۵۶۴) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى

ترجمه

همانا کوشش شما مختلف است؛

حدیث

۱) از امام صادق ع روایت شده است: مردم معادنی هستند همانند معادن طلا و نقره.

الكافي، ج‏۸، ص۱۷۷

سَهْلٌ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

النَّاسُ مَعَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ.[۱]

 

۲) از امیرالمومنین ع روایت شده است:

همانا مردم بعد از رسول خدا ص به سه کس رجوع کردند:

  • به عالمی که بر هدایت الهی بود و خداوند با آنچه می‌داند وی را از علم غیر خودش بی‌نیاز کرده
  • به جاهلی که مدعی علم بود اما علمی نداشت؛ و به عجب و غرور گرفتار بود؛ دنیا وی را به فتنه انداخته و او غیرش را دچار فتنه کرده است.
  • و به کسی که متعلم بود از عالمی در مسیر هدایت الهی؛

آنگاه، آنکه ادعا می کرد هلاک شد و آنکه دروغ می‌بست باخت و نومید شد.

الكافي، ج‏۱، ص۳۳

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ مِمَّنْ يُوثَقُ بِهِ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ:

إِنَّ النَّاسَ آلُوا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى ثَلَاثَةٍ آلُوا إِلَى عَالِمٍ عَلَى هُدًى مِنَ اللَّهِ قَدْ أَغْنَاهُ اللَّهُ بِمَا عَلِمَ عَنْ عِلْمِ غَيْرِهِ وَ جَاهِلٍ مُدَّعٍ لِلْعِلْمِ لَا عِلْمَ لَهُ مُعْجَبٍ بِمَا عِنْدَهُ قَدْ فَتَنَتْهُ الدُّنْيَا وَ فَتَنَ غَيْرَهُ وَ مُتَعَلِّمٍ مِنْ عَالِمٍ عَلَى سَبِيلِ هُدًى مِنَ اللَّهِ وَ نَجَاةٍ ثُمَّ هَلَكَ مَنِ ادَّعَى وَ خابَ مَنِ افْتَرى‏.

 

۳) از امیرالمومنین ع روایت شده است:

مردم بر سه دسته‌اند: عاقل و احمق و فاجر

عاقل آن است که شریعتش [= راه و روشش] دین است؛ طبیعتش بردباری است؛ سجیه‌اش [= خلق و خویش] نظر درست دادن است؛ اگر از او سوال شود جواب گوید و اگر سخن گوید به هدف اصابت کند و اگر بشنود در خود حفظ و نگهداری کند و اگر حدیثی گوید راست گوید و اگر کسی به او اطمینان کند وفا کند؛

و احمق آن است که اگر به امر زیبایی تنبه داده شود غفلت ورزد؛ و اگر از او بخواهند از انجام کار خوبی صرف نظر کند، چنین کند؛ و اگر بر جهالت سوار شود نادانی ورزد؛ و اگر حدیثی گوید دروغ گوید؛ فهم عمیقی ندارد و اگر بخواهند به او عمیقا مطلبی را متوجه سازند به فهم عمیق نرسد؛

و فاجر آن است که اگر او را امین بداری به تو خیانت کند و اگر با او مصاحبت کنی در حقت بدی کند و اگر به او اعتماد کنی خیرخواهانه با تو رفتار نکند.

الخصال، ج‏۱، ص۱۱۶

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:

الرِّجَالُ ثَلَاثَةٌ عَاقِلٌ وَ أَحْمَقُ وَ فَاجِرٌ فَالْعَاقِلُ الدِّينُ شَرِيعَتُهُ وَ الْحِلْمُ طَبِيعَتُهُ وَ الرَّأْيُ سَجِيَّتُهُ إِنْ سُئِلَ أَجَابَ وَ إِنْ تَكَلَّمَ أَصَابَ وَ إِنْ سَمِعَ وَعَى وَ إِنْ حَدَّثَ صَدَقَ وَ إِنِ اطْمَأَنَّ إِلَيْهِ أَحَدٌ وَفَى وَ الْأَحْمَقُ إِنِ اسْتُنْبِهَ بِجَمِيلٍ غَفَلَ وَ إِنِ اسْتُنْزِلَ عَنْ حَسَنٍ نَزَلَ وَ إِنْ حُمِلَ عَلَى جَهْلٍ جَهِلَ وَ إِنْ حَدَّثَ كَذَبَ لَا يَفْقَهُ وَ إِنْ فُقِّهَ لَا يَتَفَقَّهُ وَ الْفَاجِرُ إِنِ ائْتَمَنْتَهُ خَانَكَ وَ إِنْ صَاحَبْتَهُ شَانَكَ وَ إِنْ وَثِقْتَ بِهِ لَمْ يَنْصَحْكَ.[۲]

