۹۸) وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ

ترجمه

و چه چيزی آگاهت کرد [= می‌تواند آگاهت کند] كه شب قدر چيست؟

نکات ترجمه‌ای و نحوی

«ما أَدْراكَ» = ما + أدری + ک:
«ما» در ابتدای این عبارت، آشکارا «اسم استفهام» است (إعراب القرآن و بيانه‏۱۰/ ۵۳؛ إعراب القرآن الكريم‏۳/ ۴۵) و جمله سوالی است؛ اما اینکه آیا می‌تواند «مای موصوله» باشد؟ در هیچ إعراب قرآن و هیچ بحث تفسیری یافت نشد که چنین توجیهی بیاید، فقط در یک ترجمه، گویی آن را موصول فرض کرده است چون چنین ترجمه کرده «و خدا چه خوب تو را دانا كرده است كه شب قدر چه اندازه مهم است» (حجة ‌التفاسیر۷/ ۲۸۰) در حالی که لازمه این ترجمه آن است که «ما»ی موصول برای «خدا» استعمال شود که استعمال ناروایی است و برای خدا از «مَن» موصول ‌استفاده می‌شود (مثلا: أمّن یجیب …)
«ادری» از ریشه «دری» (مصدر معروفش: درایه) به معنای «علم» (آگاه شد و دانست) می‌باشد (المحيط في اللغة‏۹/ ۳۴۳) و چون به باب إفعال رفته، متعدی، و به معنای «أعلم» (آگاه کرد، مطلع کرد) شده است، پس ترکیب «ما أَدْراكَ» به معنای «أَيُّ شي‏ء أَعْلَمَك» «چه چیزی تو را آگاه کرد» [به معنای چه چیزی می‌تواند تو را آگاه کند] می‌باشد (لسان العرب‏۱۴/ ۲۵۴) بسیاری از مترجمان ترکیب «ما أَدْراكَ» را به صورت «چه می‌دانی» ترجمه کرده‌اند، که ترجمه دقیقی نیست و این عبارت، ترجمه «ما تدری» است. همچنین فعل «أدری» از افعال دو مفعولی است و به لحاظ نحوی، ضمیر «ک» مفعول اول، و جمله «ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» در مقام مفعول دوم برای آن می‌باشد (إعراب القرآن و بيانه‏۱۰/ ۵۳)
درباره اینکه «دری» با «علم» چه تفاوتی دارد، دیدگاههای مختلفی ابراز شده است. «برخی گفته‌اند تفاوتی ندارند، برخی اولی را اخص از دومی دانسته‌اند و برخی اولی را در جایی دانسته‌اند که قبلش شکی بوده باشد» (تاج العروس۱۹/ ۴۰۳) همچنین، برخی بر این باورند که «دری» معرفتی است که با نوعی تدبیر حاصل می‌شود (مفردات ألفاظ القرآن/ ۳۱۳؛ تاج العروس۱۹/ ۴۰۳) و برخی دیگر معتقدند که اتفاقا معرفتی است که با تحصیل و تهیه مقدمات حاصل نمی‌شود، بلکه از راهی غیر عادی حاصل می‌شود. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم‏۳/ ۲۰۸) و برخی هم این گونه توضیح داده‌اند که کلمه «درایه» چون بر وزن «فعاله» است و دلالت بر نوعی شمول و احاطه می‌کند (همانند کلمه عمامه) پس درایه در مورد شناختی به کار می‌رود که عالِم از همه وجوه به معلوم علم داشته باشد. (الفروق في اللغة/ ۸۴) البته با توجه به اینکه همگان معترفند که این ماده در مورد خداوند به کار نمی‌رود، حتی اگر این نظر آخر درست باشد، باز باید حداقل یکی از وجوه قبلی (مانند گذر از فرایند شک، احتیاج به تدبیر، حصول از راهی غیر عادی) نیز در این ماده لحاظ شده باشد.
ضمنا به لحاظ بلاغی، تعبیر «ما أَدْراكَ» دلالت بر عظیم شمردن مطلبی دارد که بعدش می‌آید (إعراب القرآن (نحاس)‏۵/ ۱۶۶) شاید با توجه به این ملاحظه بوده که برخی چنین ترجمه کرده‌اند: (و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد؛ ترجمه الهی قمشه‌ای) اما به نظر می‌رسد باید این «عظمت» را به کل جمله «ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» (که در مقام مفعول برای «ما أدراکَ» می‌باشد) برگرداند، نه فقط به عبارت «لَيْلَةُ الْقَدْرِ»؛ یعنی نه فقط خود شب قدر امری عظیم است، بلکه این مطلب (که شب قدر چیست) بقدری عظیم و دشوار است که جای سوال دارد که چه چیزی می‌تواند تو را به حقیقت فهم آن برساند (همان جمله‌ای که در «ترجمه» داخل کروشه گذاشته شد)

