۱۸۹) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيمٌ

ترجمه

به نام خداوند رحمن و رحیم؛ ای مردم! نسبت به پروردگارتان تقوی پیشه کنید، بدرستی که زلزله‌ی آن لحظه چیزی عظیم است.

حدیث

۱) امیرالمومنین – هنگامی که محمد بن ابی‌بکر را به عنوان حاکم به مصر فرستاد – نامه‌ای به اهالی مصر نوشت که فرازی از آن قبلا (در جلسه ۱۸۵، حدیث۲) گذشت. در فراز دیگری از آن آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم از بنده خدا امیرمومنان علی بن ابی‌طالب به اهالی مصر و محمد بن ابی‌بکر.
سلام علیکم.
خدایی را شاکرم که خدایی جز او نیست. اما بعد …
بندگان خدا ! همانا آنچه بعد از برانگیختن رخ می دهد شدیدتر از قبر است؛ روزی که طفل در آن پیر می‌شود، بزرگ، مست و حیران می‌گردد، جنین سقط می‌شود، و «هر زن شیردهی طفل شیرخوار خود را رها می‌کند» (حج/۲)؛ «روزی که عبوس و بشدت سخت است» (انسان/۱۰) «روزی که شر و عذاب بسی گسترده است» (انسان/۷) وحشت آن روز به گونه ای است که فرشتگانی را که هیچ گناهی ندارند می‌ترساند و هفت [آسمان] وکوههای محکم کوبیده شده و زمینی که مهد آرامش بوده از او می‌غُرند و «آسمان شکاف برمی‌دارد و در آن روز ازهم‌گسسته و متلاشی خواهد بود» (الحاقه/۱۶) و «همچون غنچه شکفته شده‌ای می‌گردد» (الرحمن/۳۷) «و کوهها همچون شن روان گردند» (مزمل/۱۴) بعد از آنکه سخت و نفوذناپذیر بودند «و در صور دمیده می‌شود پس هرکس در زمین و هرکس که در آسمان است به فزع درآید مگر کسی که خدا بخواهد» (نمل/۸۷) پس چگونه است کسی که با گوش و چشم و زبان و دست و پا و فرج و شکمش عصیان کرده است، اگر که خدا او را نبخشد و آن روز بر او رحم نکند، چرا که او حکم می‌راند و به جانب دیگر رهسپارش می‌کند، به آتشی که عمقش بعید و حرارتش شدید و نوشیدنی‌اش صدید [= آب چرکی که از زخم می‌آید] و عذابش جدید [نو به نو] و گرزهایش از حدید [= آهن] است، نه عذابش لحظه‌ای واگذاشته می‌شود و نه ساکنانش می‌میرند، سرایی که رحمتی در آن نیست و به دعوت اهالی‌اش اعتنایی نمی‌شود.
و بدانید بندگان خدا ! که در کنار این رحمت خداست که از عباد دریغ نمی‌شود، بهشتی که گستره‌اش گستره آسمان و زمین است و برای متقین آماده شده است، خوبی‌ای که هرگز شر و بدی‌ای همراهش نیست، لذاتش خسته و ملول کننده نیست و اجتماعش هیچگاه به تفرقه نمی‌انجامد، ساکنانش در جوار خدای رحمان‌اند و جوانانی ایستاده‌ با ظروفی از طلا که در آن میوه و ریحان است همواره آماده خدمت بدیشانند…
الأمالي (للمفيد) ، ص۲۶۶-۲۶۶؛ الغارات، ج‏۱، ص۲۴۱-۲۴۲؛ الأمالي (للطوسي)،ص۲۸-۲۹
قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حُبَيْشٍ الْكَاتِبُ قَالَ أَخْبَرَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الزَّعْفَرَانِيُّ قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ الْجَعْدِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ لَمَّا وَلَّى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي بَكْرٍ مِصْرَ وَ أَعْمَالَهَا كَتَبَ لَهُ كِتَاباً وَ أَمَرَهُ أَنْ يَقْرَأَهُ عَلَى أَهْلِ مِصْرَ وَ لِيَعْمَلَ بِمَا وَصَّاهُ بِهِ فِيهِ فَكَانَ الْكِتَابُ- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- مِنْ عَبْدِ اللَّهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ إِلَى أَهْلِ مِصْرَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ‏ أَبِي بَكْرٍ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ فَإِنِّي أَحْمَدُ إِلَيْكُمُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ أَمَّا بَعْد …
…يَا عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ بَعْدَ الْبَعْثِ مَا هُوَ أَشَدُّ مِنَ الْقَبْرِ يَوْمٌ يَشِيبُ فِيهِ الصَّغِيرُ- وَ يَسْكَرُ فِيهِ الْكَبِيرُ وَ يَسْقُطُ فِيهِ الْجَنِينُ «وَ تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ» «يَوْمٌ عَبُوسٌ قَمْطَرِيرٌ» يَوْمٌ «كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً» إِنَّ فَزَعَ ذَلِكَ الْيَوْمِ لَيُرْهِبُ الْمَلَائِكَةَ- الَّذِينَ لَا ذَنْبَ لَهُمْ وَ تَرْعُدُ مِنْهُ السَّبْعُ الشِّدَادُ وَ الْجِبَالُ الْأَوْتَادُ وَ الْأَرْضُ الْمِهَادُ «وَ تَنْشَقُّ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ» وَ تَصِيرُ «وَرْدَةً كَالدِّهانِ» «وَ تَكُونُ‏ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا» بَعْدَ مَا كَانَتْ صُمّاً صِلَاباً وَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَيَفْزَعُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ فَكَيْفَ مَنْ عَصَى بِالسَّمْعِ وَ الْبَصَرِ- وَ اللِّسَانِ وَ الْيَدِ وَ الرِّجْلِ وَ الْفَرْجِ وَ الْبَطْنِ إِنْ لَمْ يَغْفِرِ اللَّهُ لَهُ وَ يَرْحَمْهُ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ لِأَنَّهُ يَقْضِي وَ يَصِيرُ إِلَى غَيْرِهِ إِلَى نَارٍ قَعْرُهَا بَعِيدٌ وَ حَرُّهَا شَدِيدٌ وَ شَرَابُهَا صَدِيدٌ وَ عَذَابُهَا جَدِيدٌ وَ مَقَامِعُهَا حَدِيدٌ لَا يَفْتُرُ عَذَابُهَا وَ لَا يَمُوتُ سُكَّانُهَا دَارٌ لَيْسَ فِيهَا رَحْمَةٌ وَ لَا يُسْمَعُ لِأَهْلِهَا دَعْوَةٌ
وَ اعْلَمُوا يَا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ مَعَ هَذَا رَحْمَةَ اللَّهِ الَّتِي لَا تَعْجِزُ عَنِ الْعِبَادِ «جَنَّةٌ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» خَيْرٌ لَا يَكُونُ مَعَهَا شَرٌّ أَبَداً لَذَّاتُهَا لَا تُمِلُّ وَ مُجْتَمَعُهَا لَا يَتَفَرَّقُ سُكَّانُهَا قَدْ جَاوَرُوا الرَّحْمَنَ وَ قَامَ بَيْنَ أَيْدِيهِمُ الْغِلْمَانُ بِصِحَافٍ مِنَ الذَّهَبِ فِيهَا الْفَاكِهَةُ وَ الرَّيْحَان‏…

