۶۸۸) أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً

ترجمه

آنان کسانی‌اند که به آیات پروردگارشان و لقای او کفر ورزیدند پس اعمالشان حبط [تباه] شد و برایشان روز قیامت میزانی برپا نکنیم.

حدیث

۱) شخصی خدمت امیرالمومنین ع می‌رسد و می‌گوید در کتاب خداوند شک کرده‌ام و آیاتی را بیان می‌کند که از نظر خودش با هم ناسازگار است و حضرت پاسخ ایشان را یکی یکی می‌دهد که فرازهای متعددی از آن قبلا گذشت.[۱]

یکی از سوالاتی که می‌پرسد این است:

گفت: و می‌بینم که خداوند متعال می‌فرماید «و ترازوهای قسط [عدل] را در روز قیامت می‏نهيم، پس هيچ كس چيزی ستم نمی‏بيند» (انبیاء/۴۷) و در عین حال می‌فرماید «برایشان روز قیامت میزانی برپا نکنیم.» (کهف/۱۰۵) و یا می‌فرماید: «آنان داخل بهشت می‏شوند و در آنجا روزی می‏يابند بدون ‌حساب» (غافر/۴۰) و یا «و در آن روز، وزن [سنجش اعمال‏] حق است. پس هر كس ترازوهای [عمل‏] او گران باشد، آنان خود رستگارانند. و هر كس ميزانهای [عمل‏] او سبك باشد، پس آنانند كه به خود زيان زده‏اند، چرا كه به آيات ما ستم كرده‏اند» (اعراف/۸-۹) اینها چگونه است ای امیرالمومنین؛ و چگونه می‌توانم در آنچه می‌شنوی شک نکنم؟

امیرالمومنین ع در پاسخ این فراز فرمودند:

و اما اینکه خداوند عز و جل فرمود «و ترازوهای قسط [عدل] را در روز قیامت می‏نهيم، پس هيچ كس چيزی ستم نمی‏بيند» آن ترازوی عدل است که خداوند خلایق را در روز قیامت در قبال همدیگر بدان مواخذه می‌کند و جزای اعمالشان را می‌دههد و حق مظلوم را از ظالم می‌ستاند؛ و معنی آنکه فرمود «هر كس ترازوهای [عمل‏] او گران باشد» و «هر كس ميزانهای [عمل‏] او سبك باشد» همان کمی و زیادی حسابرسی است و مردم در آن روز چند گروهند، برخی «حسابرسی می‌شود حسابرسی‌ای آسان، و خوشحال نزد اهل خود برمی‌گردد» (انشقاق/۸-۹) و برخی کسانی‌اند که «وارد بهشت می‌شوند … بدون ‌حساب» چرا که آنان به امر دنیا آلوده نشدند و حساب برای کسانی است که به دنیا آلوده شده باشند؛ و برخی هستند که برای پوسته و نخ هسته خرما هم مواخذه می‌شوند و به جانب عذابی شعله‌ور رهسپار می‌گردند و برخی هم امامان کفر و رهبران گمراهی‌اند که آنان برایشان روز قیامت میزانی برپا نشود و به امر و نهی‌اش در روز قیامت اعتنایی نگردد و «آنان در آن جاودانه‌اند» (بقره/۳۹) «بريان سازد صورتهایشان را آتش، و ايشانند در آن چهره‏سوختگان» (مومنون/۱۰۴)

التوحيد (للصدوق)، ص۲۵۹؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏۱، ص۲۴۱ و ۲۴۴[۲]

قَالَ وَ أَجِدُ اللَّهَ تَعَالَی يَقُولُ «وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً» وَ قَالَ‏ «فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً» وَ قَالَ‏ «فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ» وَ قَالَ‏ «وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ» فَأَنَّی ذَلِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ كَيْفَ لَا أَشُكُّ فِيمَا تَسْمَع‏ …

