۲۰۴) لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثيراً

ترجمه

[از آسمان آبی بسیار پاک فروفرستادیم] تا با آن زمین مرده را زنده کنیم و چارپایان و انسانهای فراوانی را که آفریده‌ایم با آن سیراب کنیم.

نکات ترجمه‌ای و نحوی

در[۱] جمله «نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً»، ضمیر «ه» و «انعام» دو مفعول برای فعل «نسقی» می‌باشد[۲]و عبارت «مما خلقنا» جار و مجروری است که اغلب آن را در مقام حال (یا وابسته به محذوفی که حال است) برای انعام دانسته‌اند (مجمع‌البیان، ج۷، ص۲۶۹؛ إعراب القرآن و بيانه، ج‏۷، ص۲؛ الجدول في إعراب القرآن، ج‏۱۹، ص۲۹) که بر همین اساس، ترجمه شد. اما اعراب دیگری که از این جمله ممکن است به ذهن خطور کند و حتی برخی هم این گونه اعراب کرده‌اند این است که «مما خلقنا» را متعلق به فعل «نسقی» بدانیم (إعراب القرآن الكريم، ج‏۲، ص۳۷۴) که در این صورت ترجمه آیه چنین می‌شود: «از آنچه آفریدیم، چارپایان و انسانهای فراوانی را با آن سیراب کردیم.»

تفاوت دو تحلیل این است که در دومی گویی سیراب کردن با آب در میان مخلوقات فقط مخصوص چارپایان و انسانها است اما در تعبیر اول صرفا اشاره شده که چارپایان و انسانها که سیراب می‌شوند عده‌ای از مخلوقات خدا هستند.

«أَناسِيَّ» جمع است و مفرد آن را هم «إنسیّ» (منسوب به إنس) و هم «انسان» دانسته‌اند و در حالت دوم گفته‌اند که «انسان» در اصل «انسیان» بوده (بدین دلیل که تصغیر انسان به «اُنَیسیان» در عرب متداول است) که وقتی جمع بسته شده به صورت اناسین در آمده (شبیه بستان و بساتین) و «ن» به «ی» تبدیل شده است (معانی القرآن، ج۲، ص۲۶۹) (اما اگر جمعِ «إنسی» باشد ابدالی صورت نگرفته است). البته اینکه خود کلمه «انسان» از «أنس» (ماده أنس) گرفته شده یا از «نسیان» (از ماده «نسی») دو دیدگاه وجود دارد که ان‌شاءالله توضیح بیشترش را در آیه‌ای دیگر خواهیم پرداخت.

به لحاظ نحوی، «اناسی» عطف به «انعام» است و دلیل اینکه چرا تنوین بر سر آن نیامده این است که جزء صیغه‌های جمع مکسر منتهی‌الجموع است که تنوین نمی‌گیرند (الجدول في إعراب القرآن، ج‏۱۹، ص۲۹) (در زبان عربی، برخی از صیغه‌های جمع دوباره جمع بسته می‌شود، مثلا: قول، اقول، اقاویل؛ که به اینها جمع‌الجمع یا منتهی‌الجموع گفته می‌شود؛ به جمع‌هایی که واقعا منتهی الجموع نیستند اما بر وزن‌های منتهی‌الجموع (مانند افاعل و افاعیل) به کار می‌روند «صیغه منتهی الجموع» گفته می‌شود و در هر دو صورت، جزء کلمات غیرمنصرف محسوب می‌شوند که تنوین بر آنها وارد نمی‌شود)

«كَثِيراً» عموما آن را صفت برای «اناسی» دانسته‌اند (که البته چون اناسی به «انعام» عطف شده، صفت برای آن هم محسوب می‌شود) که معنایش این است که «چارپایان و انسانهای بسیاری»؛ اما برخی آن را حال برای انعام و اناسی دانسته‌اند و چنین ترجمه کرده‌اند «چارپایان و مردم، در حالی که بسیارند» (حجة التفاسیر، ج۵، ص۴۱) و یا آن را حال برای «ما خلقنا» دانسته و چنین ترجمه کرده‌اند  «مخلوقات را كه به وفور آفريده‏ايم چه انسان و چه حيوان، از آن بنوشانيم» (ترجمه صفارزاده) و در حد یک احتمال، چه‌بسا بتوان آن را متعلق به خود فعل «نسقی» هم دانست بدین معنا که «بسیار بنوشانیم»[۳]

حدیث

۱) از امام صادق ع از پدرانشان روایت شده است که رسول خدا ص فرمودند:

آب برترین نوشیدنی در دنیا و آخرت است.

