۸۷۲) ‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏؛ وَ الْفَجْرِ

۱۳ جمادی‌الاولی ۱۴۴۰

ترجمه

به نام الله دارای رحمت گسترده و همیشگی؛ قسم به فجر؛

اختلاف قرائت[۱]

نکات ادبی

وَ الْفَجْرِ

قبلا بیان شد که ماده «فجر» در اصل به معنای گشودگی در چیزی، و یا شکافتن و حصول شکاف گسترده در چیزی می‌باشد. برخی توضیح داده‌اند که «فجر» شکافی است که همراه با آشکار شدن چیزی باشد.

به صبح «فجر» می‌گویند (يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ؛ بقره/۱۸۷)، چون شب را می‌شکافد و از این شکاف نور آشکار می‌شود.[۲]

«فَجَرَ یَفجُرُ» (شکافت) به خودی خود فعل متعدی است (تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً؛ إسراء/۹۰) که پذیرش این فعل، به صورت «انفجر» فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً؛ بقرة/۶۰) می‌باشد (شکُفت، شکاف خورد) و می‌گویند «فَجَرْتُهُ فَانْفَجَرَ»؛

و به جوشش چشمه هم از این جهت که زمین را می‌شکافد و بیرون می‌زند، «فَجَرَ» گویند و وقتی این کلمه به صورت مشدد «فَجَّرَ» به کار می‌رود دلالت بر تکثیر دارد (جوشش فراوان).

جلسه ۷۸۲  http://yekaye.ir/ya-seen-36-34/

حدیث

۱) الف. جابر جعفی از امام باقر ع درباره تفسیر باطنیِ آیات «وَ الْفَجْرِ وَ لَيالٍ عَشْرٍ…» روایت می‌کند که فرمودند:

ای جابر! «و الفجر» جدّم [= پیامبر اکرم ص] است؛ و شبهای دهگانه، ده امام است؛ و «شَفع» امیرالمومنین ع است؛ و «وتر» قائم [عجل الله تعالی فرجه] است.

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏۱، ص۲۸۱

جَابِرٌ الْجُعْفِيُّ عَن الباقر ع فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ «وَ الْفَجْرِ وَ لَيالٍ عَشْرٍ» يَا جَابِرُ وَ الْفَجْرِ جَدِّي وَ لَيالٍ عَشْرٍ عَشْرَةُ أَئِمَّةٍ وَ الشَّفْعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْوَتْرِ اسْمُ الْقَائِمِ.

ب. همین جابر جعفی شبیه این روایت را (با اندکی تفاوت در تطبیق) از امام صادق ع روایت کرده که فرمودند:

اینکه خداوند عز و جل می‌فرماید «و الفجر: سوگند به فجر» همان قائم [عجل الله تعالی فرجه] است؛ و «لیالٍ عشر: شبهایی دهگانه» امامان هستند از امام حسن [مجتبی] تا امام حسن [عسکری] و «الشفع: جفت» امیرالمومنین ع و حضرت زهرا س می‌باشند؛ و «الوتر: فرد» خداوند واحد است که شریکی ندارد.

 

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص۷۶۶

رُوِيَ بِالْإِسْنَادِ مَرْفُوعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ الْفَجْرِ» وَ الْفَجْرُ هُوَ الْقَائِمُ ع وَ اللَّيَالِي الْعَشْرُ الْأَئِمَّةُ ع مِنَ الْحَسَنِ إِلَى الْحَسَنِ وَ الشَّفْعُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةُ ع وَ الْوَتْرُ هُوَ اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ.

این روایت ادامه‌ای دارد که ان شاء الله در بحث از آیه ۴ خواهد آمد.

ضمنا در آیات بعد خواهیم دید که تطبیق‌های دیگری نیز از این آیات توسط ائمه ع انجام شده است؛ که با توجه به امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، صحت همگیِ آنها محتمل است. در تدبر۱ بند ب توضیحی درباره وجه احتمالیِ این تطبیق خواهد آمد، ان شاءالله.

تدبر

۱) «وَ الْفَجْرِ»

مقصود از «فجر» که خداوند بدان سوگند یاد کرده، چیست؟

الف. معنای رایج کلمه «فجر» سپیده دم صبح است، از این جهت که گویی نوری است که آسمان را می‌شکافد؛ و اغلب مفسران آن را در همین معنا دانسته‌اند؛ آنگاه با توجه به حرف «الـ»:

الف.۱. برخی آن را «الف و لام» جنس دانسته، و گفته‌اند که این سوگند به شکافته شدن مطلقِ صبح است، (عکرمه و حسن و جبائی و ابن‌عباس، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۶؛ و امیرالمومنین ع به نقل از البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۶۹)

الف.۲. برخی آن را «الف و لام» دانسته‌اند که اشاره به صبح خاصی است؛ آنگاه این کدام صبح است که مورد اهتمام و توجه ویژه خداوند بوده، گفته‌اند:

  • صبح آغازین ماه ذی‌الحجه است، بدین جهت که خداوند بلافاصله به «شبهای دهگانه» اشاره کرده، که منظور، دهه اول ذی‌الحجه می‌باشد. (مجاهد و ضحاک، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۶)
  • صبح اول محرم است، از این جهت که شروع سال قمری است. (قتاده، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۶)
  • صبح روز عید قربان است، به خاطر عظمتی که این روز دارد و بلافاصله در انتهای ده شب ذی‌الحجه قرار گرفته است. (ابومسلم، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۶) (ابن‌عباس و مجاهد، به نقل از البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۶۹)
  • صبح روز جمعه است (عکرمه، به نقل از البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۶۹)
  • صبح «یوم الجمع» است (مقاتل، به نقل از البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۷۰) ظاهرا مقصود وی روز عرفه است که آخرین روزی است که به شبهای دهگانه ختم می‌شود (چه‌بسا بتوان منظور را روز قیامت دانست چرا که تعبیر «یوم الجمع در قرآن برای آن روز به کار رفته است.)

