِ الْمَنَايَا بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، فَذَلِكَ الْبَيَاتُ الَّذِي لَيْسَ‏ مِنْهُ مَنْجًى وَ لَا دُونَهُ مُلْتَجَأٌ وَ لَا مِنْهُ مَهْرَبٌ. فَخَافُوا اللَّهَ أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ مِنَ الْبَيَاتِ خَوْفَ أَهْلِ التَّقْوَى فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: «ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ» فَاحْذَرُوا زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ غُرُورَهَا وَ شُرُورَهَا وَ تَذَكَّرُوا ضَرَرَ عَاقِبَةِ الْمَيْلِ إِلَيْهَا فَإِنَّ زِينَتَهَا فِتْنَةٌ وَ حُبَّهَا خَطِيئَةٌ.

وَ اعْلَمْ وَيْحَكَ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ قَسْوَةَ الْبِطْنَةِ وَ كِظَّةَ الْمِلْأَةِ وَ سُكْرَ الشِّبَعِ وَ غِرَّةَ الْمُلْكِ مِمَّا يُثَبِّطُ وَ يُبْطِئُ عَنِ الْعَمَلِ وَ يُنْسِي الذِّكْرَ وَ يُلْهِي عَنِ اقْتِرَابِ الْأَجَلِ حَتَّى كَأَنَّ الْمُبْتَلَى بِحُبِّ الدُّنْيَا بِهِ خَبَلٌ مِنْ سُكْرِ الشَّرَابِ‏ وَ أَنَّ الْعَاقِلَ عَنِ اللَّهِ الْخَائِفَ مِنْهُ الْعَامِلَ لَهُ لَيُمَرِّنُ نَفْسَهُ وَ يُعَوِّدُهَا الْجُوعَ حَتَّى مَا تَشْتَاقَ إِلَى الشِّبَعِ وَ كَذَلِكَ تُضَمَّرُ الْخَيْلُ لِسَبْقِ الرِّهَانِ‏.

فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقْوَى مُؤَمِّلٍ ثَوَابَهُ وَ خَائِفٍ عِقَابَهُ فَقَدْ لِلَّهِ أَنْتُمْ أَعْذَرَ وَ أَنْذَرَ وَ شَوَّقَ وَ خَوَّفَ فَلَا أَنْتُمْ إِلَى مَا شَوَّقَكُمْ إِلَيْهِ مِنْ كَرِيمِ ثَوَابِهِ تَشْتَاقُونَ فَتَعْمَلُونَ وَ لَا أَنْتُمْ مِمَّا خَوَّفَكُمْ بِهِ مِنْ شَدِيدِ عِقَابِهِ وَ أَلِيمِ عَذَابِهِ‏ تَرْهَبُونَ فَتَنْكُلُونَ‏ وَ قَدْ نَبَّأَكُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ أَنَّهُ: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُون»‏ …[2]

تدبر

۱) «إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ»

حضرت هود بعد از اینکه مردم خویش (قوم عاد)‌را در خصوص سه مطلب هشدار داد (بنا کردن نشانی در هر مکان مرتفعی به عبث، ساختن سازه‌هایی استوار به قصد جاودانه ماندن، و اینکه چون به خشم دست ‌می‌گشایند، جبارانه دست به اقدام می‌زنند) و هم قبل و هم بعد از آن آنها را به تقوای الهی فراخواند، فرمود که من بر شما از عذاب روزی سهمگین بیمناکم.

این سخن بدان معناست که اگر شما را از این فخرفروشی‌ها و خودبزرگ‌بینی‌ها و جباریت‌ها برحذر می‌دارم و به تقوای الهی می‌خوانم بخاطر این است که روز عظیمی در کار است که عاقبت همه این کارها در آنجا دامن‌گیرتان خواهد شد؛ و وقتی که من – که خودم از این کارهای شما مبرایم بابت عذاب آن روز بر شما می‌ترسم سزاوار است خودتان هم آن روز را جدی بگیرید؛ و در آیه بعد تصریح می‌شود که اما آنها جدی نگرفتند.

نکته: ترس پیامبران الهی از عذاب یوم عظیم

تعبیر «عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ‏» در ۸ آیه قرآن مورد توجه قرار گرفته است. در همین سوره علاوه بر حضرت هود، حضرت صالح هم همین نگرانی را در مورد قوم خویش ابراز می‌کند: «وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظيمٍ‏» (شعراء/۱۵۶) و عذابی که بر قوم شعیب نازل می‌شود هم چنین عذابی معرفی می‌شود: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ‏» (‌شعراء/۱۸۹). و این جمله از قول حضرت هود خطاب به عاد در جای دیگری از قرآن کریم هم مطرح شده: «وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏» (احقاف/۲۱) و از قول حضرت نوح هم خطاب به قومش آمده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ» (اعراف/۵۹).