دعائم الإسلام، ج‏۲، ص۱۲۷

وَ رُوِّينَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ:

الْمَاءُ سَيِّدُ الشَّرَابِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.[۴]

۲) از امام صادق ع روایت شده که پیامبر اکرم ص وقتی آب می‌نوشید می‌فرمود:

حمد خدایی راست که ما را به واسطه رحمتش ما از آبی گوارا سیراب کرد و به خاطر گناهانمان آبی تلخ و شور به ما ننوشاند.

قرب الإسناد، ص۲۱؛ الکافی، ج۶، ص۳۸۴؛ المحاسن، ج۲، ص۵۷۸

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ ص يَقُولُ إِذَا شَرِبَ الْمَاءَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَقَانَا عَذْباً زُلَالًا بِرَحْمَتِهِ وَ لَمْ يَسْقِنَا مِلْحاً أُجَاجاً بِذُنُوبِنَا.

۳) داوود رقی می‌گوید: خدمت امام صادق ع بودم که آبی خواست بنوشد. وقتی نوشید دیدم گریست و اشک در چشمانش حدقه زد، سپس به من فرمود:

داوود! خداوند قاتلان حسین ع را لعنت کند؛ هیچ بنده‌ای نیست که آب بنوشد و به یاد حسین ع و اهل بیتش بیفتد و قاتل او را لعنت کند مگر آنکه خداوند برای او ثوابهای فراوان در نظر می‌گیرد [که امام ع این ثوابها را توضیح می‌دهند] و روز قیامت او را محشور می‌کند در حالی که دلش خنک شده است.

الكافي، ج‏۶، ص۳۹۱ ؛ کامل الزیارات، ص۱۰۶؛ الأمالي(للصدوق)، ص۱۴۲

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَّانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَيْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِي يَا دَاوُدُ- لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَيْنِ ع وَ مَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَيْنَ ع وَ أَهْلَ بَيْتِهِ وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَاد.

۴) از امام صادق ع روایت شده است:

هنگامی که یکی از شما آب می‌نوشد، اگر بگوید «بسم الله» سپس بنوشد و بعد دست نگه دارد و بگوید «الحمدلله»؛ سپس بنوشد و بگوید «بسم الله» بعد دست نگه دارد و بگوید «الحمدلله»؛ سپس بنوشد و بگوید «بسم الله» بعد دست نگه دارد و بگوید «الحمدلله» [یعنی آب را در سه جرعه بنوشد و هربار با «بسم الله» شروع کند و در پایان «الحمدلله» بگوید] آن آب مادامی که در شکم اوست تا خارج شود، تسبیح خواهد گفت.

الكافي، ج‏۶، ص۳۸۴

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ عَمٍّ لِعُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ بِنْتِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِيهَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

إِذَا شَرِبَ أَحَدُكُمُ الْمَاءَ فَقَالَ- بِسْمِ اللَّهِ ثُمَّ شَرِبَ ثُمَّ قَطَعَهُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ ثُمَّ شَرِبَ فَقَالَ بِسْمِ اللَّهِ ثُمَّ قَطَعَهُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ ثُمَّ شَرِبَ فَقَالَ بِسْمِ اللَّهِ ثُمَّ قَطَعَهُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَبَّحَ ذَلِكَ الْمَاءُ لَهُ مَا دَامَ فِي بَطْنِهِ إِلَى أَنْ يَخْرُجَ.

