۳۲۰) مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ

ترجمه

کسی که همواره گمان می‌کند که خداوند او را در دنیا و آخرت هرگز یاری نخواهد کرد، پس به سببی [ریسمانی را] به سوی آسمان [سقف] مدد جوید [بکِشَد] سپس [نفَسش را] قطع کند [خود را حلق‌آویز کند تا خفه شود] تا ببیند آیا حیله‌اش آن غیظ را [از بین] می‌برد؟

 ۲۲ بهمن مبارک باد

سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در بحبوحه سیطره دنیای ظلمانی بر همه غیب‌باوران خسته از ظلمت و حقیقت‌جویان منتظر عدالت مبارک باد

نکات ترجمه‌ای و نحوی

«مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ»

اینکه مرجع ضمیر «ه» (در ینصره الله») به چه برمی‌گردد، از همان صدر اسلام دو نظر بین مفسران قرآن وجود داشته (که با توجه به امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، هر دو می‌تواند درست باشد):

اغلب مفسران و علمای نحو نظرشان این بوده که مرجع ضمیر «پیامبر اکرم ص» است که اگرچه اسم ایشان در آیات قبل نیامده اما همین که در آیه قبل، بحث ایمان مطرح شده و «ایمان به رسول» هم از اجزای اصلی ایمان است، کفایت می‌کند (نظر ابن عباس و الكلبي و مقاتل و الضحاك و قتادة و ابن زيد و السدي از مفسران، و الفراء و الزجاج از علمای نحو؛ به نقل از تفسیر کبیر فخر رازی، ج۲۳، ص۲۱۰؛ و علامه طباطبایی هم همین را ترجیح داده، المیزان، ج۱۴، ص۳۵۲).

دوم اینکه مرجع ضمیر همان «مَن» در ابتدای کلام باشد یعنی کسی که گمان می‌کند خدا خود وی را یاری نمی‌کند» (تفسیر کبیر فخر رازی، ج۲۳، ص۲۱۰؛ المیزان، ج۱۴، ص۳۵۲).

«فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ»

درباره معنای سه کلمه «سبب» و «سماء» و «قطع» در این آیه معانی گوناگونی احتمال داده‌اند، که همگی ممکن است مورد نظر بوده باشد.

در مورد «سبب» برخی گفته‌اند به معنای «ریسمان» است (یکی از معانی «سبب» در عربی «حبل: ریسمان» است)؛ دیگران آن را به همان معنای متعارف «سبب» که در زبان فارسی هم رواج دارد (وسیله، علت) دانسته‌اند. (تفسیر کبیر فخر رازی، ج۲۳، ص۲۱۰) سوم اینکه «سبب» را با توجه به آیه «وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَبا» (کهف/۸۴-۸۵) به معنای «دلیل» و راهنما دانسته‌اند. (تفسیر قمی، ج۲، ص۷۹)

درباره معنای «سماء» برخی گفته‌اند به معنای «سماء البیت: سقف خانه» است و برخی گفته‌اند منظور همان «آسمان» است، که می‌تواند آسمان ظاهری ویا آسمان ملکوتی باشد. (التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۲۱۰)

درباره معنای «قطع» هم چهار معنا مطرح شده است: برخی به معنای «قطع شدن نَفَس» دانسته‌اند (یعنی خودش را حلق‌آویز و خفه کند) (که این نظر ابن‌عباس و کلبی و مقاتل است)؛ برخی به معنای قطع مسافت (یعنی به هر وسیله‌ای که می‌تواند خود را به آسمان بالا ببرد و با این سبب و وسیله، مسافت را قطع کند، نظر ابومسلم)، و برخی هم به معنای قطع یاری خدا نسبت به پیامبر ص قلمداد کرده‌اند (یعنی به هر وسیله راهی به آسمان (یعنی به سوی خدا)‌ بیابد و اگر توانست، کمک خدا به رسولش را قطع کند) (التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۲۱۰). و برخی هم با توجه به آیه «وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً» (اعراف/۱۶۰) آن را به معنای «متمایز کردن» گرفته‌اند [یعنی با هر وسیله‌ای که شده، راهی به سوی آسمان بیابد و حق را از باطل متمایز کند و ببیند غیظی که داشت درست بود یا باید آن را از بین ببرد؟] (تفسیر قمی، ج۲، ص۸۰)