قَالَ عَلِيٌّ ع وَ أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً» فَهُوَ مِيزَانُ الْعَدْلِ يُؤْخَذُ بِهِ الْخَلَائِقُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَدِينُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی الْخَلَائِقَ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ يَجْزِيهِمْ بِأَعْمَالِهِمْ وَ يَقْتَصُّ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ وَ مَعْنَی قَوْلِهِ «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ» وَ «مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ» فَهُوَ قِلَّةُ الْحِسَابِ وَ كَثْرَتُهُ وَ النَّاسُ يَوْمَئِذٍ عَلَی طَبَقَاتٍ وَ مَنَازِلَ فَمِنْهُمْ مَنْ «يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً وَ يَنْقَلِبُ إِلی‏ أَهْلِهِ مَسْرُوراً» وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ «يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَيْرِ حِسابٍ» لِأَنَّهُمْ لَمْ يَتَلَبَّسُوا مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ إِنَّمَا الْحِسَابُ هُنَاكَ عَلَی مَنْ تَلَبَّسَ بِهَا هَاهُنَا وَ مِنْهُمْ مَنْ يُحَاسَبُ عَلَی النَّقِيرِ وَ الْقِطْمِيرِ وَ يَصِيرُ إِلَی عَذَابِ السَّعِيرِ وَ مِنْهُمْ أَئِمَّةُ الْكُفْرِ وَ قَادَةُ الضَّلَالَةِ فَأُولَئِكَ لَا يُقِيمُ لَهُمْ وَزْناً وَ لَا يُعْبَأُ بِهِمْ بِأَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ «هُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ» وَ «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُون‏»

 

۲) از پیامبر ص روایت شده است که:

روز قیامت شخص بزرگ‌هیکل و چاقی را می‌آورند که به اندازه بال پشه‌ای وزن ندارد!

مجمع البيان، ج‏۶، ص۷۶۷؛ الدر المنثور، ج‏۴، ص۲۵۴[۳]

روي في الصحيح أن النبي ص قال إنه ليأتي الرجل العظيم السمين يوم القيامة لا يزن جناح بعوضة

 

و از امیرالمومنین ع روایت شده است که:

عثمان نزد خداوند به اندازه مگسی وزن ندارد!

گفتند: به اندازه مگس؟

فرمود: حتی به اندازه بال مگس؛ سپس فرمودند «و برایشان روز قیامت میزانی برپا نکنیم» (کهف/۱۰۵)

تقريب المعارف (ابوالصلاح الحلبی)، ص۲۹۳

ذَكَرَ الثَّقَفِيُّ فِي تَارِيخِهِ، عَنْ حَكِيمِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، وَ كَانَ قَدْ أَدْرَكَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: مَا يَزِنُ عُثْمَانُ عِنْدَ اللَّهِ ذُبَاباً، فَقَالَ: ذُبَاباً! فَقَالَ: وَ لَا جَنَاحَ ذُبَابٍ، ثُمَّ قَالَ: وَ «لَا [فَلا] نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»

 

۳) حدیثی طولانی از پیامبر اکرم ص خطاب به ابن‌مسعود روایت شده است که فرازهایی از آن قبلا گذشت.[۴] در فرازی از این حدیث آمده است:

ابن مسعود! اگر کاری از کارهای نیک انجام دادی و در آن دنبال غیر خدا بودی، ثوابی برای کارت انتظار نداشته باش که او فرموده است: ‌«و برایشان روز قیامت میزانی برپا نکنیم» (کهف/۱۰۵)

مكارم الأخلاق، ص۴۵۳

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ خَمْسَةُ رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِنَا يَوْماً عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص‏ …

يَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا مِنَ الْبِرِّ وَ أَنْتَ تُرِيدُ بِذَلِكَ غَيْرَ اللَّهِ فَلَا تَرْجُ بِذَلِكَ مِنْهُ ثَوَاباً فَإِنَّهُ يَقُولُ «فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْنا»

 

