۵۳۱) وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلاً

ترجمه

و صبح و شام او را تسبیح گویید.

نکات ترجمه

«سَبِّحُوا»

از ماده «سبح» است که در معنای تنزیه خداوند به کار می‌رود و درباره آن در جلسه ۴۵۲ http://yekaye.ir/al-muzzammil-73-7/ توضیحاتی ارائه شد.

«بُكْرَةً»

ماده «بکر« در اصل دلالت دارد بر ابتدا و شروع هر چیزی، که به فراخور موضوع خود معانی متعددی گرفته است. (معجم مقاييس اللغة، ج‏۱، ص۲۸۷). بر این اساس،

«بُكْرَة» و «إِبْكار» به صبحدم و ابتدای روز گفته می شود (سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ؛ آل عمران/۴۱)

«بِكْر» به زنی گفته می‌شود که دوشیزه باشد و نکاح نکرده یاشد و جمع آن «أبکار» است (أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ … ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً؛ تحریم/۵) و همچنین به اولین فرزند هم  (پسر باشد یا دختر) گفته می‌شود (كتاب العين، ج‏۵، ص۳۶۴)  و البته از ابوعبید نقل شده که گاه به زنی که فقط یک فرزند آورده هم گفته می‌شود (معجم مقاييس اللغة، ج‏۱، ص۲۸۹) و وقتی «بکر» در مورد حیوانات به کار می رود مقصود حیوانی است که هنوز بچه‌‌ای نزاده است: «لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ» (بقرة/۶۸) (مفردات ألفاظ القرآن، ص۱۴۰)

این ماده در قرآن کریم جمعاً ۱۲ بار آمده است.

«أَصيلاً»

گفته‌اند ماده «أصل» در خصوص سه معنای مختلف به کار می‌رفته است: اساس و بنیان چیزی، مار بزرگ، و زمان بعد از شام (معجم مقاييس اللغة، ج‏۱، ص۱۰۹)[۱]

از این سه معنا تنها دو معنای اول و آخر در قرآن به کار رفته است.

در معنای اول (اسا و بنیان) (إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ في‏ أَصْلِ الْجَحيمِ، صافات/۶۴)؛ كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ، ابراهیم/۲۴) برخی آن را به معنای قاعده (سطح زیرین) یک چیز دانسته‌اند به طوری که اگر کسی آن را بالا ببرد کل آن چیز رفعت می‌یابد (مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۹) و برخی به معنای هر چیزی که شی‌ای بر آن مبتنی شده باشد دانسته‌اند. (التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‏۱، ص۱۰۵) و در هر حال، به صورت «اُصُول» جمع بسته می‌شود (ما قَطَعْتُمْ مِنْ لينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى‏ أُصُولِها؛ حشر/۵)

در معنای دیگر، ماده «اصل» به صورت «أصیل» (شامگاه) به کار رفته که جمع آن به صورت «آصَال» است (بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ؛ أعراف/۲۰۵) (مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۹)

این ماده در معنای اول (اصل و اصول) ۳ بار و در معنای اخیر (أصیل، آصال) ۷ بار در قرآن کریم به کار رفته است.

حدیث

۱) یونس بن یعقوب می‌گوید:

به امام صادق ع عرض کردم آیا کسی که صدبار سبحان الله بگوید، در زمره کسانی است که خدا را زیاد یاد کرده است؟

فرمود: بله.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۲

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ مِائَةَ مَرَّةٍ كَانَ مِمَّنْ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً؟

قَالَ ع نَعَمْ.

 

۲) از امام باقر ع روایت شده است:

هرکه با تسبیح حضرت زهرا س خدا را تسبیح گوید و سپس استغفار نماید، مورد مغفرت قرار می‌گیرد؛ و آن در زبان صدتاست [۳۴ الله اکبر + ۳۳ الحمدلله + ۳۳ سبحان الله = ۱۰۰] و در ترازو[ی اعمال در روز قیامت] هزار خواهد بود؛ و شیطان را می‌راند و رضایت خدای رحمان را می‌آورد.