شان نزول

۱) از امام باقر ع روایت شده است که پیامبر اکرم ص روزی فرمود:

پروردگارم مرا به یاریش وعده داد و اینکه با فرشتگانش مرا امداد رساند و آنها را یاری‌کننده من قرار دهد و نیز با علی ع که برادرم و اهل بیت خاص من است؛ پس این مطلب بر قومی سنگین آمد و غیظشان را درآورد؛ پس خداوند عز و جل نازل فرمود: «کسی که همواره گمان می‌کند که خداوند هرگز یاریش نخواهد کرد» محمد ص را با علی ع «در دنیا و آخرت، پس به سببی به سوی آسمان [سقف] مدد جوید سپس [نفَسش را] قطع کند تا ببیند آیا حیله‌اش آن غیظ را [از بین] می‌برد؟» فرمود به گردن خود اندازد ریسمانی را که به سقف خانه‌اش وصل شده و او را بکِشد تا خفه شود و بمیرد تا ببیند آیه این حیله‌اش غیظ او را [از بین] می‌برد؟

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: ۳۲۹

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْعَلَوِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ دَاوُدَ النَّجَّارِ قَالَ قَالَ الْإِمَامُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص‏ قَالَ ذَاتَ يَوْمٍ إِنَّ رَبِّي وَعَدَنِي نُصْرَتَهُ وَ أَنْ يُمِدَّنِي بِمَلَائِكَتِهِ وَ أَنَّهُ نَاصِرُنِي بِهِمْ وَ بِعَلِيٍّ أَخِي خَاصَّةً مِنْ بَيْنِ أَهْلِي فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَى الْقَوْمِ أَنْ خَصَّ عَلِيّاً ع بِالنُّصْرَةِ وَ أَغَاظَهُمْ ذَلِكَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ» مُحَمَّداً بِعَلِيٍّ «فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ» قَالَ يَضَعُ حَبْلًا فِي عُنُقِهِ إِلَى سَمَاءِ بَيْتِهِ يُمِدُّهُ حَتَّى يَخْتَنِقَ فَيَمُوتُ فَيَنْظُرُ هَلْ يُذْهِبُ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ.[۱]

حدیث

۱) خطبه‌ای از امام صادق ع روایت شده که در آن به توضیح وضع امامان و صفات ایشان می‌پردازند. در فرازی از این خطبه آمده است:

بدرستی که خداوند تبارک و تعالی امام را همچون «عَلَم»ی [پرچم و علامتی که با آن راه را می‌یابند] برای خلایق نصب کرد و او را حجتی بر عالمیان و کسانی که دائما در حال رشد و ارتقا هستند قرار داد، و بر سرش تاج وقار نهاد و او را از نور جبار پوشاند، با سببی [ریسمانی] به آسمان امتداد یافته که هیچگاه حقیقت آن از او جدا نمی‌شود؛ و بدانچه نزد خداست جز از طریق سببهای [ریسمانهای] وی نایل نتوان شد؛ و خداوند اعمال بندگان را جز با معرفت او قبول نکند، پس او عالم است به آنچه از امور پوشیده شده در تاریکی و سنت‌های‌های کورکننده و فتنه‌های شبهه‌ناک به او برسد؛ …

الكافي ، ج‏۱، ص۲۰۳؛ بصائر الدرجات، ج‏۱، ص۴۱۳ [۲]

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي خُطْبَةٍ لَهُ يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ الْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ :

… أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَبَ الْإِمَامَ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ مَوَادِّهِ وَ عَالَمِهِ وَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ تَاجَ الْوَقَارِ وَ غَشَّاهُ مِنْ نُورِ الْجَبَّارِ يُمَدُّ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ مَوَادُّهُ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِجِهَةِ أَسْبَابِهِ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ أَعْمَالَ الْعِبَادِ إِلَّا بِمَعْرِفَتِهِ فَهُوَ عَالِمٌ بِمَا يَرِدُ عَلَيْهِ مِنْ مُلْتَبِسَاتِ الدُّجَى وَ مُعَمَّيَاتِ السُّنَنِ وَ مُشَبِّهَاتِ الْفِتَن‏ …[۳]

