۳۰۳) وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ

ترجمه

و آنان‌اند که به امانت‌ها و عهدشان متعهدند؛

نکات ترجمه‌ای

«راعُون»

جمع سالم «راعی» است (جمع مکسر راعی، «رُعاة» و «رِعاء» می‌باشد)؛ و راعی، اسم فاعل از ماده «رعی» می‌باشد که این ماده به معنای رعایت کردن، مراقب بودن و حفظ و نگهداری به کار می‌رود. برخی بر این باورند که این کلمه در اصل در مورد حفظ و نگهداری حیوانات به کار می‌رفته (چنانکه راعی به معنای «چوپان» و «مَرعی» به معنای «چراگاه و مرتع» به کار می‌رود) و بعدا در مورد هرگونه حفظ و نگهداری، بویژه در عرصه حکومت و سیاست نیز رایج شده است (مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۵۷) چنانکه اکنون یکی از معانی راعی، والی و حاکم می‌باشد (معجم المقاييس اللغة، ج‏۲، ص۴۰۸). در قرآن کریم، از این ماده، جمعا ده بار به کار رفته، که علاوه بر استفاده آن به صورت فعل ثلاثی مجرد و به معنای عام «مراعات کردن» (بقره/۱۰۴؛‌نساء/۴۶؛ طه/۵۴؛ حدید/۲۷) به صورت مشتقات زیر نیز آمده است: «راعُون: رعایت‌کنندگان» (معارج/۳۲ و مومنون/۸)؛ «رعایة: رعایت کردن» (حدید/۲۷) «رُعاة: چوپانان» (قصص/۲۳) «مرعی: مرتع و چراگاه» (نازعات/۳۱؛ اعلی/۴)

حدیث

۱) از امام صادق ع روایت شده است: [برای شناخت افراد] نه به نماز فریفته شوید و نه به روزه‌شان ؛ چرا که گاه شخص چنان به نماز و روزه عادت کرده که اگر ترکش کند دچار وحشت می‌شود؛ لکن آنها را هنگامی که باید سخن راست گفت ویا هنگام ادای امانت بشناسید.

الكافي، ج‏۲، ص۱۰۴

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ.

۲) از امام صادق ع روایت شده است: سه مطلب هست که عذر هیچکس در آنها پذیرفته نیست:

ادای امانت، خواه [امانت‌گذار]  نیکوکار باشد یا بدکار؛

وفای به عهد، خواه [کسی که با او عهد بسته شده] نیکوکار باشد یا بدکار؛

و نیکی به والدین، خواه نیکوکار باشند یا بدکار.

الكافي، ج‏۵، ص۱۳۲؛ الخصال، ج‏۱، ص۱۲۳

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُصْعَبٍ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ ثَلَاثَةٌ لَا عُذْرَ لِأَحَدٍ فِيهَا أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ

۳) از رسول خدا ص روایت شده است:

شش مطلب را برای من متعهد شوید تا من بهشت را برایتان متعهد شوم:

هنگامی که سخن گفتید، دروغ نگویید؛

هنگامی که وعده دادید، خلف وعده نکنید؛

هنگامی که امانتدار شدید، خیانت در امانت نکنید؛

چشمانتان را فروبخوابانید،

دامن‌هایتان را حفظ کنید؛

دست و زبان‌تان را [از آزار مردم] بازدارید.

الخصال، ج‏۱، ص۳۲۱

حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ بُهْلُولٍ الْقَاضِي فِي دَارِهِ بِمَدِينَةِ السَّلَامِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ يَزِيدَ الصَّدَائِيُّ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

تَقَبَّلُوا لِي بِسِتٍّ أَتَقَبَّلْ لَكُمْ بِالْجَنَّةِ:

إِذَا حَدَّثْتُمْ فَلَا تَكْذِبُوا

وَ إِذَا وَعَدْتُمْ فَلَا تَخَلَّفُوا

وَ إِذَا اؤْتُمِنْتُمْ فَلَا تَخُونُوا

وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ

وَ احْفَظُوا فُرُوجَكُمْ

وَ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَلْسِنَتَكُمْ. [۱]

۴) از امام صادق ع روایت شده است:

… ما ودیعه [= امانت] های خدا در بندگانیم، ما بزرگترین حرم خداییم؛ ما پیمان خداییم؛ ما عهد خداییم؛ پس هر که به عهد ما وفا کند، به عهد خدا وفا کرده است؛ و کسی که این عهد را بشکند، عهد و پیمان خدا را شکسته است.