 

تدبر

۱) «اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيمٌ»:
توجه به جدی بودن و عظمت آخرت است که باعث جدی گرفتن خدا در زندگی می‌شود. بویژه توجه شود که نفرمود: «اتقوا الله»؛ ‌بلکه فرمود «اتقوا ربکم» یعنی پروردگار خودتان را جدی بگیرید که در آن عرصه مهیب تنها او که رب و پرورگار شماست به داد شما می‌رسد.

ثمره سلوکی:

بسیاری می‌گویند چکار کنیم که حضور خدا را در زندگی‌مان پررنگ شود و کمتر دچار غفلت شویم. این آیه یکی از راههای آن را نشان می‌دهد. کسی که به یاد آخرت باشد، نمی‌تواند خدا را جدی نگیرد و صرفا بر اساس دلخواه (= هوا و هوس)ش زندگی کند؛ و آخرت و مرگ هم واقعیتی است که قابل انکار نیست.
۲) «… الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ … إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيمٌ»
طبق روایات متعدد، بسم الله الرحمن الرحیم هر سوره، جزیی از آن سوره است؛ و غیر از سوره حمد، همواره جزیی از آیه اول آن سوره محسوب می‌شود. پس در این آیه، هم از رحمت خدا سخن گفته و هم از عظمت و دشواری زلزله قیامت. پس قیامت و عذابها و دشواریهایش هیچ منافاتی با رحمت خدا ندارد. قبلا هم اشاره شد که اگر اقتضای رحمت خدا این است که اولا انسان اختیار داشته باشد (جلسه۱۶۴، تدبر۱)، و ثانیا انسان به حال خود رها نشود (قیامت/۳۶) و زندگیش سرانجامی داشته باشد، نمی‌شود که آخرت و قیامت و دیدن نتایج اعمال و تفاوت نهادن بین خوبان و بدان در کار نباشد.
۳) «زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ»: به کار بردن تعبیر «زلزله» برای لحظه وقوع قیامت (الساعة) شاید بدین جهت است که آن لحظه همه چیز را از جای خود تکان می‌دهد و زیر و رو می‌کند؛ هم در عرصه عالم خارج، و هم در عرصه باورها و شناخت‌های ما از عالم: همه عوامل و روابطی که در دنیا به آنها اعتماد می‌کردیم هیچ‌کاره خواهند شد، نه خورشید نور می‌دهد، نه کوه‌ها استوارند و نه … (جلسه ۱۷۸، تدبر۲).
۴) «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيمٌ»:
در قرآن کریم وقتی جامعه دینی را مورد خطاب قرار می‌دهد تعبیر «یا ایها الذین آمنوا» ‌را به کار می‌برد و وقتی عموم انسانها را، از تعبیر «یا ایها الناس» استفاده می‌کند. به کار بردن این تعبیر در این آیه، نشان می‌دهد که باور به توحید و آخرت لزوما مبتنی بر باور به نبوت و دینداری نیست و مقدم بر آنهاست. در نتیجه می‌توان قبل از اینکه انسانها مسلمان و متدین به یک دین الهی شوند با آنها، نه‌تنها درباره خدا و آخرت سخن گفت، بلکه آنها را نسبت به این واقعیات انذار داد.
شاید بر همین اساس بوده که علمای دین، نه‌تنها توحید، بلکه معاد را هم مستقلا و در کنار نبوت به عنوان یکی از اصول دین (که تعبدی و تقلیدی نیست) قرار داده‌اند.
۵) «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيمٌ»
در این آیه انواع تاکیدات ادبی برای نشان دادن عظمت و دشواری قیامت به کار رفته است: «إنّ» +‌ جمله اسمیه + تعبیر «الساعة به جای قیامت، که دلالت بر وقوع یکدفعه‌ای آن می‌کند («ساعة» در لغت به معنای «لحظه» است) + تعبیر «شیء» (= چیزی، که کاملا ابهام و ناشناخته بودن آن را نشان می‌دهد و هر چیز ناشناخته‌ای برای انسان ترس‌ناک و عظیم است) + نکره بودن «شیءٌ» که بر این ابهام و عظمت می‌افزاید +‌ خود وصف «عظیمٌ»
اینها همه برای این است که ما مساله قیامت را باید خیلی جدی بگیریم. کسی که زلزله آن لحظه را جدی بگیرد، می‌داند که این سختی‌ها مال گناهکاران است و به طور جدی، برای آن لحظه حسنه‌ای همراه خود می‌برد تا از فزع آن لحظه ایمن شود (نمل/۸۹)
آیا اگر انسانها قیامت را جدی بگیرند، زندگی دنیایشان هم کاملا آرام و شاد و امن و مطلوب نخواهد شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*