تدبر

۱) «إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى»

سه سوگند خورد: به شب وقتی می‌پوشاند، به روز وقتی که نمایان می‌شود؛ و به آنکه مذکر و مونث را آفرید (یا به آفرینش مذکر و مونث) و با این سوگندها به اموری که هم گوناگون آفریده شده و هم آثار گوناگونی دارند، می‌فرماید که تلاش‌های شما نیز گوناگون‌اند و آثار گوناگون و متنوعی دارند است: آن کجا که کسی راه سعادت را می‌پوید و آان کجا که کسی راه انحراف و ضلالت را برمی‌گزیند. (المیزان، ج۲۰، ص۳۰۲)

نکته تخصی انسان‌شناسی

یکی از مهمترین مسائل انسان‌شناسان (آنتروپولوژیست‌ها) این است که چرا انساها با اینکه به لحاظ فیزیولوژی در یک رده دسته‌بندی می‌شوند این اندازه متفاوتند؛ و این تفاوت‌ها کم کم آنان را به اتخاذ رویکردهای نسبی‌گرایانه کشانده است.

صرف نظر از هر پاسخی که به این سوال می‌دهند به نظر می‌رسد این تنوع عظیم انسانی از بهترین ویژگی‌هایی است که نشان از تفاوت عظیم و بنیادین انسان با سایر حیوانات دارد و این تنوع مهمترین ریشه‌اش اختیار انسان است که زندگی‌های کاملا گوناگونی را برای انسان مهیا می‌کند.

به نظر می‌رسد در این آیه و آیات بعد دارد به یک نکته مهم انسان‌شناسی اشاره می‌کند:

اول اذعان به این تفاوتهای عظیم بین انسانها؛

و دوم اینکه این تفاوتها نباید ما را به نسبی‌گرایی بکشاند؛ زیرا به لحاظ غایت نهایی انسان همه این تفاوتها به دو غایت برخواهد گشت: زندگی سعادتمندانه‌ای که با خود را برتر از مادیات و دلبستگی‌های مادی و مراقبت از سرمایه وجودی خود و اذعان به نیکویی‌ها همراه است و دائما مسیر راحتی برایش میسر می‌گردد؛ و دومی زندگی شقاوتمندانه‌ای که با بخل و خودبزرگ‌بینی و تکذیب نیکویی‌ها همراه می‌باشد و دائما بر سختی‌ها و ناملایماش افزوده می‌گردد.

 

۲) «إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى»

تلاش انسانها متفاوت است: پس، از همه انسانها یک گونه تلاش انتظار نداشته باشیم؛ و افراد را دائما با همدیگر مقایسه نکنیم؛ آنچه باید انتظار داشته باشیم این است که در راه درست حرکت کنند، نه اینکه همه‌ی کارهایشان هم مثل هم شود.

 

۳) «إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى»

تلاش‌های انسانها گوناگون است و همین است که افراد را به همدیگر نیازمند می‌سازد و زندگی اجتماعی را ممکن و مطلوب می‌گرداند.

نکته‌ای درباره تعیین رشته تحصیلی و شغل آینده

بسیاری از افراد سوال می‌کنند «من در چه رشته ای ادامه تحصیل دهم و در آینده زندگی‌ام چه مسیری را در پیش گیرم؟»

قبل از هر پاسخی باید در نظر داشت که قرار نیست همه یکسان باشند و این سوال یک پاسخی که به درد همه بخورد ندارد. یعنی واقعا «بهترین رشته» به طور مطلق نداریم، هرکسی باید متناسب با توانایی‌ها، استعدادها، علائق و نیازهای متنوع جامعه به ورود در یک رشته اقدام کند.