۴) روایت شده است که ابن‌الکواء [از روسای خوارج] از امیرالمومنین ع درباره این سخن خداوند پرسید که می‌فرماید «بگو آیا شما از [کسانی که] زیانکارترین [هستند] در کارها[یشان] آگاه کنم؟» فرمود آنان همان کسانی‌اند که در حروراء جمع شوند [محلی که بعدا خوارج در آن جمع شدند و از آنجا کارشان را شروع کردند] سپس فرمود «آنان که کوشش‌شان در زندگی دنیا گم شده است در حالی که چنین حساب می‌کنند که خودشان‌ کار خوبی انجام می‌دهند» در جنگیدن با علی بن ابی‌طالب؛ «آنان کسانی‌اند که به آیات پروردگارشان و لقای او کفر ورزیدند پس اعمالشان حبط [تباه] شد و برایشان روز قیامت میزانی برپا نکنیم. جزای آنان جهنم است به خاطر آنکه کفر ورزیدند» به ولایت علی ع «آیات قرآن و رسولانم را» یعنی حضرت محمد ص را «مسخره گرفتند» و مسخره گرفتند سخن او را که فرمود «بدانید که هر کس من مولای اویم پس علی ع مولای اوست» و اینکه در مورد اصحاب او نازل شد «کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏۳، ص۱۸۷

تَفْسِيرِ الْقُشَيْرِيِّ وَ إِبَانَةِ الْعُكْبَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ سَلَمَةَ بنِ كُهَيْلٍ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ أَنَّهُ سَأَلَ ابْنُ الْكَوَّاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ هَلْ‏ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الْآيَةَ فَقَالَ ع إِنَّهُمْ أَهْلُ حَرُورَاءَ ثُمَّ قَالَ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً فِي قِتَالِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلَا يُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ اتَّخَذُوا آيَاتِ الْقُرْآنِ وَ رُسُلِي يَعْنِي مُحَمَّداً هُزُواً وَ اسْتَهْزَءُوا بِقَوْلِهِ أَلَا مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ أَنْزَلَ فِي أَصْحَابِهِ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ الْآيَةَ.

 

تدبر

۱) «أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»

کفر ورزیدن به خداوند و قیامت اعمال انسان را جنان پوچ می‌کند که اصلا در قیامت حسابرسی‌ای برای چنین کسی نمی‌ماند و یکراست راهی جهنم می‌شود.

نکته تخصصی انسان‌شناسی

قبلا در همین سوره توضیح داده شد که خداوند انسان را با ظرفیت خلیفة‌اللهی و برای رسیدن به مقام خلیفة‌اللهی آفریده است؛ اما بالفعل کمترین دارایی را به او داده است؛

جلسه ۶۳۸، تدبر۳ http://yekaye.ir/al-kahf-18-57/

در واقع، خداوند انسان را موجودی مختار آفرید و البته راه سعادت و شقاوت را به او نشان داد تا با انتخاب خودش مقام خلیفة‌اللهی را به دست آورد.

این مقام معنی ندارد مگر با باور به خدایی که قرار است انسان خلیفه او شود، و باور به آخرتی که ظرفیت نمایان شدن این مقام را داشته باشد. اگر انسانیت انسان را در گروی امکان بهره‌مندی او از این مقام بدانیم، تحقق انسانیت امکان ندارد مگر با ایمان به خدا و آخرت.

بدین ترتیب معلوم می‌شود که تنها کسی که ایمان به خدا و آخرت دارد، می‌تواند این مقام را به دست آورد و یا دست کم تا حدی در مسیر رسیدن به این مقام حرکت کند؛ و تنها و تنها چنین کسی است که عملش ارزشی در حد انسان دارد، ارزشی که آن عمل را قابل محاسبه می‌سازد.

پس،

کسی که ایمان به خدا و لقای او ندارد، هیچ عمل واقعا ارزشمندی ندارد، و بدین جهت است که مشمول حبط اعمال می‌شود؛ یعنی در آخرت همه اعمال ظاهراً خوب وی را حاضر می‌کنند و پوچی و بی‌خاصیتی همه را برملا می‌سازند و اعمالش همگی را «هباءآً منثورا» (فرقان/۲۳) می‌کنند.