حدیث

۱) قِيلَ‏ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع تَعْرِفُونَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ
فَقَالَ وَ كَيْفَ لَا نَعْرِفُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ الْمَلَائِكَةُ يَطُوفُونَ بِنَا فِيهَا.
تفسير القمي، ج‏۲، ص۴۳۲؛ بصائر الدرجات، ج‏۱، ص۲۲۱
به امام باقر ع گفته شد: آیا شما شب قدر را می‌شناسید؟
فرمود: و چگونه شب قدر را نشناسیم در حالی که ملائکه در آن شب نزد ما در رفت و آمدند.
۲) حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ‏ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ،
قَالَ مَا أَبْيَنَ فَضْلَهَا عَلَى السُّوَرِ!
قَالَ قُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ فَضْلُهَا؟
قَالَ نَزَلَتْ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيهَا.
قُلْتُ‏ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِي نَرْتَجِيهَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ؟
قَالَ نَعَمْ هِيَ لَيْلَةٌ قُدِّرَتْ فِيهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ قُدِّرَتْ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيهَا.
معاني الأخبار، ص۳۱۶
مفضل بن عمر می‌گوید:
نزد امام باقر ع ذکری از سوره قدر به میان آمد. فرمود: چقدر برتری آن بر سایر سوره‌ها آشکار است!
گفتم: برتری‌اش به چیست؟
فرمود: ولایت امیرالمومنین ع در آن نازل شده است؟
گفتم: در شب قدری که در ماه رمضان امید [درک] آن را داریم؟
فرمود: بله، آن شبی است که [وضعیت] آسمانها و زمین در آن مقدر شده، و ولایت امیرالمومنین ع در آن مقدر شده است.
۳) فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَيْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‏ أَنَّهُ قَالَ‏:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا
وَ قَوْلُهُ‏ «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» يَعْنِي خَيْرٌ مِنْ أَلْفَ مُؤْمِنٍ وَ هِيَ أُمُّ الْمُؤْمِنِينَ‏
«تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها» وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَمْلِكُونَ عِلْمَ آلِ مُحَمَّدٍ ص‏ وَ الرُّوحُ روح الْقُدُسُ و هو فی فَاطِمَةُ [الرُّوحُ الْقُدُسُ و هِيَ فَاطِمَةُ] ع
« بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» يَعْنِي حَتَّى يَخْرُجَ الْقَائِمُ ع.
تفسير فرات الكوفي، ص۵۸۲-۵۸۱؛ تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص۷۹۲-۷۹۱
از امام صادق ع روایت شده که فرمود:
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ، «اللیله»، فاطمه س است و «القدر»، الله است پس هرکه فاطمه س را آن گونه که سزاوار است بشناسد، [حقیقتِ] شب قدر را درک کرده است؛ و همان فاطمه نامیده شد چرا که خلق از شناخت او برکنده شده‌اند.
و اینکه فرمود «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» [بهتر از هزار ماه است] یعنی از هزار مومن، زیرا که او [= فاطمه] مادر مومنان است.
«تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها» ملائکه، مومنانی هستند که علم آل محمد ص را در اختیار دارند و روح «روح القدس» است که در فاطمه [هم] هست
«بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» [تا فجر طلوع کند] یعنی تا زمانی که قائم ع قیام کند.
چند نکته در فهم این حدیث:
الف. در تفسیر قمی تعبیر «الرُّوحُ الْقُدُسُ و هِيَ فَاطِمَةُ» آمده [به معنای اینکه الروح القدس همان فاطمه است] که اگرچه متن کامل این حدیث در کتاب «تأويل الآيات الظاهرة» نیامده، اما در این فقره، تعبیر این کتاب، تعبیر دقیقتری به نظر می‌رسید [الرُّوحُ روح الْقُدُسُ و هو فی فَاطِمَةُ] که ما همین را در متن و ترجمه آوردیم.
ب. در این گونه احادیث معارفی باید دقت کرد که اولا آنها دلالت حصری ندارند (یعنی مثلا اینکه مومنانی آنچنانی را «ملائکه» خواند منافاتی با نزول ملائکه آسمانی ندارد چنانکه در بسیاری از احادیث دیگر بر همین مطلب هم اشاره شده است و به تعبیر علامه طباطبایی از باب «جری و تطبیق» [تطبیق بر مصداق اعلای خود] است) و ثانیا بر فهم ابتدایی و ظاهری حمل نمی‌شوند، بلکه اشاره به حقیقت باطنی این امور است. دقت کنید که خود آیه، درک شب قدر را کاری بسیار دشوار معرفی کرد؛ و این حدیث، مطلبی را توضیح می‌دهد که خداوند در موردش فرمود «و ما ادراک»