تدبر

۱) «لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً»

خداوند با آب است که زمین مرده را زنده می‌کند. اگرچه می‌دانیم زمین مرده که بخواهد با روییدن گیاهان زنده شود، باید حتما حاوی دانه‌های گیاهان باشد؛ اما نکته این است که هرچقدر دانه گیاه یا هر چیزی که ظرفیت حیات دارد، داشته باشیم، تا از جانب خداوند آب نازل نشود زندگی شکل نمی‌گیرد.

عبرت اخلاقی:

ما انسانها گاه ظرفیت‌های ذهنی و مهارتی و … داریم که موجب غرور ما می‌شود. اما همه این ظرفیتها اگر مشمول باران رحمت الهی نباشد واقعا زندگی‌بخش نخواهد بود و به درد زندگی حقیقیِ ما (که در آخرت است) نخواهد خورد.

۲) « ماءً طَهُوراً؛ لنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثيراً»

خداوند با «آب طهور» از حیوانات و انسانها رفع عطش می‌کند. پس تشنگیِ ما صرفا نیازمند آب نیست، بلکه نیازمند طهارت نیز هست. پس میل به پاکی در نهاد انسان و حیوان وجود دارد.

عبرت اخلاقی:

اگر طبیعت بدنی ما میل به پاکی دارد، آیا روح ما نیز فطرتا خواهان پاکی نیست؟ و اگر جسم ما برای سیراب شدن باید با آب پاک تغذیه شود، آیا نباید روحمان برای سیراب شدن فقط سراغ پاکی‌ها برود؟

۳) «لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثيراً»

چرا با اینکه انسان از حیوان و هر دو از زمین متعالی‌تر و شریف‌ترند، ابتدا آب دادن به زمین و سپس به چهارپایان و آنگاه انسانها را نام برد؟

الف. چون حیات زمین سبب حیات چهارپایان و انسان است و چهارپایان هم از اسباب معیشت و حیات انسانها می‌باشند. (الکشاف، ج۳، ص۲۸۵؛ إعراب القرآن و بيانه، ج‏۷، ص۲۵) به تعبیر دیگر، چون  زندگى بشر مرهون نباتات و حيوانات است (قرائتی، تفسیر نور، ج۸، ص۲۶۴)

ب…

۴) « ماءً طَهُوراً؛ لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثيراً»

زنده شدن زمین و سیراب شدن چارپایان و انسان را نه ناشی از «آب»، بلکه ناشی از «آب طهور» معرفی کرد. طهارت آب چه نقشی در این زمینه دارد؟

الف. چون سیراب کردن انسان هم از فواید نزول آب بود، وصف «طهور» را از باب اکرام انسان مطرح کرد که نشان دهنده منتی از خدا باشد که وقتی برای آنها آب طهور می‌فرستد، آنها هم اهل طهارت باشند. (الکشاف، ج۳، ص۲۸۵)

ب. شاید طهارت آب واقعا هم در حیات و هم در سیرابی موثر است.

ج. …

۵)‌ «نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً»

چرا در میان حیوانات مختلفی که آب می‌نوشند، تنها چارپایان را برشمرد؟

الف. چون آنها در اختیار انسان‌اند و منافعشان به انسان می‌رسد و نعمت بخشیدن به آنها مصداقی از نعمت بخشیدن به انسانهاست و این آیه در مقام یادآوری نعمت‌ها به انسان است (الکشاف، ج۳، ص۲۸۵)

ب. چون پرندگان و حیوانات وحشی در طلب آب تا مسیرهای طولانی حرکت می‌کنند، برخلاف چارپایان که آب را باید بدانها رساند و آیه در مقام نعمت باران است که آب را از دریا به جاهای دور دست از دریا می‌رساند. (الکشاف، ج۳، ص۲۸۵)

ج. …

۶) «نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثيراً» چرا انعام و اناسی را نکره و با وصف «کثرت» آورد؟ (توجه شود که اگر جمع با «الـ» می‌آورد دلالت بر شمول کامل می‌کرد، اما هم نکره آوردن و هم استفاده از تعبیر «کثیر» نشان می‌دهد که «همه» مد نظر نبوده است)

الف. چون گرو‌هایی از انسانها هستند که در کنار چشمه‌ها و رودخانه‌ها و دریاچه‌ها اقامت گزیده‌اند و در واقع بدون نیاز به نزول باران، نیاز آنها به آب عملا تامین می‌شده است. (الکشاف، ج۳، ص۲۸۵)

ب. …

 

«لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثيراً»

[از آسمان آبی بسیار پاک فروفرستادیم] تا با آن زمین مرده را زنده کنیم و چارپایان و انسانهای فراوانی را که آفریده‌ایم با آن سیراب کنیم.

