۲۶۶) وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ

 ترجمه

و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: به‌یقین من آفریننده بشری هستم از گِلی خشک و خام، از لجن سیاه و بدبویی که مانده و متغیر شده.

نکات ترجمه

درباره کلمه «بشر» در جلسه ۱۶۵ توضیح داده شد.

درباره کلمات «صَلْصال مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» در جلسه ۲۶۴ توضیح داده شد.

توجه: این آیه بسیار شبیه دو آیه‌ای است که قبلا بحث شده است و احادیث و تدبرهای آن دو، همگی به اینجا نیز مرتبط می‌باشد و لذا آن نکات تکرار نمی‌شود. آن دو آیه عبارتند از:

آیه ۷۱ سوره ص «إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طينٍ» در جلسه ۱۶۵

آیه ۲۶ سوره حجر «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» در جلسه ۲۶۴

حدیث

۱) از امام باقر ع روایت شده است که امیرالمومنین ع فرمودند:

خداوند به فرشتگانش فرمود: «و من آفریننده بشری هستم از گِلی خشک و خام، از لجنی سیاه و بدبو که مانده و متغیر شده؛ پس چون آن را سامان بخشیدم و در آن از روحم دمیدم پس بر آن به سجده بیفتید.» و این پیشدستی‌ای از جانب خداوند نسبت به فرشتگان بود تا مایه احتجاجی بر آنها باشد [که معلوم شود چه کسی مطیع است و چه کسی عصیان می‌کند] و خداوند وضعیت هیچ گروهی را تغییر نمی‌دهد مگر بعد از اینکه حجت بر آنها تمام شده، و عذری برایشان نمانده یا هشدار کافی بدانها داده شده باشد؛

پس خداوند به یمین خود [= دست راست خود، دست برکت خویش] – که هر دو دست خدا یمین است [= اقدام خداوند سراسر پربرکت است] – مشتی از آب گوارای فرات برگرفت و آن خاک را با این آب در کف [قدرت] خویش صلصال کرد و خشک شد؛ سپس فرمود: از تو پیامبران و فرستادگان و بندگان صالحم، همان امامان هدایت شده را که به سوی بهشت فرامی‌خوانند، می‌آفرینم «و من مورد بازخواست قرار نمی‌گیرم، بلکه آنهایند که مورد سوال واقع می‌شوند»

سپس خداوند مشتی دیگر از آب شور و تلخ برگرفت و آن خاک را با این آب در کف [قدرت] خویش صلصال کرد و خشک شد؛ سپس فرمود: از تو جباران و فرعون‌ها و سرکشان و برادران شیاطین و امامان کفر و دعوت‌کنندگان به جهنم و پیروانشان تا روز قیامت را می‌آفرینم و باکی ندارم «و من مورد بازخواست قرار نمی‌گیرم، بلکه آنهایند که مورد سوال واقع می‌شوند» و وضعیت آنها را به بداء مشروط کرد [= واقعه‌ای رخ دهد یا خودشان اقدامی کنند که سرنوشتشان عوض شود] ولی در مورد اصحاب یمین (خوبان و نیکان) وضعیتشان را به بداء مشروط نکرد؛ سپس هر دو آب را در کف [قدرت] خویش با هم مخلوط کرد و آن را صلصال کرد و آن دو را در پای عرش خود ریخت و آن دو گِلی مرطوب بودند.

تفسير العياشي، ج‏۲، ص۲۴۰-۲۴۱؛ تفسير القمي، ج‏۱، ص۳۷- ۴۱ [۱]؛ علل الشرائع ج۱، ص۱۰۴-۱۰۶ [۲]؛ قصص الأنبياء ع (للراوندي)، ص۴۱-۴۰

عن جابر عن أبي جعفر ع قال: قال أمير المؤمنين ع قال الله للملائكة «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ» قال: و كان من الله ذلك تقدمه منه إلى الملائكة احتجاجا منه عليهم، و ما كان الله يغير ما بقوم إلا بعد الحجة عذرا و نذرا، فاغترف الله غرفة بيمينه  و كلتا يديه يمين  من الماء العذب الفرات فصلصلها في كفه فجمدت ثم قال: منك أخلق النبيين و المرسلين و عبادي الصالحين الأئمة المهديين الدعاة إلى الجنة و لا أسأل عما أفعل وَ هُمْ يُسْئَلُونَ، ثم اغترف الله غرفة بكفه الأخرى من الماء الملح الأجاج فصلصلها في كفه فجمدت ثم قال لها: منك أخلق الجبارين و الفراعنة و العتاة و إخوان الشياطين و أئمة الكفر، و الدعاة إلى النار و أتباعهم إلى يوم القيمة و لا أبالي و لا أسأل عما أفعل وَ هُمْ يُسْئَلُونَ، و اشترط في ذلك البداء فيهم و لم يشترط في أصحاب اليمين البداء لله فيهم، ثم خلط الماءين في كفه جميعا فصلصلها ثم أكفأهما قدام عرشه و هما بلة من طين‏.[۳]