طبیعی است که چنین کسی که هیچ عمل ارزشمندی ندارد مورد حساب و کتاب هم قرار نمی‌گیرد؛ و از این روست که بی‌هیچ حساب و کتابی یکراست وارد جهنم می‌شود. (توضیح بیشتر درحدیث۱)

 

۲) «أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»

نه‌تنها کفر ورزیدن به خود خداوند، بلکه کفر ورزیدن به آیات پروردگار نیز موجب حبط اعمال می‌شود.

چرا؟

الف. آیات اعم از آیات تکوینی است و آیاتی که پیامبران برای اثبات حقانیت خود می‌آوردند؛ و کفر به آیات به معنای کفر به نبوت است همان طور که کفر به لقاء الله به معنای کفر به معاد است. (المیزان، ج۱۳، ص۴۰۰) در واقع می‌خواهد نشان دهد، لازمه ایمان به خداوند، ایمان به نبوت و معاد است و اگر کسی منکر این دو شود عملا منکر خداوندیِ خدا هم شده است.

ب. قبلا بیان شد که خداوند برای هدایت ما با نشانه‌های خود با ما سخن می‌گوید. کسانی که این نشانه‌ها را جدی می‌گیرند و آنها را باور می‌کنند، راه را تشخیص می‌دهند و هدایت می‌شوند. اما کسی که این نشانه‌های الهی را جدی نگیرد، طبیعی است که راه درست را پیدا نخواهد کرد.

جلسه ۲۰۹، تدبر۱ http://yekaye.ir/an-nahl-016-104/

(همچنین درباره اهمیت نشانه‌‌یابی و تفکر نشانه‌شناسانه در دینداری در جلسه۱۶۰، تدبر۶ توضیحاتی ارائه شد http://yekaye.ir/al-araf-007-51/ )

ج. …

 

۳) «… كَفَرُوا … فَحَبِطَتْ … فَلا نُقيمُ لَهُمْ … وَزْناً»

وقتی مقیاس وزن‌دار بودن «حق» است (الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَق‏؛ اعراف/۸)، چیزی که باطل باشد پوچ و بی‏وزن است[۵]؛ هرچند که ظاهری وزین و درشت داشته باشد (حدیث۲)

 

۴) «أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»

وقتی مقیاس وزین بودن ایمان است، مومن حقیقی و صاحب ولایت الهی همچون کوهی است که تندبادها توان تکان دادن او را ندارند (جلسه ۴۳۰، تدبر۱ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-11/ ) و در مقابل، کسی که کفر می‌ورزد اساساً هیچ وزنی ندارد، حتی به اندازه بال پشه‌ای. (حدیث۲)

 

۵) «أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»

کسی که برای خدا کار انجام دهد عملش وزنی دارد، اما کسی که برای غیر خدا کاری انجام می‌دهد عملش هیچ وزنی ندارد (حدیث۳)

نکته تخصصی انسان‌شناسی (تاملی درباره نقش ایمان در عمل)

متاسفانه غلبه ظاهرگرایی موجب شده است که بسیاری از افراد تنها عمل را معیار سعادت بدانند و از اهمیت ایمان غافل شوند! در حالی که عمل تنها و تنها زمانی سودمند است که برخاسته از ایمان باشد و ظاهر عمل، هرچقدر هم زیبا باشد اگر برخاسته و مبتنی بر ایمان نباشد، پشیزی نمی‌ارزد.

ناآشنایی با اهمیت ایمان در زندگی و سعادت انسان، موجب شده که در حالی که همگان براحتی می‌فهمند عمل انسان ریاکار بی‌ارزش است، اما براحتی قبول نمی‌کنند که عمل فرد کافر هم همان‌اندازه بی‌ارزش است؛ در حالی که ماهیتا فرقی بین این دو نیست؛ و بلکه اگر عمل فرد ریاکار بی‌ارزش است از آن جهت است که شبیه عمل کافر می‌باشد که با عملش دنبال خدا نیست؛ و لذا نباید از خدا انتظار پاداش داشته باشد.