علاوه بر اینها در سه مورد از قول پیامبر اکرم ص این تعبیر آمده است و در هر سه مورد، نه ناظر به قوم خویش، بلکه ایشان از اینکه اگر معصیت خدا را بکند خودش به این عذاب مبتلا شود ابراز ترس و نگرانی کرده است، که دو موردش عین همدیگر است: «قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ‏» (انعام/۱۵؛ زمر/۱۳) و یک موردش ناظر به اینکه بخواهد تصرفی خودسرانه در قرآن بکند: «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ‏» (یونس/۱۵)

در واقع، در ۵ آیه «عذاب یوم عظیم» ناظر به اقوامی است که پیامبران به سوی آنان مبعوث شدند (که در سه مورد، پیامبر مربوطه – نوح و هود و صالح – نگرانی‌اش را از مبتلا شدن به این عذاب ابراز داشت، و در یک مورد قرآن از گرفتار آمدن قومی – قوم شعیب – به این عذاب خبر داد) و در سه مورد نگرانی پیامبری است که برای خود از این عذاب می‌ترسد.

اگرچه ظهور تعبیر «یوم عظیم» در برخی کاربردهای قرآنی‌اش ذهن را قویاً به سمت قیامت می‌برد (در قرآن غیر از موارد فوق دو بار دیگر تعبیر «یوم عظیم» آمده که چنین ظهوری دارد: «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظيم‏؛ أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنا لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ» (مریم/37-38) و «أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ؛ لِيَوْمٍ عَظيمٍ؛ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ» (مطففین/4-6)، و بسیاری از مفسران نیز همین برداشت را داشته‌اند، مثلا ر.ک: مجمع البيان، ج‏7، ص311[3])؛ اما دست کم آیه‌ای که درباره قوم شعیب است ظهور واضحی دارد که مقصود از عذاب یوم عظیم می‌تواند ناظر به عذابی باشد که در دنیا گرفتارش آمدند؛ و از این رو برخی این احتمال را که مقصود عذاب استیصال در دنیا باشد نیز مطرح نموده‌اند (مثلا ر.ک: الميزان، ج‏15، ص301[4])

 

 

۲) «إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ»

دقت شود که «عظیم» وصف «یوم» است نه وصف «عذاب». یعنی نفرمود آنچه من برایتان از آن می‌ترسم خود آن عذاب عظیم است؛ بلکه من از عذاب روزی که آن روز عظیم است بر شما می‌ترسم. چرا چنین تعبیر کرد؟

الف. این تعبیر به نحو کنایی همان معنا را می‌رساند. یعنی عظیم و سهمگین بودن آن روز هم بخاطر آن عذابی است که در آن روز بر آن افراد واقع می‌شود.

ب. چه‌بسا می‌خواهد نشان دهد اگر عذاب آن روز ترسناک است عمده ترسناک بودنش ناشی از عظمت خود آن روز است؛ یعنی آن روز عظمت و سنگینی‌ای دارد که انسانها کاملا غافلگیر می‌شوند و همه نظام محاسباتی‌شان به هم می‌خورد و می‌بینند دیگر هیچ مستمسکی برای توجیه و تدبیری برای در امان ماندن و هیچ راه فراری برایشان باقی نمانده است؛ و وقتی خود را در چنین روزی می‌یابند هر عذابی که به آنها برسد عظمت آن را با عمق وجود خویش درک می‌کنند. به تعبیر دیگر، هر عذابی، هرقدر هم بزرگ باشد، وقتی در روزگاری عادی رخ دهد انسان به انواع راه‌ها برای خلاصی آن امید می‌بندد و لذا عظمت آن عذاب را می‌تواند تحمل کند. اما در روزی که عظمت آن روز مستولی می‌شود و انسان کاملا می‌فهمد که هیچ مفر و تدبیری در آنجا کارساز نیست، شدت عذاب غیرقابل تحمل می‌گردد. و از این جهت فرمود خود آن روز بقدری سهمگین و ترسناک است که من بر شما از عذاب آن روز می‌ترسم.

ج. …

تبصره

در تدبر ۱ اشاره شد که وصف «عظیم» برای یوم در ۱۰ آیه آمده است که در ۸ مورد همین تعبیر «عذاب یوم عظیم» به کار رفته است. جالب است که در قرآن کریم شبیه این تعبیر (یعنی اینکه از عذاب روزی سخن گفته شود که آن روز با ویژگی خاصی توصیف شود نه عذاب) در ۴ مورد دیگر (البته در ۵ آیه) در قرآن کریم مشاهده می‌شود:

یکبار با وصف «عقیم»: «وَ لا يَزالُ الَّذينَ كَفَرُوا في‏ مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقيم‏» (حج/۵۵) و دوبار با تعبیر «ألیم»، که یکی در سوره زخرف است: « فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ يَوْمٍ أَليم‏» (زخرف/۶۵) و دیگری در سوره هود. در واقع، در سوره هود برای خود این روز که عذابی در آن متوجه افراد می‌شود، به جای وصف «عظیم» از اوصاف «کبیر» و «ألیم» و «محیط» استفاده شده است: پیامبر اکرم ص برای مخاطبان خویش، از «عذاب یوم کبیر» هراسناک است: «وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبيرٍ» (هود/3)، حضرت نوح بر آنها از «عذاب یوم ألیم»: «أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ أَليمٍ» (هود/26) و حضرت شعیب از «عذاب یوم محیط»: «وَ إِلى‏ مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحيطٍ» (هود/84).