تدبر

۱) «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»

در دو آیه قبل به آفرینش انسان و جن اشاره کرد. از این آیه به بعد، ظاهرا به نسبتی که بین اینها در آفرینش برقرار شد می‌پردازد که چگونه خداوند آفرینش انسان را به فرشتگان اعلام کرد و از آنها خواست که کاملا در اختیار انسان باشند (بر او سجده کنند) و در این میان، ابلیس – که یکی از جنیان است و قبل از انسان آفریده شده بود – زیر بار این رابطه با انسان نرفت.

۲) «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً …»

عموم مفسران و اهل لغت توضیح داده‌اند که تعبیر «و إذ: و هنگامی که» در اینجا به معنای «وَ اذْکُر إذ: و به یاد آر هنگامی که» می‌باشد.

شاید این گونه تعبیر، موید و شاهدی باشد بر احادیثی که خلقت حقیقت باطنی پیامبر ص و اهل بیت ع را مقدم بر آفرینش همه موجودات – از جمله حضرت آدم ع – می‌داند. (مثلا حدیث ۲ جلسه۲۳۹) چرا که به کسی می‌گویند «به یاد آر» که قبلا آن صحنه را دیده باشد.

تعبیر «ربک» نیز موید دیگری بر همین مطلب است؛ بویژه که در آیات قبل به حالت متکلم مع‌الغیر (خلقنا: ما آفریدیم) سخن می‌گفت و این دفعه یکباره لحن بحث عوض شد و از «پروردگار تو (ای محمد ص)» سخن گفت؛ یعنی ای محمد! به یاد آر هنگامی را که پروردگار تو چنین و چنان گفت.

۳) «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ …»

چرا با اینکه در آیات قبل به حالت متکلم مع‌الغیر (خلقنا: ما آفریدیم) سخن می‌گفت و یکباره لحن بحث عوض شد و با تعبیر غایب (قالَ رَبُّكَ: پروردگارت گفت…) بحث را ادامه داد؟

الف. بدین وسیله خداوند می‌خواهد این آیه را در سیاق آیه ۲۵ «وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ …» قرار دهد و نشان دهد که این مطالب خبر مهمی است که کاملا به حشر و معاد انسان مرتبط می‌باشد. (المیزان، ج۱۲، ص۱۵۴)

ب. عبارات قبلی که تعبیر «ما» به کار می‌برد، از سنخ بیان بزرگانی است که هنگام بیان کار خود، خادمان و اطرافیان خود را هم به حساب می‌آورند و می‌گویند «ما چنین کردیم»؛ اما اینجا مقامی است که می‌خواهد به خود این خادمان و اطرافیان (فرشتگان) مطلبی را بگوید و آنها را از اراده خاص خود مطلع سازد. (المیزان، ج۱۲، ص۱۵۴)

ج. چون اشاره به مقامی است که فقط پیامبر ص می‌تواند به یاد آورد (تدبر۲)

د. …

۴) «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً …»

انسان ظاهرا تنها موجودی است که خداوند وقتی می‌خواست او را بیافریند، این آفرینشش را به فرشتگان، آن هم به همه فرشتگان («الملائکه» جمعی است که «الـ» بر رویش آمده و دلالت بر شمول [= همگی] می‌کند) اعلام کرد و توجه آنها را به این آفرینش خاص جلب نمود.