 

این را در کانال نگذاشتم:

۷) حکایت

مناقب آل أبي طالب ع  (لابن شهرآشوب)، ج‏۲، ص۸۸-۹۰

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ عَنْ يَحْيَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ أَبُو عَمْرٍو عُثْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي خَبَرٍ طَوِيلٍ‏ إِنَّهُ أَصَابَ النَّاسَ عَطَشٌ شَدِيدٌ فِي الْحُدَيْبِيَةِ فَقَالَ النَّبِيُّ هَلْ مِنْ رَجُلٍ يَمْضِي مَعَ السُّقَاةِ إِلَی بِئْرِ ذَاتِ الْعَلَمِ فَيَأْتِيَنَا بِالْمَاءِ وَ أَضْمَنُ لَهُ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ فَذَهَبَ جَمَاعَةٌ فِيهِمْ سَلَمَةُ بْنُ الْأَكْوَعِ فَلَمَّا دَنَوْا مِنَ الشَّجَرَةِ وَ الْبِئْرِ سَمِعُوا حِسّاً وَ حَرَكَةً شَدِيدَةً وَ قَرْعَ‏ طُبُولٍ وَ رَأَوْا نِيرَاناً تَتَّقِدُ بِغَيْرِ حَطَبٍ فَرَجَعُوا خَائِفِينَ ثُمَّ قَالَ هَلْ مِنْ رَجُلٍ يَمْضِي مَعَ السُّقَاةِ فَيَأْتِيَنَا بِالْمَاءِ أَضْمَنْ لَهُ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ فَمَضَی رَجُلٌ مِنْ بَنِي سُلَيْمٍ وَ هُوَ يَرْتَجِزُ

أَ مِنْ عَزِيفٍ ظَاهِرٍ نَحْوَ السَّلَمِ‏           /         يَنْكُلُ مِنْ وَجْهِهِ خَيْرُ الْأُمَمِ‏

مِنْ قَبْلِ أَنْ يَبْلُغَ آبَارَ الْعَلَمِ‏               /         فَيَسْتَقِي وَ اللَّيْلُ مَبْسُوطُ الظُّلَمِ‏

وَ يَأْمَنُ الذَّمَّ وَ تَوْبِيخَ الْكَلِمِ

فَلَمَّا وَصَلُوا إِلَی الْحِسِّ رَجَعُوا وَجِلِينَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص هَلْ مِنْ رَجُلٍ يَمْضِي مَعَ السُّقَاةِ إِلَی الْبِئْرِ ذَاتِ الْعَلَمِ فَيَأْتِيَنَا بِالْمَاءِ أَضْمَنْ لَهُ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ فَلَمْ يَقُمْ أَحَدٌ وَ اشْتَدَّ بِالنَّاسِ الْعَطَشُ وَ هُمْ صِيَامٌ ثُمَّ قَالَ لِعَلِيٍّ ع سِرْ مَعَ هَؤُلَاءِ السُّقَاةِ حَتَّی تَرِدَ بِئْرَ ذَاتِ الْعَلَمِ وَ تَسْتَقِيَ وَ تَعُودَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَخَرَجَ عَلِيٌّ قَائِلًا

أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ أَنْ أَمِيلَا         /         مِنْ عَزْفِ جِنٍّ أَظْهَرُوا تَأْوِيلًا

وَ أَوْقَدَتْ نِيرَانَهَا تَغْوِيلًا        /         وَ قَرَعَتْ مَعَ عَزْفِهَا طُبُولًا