۲) محمد بن عجلان می‌گوید:

به تنگدستی شدیدی مبتلا شده بودم و بدهی سنگینی داشتم که طلبکار امانم را بریده بود، داشتم به سمت خانه حسن بن زید که امیر مدینه بود و در گذشته آشنایی‌ای با من داشت، می‌رفتم که در راه دوستم محمد بن عبدالله، نوه امام سجاد ع را دیدم. گفت خبردار شدم که مشکلی برایت پیش آمده، برای رفع مشکلت به چه کسی امید بسته‌ای؟

گفتم: به حسن بن زید.

گفت: پس نه حاجتت روا خواهد شد و نه طلبت ادا می‌شود؛ بر تو باد رفتن به سراغ کسی که توانایی این کار را دارد و بخشنده‌ترین بخشندگان است، و از او بخواه آنچه آرزو داری؛ چرا که از پسر عمویم امام صادق شنیدم که از پدرانش از پیامبر اکرم ص روایت می‌کرد که خداوند به یکی از پیامبرانش وحی کرد:

به عزت و جلالم سوگند، آرزوی هر که به غیر من امید بسته را به یأس تبدیل می‌کنم و لباس ذلت در میان مردم بر تنش می‌پوشانم و او را از گشایش و فضل خود دورش می‌گردانم؛ آیا بنده‌ام در سختی‌ها به غیر من دل می‌بندد و جز مرا امید دارد؟ در حالی که من‌ام که بی‌نیاز و بخشنده‌ام، کلید همه درها به دست من است؛ و در حالی که همه آنها بسته است، در من برای هر که مرا بخواند باز است؛ آیا نمی‌داند که هر مصیبتی او را به ضعف کشاند، برطرف کردنش را جز من نتواند؟ پس چرا می‌بینمش که با امید بستن به دیگران از من روبرگردانده؛ در حالی که با جود و کَرَم خود چیزهایی که از من نخواسته بود بدو دادم؛ آنگاه از من روبرمی گرداند و از من نمی‌خواهد و از غیر من تقاضایش را می‌طلبد؟ من که خدایی‌ام که قبل از درخواست کردن عطا می‌کنم، اگر از من بخواهد جوابش را نمی دهم؟! چنین نیست! آیا جود و کرم، از آن من نیست؟ آیا دنیا و آخرت به دست من نیست؟

اگر اهل هفت آسمان و زمین همگی از من بخواهند، به هریک خواسته‌اش را می‌دهم و این به اندازه بال مگسی، تقص در مُلک من پدید نیاورد و چگونه ممکن است مُلکی ناقص شود که من پشتوانه و قوام‌بخش اویم؛ پس چه زشت است آنکه عصیانم را می‌کند و به من توجهی ندارد.

الأمالي (للطوسي)، ص۵۸۴؛ الكافي، ج‏۲، ص۶۶ [۴]

أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ يَاسِينَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ مَوْلَى الْبَاقِرِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ جَدِّهِ يَاسِينَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ، قَالَ: أَصَابَتْنِي فَاقَةٌ شَدِيدَةٌ وَ لَا صَدِيقٌ لِمُضِيقٍ، وَ لَزِمَنِي دَيْنٌ ثَقِيلٌ وَ غَرِيمٌ يَلِجُ بِاقْتِضَائِهِ، فَتَوَجَّهْتُ نَحْوَ دَارِ الْحَسَنِ بْنِ زَيْدٍ، وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ أَمِيرُ الْمَدِينَةِ لِمَعْرِفَةٍ كَانَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ، وَ شَعَرَ بِذَلِكَ مِنْ حَالِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَ كَانَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَدِيمُ مَعْرِفَةٍ، فَلَقِيَنِي فِي الطَّرِيقِ فَأَخَذَ بِيَدِي وَ قَالَ لِي: قَدْ بَلَغَنِي مَا أَنْتَ بِسَبِيلِهِ، فَمَنْ تُؤَمِّلُ لِكَشْفِ مَا نَزَلَ بِكَ قُلْتُ: الْحَسَنَ بْنَ زَيْدٍ.

