۴۸۲) سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ

ترجمه

بزودی بر بینی‌اش داغ نهیم.

نکات ترجمه[۱]

شأن نزول[۲]

حدیث

۱) از امام باقر ع روایت شده است: و اما اینکه فرمود «و کار تمام شد» (بقره/۲۱۰) همان داغی است که بر بینی می‌نهند، روزی که بر کافر داغ نهند.

تفسير العياشي، ج‏۱، ص۱۰۳

و قال أبو جعفر ع و أما «قُضِيَ الْأَمْرُ» (بقره/۲۱۰) فهو الوسم على الخرطوم يوم يوسم الكافر.

 

۲) از امام صادق ع روایتی طولانی در فضائل امیرالمومنین ع وارد شده است، در فرازی از این روایت آمده است:

و امیرالمومنین ع بسیار رخ می‌داد که بفرماید: من قسیم [= تقسیم کننده]‌بهشت و جهنم هستم؛ و من فاروق اکبر [فرق گزارنده برتر] هستم و منم صاحب عصا و داغ.

الكافي، ج‏۱، ص۱۹۶

أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: … كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كَثِيراً مَا يَقُولُ أَنَا قَسِيمُ اللَّهِ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَنَا الْفَارُوقُ الْأَكْبَرُ وَ أَنَا صَاحِبُ الْعَصَا وَ الْمِيسَم‏.

و در تفسیر قمی ذیل آیه « سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ» آمده است: این درباره رجعت است، هنگامی که امیرالمومنین ع رجعت فرماید و دشمنانش رجعت کنند، آنها را با داغی که دارد داغ می‌نهد همان گونه که بر بینی و دهان چارپایان داغ می‌نهند.

تفسير القمي، ج‏۲، ص۳۸۱

سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ قَالَ فِي الرَّجْعَةِ إِذَا رَجَعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ رَجَعَ أَعْدَاؤُهُ فَيَسِمُهُمْ بِمِيسَمٍ مَعَهُ- كَمَا تُوسَمُ الْبَهَائِمُ عَلَى الْخُرْطُومِ وَ الْأَنْفِ وَ الشَّفَتَيْن‏.

تدبر

۱) «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»

مقصود از داغ نهادن بر بینی چیست و چرا چنین تعبیری آمده است؟

الف. یعنی در قیامت چنان نشانی بر او بگذاریم که هرکس او را ببیند بفهمد او جهنمی است؛ و «بینی» را بدین جهت مطرح نموده که هر انسانی به صورتش شناخته می‌شود و بینی هم وسط صورت است و این علامت کاملا مشخص و غیرقابل پوشاندن است. (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۳)

ب. چون دشمنی این شخصی که آیات از او بحث کرده در قبال پیامبر ص شدیدتر از سایرین بوده، آیه می‌خواهد بفرماید که در روز قیامت هم یک نشانی بر او می‌گذاریم که حتی در میان جهنمیان هم انگشت‌نما شود (زجاج، به نقل مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۳)

ج. منظور ضربه‌ای است که در جنگ بدر بر بینی او [= ولید بن عقبه، که برخی این آیات را درباره او دانسته‌اند] وارد شد و اثرش در صورتش ماند و انگشت‌نما شد. (ابن‌عباس، مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۳)

د. منظور این است که علامت آبروریزی‌ای در او قرار می‌دهیم که تا ابد این علامت در او بماند. (قتاده، به نقل مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۳)

ه. منظور از علامت بر بینی، نهایت ذلت در ظاهر و قیافه‌اش است که در معرض دید هر کسی است و ظاهرا این مربوط به روز قیامت است. (المیزان، ج۱۹، ص۳۷۹)

و. منظور شبیه داغی است که بر حیوانات می‌نهادند تا مشخص شوند و چه بسا ناظر به زمان رجعت باشد چنانکه در احادیث فراوانی حضرت علی ع را «صاحب داغ» نامیده‌اند و در رجعت ایشان بر پاره‌ای از دشمنان خدا داغ می‌نهند و آنان را نزد همه رسوا می‌کنند. (حدیث۲)

ز. …

توجه

چنانکه ملاحظه شد برخی این آیه را درباره عذابی دنیوی، برخی مربوط به رجعت و برخی هم مربوط به قیامت دانسته‌اند. با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در معنا هیچیک از این معانی نافی دیگری نیست و می‌تواند همه مد نظر باشد.

 

۲) «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»

خداوند گاه چنان کیفر می‌دهد که اثرش در ظاهر و چهره شخص هم باقی بماند. (اقتباس از تفسیر نور، ج۱۰، ص۱۷۸)

 

۳) «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»

کیفر تحقیر کننده، تحقیر شدن است. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۱۷۸)

 

۴) «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»

«سـ» حرفی است برای دلالت به آینده نزدیک؛

پس،

گاه مجازات شخص بلافاصله داده نمی‌شود؛ اما وی رها نخواهد شد و بزودی کیفر کارش را خواهد دید.

 

این را در کانال نگذاشتم

۵) «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»

او آیات ما را اساطیر گذشتگان خواند؛ ما هم بر بینی او داغ خواهیم نهاد. چه ارتباطی بین این جزا و آن عمل هست؟

الف. او با برچسب‌زنی می‌خواهد کاری کند که آیات ما درست مورد توجه واقع نشوند و آبروی آیات ما را ببرد (جلسه قبل، تدبر۶) ما هم بر او برچسبی می‌زنیم که آبروی خودش برود.

ب. …

 


[۱] . الوسم و السمة وضع العلامة، و الخرطوم الأنف، و قيل: إن في إطلاق الخرطوم على أنفه و إنما يطلق في الفيل و الخنزير تهكما، و في الآية وعيد على عداوته الشديدة لله و رسوله و ما نزله على رسوله. و الظاهر أن الوسم على الأنف أريد به نهاية إذلاله بذلة ظاهرة يعرفه بها كل من رآه فإن الأنف مما يظهر فيه العزة و الذلة كما يقال: شمخ فلان بأنفه و حمي فلان أنفه و أرغمت أنفه و جدع أنفه. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏۱۹، ص۳۷۲)

[۲] . سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ على الانف قيل و قد أصاب انف الوليد جراحة يوم بدر فبقى اثره (أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج‏۵، ص۲۳۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*