یادمان باشد سعی و تلاش انسانها بسیار متنوع و مختلف است و خدا هم انسان را همین طور آفریده است؛ آنچه مهم است این است که در هر مسیر و رشته‌ای که وارد می‌شویم به فکر عاقبت خود باشیم و تنها بر اساس محاسبات مادی و دنیوی مسیر زندگی خود را انتخاب نکنیم.


[۱] . فَمَنْ كَانَ لَهُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ أَصْلٌ فَلَهُ فِي الْإِسْلَامِ أَصْلٌ.

[۲] . این روایات هم دسته‌بندی‌هایی از انسانها ارائه می‌دهد که قابل توجه است:

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الرِّجَالُ ثَلَاثَةٌ رَجُلٌ بِمَالِهِ وَ رَجُلٌ بِجَاهِهِ وَ رَجُلٌ بِلِسَانِهِ وَ هُوَ أَفْضَلُ الثَّلَاثَةِ. (الخصال، ج‏۱، ص۱۱۶)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْمُقْرِئُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَمْرٍو مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْمُقْرِئُ الْجُرْجَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْمَوْصِلِيُّ بِبَغْدَادَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَاصِمٍ الطَّرِيفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو زَيْدٍ عَيَّاشُ بْنُ زَيْدِ بْنِ الْحَسَنِ «۱» بْنِ عَلِيٍّ الْكَحَّالُ مَوْلَى زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ أَخْبَرَنِي زَيْدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: النَّاسُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ جَاهِلٌ متردي [مُتَرَدٍّ] مُعَانِقٌ لِهَوَاهُ وَ عَابِدٌ متقوي [مُتَقَوٍّ] كُلَّمَا ازْدَادَ عِبَادَةً ازْدَادَ كِبْراً وَ عَالِمٌ يُرِيدُ أَنْ يُوطَأَ عُقْبَاهُ وَ يُحِبُّ مَحْمَدَةَ النَّاسِ وَ عَارِفٌ عَلَى طَرِيقِ الْحَقِّ يُحِبُّ الْقِيَامَ بِهِ فَهُوَ عَاجِزٌ أَوْ مَغْلُوبٌ فَهَذَا أَمْثَلُ أَهْلِ زَمَانِكَ وَ أَرْجَحُهُمْ عَقْلًا. (الخصال، ج‏۱، ص۲۶۲)