فَقَالَ: إِذَنْ لَا تُقْضَى حَاجَتُكَ وَ لَا تُسْعَفُ بِطَلِبَتِكَ، فَعَلَيْكَ بِمَنْ يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ، وَ هُوَ أَجْوَدُ الْأَجْوَدِينِ، فَالْتَمِسْ مَا تُؤَمِّلُهُ مِنْ قِبَلِهِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ ابْنَ عَمِّي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ، عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، عَنِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ إِلَى بَعْضِ أَنْبِيَائِهِ فِي بَعْضِ وَحْيِهِ إِلَيْهِ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأُقَطِّعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّلٍ غَيْرِي بِالْإِيَاسِ، وَ لَأَكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ فِي النَّاسِ، وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَرَجِي وَ فَضْلِي، أَ يُؤَمِّلُ عَبْدِي فِي الشَّدَائِدِ غَيْرِي، أَوْ يَرْجُو سِوَايَ! وَ أَنَا الْغَنِيُّ الْجَوَادُ، بِيَدِي مَفَاتِيحُ الْأَبْوَابِ وَ هِيَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِي مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِي، أَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّهُ مَا أَوْهَنَتْهُ نَائِبَةٌ لَمْ يَمْلِكْ كَشْفَهَا عَنْهُ غَيْرِي، فَمَا لِي أَرَاهُ بِأَمَلِهِ مُعْرِضاً عَنِّي، قَدْ أَعْطَيْتُهُ بِجُودِي وَ كَرَمِي مَا لَمْ يَسْأَلْنِي، فَأَعْرَضَ عَنِّي وَ لَمْ يَسْأَلْنِي وَ سَأَلَ فِي نَائِبَتِهِ غَيْرِي! وَ أَنَا اللَّهُ أَبْتَدِئُ بِالْعَطِيَّةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ، أَ فَأُسْأَلُ فَلَا أُجِيبُ كَلَّا أَ وَ لَيْسَ الْجُودُ وَ الْكَرَمُ لِي، أَ وَ لَيْسَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةُ بِيَدِي، فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ سَأَلُونِي جَمِيعاً فَأَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَسْأَلَتَهُ، مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ، وَ كَيْفَ يَنْقُصُ مُلْكٌ أَنَا قَيِّمُهُ فَيَا بُؤْسُ لِمَنْ عَصَانِي وَ لَمْ يُرَاقِبْنِي.

تدبر

۱) «مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ»

در آیات قبل وضعیت گمراهان (گمراه‌کنندگان، پیروان آنها، و دینداران سست‌بنیاد) بیان شد که دنبال شیطان یا اموری از سود و زیان رساندن ناتوان‌اند، افتاده‌اند؛ و در مقابل، به وضعیت مومنان حقیقی اشاره شد که خدا آنها را به بهشت وارد می‌کند.

این آیه، ظاهرا در مقام این است که تاکید کند که تنها یاری خداست که برای انسان سود دارد؛ و می‌فرماید کسی که در این یاری تردید دارد، هر ترفندی که می‌خواهد، به کار ببرد تا خیالش راحت شود که غیر از این نخواهد بود.

چنانکه در نکات ترجمه اشاره شد، در خصوص جمله اول، حداقل دو معنا در خصوص این آیه قابل تصور است: یکی اینکه آیه در مورد کفار و منافقانی باشد که در تردیدند که خدا پیامبرش را یاری خواهد کرد؛ و دیگری درباره سست‌ایمانی باشد که شک دارد که اگر در مسیر ایمان قدم بردارد، خدا یاریش می‌کند

۲) «مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ … هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ»

کسی که گمان کند خدا یاریش نمی‌کند، و بخواهد بر این اساس زندگی کند، هر کاری کند، سرش به سنگ می‌خورد. (حدیث۲)

۳) «مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ»

در تفسیر قمی (ج۲، ص۸۰) توضیحی درباره این آیه آورده که چندان واضح نیست ادامه حدیثی از امام صادق ع است (جلسه قبل، حدیث۱) یا سخن خودش است؛ اما چون نمونه جالبی از تفسیر قرآن با قرآن بود، در اینجا تقدیم می‌شود:

اینکه فرمود « کسی که گمان می‌کند که خداوند او را در دنیا و آخرت هرگز یاری نخواهد کرد…» «ظن» در کتاب خدا بر دو وجه است: ظن به معنای یقین و ظن به معنای شک؛ که در این آیه، ظن به معنای شک است؛ پس می‌فرماید‌: کسی که شک دارد که خداوند در دنیا و آخرت او را پاداش نمی‌دهد، «پس باید به سببی به سوی آسمان مدد جوید» یعنی بین خود و خدا دلیلی قرار دهد؛ و دلیل اینکه «سبب» همان «دلیل» است، سخن خداوند است در سوره کهف (۸۴-۸۵) است که می‌فرماید: «وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَبا: پس از هر چیزی سببی به او دادیم و او از سببها تبعیت کرد» و اینکه فرمود «سپس قطع کند» یعنی متمایز کند؛ و دلیل بر اینکه «قطع» به معنای «تمایز دادن» است، سخن خداست که فرمود «وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً: و آنها را به صورت دوازده سبط که هر یک امتی بود متمایز ساختیم» (اعراف/۱۶۰) «تا ببیند آیا کید او آن غیظ را [از بین] می‌برد؟» کید او، یعنی حیله [= تدبیر] او؛ و دلیلش هم این آیه است که « كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ» یعنی این گونه حیله [تدبیر] برایش ساختیم تا برادرش را نگه دارد، و نیز این آیه که سخن فرعون را حکایت می کند « فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ» یعنی حیله‌هایتان را [تدبیرهایتان را روی هم جمع کنید] ؛ پس [معنی آیه می‌شود: هنگامی که برای نفس خود دلیلی قرار داد و این دلیلش را بر اساس حق متمایز ساخت….؛ اما اهل سنت در مورد این آیه روایت آورده‌اند که: کسی که تو را در آنچه در مورد خدا می‌گویی تصدیق نکند، پس باید با ریسمانی خود را از سقف بیاویزد تا خفه شود.

 


[۱] . البته سه قول دیگر هم مطرح شده، اما همگی در حد حدس و گمان است نه روایت مستند. فخر رازی (مفاتيح الغيب، ج‏۲۳، ص۲۱۱) این سه قول را این گونه نقل کرده‌ است:

فيجب البحث هاهنا عن أمرين: أحدهما: أنه من الذي كان يظن أن اللَّه تعالى لا ينصر محمدا صلى اللَّه عليه و سلم؟ …

أما البحث الأول: فذكروا فيه وجوها: أحدها: كان قوم من المسلمين لشدة غيظهم و حنقهم على المشركين يستبطئون ما وعد اللَّه رسوله من النصر فنزلت هذه الآية. و ثانيها: قال مقاتل: نزلت في نفر من أسد و غطفان قالوا نخاف أن اللَّه لا ينصر محمدا فينقطع الذي بيننا و بين حلفائنا من اليهود فلا يميروننا. و ثالثها: أن حساده و أعداءه كانوا يتوقعون أن لا ينصره اللَّه و أن لا يعليه على أعدائه، فمتى شاهدوا أن اللَّه نصره غاظهم ذلك.

