إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ

بحث این آیه کامل نشده؛‌ فقط چند نکته تدبری آمده

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

به حرف «اذ» دقت کنید. این چه موقع است؟ به لحاظ نحوی ظاهرا «اذ» متعلق به جمله قبل است: همانا تو قطعا قرآن را از جانب حکیم علمی دریافت می‌کنی هنگامی که موسی چنین و چنان کرد. شاید می‌خواهد این شبهه ما را که مگر می‌شود که من هم مستقیما از جانب خدا قرآن را دریافت کنم پاسخ دهد و بگوید همان طور که موسی دنبال آتش رفت و مخاطب مستقیم خدا شد تو هم. می‌پرسی کی و کجا ممکن است که قرآن را مستقیم از خدا بگیری؟ می‌گویم همان موقعی که موسی در کوه طور مستقیم از خدا پیام گرفت بدون اینکه انتظارش را داشته باشد.

اگر مومن واقعی باشیم در زمره برگزیدگان (عباده الذین اصطفی) قرار می‌گیریم و آنگاه چه دلیلی دارد خدا با همین قرآنش مستقیم با ما سخن نگوید؟ بقدری حقیر شده‌ایم و ظرفیتهایی که خداوند در وجود ما به ودیعه گذاشته را باور نداریم که هنوز این سخن برایمان سخت است.

یکبار حال حضرت موسی را در این شب تصور کنید. همراه خانواده (ظاهرا همسرش باردار بوده) در شبی سرد گم می‌شود نوری از دور می‌بیند و به امید یافتن کسی که مسیر را بداند یا لااقل برگرفتن آتشی برای گرم شدن به وادی ایمن پا می‌گذارد و مستقیم مخاطب خدا قرار می‌گیرد. طبیعی است که ما هم انتظارش را نداریم که مستقیم مخاطب خدا قرار بگیریم؛ اما اگر موسی انتظارش را داشت؟ مگر قرار است نظام عالم بر اساس انتظارات و برنامه‌ریزی ما پیش برود؟ ما در این سوره باید بیاموزیم چگونه مضطر شویم تا اجابت دعایمان قطعی شود و در زمره خلفای خدا در زمین قرار بگیریم. اولین و مهمترین نکته همین است: تنها و تنها روی خدا حساب کن؛ نه حتی روی خودت و برنامه‌ات.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*