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا قَدْ أَصْبَحْنَا فِي دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ [شَدِيدٍ] «۱» كَنُودٍ [شَدِيدٍ] يُعَدُّ فِيهِ الْمُحْسِنُ مُسِيئاً وَ يَزْدَادُ الظَّالِمُ فِيهِ عُتُوّاً لَا نَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا وَ لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا وَ لَا نَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا وَ النَّاسُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ مِنْهُمْ مَنْ لَا يَمْنَعُهُ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَهَانَةُ نَفْسِهِ وَ كَلَالَةُ حَدِّهِ وَ نَضِيضُ وَفْرِهِ وَ مِنْهُمْ الْمُصْلِتُ [بِسَيْفِهِ‏] لِسَيْفِهِ وَ الْمُعْلِنُ بَشَرِّهِ وَ الْمُجْلِبُ بِخَيْلِهِ وَ رَجِلِهِ قَدْ أَشْرَطَ نَفْسَهُ وَ أَوْبَقَ دِينَهُ لِحُطَامٍ يَنْتَهِزُهُ أَوْ مِقْنَبٍ يَقُودُهُ أَوْ مِنْبَرٍ يَفْرَعُهُ وَ لَبِئْسَ الْمَتْجَرُ أَنْ تَرَى الدُّنْيَا لِنَفْسِكَ ثَمَناً وَ مِمَّا لَكَ عِنْدَ اللَّهِ عِوَضاً وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطْلُبُ الدُّنْيَا بِعَمَلِ الآْخِرَةِ وَ لَا يَطْلُبُ الآْخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ وَ قَارَبَ مِنْ خَطْوِهِ وَ شَمَّرَ مِنْ ثَوْبِهِ وَ زَخْرَفَ مِنْ نَفْسِهِ لِلْأَمَانَةِ وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِيعَةً إِلَى الْمَعْصِيَةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ وَ لَا مَغْدًى‏ وَ بَقِيَ رِجَالٌ غَضَّ أَبْصَارَهُمْ ذِكْرُ الْمَرْجِعِ وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُمْ خَوْفُ الْمَحْشَرِ فَهُمْ بَيْنَ شَرِيدٍ نَادٍّ وَ خَائِفٍ مَقْمُوعٍ وَ سَاكِتٍ مَكْعُومٍ وَ دَاعٍ مُخْلِصٍ وَ ثَكْلَانَ مُوجَعٍ قَدْ أَخْمَلَتْهُمُ [أَحْمَلَتْهُمُ‏] التَّقِيَّةُ وَ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ فَهُمْ فِي بَحْرٍ أُجَاجٍ أَفْوَاهُهُمْ ضَامِزَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا وَ قُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا وَ قُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا فَلْتَكُنِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِكُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَبْلَ أَنْ يَتَّعِظَ بِكُمْ مَنْ بَعْدَكُمْ وَ ارْفُضُوهَا ذَمِيمَةً فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ كَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْكُمْ. (نهج‌البلاغه، خطبه۳۲)

حَدَّثَنِي أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ: النَّاسُ أَرْبَعَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ لَهُ خُلُقٌ وَ لَا خَلَاقَ لَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ خَلَاقٌ وَ لَا خُلُقَ لَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَا خُلُقَ وَ لَا خَلَاقَ لَهُ وَ ذَلِكَ مِنْ شَرِّ النَّاسِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ خُلُقٌ وَ خَلَاقٌ فَذَلِكَ خَيْرُ النَّاس‏( الخصال، ج‏۱، ص۲۳۶)

حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ يَرْفَعُهُ إِلَى زُرَارَةَ بْنِ أَوْفَى‏ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ يَا زُرَارَةُ النَّاسُ فِي زَمَانِنَا عَلَى سِتِّ طَبَقَاتٍ أَسَدٍ وَ ذِئْبٍ وَ ثَعْلَبٍ وَ كَلْبٍ وَ خِنْزِيرٍ وَ شَاةٍ فَأَمَّا الْأَسَدُ فَمُلُوكُ الدُّنْيَا يُحِبُّ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ أَنْ يَغْلِبَ وَ لَا يُغْلَبَ وَ أَمَّا الذِّئْبُ فَتُجَّارُكُمْ يَذُمُّونَ إِذَا اشْتَرَوْا وَ يَمْدَحُونَ إِذَا بَاعُوا وَ أَمَّا الثَّعْلَبُ فَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ بِأَدْيَانِهِمْ وَ لَا يَكُونُ فِي قُلُوبِهِمْ مَا يَصِفُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ أَمَّا الْكَلْبُ يَهِرُّ عَلَى النَّاسِ بِلِسَانِهِ وَ يُكْرِمُهُ النَّاسُ مِنْ شَرِّ لِسَانِهِ وَ أَمَّا الْخِنْزِيرُ فَهَؤُلَاءِ الْمُخَنَّثُونَ وَ أَشْبَاهُهُمْ لَا يُدْعَوْنَ إِلَى فَاحِشَةٍ إِلَّا أَجَابُوا وَ أَمَّا الشَّاةُ فَالْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ تُجَزُّ شُعُورُهُمْ وَ يُؤْكَلُ لُحُومُهُمْ وَ يُكْسَرُ عَظْمُهُمْ فَكَيْفَ تَصْنَعُ الشَّاةُ بَيْنَ أَسَدٍ وَ ذِئْبٍ وَ ثَعْلَبٍ وَ كَلْبٍ وَ خِنْزِيرٍ. (الخصال، ج‏۱، ص۳۳۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*