[۲] . سند و متن کل حدیث در بصائر اندکی تفاوت دارد اما این عبارات در هر دو مشترک است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى وَ يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ وَ غَيْرُهُمَا عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ خَلَّفَ فِي أُمَّتِهِ كِتَابَ‏ لَا انْفِصامَ لَها وَ عَهْدَهُ الْمُؤَكَّدَ صَاحِبَانِ مُؤْتَلِفَانِ يَشْهَدُ كُلُّ وَاحِدٍ لِصَاحِبِهِ بِتَصْدِيقٍ يَنْطِقُ الْإِمَامُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْكِتَابِ بِمَا أَوْجَبَ اللَّهُ فِيهِ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ وَ طَاعَةِ الْإِمَامِ وَ وَلَايَتِهِ وَ أَوْجَبَ حَقَّهُ الَّذِي أَرَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنِ اسْتِكْمَالِ دِينِهِ وَ إِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ الِاحْتِجَاجَ بِحُجَّتِهِ وَ الِاسْتِضَاءَةِ بِنُورِهِ فِي مَعَادِنِ أَهْلِ صَفْوَتِهِ وَ مُصْطَفَى أَهْلِ خِيَرَتِهِ قَدْ ذَخَرَ اللَّهُ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مَنَاهِجِهِ وَ فَتَحَ بِهِمْ عَنْ بَاطِنِ يَنَابِيعِ عِلْمِهِ فَمَنْ عَرَفَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَاجَبَ حَقِّ إِمَامِهِ وَجَدَ طَعْمَ حَلَاوَةِ إِيمَانِهِ وَ عَلِمَ فَضْلَ طَلَاقَةِ إِسْلَامِهِ لِأَنَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ نَصَبَ الْإِمَامَ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ عَالَمِهِ أَلْبَسَهُ اللَّهُ تَاجَ الْوَقَارِ وَ غَشَّاهُ مِنْ نُورِ الْجَبَّارِ يَمُدُّ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ مَوَارِدُهُ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بجهد [بِجِهَةِ] أَسْبَابِ سَبِيلِهِ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ أَعْمَالَ الْعِبَادِ إِلَّا بِمَعْرِفَتِهِ فَهُوَ عَالِمٌ بِمَا يَرِدُ مِنْ مُلْتَبِسَاتِ الْوَحْيِ وَ مُصِيبَاتِ السُّنَنِ وَ مُشْتَبِهَاتِ الْفِتَنِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ وَ تَكُونُ الْحُجَّةُ مِنَ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ بَالِغَةً.