ثواب الأعمال، ص۱۶۳؛ جامع الأخبار (للشعيري)، ص۵۵

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ سَعِيدٍ الْبَجَلِيِّ ابْنِ أَخِي صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ بْنِ نُعَيْمٍ الْعَائِذِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع:

مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ الزَّهْرَاءِ ع ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غُفِرَ لَهُ وَ هِيَ مِائَةٌ بِاللِّسَانِ وَ أَلْفٌ فِي الْمِيزَانِ وَ تَطْرُدُ الشَّيْطَانَ وَ تُرْضِي الرَّحْمَنَ.[۲]

 

۳) امام صادق ع نامه‌ای به شیعیان نوشته و خواسته بودند که هر روز بعد از نمازهایشان آن را مرور کنند. توضیحاتی درباره این نامه و فرازهایی از آن در جلسه۱۷۵، حدیث۲ http://yekaye.ir/sad-38-28/  و جلسه۲۰۲، حدیث۱ http://yekaye.ir/ale-imran-003-31/   و جلسه۴۵۶ حدیث۳ http://yekaye.ir/al-muzzammil-73-11/  و جلسه۴۹۰، حدیث۳ http://yekaye.ir/alqalam-68-24/ گذشت. در فراز دیگری از این نامه آمده است:

… زیاد خدا را بخوانید [= به درگاه خدا زیاد دعا کنید] که همانا خداوند دوست دارد که بندگان مومنش او را بخوانند [دعا کنند] و به بندگان مومنش وعده استجابت داده است؛ و خداوند روز قیامت دعای مومنان را برایشان عملی می‌گرداند که بدان  [ثواب‌های] آنان را در بهشت می‌افزاید؛ پس بسیار خدا را یاد کنید تا جایی که می‌توانید در هر ساعتی از شب و روز چرا که خداوند به ذکر کثیر دستور داده است و خداوند یاد می‌کند هرکس از مومنان که او را یاد کند؛ و بدانید که خداوند احدی از بندگان مومنش را یاد نمی‌کند مگر اینکه او را به نیکی یاد می‌کند…

الكافي، ج‏۸، ص۷

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَفْصٍ الْمُؤَذِّنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ كَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَةِ إِلَى أَصْحَابِهِ وَ أَمَرَهُمْ بِمُدَارَسَتِهَا وَ النَّظَرِ فِيهَا وَ تَعَاهُدِهَا وَ الْعَمَلِ بِهَا فَكَانُوا يَضَعُونَهَا فِي مَسَاجِدِ بُيُوتِهِمْ فَإِذَا فَرَغُوا مِنَ الصَّلَاةِ نَظَرُوا فِيهَا؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْد …

… أَكْثِرُوا مِنْ أَنْ تَدْعُوا اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَدْعُوهُ وَ قَدْ وَعَدَ اللَّهُ عِبَادَهُ الْمُؤْمِنِينَ بِالاسْتِجَابَةِ وَ اللَّهُ مُصَيِّرٌ دُعَاءَ الْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَهُمْ عَمَلًا يَزِيدُهُمْ بِهِ فِي الْجَنَّةِ فَأَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ مَا اسْتَطَعْتُمْ فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ لَهُ وَ اللَّهُ ذَاكِرٌ لِمَنْ ذَكَرَهُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَذْكُرْهُ أَحَدٌ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَّا ذَكَرَهُ بِخَيْر…

 

۴) از امام باقر ع روایت شده است:

همانا ابلیس – که لعنت‌های خدا بر او باد- لشکریانش را در هنگامی که خورشید ناپدید می‌شود و وقتی که طلوع می‌کند [به این سو و آن سو] می‌پراکند؛ پس در این دو زمان بسیار خداوند عز و جل را یاد کنید و به خدا از شر ابلیس و لشکریانش پناه ببرید و خردسالانتان را در این دو زمان پناه دهید که اینها دو زمان غفلت است.

الكافي، ج‏۲، ص۵۲۲

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:

إِنَّ إِبْلِيسَ عَلَيْهِ لَعَائِنُ اللَّهِ يَبُثُّ جُنُودَ اللَّيْلِ مِنْ حَيْثُ تَغِيبُ الشَّمْسُ وَ تَطْلُعُ فَأَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي هَاتَيْنِ السَّاعَتَيْنِ وَ تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ وَ عَوِّذُوا صِغَارَكُمْ فِي تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ فَإِنَّهُمَا سَاعَتَا غَفْلَةٍ.

 

۵) از امام باقر ع روایت شده است که رسول الله ص فرمودند:

همانا فرشته‌ای در ابتدای روز و ابتدای شب با صحیفه‌ای نازل می‌شود که در آن عمل فرزند آدم را می‌نویسد. پس در ابتدا و انتهای این صحیفه، مطالب خوب بر او املا کنید تا خداوند عز و جل ان‌شاء الله شما را در بین این دو مورد مغفرت قرار دهد، و همانا خداوند عز و جل می‌فرماید: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم»‌ (بقره/۱۵۲) و نیز می فرماید: «و یاد خدا برتر است» (عنکبوت/۴۵)

الأمالي( للصدوق)، ص۵۷۹؛ ثواب الأعمال، ص۱۶۷

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِبْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

إِنَّ الْمَلَكَ يَنْزِلُ بِصَحِيفَةٍ أَوَّلَ النَّهَارِ وَ أَوَّلَ اللَّيْلِ فَيَكْتُبُ فِيهَا عَمَلَ ابْنِ آدَمَ فَأَمْلُوا فِي أَوَّلِهَا خَيْراً وَ فِي آخِرِهَا خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَغْفِرُ لَكُمْ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» وَ يَقُولُ جَلَّ جَلَالُهُ «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَر».[۳]

تدبر

۱)‌ «وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلاً»

خدا را در صبح و شام باید تسبیح گفت.