الكافي، ج‏۱، ص۲۲۱

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْخَشَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ خَيْثَمَةَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع …[۲] نَحْنُ وَدِيعَةُ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ وَ نَحْنُ حَرَمُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ وَ نَحْنُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَهْدُ اللَّهِ فَمَنْ وَفَى بِعَهْدِنَا فَقَدْ وَفَى بِعَهْدِ اللَّهِ وَ مَنْ خَفَرَهَا فَقَدْ خَفَرَ ذِمَّةَ اللَّهِ وَ عَهْدَهُ.

تدبر

۱) « الْمُصَلِّينَ … الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»

نمازگزار واقعی، کسی است که در روابط اجتماعی هم انسان قابل اعتمادی است، اگر چیزی از دیگران نزد او باشد، امانتدار است و اگر با دیگران قول و قراری بگذارد، به قول و قرار خویش پای‌بند است؛ که اگر چنین نبود، نمازگزاریش از روی عادت است، نه نمازگزاری واقعی (حدیث۱).

۲) «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً، إلا الْمُصَلِّين … الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»

امانتداری و وفای به عهد از مشخصه‌های کسانی است که در مقابل سختی‌ها صبور، و در خوشی‌ها اهل کمک به دیگران‌اند. (معارج/۱۸-۱۹)

۳) «وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»

ساده‌ترین مصداق امانت، آن است که دیگران، کالایی را برای مدتی نزد انسان بگذارند (انفال/۲۷)؛

و ساده‌ترین مصداق عهد، قول و قرارهای بین افراد است که طرفین ملتزم به انجام آن می‌شوند (مثلا: توبه/۴).

اما عهد و امانت‌هایی که انسان باید نسبت به آنها اهل مراقبت و رعایت باشد، مصداق‌های دیگری هم دارد[۳]؛ از جمله:

الف. امانتی که آسمانها و زمین توان بر دوش کشیدن آن را نداشتند (احزاب/۷۲) که مفسران آن را «اختیار»، «ولایت» اولیای الهی، و … دانسته‌اند؛ و امانتداری به ازای هر یک معنای خاصی دارد.

ب. عهد بندگی با خدا (اعراف/۱۷۲؛ یس/۶۰) و انجام دستورات الهی (بقره/۲۷ و ۴۰) (احزاب/۳۳)[۴]

ج. عهد نبوت و امامت، که از سویی عهد خدا با برخی انسانهاست (بقره/۱۲۴) و از سوی دیگر عهدی از جانب خدا برعهده انسانها (طه/۸۶، فتح/۱۰) (حدیث۴)

د. هر قراری که انسان با خدای خود می‌گذارد که خود را موظف به انجام کاری کند (توبه/۷۵)

ه. خود قرآن، که خداوند برای انسانها فروفرستاده، عهدی است بین خدا و انسان که هر مسلمانی موظف است روزانه در آن بنگرد و از آن بیاموزد. (الكافي، ج‏۲، ص۶۰۹)[۵]

و. هر آنچه که شخصی در مورد آن به انسان اعتماد می‌کند و از انسان انتظار دارد آن را حفظ کند اعم از مال و آبرو و … امانتی نزد انسان است (المیزان، ج۲۰، ص۱۷).

ز. هر نعمتی و هر عضوی از اعضای بدن که خدا به انسان داده، امانتی است که به انسان سپرده شده است و انسان باید آن را در مسیری که خدا مقرر کرده به کار برد (المیزان، ج۲۰، ص۱۷)

ح. …

۴) «وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»

درباره شخصی که پای‌بند به عهد و امانتش است، در قرآن کریم غالبا تعابیری مانند امانتدار (مؤتمن)، اداکننده امانت، وفادار به عهد، به کار می‌رود؛ اما در این آیه تعبیر «راعون» به معنای رعایت، مراعات و مراقبت کننده به کار رفته است.

الف. شاید می‌خواهد تاکید کند که این امانتداری و وفای به عهد در این انسانهای شایسته، صرفا در حد یک رفتار بیرونی نیست، بلکه یک التزام و حساسیت درونی در آنها نسبت به حقوق دیگران و روابطی که با دیگران برقرار می‌کنند وجود دارد.

ب. …

۵) «وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»

هر دو کلمه امانات و عهد را بدون قید آورد؛ نفرمود امانتها ویا عهدی که در قبال مسلمانان، شیعیان، انسانهای خوب، یا … دارند.

این نشان می‌دهد که نمازگزار واقعی، کسی است که درباره مطلق انسانها (خوب یا بد، مسلمان یا غیر مسلمان، و …) خود را موظف به امانت‌داری و وفای به عهد می‌بیند؛ یعنی گاه امانتی را قبول نمی‌کند و قول و قراری هم نمی‌گذارد؛ اما اگر به امانت یا عهدی تن داد، حتی اگر امانت‌گذارنده، قاتل پیامبران ویا قاتل امیرالمومنین ع باشد (کافی، ج۵، ص۱۳۳)[۶] و یا عهد با مشرکان بسته شده باشد (توبه/۴)، بدان وفادار می‌ماند.