[۳] . متن کامل حدیث در کافی (ص۲۰۳-۲۰۵) چنین است:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ وَ فَتَحَ بِهِمْ عَنْ بَاطِنِ يَنَابِيعِ عِلْمِهِ فَمَنْ عَرَفَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَاجِبَ حَقِّ إِمَامِهِ وَجَدَ طَعْمَ حَلَاوَةِ إِيمَانِهِ وَ عَلِمَ فَضْلَ طُلَاوَةِ إِسْلَامِهِ «۴» لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَبَ الْإِمَامَ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ مَوَادِّهِ وَ عَالَمِهِ «۵» وَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ تَاجَ الْوَقَارِ وَ غَشَّاهُ مِنْ نُورِ الْجَبَّارِ يُمَدُّ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ مَوَادُّهُ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِجِهَةِ أَسْبَابِهِ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ أَعْمَالَ الْعِبَادِ إِلَّا بِمَعْرِفَتِهِ فَهُوَ عَالِمٌ بِمَا يَرِدُ عَلَيْهِ مِنْ مُلْتَبِسَاتِ الدُّجَى وَ مُعَمَّيَاتِ السُّنَنِ وَ مُشَبِّهَاتِ الْفِتَنِ فَلَمْ يَزَلِ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَخْتَارُهُمْ لِخَلْقِهِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ ع مِنْ عَقِبِ كُلِّ إِمَامٍ يَصْطَفِيهِمْ لِذَلِكَ وَ يَجْتَبِيهِمْ وَ يَرْضَى بِهِمْ لِخَلْقِهِ وَ يَرْتَضِيهِمْ كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ إِمَامٌ نَصَبَ لِخَلْقِهِ مِنْ عَقِبِهِ إِمَاماً عَلَماً بَيِّناً وَ هَادِياً نَيِّراً وَ إِمَاماً قَيِّماً وَ حُجَّةً عَالِماً أَئِمَّةً مِنَ اللَّهِ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ حُجَجُ اللَّهِ وَ دُعَاتُهُ وَ رُعَاتُهُ عَلَى خَلْقِهِ يَدِينُ بِهَدْيِهِمُ‏ الْعِبَادُ «۱» وَ تَسْتَهِلُّ بِنُورِهِمُ الْبِلَادُ وَ يَنْمُو بِبَرَكَتِهِمُ التِّلَادُ جَعَلَهُمُ اللَّهُ حَيَاةً لِلْأَنَامِ وَ مَصَابِيحَ لِلظَّلَامِ وَ مَفَاتِيحَ لِلْكَلَامِ وَ دَعَائِمَ لِلْإِسْلَامِ جَرَتْ بِذَلِكَ فِيهِمْ مَقَادِيرُ اللَّهِ عَلَى مَحْتُومِهَا فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ الْمُرْتَضَى وَ الْهَادِي الْمُنْتَجَى «۲» وَ الْقَائِمُ الْمُرْتَجَى اصْطَفَاهُ اللَّهُ بِذَلِكَ وَ اصْطَنَعَهُ عَلَى عَيْنِهِ فِي الذَّرِّ حِينَ ذَرَأَهُ وَ فِي الْبَرِيَّةِ حِينَ بَرَأَهُ ظِلًّا قَبْلَ خَلْقِ نَسَمَةٍ عَنْ يَمِينِ عَرْشِهِ مَحْبُوّاً بِالْحِكْمَةِ «۳» فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَهُ اخْتَارَهُ بِعِلْمِهِ وَ انْتَجَبَهُ لِطُهْرِهِ بَقِيَّةً مِنْ آدَمَ ع وَ خِيَرَةً مِنْ ذُرِّيَّةِ نُوحٍ وَ مُصْطَفًى مِنْ آلِ إِبْرَاهِيمَ وَ سُلَالَةً مِنْ إِسْمَاعِيلَ وَ صَفْوَةً مِنْ عِتْرَةِ مُحَمَّدٍ ص لَمْ يَزَلْ مَرْعِيّاً بِعَيْنِ اللَّهِ يَحْفَظُهُ وَ يَكْلَؤُهُ بِسِتْرِهِ مَطْرُوداً عَنْهُ حَبَائِلُ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ مَدْفُوعاً عَنْهُ وُقُوبُ الْغَوَاسِقِ «۴» وَ نُفُوثُ كُلِّ فَاسِقٍ مَصْرُوفاً عَنْهُ قَوَارِفُ السُّوءِ مُبْرَأً مِنَ الْعَاهَاتِ مَحْجُوباً عَنِ الْآفَاتِ مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ كُلِّهَا مَعْرُوفاً بِالْحِلْمِ وَ الْبِرِّ فِي يَفَاعِهِ «۵» مَنْسُوباً إِلَى الْعَفَافِ وَ الْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ عِنْدَ انْتِهَائِهِ مُسْنَداً إِلَيْهِ أَمْرُ وَالِدِهِ صَامِتاً عَنِ الْمَنْطِقِ فِي حَيَاتِهِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ وَالِدِهِ إِلَى أَنِ انْتَهَتْ بِهِ مَقَادِيرُ اللَّهِ إِلَى مَشِيئَتِهِ وَ جَاءَتِ الْإِرَادَةُ مِنَ اللَّهِ فِيهِ إِلَى مَحَبَّتِهِ وَ بَلَغَ مُنْتَهَى مُدَّةِ وَالِدِهِ ع فَمَضَى وَ صَارَ أَمْرُ اللَّهِ إِلَيْهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ قَلَّدَهُ دِينَهُ وَ جَعَلَهُ الْحُجَّةَ عَلَى عِبَادِهِ وَ قَيِّمَهُ فِي بِلَادِهِ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحِهِ وَ آتَاهُ عِلْمَهُ وَ أَنْبَأَهُ فَصْلَ بَيَانِهِ وَ اسْتَوْدَعَهُ سِرَّهُ وَ انْتَدَبَهُ لِعَظِيمِ أَمْرِهِ وَ أَنْبَأَهُ فَضْلَ بَيَانِ عِلْمِهِ وَ نَصَبَهُ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ عَالَمِهِ وَ ضِيَاءً لِأَهْلِ دِينِهِ وَ الْقَيِّمَ عَلَى عِبَادِهِ رَضِيَ اللَّهُ بِهِ إِمَاماً لَهُمُ اسْتَوْدَعَهُ سِرَّهُ وَ اسْتَحْفَظَهُ عِلْمَهُ وَ اسْتَخْبَأَهُ حِكْمَتَهُ «۶» وَ اسْتَرْعَاهُ لِدِينِهِ «۷» وَ انْتَدَبَهُ لِعَظِيمِ أَمْرِهِ وَ أَحْيَا بِهِ مَنَاهِجَ سَبِيلِهِ وَ فَرَائِضَهُ وَ حُدُودَهُ فَقَامَ بِالْعَدْلِ عِنْدَ تَحَيُّرِ أَهْلِ الْجَهْلِ وَ تَحْيِيرِ أَهْلِ الْجَدَلِ بِالنُّورِ السَّاطِعِ‏ وَ الشِّفَاءِ النَّافِعِ بِالْحَقِّ الْأَبْلَجِ وَ الْبَيَانِ اللَّائِحِ مِنْ كُلِّ مَخْرَجٍ عَلَى طَرِيقِ الْمَنْهَجِ الَّذِي مَضَى عَلَيْهِ الصَّادِقُونَ مِنْ آبَائِهِ ع فَلَيْسَ يَجْهَلُ حَقَّ هَذَا الْعَالِمِ إِلَّا شَقِيٌّ وَ لَا يَجْحَدُهُ إِلَّا غَوِيٌّ وَ لَا يَصُدُّ عَنْهُ إِلَّا جَرِيٌّ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا.