نکته تخصصی انسان‌شناسی

بیان فوق، خود شاهدی است بر منحصر به فرد بودن انسان در عالم ما سوی الله؛ که علی‌رغم اینکه شروع آفرینش انسان «از گِلی خشک و خام، از لجن سیاه و بدبویی که مانده و متغیر شده» می‌باشد؛ اما با سایر موجودات – نه فقط سایر موجودات زمینی- چنان تفاوتی دارد که هنگام آفرینشش، توجه همه فرشتگان را هم به او جلب می‌کنند؛ و همین تمایز مهم است که انسان را از تلقی ناشی از تکامل داروینی متمایز می‌کند (توضیح بیشتر در جلسه۱۶۵، تدبر۲؛ و جلسه۱۶۶، تدبر۲؛ و جلسه۲۲۵، تدبر۲؛ و جلسه۲۳۴، تدبر۴)

۵) «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»

در دو آیه قبل از آفرینش «انسان» از «صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ: گِلی خشک و خام، از لجن سیاه و بدبویی که مانده و متغیر شده» سخن گفت و در این آیه به جای کلمه انسان، کلمه «بشر» را آورد. چرا؟

الف. کلمه بشر با توجه به اینکه از «بشره: پوست» گرفته شده، تاکیدی است بر بُعد جسمانی انسان؛ و این آیه، در کنار آیه بعدی می‌خواهد دو بُعد «انسان» را با هم مطرح کند؛ یک بُعدش همین بُعد مادی و جسمانی است و بُعد دیگر، بُعد روحی است  که در آیه بعد و در ادامه همین توضیح بدان اشاره می‌شود. درواقع، در آیه ۲۶ (که تعبیر انسان را به کار برد) فقط می‌خواست به منشأ اولیه وجودی اشاره کند، ولی در این آیه می‌خواهد ابتدا به بعد جسمانی‌اش و سپس به بعد معنویش اشاره کند.

ب. می‌خواهد امتحان فرشتگان را شدیدتر کند: کلمه بشر دلالت بیشتری بر مادی بودن دارد و اتفاقا ابلیس هم در آیات بعد، زیر بار سجده نرفتنش را به همین تعبیر «بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» مستند کرد.

ج. …

این را چون مطمئن نبودم در کانال نگذاشتم:

۶) «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»

چرا با اینکه اندکی قبل بیان کرده بود که انسان را از «صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ: گِلی خشک و خام، از لجن سیاه و بدبویی که مانده و متغیر شده» آفریده، در این آیه به همین مقدار بسنده نکرد که من بشری می‌آفرینم و دوباره این عبارت را تکرار کرد؟ و اصلا چرا این مطلب را به فرشتگان گفت (همین که آفریده بود، آنها می‌دیدند؛ گفتنش برای چه بود؟)

الف. ظاهرا می‌خواهد مقدمه‌چینی کند برای دستور به سجده؛ و این مقدمه‌چینی به نحوی است که با امتحان و ابتلای آنها توام باشد (ابعاد پست انسان را با طول و تفصیل بیان می‌کند که اگر تکبر و خودبرتربینی‌ای در آنها هست، برای ابرازش تحریک شوند).

ب. واقعیت انسان را آن گونه که هست بیان کرد؛ یعنی این گونه نبود که «اکنون که می‌خواهد به آنها دستور سجده دهد، مخفی‌کاری کند و فقط ابعاد متعالی انسان را بیان کند».

ج. …

[۱] . در تفسیر قمی برخی عبارات اندکی متفاوت است و روایت دنباله‌ای دارد که با این دنباله‌اش در جای دیگری از تفسير العياشي (ج‏۱، ص۲۷-۲۹) آمده است:

فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ» قَالَ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى فِي آدَمَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَهُ وَ احْتِجَاجاً مِنْهُ عَلَيْهِمْ (قَالَ) فَاغْتَرَفَ رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ غُرْفَةً بِيَمِينِهِ مِنَ الْمَاءِ الْعَذْبِ الْفُرَاتِ وَ كِلْتَا يَدَيْهِ يَمِينٌ فَصَلْصَلَهَا فِي كَفِّهِ حَتَّى جَمَدَتْ فَقَالَ لَهَا مِنْكِ أَخْلُقُ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِيَ الصَّالِحِينَ وَ الْأَئِمَّةَ الْمُهْتَدِينَ وَ الدُّعَاةَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ أَتْبَاعَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ لَا أُبَالِي وَ لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ، ثُمَّ اغْتَرَفَ غُرْفَةً أُخْرَى مِنَ الْمَاءِ الْمَالِحِ الْأُجَاجِ فَصَلْصَلَهَا فِي كَفِّهِ فَجَمَدَتْ ثُمَّ قَالَ لَهَا مِنْكِ أَخْلُقُ الْجَبَّارِينَ وَ الْفَرَاعِنَةَ وَ الْعُتَاةَ وَ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ الدُّعَاةَ إِلَى النَّارِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ لَا أُبَالِي وَ لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ قَالَ وَ شَرْطُهُ فِي ذَلِكَ الْبَدَاءُ وَ لَمْ يَشْتَرِطْ فِي أَصْحَابِ الْيَمِينِ ثُمَّ أَخْلَطَ الْمَاءَيْنِ جَمِيعاً فِي كَفِّهِ فَصَلْصَلَهُمَا ثُمَّ كَفَّهُمَا قُدَّامَ عَرْشِهِ وَ هُمَا سُلَالَةٌ مِنْ طِينٍ ثُمَّ أَمَّرَ اللَّهُ‏ الْمَلَائِكَةَ الْأَرْبَعَةَ الشَّمَالَ وَ الْجَنُوبَ وَ الصَّبَا وَ الدَّبُورَ أَنْ يَجُولُوا عَلَى هَذِهِ السُّلَالَةِ مِنَ الطِّينِ‏ فَأَمْرَءُوهَا وَ أَنْشَئُوهَا ثُمَّ أنزوها [أَبْرَوْهَا] وَ جَزُّوهَا وَ فَصَلُوهَا وَ أَجْرَوْا فِيهَا الطَّبَائِعَ الْأَرْبَعَةَ الرِّيحَ وَ الدَّمَ وَ الْمِرَّةَ وَ الْبَلْغَمَ فَجَالَتِ الْمَلَائِكَةُ عَلَيْهَا وَ هِيَ الشَّمَالُ وَ الْجَنُوبُ وَ الصَّبَا وَ الدَّبُورُ وَ أَجْرَوْا فِيهَا الطَّبَائِعَ الْأَرْبَعَةَ، الرِّيحُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ مِنَ الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الشَّمَالِ وَ الْبَلْغَمُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ مِنْ نَاحِيَةِ الصَّبَا وَ الْمِرَّةُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ مِنْ نَاحِيَةِ الدَّبُورِ وَ الدَّمُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ مِنْ نَاحِيَةِ الْجَنُوبِ، قَالَ فَاسْتَقَلَّتِ النَّسَمَةُ وَ كَمَلَ الْبَدَنُ فَلَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الرِّيحِ حُبُّ النِّسَاءِ وَ طُولُ الْأَمَلِ وَ الْحِرْصُ، وَ لَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الْبَلْغَمِ حُبُّ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ الْبِرُّ وَ الْحِلْمُ وَ الرِّفْقُ، وَ لَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الْمِرَّةِ الْحُبُّ وَ الْغَضَبُ وَ السَّفَهُ وَ الشَّيْطَنَةُ وَ التَّجَبُّرُ وَ التَّمَرُّدُ وَ الْعَجَلَةُ، وَ لَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الدَّمِ حُبُّ الْفَسَادِ وَ اللَّذَّاتِ وَ رُكُوبُ الْمَحَارِمِ وَ الشَّهَوَاتِ، قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَجَدْنَاهُ هَذَا فِي كِتَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع‏

[۲]. عبارات علل الشرائع هم اندکی با دو منبع فوق تفاوت دارد:

…فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تَقَدَّمَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ فِي‏ آدَمَ ع مِنْ قَبْلِ أَنْ يَخْلُقَهُ احْتِجَاجاً مِنْهُ عَلَيْهِمْ قَالَ فَاغْتَرَفَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى غُرْفَةً مِنَ الْمَاءِ الْعَذْبِ الْفُرَاتِ فَصَلْصَلَهَا فَجَمَدَتْ ثُمَّ قَالَ لَهَا مِنْكِ أَخْلُقُ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِيَ الصَّالِحِينَ وَ الْأَئِمَّةَ الْمُهْتَدِينَ الدُّعَاةَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ أَتْبَاعَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ لَا أُبَالِي وَ لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ يَعْنِي بِذَلِكَ خَلْقَهُ إِنَّهُ اغْتَرَفَ غُرْفَةً مِنَ الْمَاءِ الْمَالِحِ الْأُجَاجِ فَصَلْصَلَهَا فَجَمَدَتْ ثُمَّ قَالَ لَهَا مِنْكِ أَخْلُقُ الْجَبَّارِينَ وَ الْفَرَاعِنَةَ وَ الْعُتَاةَ وَ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ الدُّعَاةَ إِلَى النَّارِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَتْبَاعَهُمْ وَ لَا أُبَالِي وَ لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ قَالَ وَ شَرَطَ فِي ذَلِكَ الْبَدَاءَ وَ لَمْ يَشْرِطْ فِي أَصْحَابِ الْيَمِينِ الْبَدَاءَ ثُمَّ خَلَطَ الْمَاءَيْنِ فَصَلْصَلَهُمَا ثُمَّ أَلْقَاهُمَا قُدَّامَ عَرْشِهِ وَ هُمَا سُلَالَةٌ مِنْ طِينٍ ثُمَّ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ الْأَرْبَعَةَ الشِّمَالَ وَ الدَّبُورَ وَ الصَّبَا وَ الْجَنُوبَ أَنْ جَوِّلُوا عَلَى هَذِهِ السُّلَالَةِ وَ أَبْرِءُوهَا وَ انْسِمُوهَا ثُمَّ جَزِّءُوهَا وَ فَصِّلُوهَا وَ أَجْرَوْا إِلَيْهَا الطَّبَائِعَ الْأَرْبَعَةَ الرِّيحَ وَ الْمِرَّةَ وَ الدَّمَ وَ الْبَلْغَمَ قَالَ فَجَالَتِ الْمَلَائِكَةُ عَلَيْهَا وَ هِيَ الشِّمَالُ وَ الصَّبَا وَ الْجَنُوبُ وَ الدَّبُورُ فَأَجْرَوْا فِيهَا الطَّبَائِعَ الْأَرْبَعَةَ قَالَ وَ الرِّيحُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الشِّمَالِ قَالَ وَ الْبَلْغَمُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الصَّبَا قَالَ وَ الْمِرَّةُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الدَّبُورِ قَالَ وَ الدَّمُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الْجَنُوبِ قَالَ فَاسْتَقَلَّتِ النَّسَمَةُ وَ كَمَلَ الْبَدَنُ قَالَ فَلَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الرِّيحِ حُبُّ الْحَيَاةِ وَ طُولُ الْأَمَلِ وَ الْحِرْصُ وَ لَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الْبَلْغَمِ حُبُّ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ اللِّينُ وَ الرِّفْقُ وَ لَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الْمِرَّةِ الْغَضَبُ وَ السَّفَهُ وَ الشَّيْطَنَةُ وَ التَّجَبُّرُ وَ التَّمَرُّدُ وَ الْعَجَلَةُ وَ لَزِمَهُ مِنْ نَاحِيَةِ الدَّمِ حُبُّ النِّسَاءِ وَ اللَّذَّاتِ وَ رُكُوبُ الْمَحَارِمِ وَ الشَّهَوَات‏.

[۳] . این روایت هم درباره خلقت از خاک قابل توجه است:

علل الشرائع، ج‏۲، ص۴۹۰-۴۹۱؛ مختصر البصائر، ص۵۱۳-۵۱۵

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ‏ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِيُّ عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ يَزْنِي قَالَ لَا قُلْتُ فَيَلُوطُ قَالَ لَا قُلْتُ فَيَشْرَبُ الْمُسْكِرَ قَالَ لَا قُلْتُ فَيُذْنِبُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَا يَزْنِي وَ لَا يَلُوطُ وَ لَا يَرْتَكِبُ السَّيِّئَاتِ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ ذَنْبُهُ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ وَ قَدْ يُلِمُّ الْمُؤْمِنُ بِالشَّيْ‏ءِ الَّذِي لَيْسَ فِيهِ مُرَادٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ النَّاصِبِ لَكُمْ يَطْهُرُ بِشَيْ‏ءٍ أَبَداً قَالَ لَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ أَرَى الْمُؤْمِنَ الْمُوَحِّدَ الَّذِي يَقُولُ بِقَوْلِي وَ يَدِينُ بِوَلَايَتِكُمْ وَ لَيْسَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ خِلَافٌ يَشْرَبُ الْمُسْكِرَ وَ يَزْنِي وَ يَلُوطُ وَ آتِيهِ فِي حَاجَةٍ وَاحِدَةٍ فَأُصِيبُهُ مُعَبِّسَ الْوَجْهِ كَالِحَ اللَّوْنِ ثَقِيلًا فِي حَاجَتِي بَطِيئاً فِيهَا وَ قَدْ أَرَى النَّاصِبَ الْمُخَالِفَ لِمَا آتِي عَلَيْهِ وَ يَعْرِفُنِي بِذَلِكَ فَآتِيهِ فِي حَاجَةٍ فَأُصِيبُهُ طَلِقَ الْوَجْهِ حَسَنَ الْبِشْرِ مُتَسَرِّعاً فِي حَاجَتِي فَرِحاً بِهَا يُحِبُّ قَضَاءَهَا كَثِيرَ الصَّلَاةِ كَثِيرَ الصَّوْمِ كَثِيرَ الصَّدَقَةِ يُؤَدِّي الزَّكَاةَ وَ يُسْتَوْدَعُ فَيُؤَدِّي الْأَمَانَةَ قَالَ يَا إِسْحَاقُ لَيْسَ تَدْرُونَ مِنْ أَيْنَ أُوتِيتُمْ قُلْتُ لَا وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِلَّا أَنْ تُخْبِرَنِي فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا كَانَ مُتَفَرِّداً بِالْوَحْدَانِيَّةِ ابْتَدَأَ الْأَشْيَاءَ لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَجْرَى الْمَاءَ الْعَذْبَ عَلَى أَرْضٍ طَيِّبَةٍ طَاهِرَةٍ سَبْعَةَ أَيَّامٍ بِلَيَالِيهَا ثُمَّ نَضَبَ الْمَاءَ عَنْهَا فَقَبَضَ قَبْضَةً مِنْ صَفْوَةِ ذَلِكَ الطِّينِ وَ هِيَ طِينَةُ أَهْلِ الْبَيْتِ ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً مِنْ أَسْفَلِ ذَلِكَ الطِّينِ وَ هِيَ طِينَةُ شِيعَتِنَا ثُمَّ اصْطَفَانَا لِنَفْسِهِ فَلَوْ أَنَّ طِينَةَ شِيعَتِنَا تُرِكَتْ كَمَا تُرِكَتْ طِينَتُنَا لَمَا زَنَى أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا سَرَقَ وَ لَا لَاطَ وَ لَا شَرِبَ الْمُسْكِرَ وَ لَا اكْتَسَبَ شَيْئاً مِمَّا ذَكَرْتَ وَ لَكِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَجْرَى الْمَاءَ الْمَالِحَ عَلَى أَرْضٍ مَلْعُونَةٍ سَبْعَةَ أَيَّامٍ وَ لَيَالِيَهَا ثُمَّ نَضَبَ الْمَاءَ عَنْهَا ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً وَ هِيَ طِينَةٌ مَلْعُونَةٌ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ هِيَ طِينَةُ خَبَالٍ وَ هِيَ طِينَةُ أَعْدَائِنَا فَلَوْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تَرَكَ طِينَتَهُمْ كَمَا أَخَذَهَا لَمْ تَرَوْهُمْ فِي خَلْقِ الْآدَمِيِّينَ وَ لَمْ يُقِرُّوا بِالشَّهَادَتَيْنِ وَ لَمْ يَصُومُوا وَ لَمْ يُصَلُّوا وَ لَمْ يُزَكُّوا وَ لَمْ يَحُجُّوا الْبَيْتَ وَ لَمْ تَرَوْا أَحَداً مِنْهُمْ بِحُسْنِ خُلُقٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَمَعَ الطِّينَتَيْنِ طِينَتَكُمْ‏ وَ طِينَتَهُمْ فَخَلَطَهَا وَ عَرَكَهَا عَرْكَ الْأَدِيمِ وَ مَزَجَهَا بِالْمَاءَيْنِ فَمَا رَأَيْتَ مِنْ أَخِيكَ الْمُؤْمِنِ مِنْ شَرِّ لَفْظٍ أَوْ زِنًا أَوْ شَيْ‏ءٍ مِمَّا ذَكَرْتَ مِنْ شُرْبِ مُسْكِرٍ أَوْ غَيْرِهِ فَلَيْسَ مِنْ جَوْهَرِيَّتِهِ وَ لَا مِنْ إِيمَانِهِ إِنَّمَا هُوَ بِمَسْحَةِ النَّاصِبِ اجْتَرَحَ هَذِهِ السَّيِّئَاتِ الَّتِي ذَكَرْتَ وَ مَا رَأَيْتَ مِنَ النَّاصِبِ مِنْ حُسْنِ وَجْهٍ وَ حُسْنِ خُلُقٍ أَوْ صَوْمٍ أَوْ صَلَاةٍ أَوْ حَجِّ بَيْتٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ فَلَيْسَ مِنْ جَوْهَرِيَّتِهِ إِنَّمَا تِلْكَ الْأَفَاعِيلُ مِنْ مَسْحَةِ الْإِيمَانِ اكْتَسَبَهَا وَ هُوَ اكْتِسَابُ مَسْحَةِ الْإِيمَان …‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*