ب. چه‌بسا اشاره باشد با شکافی که در ظلمات جهان می‌افتد، و شاید به همین مناسبت است که در روایات اهل بیت ع این «فجر» هم بر پیامبر اکرم ص (از این جهت که ظلمت جاهلیت را شکافت و دینی آورد که همه‌جا را فراخواهد گرفت) و هم بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (که با قیام جهانی خود پرده ظلمات جهل و ظلم را می‌شکافد) تطبیق شده است؛ و در کلمات بزرگانی همچون ابن‌شهرآشوب (مناقب آل أبي طالب ع، ج‏۳، ص۲۶۱)[۳]، بر امیرالمومنین ع (که اذعان به ولایت او شرط شکافته شدن ظلمات دنیا و رسیدن به نور آخرت است) نیز تطبیق شده است.

ج. مقصود از «فجر» کل روز است، (ابن‌عباس، به نقل از مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۶ و البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۷۰) ظاهرا از این جهت که شکاف افتادن در شب صرفا به لحظه ابتدایی صبح ختم نمی‌شود بلکه این شکاف در تاریکی تا مغرب ادامه دارد.

د. مقصود از «فجر» که خدا بدان سوگند یاد کرده، نماز صبح است به خاطر اهمیتی که دارد؛ و شاهد بر آن تعبیر «قرآن الفجر» (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودا؛ اسراء/۷۸) است. (زید بن اسلم، به نقل از البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۷۰)

ه. مقصود جوشیدن چشمه‌ها (فجر العیون) از دل سنگها و … است. (به نقل از البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۷۰)

و. …

 

۲) «وَ الْفَجْرِ»

چرا خداوند به «سپیده دم صبح» سوگند یاد کرده است؟

الف. قبلا بارها اشاره شد سوگند خوردن خداوند به چیزی نشان‌دهنده عظمت و اهمیت آن چیز در نظام عالم است.  خداوند اشاره می‌کند به واقعه‌ای عظیم که هر روز در پیش روی ما رخ می‌دهد: شب تاریکی که همه‌جا را فراگرفته بناگاه شکافته می‌شود و ظرف چند دقیقه، از وضعیتی که چشم چشم را نمی دید به وضعیتی منتقل می‌شویم که همه چیز نمایان می‌گردد.

ب. چون سپیده‌دم، شروع روز و شروع کار و تلاش و تکاپوی زندگی است.

ج. …

 


[۱] . الف. وَ الْفَجْرِ / وَ الْفَجْرٍ

و قرأ أبو الدينار الأعرابي: و الفجر، و الوتر، و يسر بالتنوين في الثلاثة. قال ابن خالويه: هذا كما روي عن بعض العرب أنه وقف على آخر القوافي بالتنوين، و إن كان فعلا، و إن كان فيه ألف و لام. قال الشاعر: (أقلّي اللوم عاذل و العتابا / و قولي إن أصبت لقد أصابا) انتهى. و هذا ذكره النحويون في القوافي المطلقة إذا لم يترنم الشاعر، و هو أحد الوجهين اللذين للعرب إذا وقفوا على الكلم في الكلام لا في الشعر، و هذا الأعرابي أجرى الفواصل مجرى القوافي. (البحر المحيط، ج‏۱۰، ص۴۶۹)

ب. وَ الْفَجْرِ/ الْفَجْر

در تفسیر قمی چنین آمده است: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْفَجْرِ قَالَ: لَيْسَ فِيهَا وَاوٌ إِنَّمَا هُوَ الْفَجْرُ (تفسير القمي، ج‏۲، ص۴۱۹)

ظاهرا این قرائت، قول امام صادق ع است نه سخن خود وی؛ شاهدش یکی این است که در ادامه از تعبیر «حدیث آخر» استفاده می کند که معلوم می شود این توضیح، حدیث بوده؛ و شاهد دوم این نقل مرحوم مجلسی است: جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيِّ الْقُمِّيِّ أَبِي الْقَاسِمِ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ هُوَ مُصَنِّفُهُ رَوَى مَشَايِخُنَا عَنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ سَاقَ الْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَال‏ … وَ سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْفَجْرِ فَقَالَ لَيْسَ فِيهَا وَاوٌ وَ إِنَّمَا هُوَ الْفَجْر (بحار الأنوار، ج‏۸۹، ص۶۶).

[۲] . الفجر شق عمود الصبح فجرة الله لعباده فجرا إذا أظهره في أفق المشرق مبشرا بإدبار الليل المظلم و إقبال النهار المضي‏ء و هما فجران (أحدهما) الفجر المستطيل و هو الذي يصعد طولا كذنب السرحان و لا حكم له في الشرع (و الآخر) هو المستطير المنتشر في أفق السماء و هو الذي يحرم عنده الأكل و الشرب لمن أراد أن يصوم في شهر رمضان و هو ابتداء اليوم. (مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۷۳۴)

[۳] . وی در کتاب خود بابی گشوده با عنوان «فصل في مساواته [= امیرالمومنین ع] مع النبي ص» و در فرازی از آن آورده است: «‏ …و أقسم بنفسه وَ الضُّحى‏ وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‏ و أقسم بعليٍ وَ الْفَجْرِ وَ لَيالٍ عَشْرٍ»

بازدیدها: ۴۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*