تبصره اخلاقی

از آنجا که عهد یک قرارداد طرفینی است، در صورتی که طرف مقابل به عهد وفا نکند و پیمان‌شکنی کند، در واقع دیگر عهدی باقی نمانده است و لذا در این صورت، شخص مومن هم دیگر ضرورتی ندارد ملتزم به عهد باشد.

 


[۱] . این احادیث هم در همین زمینه قابل توجه است:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): أَقْرَبُكُمْ غَداً مِنِّي فِي الْمَوْقِفِ أَصْدَقُكُمْ لِلْحَدِيثِ، وَ آدَاكُمْ لِلْأَمَانَةِ، وَ أَوْفَاكُمْ بِالْعَهْدِ، وَ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً، وَ أَقْرَبُكُمْ مِنَ النَّاسِ. (الأمالي (للطوسي)، ص۲۲۹)

حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي جَدِّي الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ الثَّقَفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ شُرَحْبِيلَ عَنِ ابْنِ لَهِيعَةَ عَنْ أَبِي مَالِكٍ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع أَخْبِرْنِي بِجَمِيعِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ. (الخصال، ج‏۱، ص۱۱۳)

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ. (الكافي، ج‏۲، ص۱۰۴)

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع- عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ قَالَ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا أَتَيْتَ عَبْدَ اللَّهِ فَأَقْرِئْهُ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُ إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ لَكَ انْظُرْ مَا بَلَغَ بِهِ عَلِيٌّ ع عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَالْزَمْهُ فَإِنَّ عَلِيّاً ع إِنَّمَا بَلَغَ مَا بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ. (الكافي، ج‏۲، ص۱۰۴)

[۲] . عبارتی که برای رعایت اختصار حذف شد، چنین است:

يَا خَيْثَمَةُ نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ بَيْتُ الرَّحْمَةِ وَ مَفَاتِيحُ الْحِكْمَةِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ وَ مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ وَ مَوْضِعُ سِرِّ اللَّهِ وَ

[۳] . برخی امانات را شامل دو دسته: امانات خدا (که همان عبادات واجب مانند نماز و روزه و…)  و امانات بندگان (مانند ودیعه و عاریه و بیع و شهادات و …)؛ و عهد را شامل سه دسته: اوامر خدا، نذرهای انسان، و عهدهای طرفینی بین انسانها معرفی کرده‌اند:

«و الأمانات ضربان أمانات الله تعالى و أمانات العباد فالأمانات التي بين الله تعالى و بين عباده هي العبادات كالصيام و الصلاة و الاغتسال و أمانات العباد هي مثل الودائع و العواري و البياعات و الشهادات و غيرها و أما العهد فعلى ثلاثة أضرب أوامر الله تعالى و نذور الإنسان و العقود الجارية بين الناس» (مجمع‌البیان، ج۷، ص۱۵۹)

[۴] . و قيل: العهد كل ما التزم به الإنسان لغيره فإيمان العبد لربه عهد منه عاهد به ربه أن يطيعه في كل ما كلفه به فلو عصاه في شي‏ء مما أمره به أو نهاه عنه فقد نقض عهد (المیزان، ج۲۰، ص۱۷)

[۵] . عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَنْظُرَ فِي عَهْدِهِ وَ أَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسِينَ آيَة.

[۶] . در همین راستا این احادیث هم قابل توجه‌اند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص أَدُّوا الْأَمَانَةَ وَ لَوْ إِلَى قَاتِلِ وُلْدِ الْأَنْبِيَاءِ. (الكافي، ج‏۵، ص۱۳۳)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبِي حَفْصٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَيْكُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ وَ لَوْ أَنَّ قَاتِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع ائْتَمَنَنِي عَلَى أَمَانَةٍ لَأَدَّيْتُهَا إِلَيْهِ. (الكافي، ج‏۵، ص۱۳۳)

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي وَصِيَّةٍ لَهُ اعْلَمْ أَنَّ ضَارِبَ عَلِيٍّ ع بِالسَّيْفِ وَ قَاتِلَهُ لَوِ ائْتَمَنَنِي وَ اسْتَنْصَحَنِي وَ اسْتَشَارَنِي ثُمَّ قَبِلْتُ ذَلِكَ مِنْهُ لَأَدَّيْتُ إِلَيْهِ الْأَمَانَةَ. (الكافي، ج‏۵، ص۱۳۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*