قَالَ فَدَاخَلَنَا الرُّعْبُ فَالْتَفَتَ عَلِيُّ إِلَيْنَا وَ قَالَ اتَّبِعُوا أَثَرِي وَ لَا يُفْزِعَنَّكُمْ مَا تَرَوْنَ وَ تَسْمَعُونَ فَلَيْسَ بِضَائِرِكم إِنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ مَضَی فَلَمَّا دَخَلْنَا الشَّجَرَ فَإِذَا بِنِيرَانٍ تضطرم بِغَيْرِ حَطَبٍ وَ أَصْوَاتٍ هَائِلَةٍ وَ رُءُوسٍ مَقْطَعَةٍ لَهَا ضَجَّةٌ وَ هُوَ يَقُولُ اتَّبِعُونِي وَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لَا يَلْتَفِتْ أَحَدٌ مِنْكُمْ يَمِيناً وَ لَا شِمَالًا فَلَمَّا جَاوَزْنَا الشَّجَرَةَ وَ وَرَدْنَا الْمَاءَ فَأَدْلَی الْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ دَلْوَهُ فِي الْبِئْرِ فَاسْتَقَی دَلْواً أَوْ دَلْوَيْنِ ثُمَّ انْقَطَعَ الدَّلْوُ فَوَقَعَ فِي الْقَلِيبِ وَ الْقَلِيبُ ضَيِّقٌ مُظْلِمٌ بَعِيدُ الْقَعْرِ فَسَمِعْنَا مِنْ أَسْفَلِ الْقَلِيبِ قَهْقَهَةً وَ ضِحْكاً شَدِيداً فَقَالَ عَلِيٌّ مَنْ يَرْجِعُ إِلَی عَسْكَرِنَا فَيَأْتِيَنَا بِدَلْوٍ وَ رِشَاءٍ فَقَالَ أَصْحَابُهُ لَنْ نَسْتَطِيعَ ذَلِكَ فَاتَّزَرَ بِمِئْزَرٍ وَ نَزَلَ فِي الْقَلِيبِ وَ مَا تَزْدَادُ الْقَهْقَهَةُ إِلَّا عُلُوّاً وَ جَعَلَ يَنْحَدِرُ فِي مَرَاقِي الْقَلِيبِ إِذْ زَلَّتْ رِجْلُهُ فَسَقَطَ فِيهِ فَسَمِعْنَا وَجْبَةً شَدِيدَةً وَ اضْطِرَاباً وَ غَطِيطاً كَغَطِيطِ الْمَخْنُوقِ ثُمَّ نَادَی اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ هَلُمُّوا قِرَبَكُمْ فَأَقْعَمَهَا وَ أَصْعَدَهَا عَلَی عتقه [عُنُقِهِ‏] شَيْئاً فَشَيْئاً وَ مَضَی بَيْنَ أَيْدِينَا فَلَمْ نَرَ شَيْئاً فَسَمِعْنَا صَوْتاً

أَيُّ فَتَی لَيْلٍ أَخِي رَوْعَاتٍ‏     /         وَ أَيُّ سَبَّاقٍ إِلَی الْغَايَاتِ‏

لِلَّهِ دَرُّ الْغُرَرِ السَّادَاتِ          /         مِنْ هَاشِمِ الْهَامَاتِ وَ الْقَامَاتِ‏

مِثْلُ رَسُولِ اللَّهِ ذِي الْآيَاتِ    /         أَوْ كَعَلِيٍّ كَاشِفِ الْكُرُبَاتِ‏

كَذَا يَكُونُ الْمَرْءُ فِي الْحَاجَاتِ‏

فَارْتَجَزَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏

اللَّيْلُ هَوْلٌ يُرْهِبُ الْمَهِيبَا       /         وَ يُذْهِلُ الْمُشَجَّعَ اللَّبِيبَا

فَإِنَّنِي أَهُولُ مِنْهُ ذَيْباً            /         وَ لَسْتُ أَخْشَی الرَّوْعَ وَ الْخُطُوبَا

إِذَا هَزَزْتُ الصَّارِمَ الْقَضِيبَا     /         أَبْصَرْتُ مِنْهُ عَجَباً عَجِيباً