چرا بر صبح و شام تاکید ورزیده است؟

الف. صبح و شام ناظر به دو زمانی است که تحول احوال بسیار محسوس است و این زمان مناسبت بیشتری دارد که خداوند از هرگونه تحول و تغییری منزه دانسته شود. (المیزان، ج۱۶، ص۳۲۹) (توضیح بیشتر در تدبر۲)

ب. ممکن است تعبیر «صبح و شام» کنایه از «همه اوقات» است هماند آیه «يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ» (فصلت/۳۸) [که درباره فرشتگان مقرب الهی است.] (المیزان، ج۱۶، ص۳۲۹)

ج. این دو زمان دو زمانی است که بنا به دلایلی، هجوم شیاطین بر انسانها بیشتر می‌شود و مراقبت بیشتری در معنویت ضرورت می‌یابد .(برگرفته از حدیث۴)

د. این دو زمان ابتدا و انتهای روز است و اگر کسی در شروع و پایان کار خود در هر روز مراقبت جدی‌تری داشته باشد و اعمال خوبی در نامه عملش ثبت کند، خداوند توفیق می‌دهد که کل آن روزش غرق در الطاف خدا و دوری از شیطان باشد. (برگرفته از حدیث۵)

ه. مقصود نماز صبح و نماز عشاء است و این دو را برشمرد چون در این زمان ملائکه روز و شب جمع‌اند. (قتاده، مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۶۸) (در روایات بویژه، در مقام توصیه به بیداری بین‌الطلوعین (اذان صبح تا طلوع آفتاب)، آمده که برخی از ملائکه، مامور روز و برخی ملائکه مامور شب هستند و در ابتدای روز و ابتدای شب، اینها می‌روند و آنها می‌آیند و عملا در این دو مقطع هر دو با هم حضور دارند)

و. …

 

۲) «وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلاً»

در مهمترین لحظه‌های تحول روز (اینکه فضای روشن روز به یکباره در ظلمت شب فرو می‌رود؛ و از ظلمت شب، به یکباره روشنایی روز بیرون می‌زند و همه عرصه‌ای که می‌توانیم ببینیم به‌یکباره عوض می‌شود) از ما خواسته‌اند که خدا را تسبیح کرده، او را از هر تغییر و تحولی منزه بدانیم.

نکته تخصصی انسان‌شناسی

خداوند برترین واقعیت عالَم است که یک انسان مومن او را هدف خود قرار داده است. اگر خداوند در تحول‌آساترین واقعه زمان، از هر تحولی مصون و منزه است، یعنی آرمان و هدف یک انسان موحد تحت تاثیر تغییرات و تحولات بیرونی نیست؛ و هر اتفاقی در عالَم رخ دهد، نقشی در هدف شما و ارتباط شما با هدفتان نباید بگذارد.

تاملی با خویش

اگر زندگی ما این چنین نیست و با تحولات پیرامون خود، مبناها و به تعبیر دقیق‌تر «کبراهای ما در زندگی» (توضیح در جلسه۴۲۰، تدبر۴  http://yekaye.ir/al-ahzab-33-1/) دچار تغییر می‌شود، بدانیم که خدا را تسبیح نگفته‌ایم. (اقتباس از ایستاده در باد، ص۳۶۸-۳۷۰)

 

۳) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً؛ وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلاً»

همان طور که مقصود از «ذکر» در آیه قبل، صرفا ذکر زبانی نبود، بلکه اینکه انسان در هنگام انجام هر عملی خدا را در نظر داشته باشد مهمترین مصداق ذکر شمرده شده بود (جلسه قبل، حدیث۳) به همین ترتیب، مقصود از تسبیح خداوند، صرفا تسبیح زبانی نیست. (المیزان، ج۱۶، ص۳۲۹)

اگر توجه کنیم که خدا همه‌کاره عالَم است، تسبیح عملی خداوند در صبح و شام، و در مقام عمل خدا را از هر بدی و نقص و تغییری منزه دانستن، یعنی علم خدا، قدرت خدا، رحمانیت خدا، و همه صفات کمالی خدا را در همه عرصه‌های بی‌عیب و نقص دانستن؛ که این در زندگی مومن می‌تواند در اموری جلوه‌گر باشد مانند:

الف. خسته و ناامید نشدن در برابر انبوه مشکلات، (جهانی که خدا دارد، بن‌بست ندارد؛ چون خدا منزه است از اینکه مشکلی را نتواند برطرف سازد)

ب. پرهیز از انجام گناه و هر کار ناصوابی برای رفع نیازهای و خواسته‌های خود را (خداوند منزه است که نیازی در ما قرار دهد اما راه مشروعی برای تامینش قرار ندهد)

ج. خود را مکلف دانستن به انجام وظیفه، نه لزوما رسیدن به هدف. (خدای منزه است از جهل، و مکلف کردن ما به دستوری که واقعا به نتیجه نمی‌رسد)

ه. دمدمی‌مزاج نبودن و ثابت‌قدم بودن در راه هدف خویش (خدا – که هدف نهایی ماست – از هر تغییری منزه است)

و . مغرور نشدن به خاطر انجام دستورات الهی (خدا منزه است که از کارهای ما سودی به او برسد)

ز. …

شما هم بیندیشید و موارد دیگری  به این فهرست بیافزایید.

 

۴) «وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلاً»

چرا بعد از اینکه فرمود «خدا را زیاد یاد کنید»، بلافاصله فرمود «او را صبح و شام تسبیح گویید»؟

الف. یک انسان خداباور، اگر خدا را زیاد یاد کند، کم‌کم یاد می‌گیرد که همه چیز عالم را از خدا بیند (جلسه قبل، تدبر۳)؛ اما در کنار این، باید یاد بگیرد که خدا را از هر بدی و نقصی منزه بدارد. در میان همه اموری که می‌بیند، امور ناخوشایند فراوانی هم هست؛ یک مومن واقعی می‌داند که خداوند رحمان است یعنی رحمتش جهانشمول است و خیر همگان را می‌خواهد و حتی در یک نگاه عمیق، عذاب جهنم هم – هرچند برای ساکنان آن جز رنج و زحمت نیست – ناشی از رحمانیت اوست (مریم/۴۵)[۴]. پس، نه این امور ناخوشایند مواردی است که از دست خدا خارج بوده باشد، و نه به خاطر اینها نقص و بدی‌ای در خدا می‌یابد؛ بلکه در نظام الهی، هر بدی‌ای که به نظر ما بد می‌آید یک مصلحتی داشته که وجودش را در کلیت عالم ضروری نموده است. پس ذکر خداوند همواره باید با تسبیح و تنزیه او همراه باشد تا به بیراهه نرود.

ب. ذکر کثیر خدا به معنای جدی گرفتن حضور خدا در تمام عرصه‌های زندگی است اما منافقانی هستند که مرتب می‌کوشند به بهانه‌های مختلف، با حضور دین در پاره‌ای از عرصه‌های زندگی مخالفت کنند. شما خدا را منزه بدانید که عرصه‌ای بتواند از حضور او خالی باشد یا بتوان در عرصه‌ای از عرصه‌های عالم دستور او را نادیده گرفت. (جلسه قبل، تدبر۲)

ج. …


[۱] مرحوم مصطفوی ریشه اصلی این ماده را همان بینان و اساس می‌داند ولی به نظر می‌رسد ارجاع دو معنای دیگر را کاملا تکلف‌آمیز انجام داده است. در مورد «مار بزرگ» می‌گویند شاید از این جهت که عرب، اصل و بنیان مارها از چنین ماری می‌داسنته‌اند و در مورد «وقت شامگاه» می‌گوید چون پایان روز است و انسان نتیجه هر روزش در پایان جمع‌بندی می‌شود پس اصل و اساس هر روز در آن موقع معلوم می‌گردد. (التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‏۱، ص۱۰۵)

[۲] . این حدیث هم مضمون نزدیکی دارد اما در خصوص بعد از هر نماز:

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لْيَبْدَأْ بِالتَّكْبِيرِ. (الكافي، ج‏۳، ص۳۴۲؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۶۴)

[۳] . در جامع الأخبار(للشعيري)، ص۱۰۰ این حدیث بدین صورت آمده است.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا مِنْ حَافِظَيْنِ يَرْفَعَانِ إِلَى اللَّهِ مَا حَفِظَا فَيَرَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَوَّلِ الصَّحِيفَةِ خَيْراً وَ فِي آخِرِهَا خَيْراً إِلَّا قَالَ لِمَلَائِكَتِهِ اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لِعَبْدِي مَا بَيْنَ طَرْفَيِ الصَّحِيفَةِ.

[۴] . يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمن‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*