 

 


[۱] . «بَلْدَةً مَيْتاً» با اینکه «بلدة» مونث است چرا «میتة» گفته نشد؟ دو وجه ذکر کرده‌اند یکی اینکه کلمه «میت» هم برای مذکر و هم برای مونث به کار می‌رود (الجدول فی اعراب القرآن، ج۱۹، ص۲۸) و دوم اینکه «بلده» در معنای «بلد» است همانند آیه فَسُقْناهُ إِلى‏ بَلَدٍ مَيِّت (فرقان/۹) (الکشاف، ج۳، ص۲۸۴)

[۲] .  برخی این دو مفعول را به همین ترتیب مفعول اول و دوم دانسته(إعراب القرآن الكريم، ج‏۲، ص۳۷۴) و برخی با توجه به معنا «ه» را مفعول دوم و «انعام» را مفعول اول دانسته‌اند (الجدول في إعراب القرآن، ج‏۱۹، ص۲۹) که تفاوت چندانی در معنا ندارد

[۳] . از ظاهر ترجمه انصاریان و نیز ترجمه المیزان (ج۱۵، ص۳۰۶) شاید کسی چنین برداشت کند (آن را به مخلوقات خويش، چهارپايان و مردم بسيار بنوشانيم) البته به شرطی که ویرگول را بعد از کلمه مردم بگذاریم اما اگر ویرگول را بعد از کلمه بسیار بگذاریم همان دیدگاه اول می‌شود

[۴] . این به معنای زیاد آب خوردن نیست که از آن مذمت شده است:

عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا يَشْرَبْ أَحَدُكُمُ الْمَاءَ حَتَّى يَشْتَهِيَهُ فَإِذَا اشْتَهَاهُ فَلْيُقِلَّ مِنْهُ.

و عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِيَّاكُمْ وَ الْإِكْثَارَ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ فَإِنَّهُ مَادَّةٌ لِكُلِّ دَاءٍ قَالَ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَقَلُّوا مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ لَاسْتَقَامَتْ أَبْدَانُهُم‏ (المحاسن، ج‏۲، ص: ۵۷۱)

ضمنا برای خوردن آب آدابی است از جمله اینکه توصیه‌ شده که ایستاده آب ننوشند ویا یک جرعه ننوشد اما در کنار آن نقل هایی شده که گاه برخی اهل بیت ایستاده می‌نوشیدند یا یک جرعه می‌نوشیدند و حتی در مواردی فوایدی برای ایستاده آب خوردن ذکر شده که غالبا فقها اینها را به این معنا گرفته‌اند که ایستاده خوردن در روز کراهت دارد. اما روایتی هست که شاید خوب توجه می‌دهد که مضمونش این است که رعایت این آداب خوب است اما هم و غمّ شما نباید اینها باشد:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ الْمَلِكِ الْقُمِّيُّ فَقَالَ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَشْرَبُ الْمَاءَ وَ أَنَا قَائِمٌ فَقَالَ لَهُ إِنْ شِئْتَ قَالَ أَ فَأَشْرَبُ بِنَفَسٍ وَاحِدٍ حَتَّى أَرْوَى قَالَ إِنْ شِئْتَ قَالَ فَأَسْجُدُ وَ يَدِي فِي ثَوْبِي قَالَ إِنْ شِئْتَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي وَ اللَّهِ مَا مِنْ هَذَا وَ شِبْهِهِ أَخَافُ عَلَيْكُمْ. (الكافي، ج‏۶، ص۳۸۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*