وَ انْتَهَی إِلَی النَّبِيِّ وَ لَهُ زَجَلٌ‏ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ مَا ذَا رَأَيْتَ فِي طَرِيقِكَ يَا عَلِيُّ فَأَخْبَرَهُ بِخَبَرِهِ كُلِّهِ فَقَالَ إِنَّ الَّذِي رَأَيْتَهُ مَثَلٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ لِي وَ لِمَنْ حَضَرَ مَعِي فِي وَجْهِي هَذَا قَالَ عَلِيٌّ ع اشْرَحْهُ لِي يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص أَمَّا الرُّءُوسُ الَّتِي رَأَيْتَهُمْ لَهَا ضَجَّةٌ وَ لِأَلْسِنَتِهَا لَجْلَجَةٌ فَذَلِكَ مَثَلُ قَوْمٍ مَعِي يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُمْ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا وَ لَا يُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْناً وَ أَمَّا النِّيرَانُ بِغَيْرِ حَطَبٍ فَفِتْنَةٌ تَكُونُ فِي أُمَّتِي بَعْدِي الْقَائِمُ فِيهَا وَ الْقَاعِدُ سَوَاءٌ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ لَهُمْ عَمَلًا وَ لَا يُقِيمُ‏ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً وَ أَمَّا الْهَاتِفُ الَّذِي هَتَفَ بِكَ فَذَاكَ سَلْقَعَةُ وَ هُوَ سَمْلَقَةُ بْنُ غُرَافٍ الَّذِي قَتَلَ عَدُوَّ اللَّهِ مِسْعَراً شَيْطَانَ الْأَصْنَامِ الَّذِي كَانَ يُكَلِّمُ قُرَيْشاً مِنْهَا وَ يُشْرِعُ فِي هِجَايَ.

 


[۱] . فرازهایی از این روایت در جلسه۸۶، حدیث۳ http://yekaye.ir/al-araf-007-008/ ؛ جلسه۱۳۲، حدیث۵ http://yekaye.ir/yunus-010-007/؛ جلسه۱۹۳، حدیث۲ http://yekaye.ir/fussilat-041-21/ ؛ و جلسه۳۸۱، حدیث۲ http://yekaye.ir/al-qiyamah-75-23/ ؛ و جلسه ۴۲۹، حدیث۲ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-10/ ؛ و جلسه ۴۵۰، حدیث۳ http://yekaye.ir/al-muzzammil-73-5/ گذشت.

[۲] . با توجه به تفاوت اندک در عبارات، سوال را از توحید صدوق نقل کردیم و پاسخ را از احتجاج طبرسی.

[۳] . سیوطی این مطلب را بدین صورت نقل کرده:

أخرج البخاري و مسلم و ابن المنذر و ابن أبى حاتم عن أبى هريرة عن رسول الله ص …؛

و در ادامه حدیث دیگری هم نزدیک به این مضمون آورده است:

و أخرج ابن عدى و البيهقي في شعب الايمان عن أبى هريرة قال قال رسول الله صلى الله عليه و [آله و] سلم ليؤتين يوم القيامة بالعظيم الطويل الأكول الشروب فلا يزن عند الله تبارك و تعالى جناح بعوضة اقرؤا ان شئتم فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً

[۴] . عبارت اول حدیث فوق در جلسه۶۸، حدیث۱ http://yekaye.ir/nuh-071-21/  و فرازهای دیگری از این حدیث در جلسه۷۷، حدیث۲ http://yekaye.ir/al-hadeed-057-14/  و جلسه۱۳۶، حدیث۱ http://yekaye.ir/al-qiyamah-075-02/  و جلسه ۱۵۸، حدیث۱ http://yekaye.ir/al-jathiyah-045-23/  و جلسه۱۶۲، حدیث۲ http://yekaye.ir/al-isra-017-018/ و جلسه۵۷۹، حدیث۱ http://yekaye.ir/al-lail-92-19/  و جلسه۵۸۹، حدیث۲ http://yekaye.ir/al-kahf-18-8/  و جلسه ۶۰۹، حدیث۲ http://yekaye.ir/al-kahf-18-28/  و جلسه ۶۲۷، حدیث۵ http://yekaye.ir/al-kahf-18-46/ گذشت.

[۵] . این نکته را الهام گرفتم از این نکته «حقّ، نزد خدا وزن دارد، ولى باطل پوچ و بى‏وزن است» در تفسير نور، ج‏۷، ص۲۳۴٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*