[۴] . الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ: كُنَّا فِي مَجْلِسٍ نَطْلُبُ فِيهِ الْعِلْمَ وَ قَدْ نَفِدَتْ نَفَقَتِي فِي بَعْضِ الْأَسْفَارِ فَقَالَ لِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا مَنْ تُؤَمِّلُ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِكَ فَقُلْتُ فُلَاناً فَقَالَ إِذاً وَ اللَّهِ لَا تُسْعَفُ حَاجَتُكَ وَ لَا يَبْلُغُكَ أَمَلُكَ وَ لَا تُنْجَحُ طَلِبَتُكَ قُلْتُ وَ مَا عَلَّمَكَ رَحِمَكَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع حَدَّثَنِي أَنَّهُ قَرَأَ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ مَجْدِي وَ ارْتِفَاعِي عَلَى عَرْشِي لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ‏] غَيْرِي بِالْيَأْسِ وَ لَأَكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّيَنَّهُ مِنْ قُرْبِي وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِي أَ يُؤَمِّلُ غَيْرِي فِي الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِيَدِي وَ يَرْجُو غَيْرِي وَ يَقْرَعُ بِالْفِكْرِ بَابَ غَيْرِي وَ بِيَدِي مَفَاتِيحُ الْأَبْوَابِ وَ هِيَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِي مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِي فَمَنْ ذَا الَّذِي أَمَّلَنِي لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا وَ مَنْ ذَا الَّذِي رَجَانِي لِعَظِيمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّي جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِي عِنْدِي مَحْفُوظَةً فَلَمْ يَرْضَوْا بِحِفْظِي وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِي مِمَّنْ لَا يَمَلُّ مِنْ تَسْبِيحِي وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ لَا يُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَيْنِي وَ بَيْنَ عِبَادِي فَلَمْ يَثِقُوا بِقَوْلِي أَ لَمْ يَعْلَمْ [أَنَ‏] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِي أَنَّهُ لَا يَمْلِكُ كَشْفَهَا أَحَدٌ غَيْرِي إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِي- فَمَا لِي أَرَاهُ لَاهِياً عَنِّي أَعْطَيْتُهُ بِجُودِي مَا لَمْ يَسْأَلْنِي ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ يَسْأَلْنِي رَدَّهُ وَ سَأَلَ غَيْرِي أَ فَيَرَانِي أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِيبُ سَائِلِي أَ بَخِيلٌ أَنَا فَيُبَخِّلُنِي عَبْدِي أَ وَ لَيْسَ الْجُودُ وَ الْكَرَمُ لِي أَ وَ لَيْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحْمَةُ بِيَدِي أَ وَ لَيْسَ أَنَا مَحَلَّ الْآمَالِ فَمَنْ يَقْطَعُهَا دُونِي أَ فَلَا يَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ يُؤَمِّلُوا غَيْرِي فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِي وَ أَهْلَ أَرْضِي أَمَّلُوا جَمِيعاً ثُمَّ أَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِيعُ مَا انْتَقَصَ مِنْ‏ مُلْكِي مِثْلَ عُضْوِ ذَرَّةٍ وَ كَيْفَ يَنْقُصُ مُلْكٌ أَنَا قَيِّمُهُ فَيَا بُؤْساً لِلْقَانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِي وَ يَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِي وَ لَمْ يُرَاقِبْنِي.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*