تدبر

۱) «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» در قرآن کریم ۱۳ بار تعبیر «و ما ادراک» آمده است که همگی آنها، به غیر از این آیه، درباره قیامت و احوالات آنجاست. پس مقایسه شب قدر در عظمت و پیچیدگی و جهان شمولی و … با قیامت مقایسه بی‌ربطی نیست. (جلسه ۹۷ (قدر/۱)، تدبر ۳)
۲) «وَ ما أَدْراكَ … »: سوره قدر می‌خواهد مدل محاسباتی ما را تغییر دهد (دیروز، تدبر۱). تعبیر «ما ادراک» (چه چیزی می‌تواند تو را به این آگاهی برساند) کاملا به این نکته تاکید می‌کند. متن سوره، پر از مطالبی است که عقل محاسبه‌گر دنیامدار ما را به چالش می‌کشد:
اینکه «یک» بیش از «۳۰ هزار» شود،
اینکه همه ملائکه عوالم سبع (الملائکه) یکجا نازل شوند،
اینکه همه امور (کل امر) را با خود بیاورند،
و از همه مهمتر اینکه انسانی باشد که قرار است مخاطب این همه ملائکه و همه امور قرار بگیرد و … .
واقعا اگر خدا شب قدر را قرار نداده بود، چگونه ما انسان‌هایی که افق دیدمان محدود، و دل‌مان به یک زندگی صد ساله و حداکثر یک شغل و ازدواج و خانه و … خوش است، می‌توانستیم باور کنیم که روی همین کره زمین و در کنار ما، انسان‌هایی برتر از همه ملائکه – که همه ملائکه یکجا در یک شب نزد آنها حاضر می‌شوند – وجود دارند؟
اگر فاطمه کبری س، کفو و هم‌رتبه امیرالمومنین ع است،
و اگر روح‌القدس، دست‌کم سالی یکبار پیش پای حضرت علی ع زانوی ادب زمین می‌زد،
آیا اینکه فاطمه س اعظم از روح‌القدس باشد و روح‌القدس در ذیل و سایه او قرار گیرد (حدیث۳) آیا امر ناممکنی است؟
آیا ما پیامبر و امامان‌مان را می‌شناسیم؟!
آیا فهمیدیم که آنها در میان ما بودند و نبودند!
اگر پیامبر و امام را نشناسیم، ظرفیت‌های انسان را نمی‌شناسیم، و در نتیجه، ظرفیت‌های خودمان را هم نخواهیم شناخت! آنها نمونه‌ای از مقصد حرکت مایند؛ آمده‌اند تا، هم بفهمیم که چقدر غافل و عقب‌ایم؛ و هم بفهمیم که می‌توان تا کجا رفت، حتی بر‌تر از ملائکه.
ما به فلک بوده‌ایم، یار ملک بوده‌ایم،          باز همان‌جا رویم، جمله که آن شهر ماست!
خود ز فلک برتریم، وز ملک افزونتریم،         زین دو چرا نگذریم؟ منزل ما کبریاست!
گوهر پاک از کجا، عالم خاک از کجا؟         بر چه فرود آمدیت؟ بار کنید! این چه جاست؟
بخت جوان یار ما، دادن جان کار ما           قافله سالار ما، فخر جهان مصطفاست!
http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh463/
۳) چرا یکدفعه نفرمود «ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» و فرمود «وَ ما أَدْراكَ ما …»؟ برخی چیزهاست که ما نمی‌دانیم، اما باید بدانیم. در عین حال به گونه‌ای هستند که با مدل‌های محاسباتی‌مان نمی‌توانیم آنها را بفهمیم.
در مورد اینها چگونه دانستنش بسیار مهمتر از دانستنش است! ابتدا باید این سوال به طور جدی پیش آید که «چه چیزی می‌تواند تو را آگاه سازد که چیست …؟»، و تا جواب این سوال را پیدا نکنیم، جواب سوالِ مثلا «شب قدر چیست»‌ را پیدا نمی‌کنیم.
این ماه رمضان و این شب‌های قدر فرصت خوبی است تا بفهمیم «چه چیزی می‌تواند ما را آگاه سازد که … ؟»
دنبال راه دیگری برای شناخت بگردیم.
و این راه با کسانی گره خورده که این شب در اختیار آنهاست. شاید به همین جهت است که اگر آنها را بشناسیم، شب قدر را پیدا می‌کنیم. (احادیث۱ و ۳)
و شاید به همین جهت است که همه مقدرات کل آسمانها و زمین در عرض مقدر شدن ولایت امیرالمومنین ع مطرح شده است. (حدیث۲)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*