اینکه آن روز به وصف کبیر و محیط توصیف شود قرابت زیادی دارد با همین وصف عظیم، و نکاتی که بیان شد، اما اینکه خود روز به وصف «ألیم: ‌دردناک» و «عقیم» توصیف شود شایسته توجه خاص است؛ و سوالی که در ابتدای این تدبر مطرح شد در این موارد خیلی قابل تأمل است که ان شاء ‌الله تعالی اگر بدان آیات رسیدیم درباره‌اش بحث خواهد شد.

تبصره۲

لازم به ذکر است که در قرآن تعبیر «عذاب یوم القیامة» هم به کار رفته است (مثلا مائده/۳۶)؛ اما چون «القیامة» وصف برای «یوم» نیست در فهرست فوق بدان اشاره‌ای نشد.

 

 


[1] . إِنَّ عَلَامَةَ الزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ تَرْكُهُمْ كُلَّ خَلِيطٍ وَ خَلِيلٍ وَ رَفْضُهُمْ كُلَّ صَاحِبٍ لَا يُرِيدُ مَا يُرِيدُونَ أَلَا وَ إِنَّ الْعَامِلَ لِثَوَابِ الْآخِرَةِ هُوَ الزَّاهِدُ فِي عَاجِلِ زَهْرَةِ الدُّنْيَا الْآخِذُ لِلْمَوْتِ أُهْبَتَهُ‏ الْحَاثُّ عَلَى الْعَمَلِ قَبْلَ فَنَاءِ الْأَجَلِ وَ نُزُولِ مَا لَا بُدَّ مِنْ لِقَائِهِ وَ تَقْدِيمِ الْحَذَرِ قَبْلَ الْحَيْنِ‏ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ‏ فَلَيُنْزِلَنَّ أَحَدُكُمُ الْيَوْمَ نَفْسَهُ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا كَمَنْزِلَةِ الْمَكْرُورِ إِلَى الدُّنْيَا النَّادِمِ عَلَى مَا فَرَّطَ فِيهَا مِنَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ لِيَوْمِ فَاقَتِهِ

[2] . ثُمَّ ضَرَبَ لَكُمُ الْأَمْثَالَ فِي كِتَابِهِ وَ صَرَّفَ الْآيَاتِ لِتَحْذَرُوا عَاجِلَ زَهْرَةِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَقَالَ‏ إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اتَّعِظُوا بِمَوَاعِظِ اللَّهِ وَ مَا أَعْلَمُ إِلَّا كَثِيراً مِنْكُمْ قَدْ نَهَكَتْهُ‏ عَوَاقِبُ الْمَعَاصِي فَمَا حَذَرَهَا وَ أَضَرَّتْ بِدِينِهِ فَمَا مَقَتَهَا أَ مَا تَسْمَعُونَ النِّدَاءَ مِنَ اللَّهِ بِعَيْبِهَا وَ تَصْغِيرِهَا حَيْثُ قَالَ‏ اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ. سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏ وَ قَالَ‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ. وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ تَفَكَّرُوا وَ اعْمَلُوا لِمَا خُلِقْتُمْ لَهُ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ يَتْرُكْكُمْ سُدًى قَدْ عَرَّفَكُمْ نَفْسَهُ وَ بَعَثَ إِلَيْكُمْ رَسُولَهُ وَ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ كِتَابَهُ فِيهِ حَلَالُهُ وَ حَرَامُهُ وَ حُجَجُهُ وَ أَمْثَالُهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ فَقَدِ احْتَجَّ عَلَيْكُمْ رَبُّكُمْ فَقَالَ‏ أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ. وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ. وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ‏ فَهَذِهِ حُجَّةٌ عَلَيْكُمْ‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ‏ فَإِنَّهُ‏ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ وَ لَا تُكْلَانَ إِلَّا عَلَيْهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَ آلِهِ.

[3] . «إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ» إن عصيتموني «عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» يريد يوم القيامة وصفه بالعظم لما فيه من الأهوال العظيمة

[4] . قوله تعالى: «إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» تعليل للأمر بالتقوى أي إني آمركم بالتقوى شكرا لأني أخاف عليكم عذاب يوم عظيم أن تكفروا و لم تشكروا، و الظاهر أن المراد باليوم العظيم يوم القيامة و إن جوز بعضهم أن يكون المراد به يوم عذاب الاستئصال.

بازدیدها: 16

One Reply to “۱۲۱۱) إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ”

  1. بازتاب: ۱۲۱۴) وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ | یک آیه در روز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*