۶۹) وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّارا

ترجمه

و نيرنگى بس بزرگ[۱] انديشيدند.

حدیث

۱) عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع

لَوْ لَا أَنَّ الْمَكْرَ وَ الْخَدِيعَةَ فِي النَّارِ لَكُنْتُ أَمْكَرَ النَّاس‏

الكافي، ج‏۲، ص۳۳۶

امیرالمومنین ع می‌فرمایند:

اگر نبود که جایگاه مکر و خدغه در آنش است، مکارترین مردم بودم.

۲) امیرالمومنین ع می‌فرمایند:

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ‏ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَى‏ مِنْهُ وَ مَا يَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ كَيْفَ الْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِي زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَكْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ كَيْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِيهِ إِلَى حُسْنِ الْحِيلَةِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ يَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ‏ وَجْهَ الْحِيلَةِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ فَيَدَعُهَا رَأْيَ عَيْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَيْهَا وَ يَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِيجَةَ لَهُ فِي الدِّين‏

نهج‌البلاغه، خطبه۴۱

ای مردم! همانا وفا همراه با صداقت است، و هيچ سپرى را اطمینان‌بخش‌تر از وفا نمی‌شناسم. و آن كه مى‏داند که عاقبت به کجا برمی گردد، مکر و غدر نمی‌کند. ما در روزگارى بسر مى‏بريم كه بيشتر مردم آن مکار بودن را زيركى دانند، و نادانان حیله‌گری را خوش‌فکری قلمداد می‌کنند. چرا چنین‌اند؟ خدا بکشدشان. گاه باشد كه مرد آزموده و دانا حیله مناسب را می‌داند؛ امّا امر و نهی خدا راه را بر وی بسته است. پس آگاهانه و در حالی که می‌تواند، آن کار را وامی‌گذارد ولی آنكه پرواى دين ندارد، فرصت را غنیمت می‌شمرد.

تدبر

این آیه (با توجه به آیات قبل و بعد) ظاهرا ادامه گلایه‌های حضرت نوح است و به احتمال بیشتر گلایه از سرانی است که مردم، وقتی عصیان نوح را کردند، از آنان پیروی نمودند.

۱) «مَكَرُوا مَكْراً كُبَّارا»: دشمنان حق و حقیقت، اهل مکر و خدعه‌هایی هستند که بسیار عظیم است. پس در مقابل نظام هدایت خدا، نباید انتظار داشته باشیم هیچ فریب و مانعی در کار نباشد. اگر فریب در کار نباشد، اقدام کسی که دنبال حقیقت می‌گردد و از آن پیروی می‌کند، ارزش چندانی نخواهد داشت.

۲) «مَكْراً كُبَّارا» وقتی پیامبر اولوالعزمی مثل حضرت نوح، مکر دشمنانش را نه بزرگ (کبیر)، و نه خیلی بزرگ (کِبار)، بلکه بسیار بسیار بزرگ (کُبّار) معرفی می‌کند، و خداوند این جمله را به عنوان یک آیه مستقل می‌آورد؛ پس برنامه‌ریزی دشمنان دین برای ممانعت از توجه عموم مردم به دین خیلی جدی است؛ عموم مردمی که بالاخره از کسی تبعیت می‌کنند: یا اهل حق، یا افراد نااهل. (توضیح بیشتر در تدبر ۱ از آیه قبلی؛ دیروز).

۳) «مَكْراً كُبَّارا»: اما آنها چه مکری کرده‌اند که حضرت نوح ع آن را بسیار بسیار بزرگ معرفی می‌کند؟ ظاهرا آیه بعد، توضیح این مکر است؛ که سخن آنان را نقل کرده که: «بر حفظ آداب و رسوم خود در عبادت بت‌های‌تان باقی بمانید»

اما این چگونه مکر است، آن هم مکری عظیم؟

نوح ادعای «آوردن پیام سعادت از جانب خدا» را داشت؛ و علی‌القاعده اولین واکنش باید این باشد که «اگر راست می‌گویی، دلیلت چیست؟» (اگر افراد اهل دلیل باشند، بالاخره به حقیقت خواهند رسید.) اما سران مخالف نوح، به جای این واکنش، احساسات خرافیِ ناسیونالیستی را فعال کردند: این آداب و رسومی را که قبلا در میانتان بوده، حفظ کنید و به سخن نوح گوش ندهید!

دورکیم، پدر جامعه‌شناسی، نشان داده است که انسجام و حفظ یک جامعه در گروی وجود یک سلسله آداب و رسوم است. برای همین اگر بخواهند دین از جامعه حذف شود چاره‌ای نیست مگر اینکه آدام و رسومی، هرچند کاملا بی‌مبنا، را در جامعه گسترش دهند؛ که یکی از ریشه‌های پیدایش ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) در جهان مدرن همین بوده است. آیا دقت کرده‌اید که چرا رسانه‌های مخالف دین، به بهانه حفظ ملیت، این اندازه بر حفظ یک سلسله رسوم خرافی‌ در جامعه ما اصرار دارند؟

(توجه شود: سخن فوق به معنای بی‌اعتنایی به جایگاه هویت ملی نیست؛ بحث بر سر این است که اولا رسوم خرافی چه جایگاهی در هویت ملی باید داشته باشد؛ و ثانیا چگونه با تقویت این رسوم خرافی می‌توان توجه مردم به حق و حقیقت را ضعیف کرد.)


[۱] . الكُبَّارُ بالتشديد أكبر من الكِبَار بالتخفيف، و هو أكبر من الكَبِير (مجمع البحرین۳ /۴۶۵)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*