قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ

(توجه:  جلسات دهه محرم سال ۱۴۰۰ شمسی به شرح آیات سوره نمل اختصاص داشت؛‌و این آیه به طور خاص یک جلسه را به طور کامل به خود اختصاص داد (دانلود فایل صوتی جلسه مذکور)

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

الكافي، ج‏۲، ص۴۱۵-۴۱۶

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

إِنَّ بَنِي أُمَيَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ [الناس] تَعْلِيمَ الْإِيمَانِ وَ لَمْ يُطْلِقُوا تَعْلِيمَ الشِّرْكِ لِكَيْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوهُ.

تدبر

اگر «انک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم»؛ ‌پس ای مخاطب قرآن تو به مقام مخلصین رسیده‌ای و جزء ‌عباده الذین اصطفی گردیده‌ای؛ پس به جای تسبیح به حمد (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِه‏؛ اسراء/۴۴) که حتی فرشتگان مقرب هم بالاتر از این نتوانستن بروند (وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ، بقره/۳۰؛ وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِم‏، زمر/۷۵؛ الَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِم‏، غافر/۷) می‌توانی بگویی «الحمدلله» (با توجه به اینکه حمد بدون تسبیح توصیف خداوند است و جز مخلصین نمی‌توانند: سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون‏، إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين‏؛ صافات/۱۵۹-۱۶۰)

با اینکه به خاطر «قل» در مقام تخاطب بود اما نفرمود «آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا تشْرِكُونَ» زیرا مخاطبش کسی است که الحمدلله می‌گوید و از مخلصین است؛ ونیازی نیست که او را توبیخ کنیم که الله بهتر است یا آنچه بدان شرک می‌وری، که از این کار خود را برحذر بدارد؛‌زیرا کسی که از مخلصین است شرک در او راهی ندارد؛ پس وقتی با چنین مخاطبی سخن می‌گوید از او می‌پرسد که الله بهتر است یا آنچه برایش شرک می‌ورزند

از تعبیر «خیر» استفاده کرد؛‌نه حتی «حق». یعنی با منطق منفعت‌طلبی هم با این مشرکان سخن بگویی می‌توانی اثبات کنی که خدا برای آنها از معبودهای دروغینشان بهتر است.

شرک فقط بت پرستی نیست؛ مخصوصا اگر توجه کنیم که «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون‏» (یوسف/۱۰۶) اغلب مومنان به شرک آلوده‌اند؛ یعنی می‌توان گفت همه مومنان غیر از آنان که به مقام مخلَصین رسیده‌اند در معرض شرکند و چه‌بسا آلوده بدان. پس این آیات لزوما با بت پرستان و کافران سخن نمی‌گوید؛‌بلکه دارد با همان باقیمانده مومنان (همانها که داود و سلیمان خدا را شکر کردند که ایشان را بر آنان (یعنی بر کثیر من عباده المومنین) برتری دارد.

برخی از مصادیق رایج شرک در میان مومنان (که با ایاک نستعین منافات دارد):

  • در انجام کارها به این و آن دل ببندیم إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏ (اعراف/۱۹۴)
  • به امکانات و بودجه‌ای که برای کاری مهیا کرده‌ایم دل ببندیم ≠ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون‏ (شعراء/۸۸) وَ غَدَوْا عَلى‏ حَرْدٍ قادِرين‏(قلم/۲۵) وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُون‏ (زخرف/۳۳)
  • به برنامه‌هایی که برای پیشبرد اهدافمان طراحی کرده‌ایم دل ببندیم ≠ عرفت الله بفسخ العزائم
  • به تاثیر اشیاء در امور دل ببندیم ≠ الذی هو یطعمنی و سیقین و اذا مرضت فهو یشفین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*