۴۵۵) وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً

۲۸ رمضان ۱۴۳۸

ترجمه

و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین.

نکات ترجمه

«اهْجُرْهُمْ» «هَجْراً»

ماده «هجر» در اصل به معنای «قطع کردن» و نقطه مقابل «وصل» است (معجم المقاييس اللغة، ج‏۶، ص۳۴) خواه این قطع ارتباط با بدن باشد یا با زبان یا با دل؛ چنانکه « وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ: آنان را در بستر رها کنید» (نساء/۳۴) منظور جدایی جسمانی است؛ ولی در آیه «إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» (فرقان/۳۰) منظور جدایی و رها کردن قلبی (شاید هم قلبی و هم زبانی) است؛ و در آیه محل بحث (وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلا) به نظر می‌رسد هر سه مد نظر باشد. (مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۳۳) برخی که دقت بیشتری در این واژه داشته‌اند تذکر داده‌اند که این ماده دلالت دارد بر رها کردن و جدایی در جایی که ارتباطی بین آنها وجود داشته است؛ چنانکه «مهاجر» کسی است که از سرزمینی که مدتها در آن زندگی کرده جدا شود (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۱، ص۲۴۰)

همچنین کلمه «هَجر» به معنای «هذیان گفتن» و سخنان بیهوده و ناسزا بر زبان راندن هم به کار می‌رود (مُسْتَكْبِرينَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُون‏؛ مومنون/۶۷) و گفته‌اند از این باب است که انسان به خاطر مرض یا عصبانیت و … حالت طبیعی خود را ترک کرده است. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۱، ص۲۴۰)

این ماده و مشتقاتش ۳۱ بار در قرآن کریم به کار رفته است.

حدیث

۱) از امام صادق ع درباره سخن خداوند متعال که می‌فرماید «بر آنچه می‌گویند شکیبا باش» روایت شده است:

یعنی ای محمد! [شکیبا باش] بر اینکه تو را تکذیب می‌کنند؛ چرا که من از آنها انتقام خواهم گرفت با مردی از [تبار] تو و او همان «قائم» من است که او را بر [ریختن] خون ظالمان مسلط می‌گردانم.

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: ۴۹۲

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع:

فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ» يَا مُحَمَّدُ مِنْ تَكْذِيبِهِمْ إِيَّاكَ فَإِنِّي مُنْتَقِمٌ مِنْهُمْ بِرَجُلٍ مِنْكَ وَ هُوَ قَائِمِي الَّذِي سَلَّطْتُهُ عَلَى دِمَاءِ الظَّلَمَةِ.

 

۲) حفص به غیاث از امام صادق ع روایت کرده که فرمودند:

ای حفص! همانا کسی که صبر و شکیبایی می‌ورزد، اندکی صبر می‌کند؛ و کسی هم که جزع و بی‌تابی می‌کند، این بی‌تابی و جزعش اندک است [ظاهرا اشاره به موقت بودن دنیاست].

سپس فرمود: بر تو باد به شکیبایی در تمام کارهایت چرا که خداوند عز و جل [وقتی] حضرت محمد ص را مبعوث کرد به او دستور صبر و مدارا داد و فرمود: «و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین. و تکذیب‌کنندگانِ صاحب نعمت [و ثروت] را به من واگذار!» (مزمل/۱۰-۱۱)؛

و نیز فرمود: «[بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن، آن گاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى يك‏دل مى‏گردد و و اين [خصلت‏] را جز كسانى كه شكيبا بوده‏اند نمى‏يابند، و آن را جز كسى كه سهم بزرگى [از كمال انسانيت] دارد، نخواهد يافت.» (فصلت/۳۴-۳۵).

پس رسول الله ص شکیبایی ورزید تا جایی که آزار‌های عظیمی در حقش روا داشتند و او را مورد هجوم قرار دادند، که سینه‌اش به تنگ آمد، و خداوند عز و جل نازل فرمود: «و قطعاً مى‏دانيم كه سينه تو از آنچه مى‏گويند تنگ مى‏شود؛ پس با ستايشِ پروردگارت، تسبيح گوى؛ و از سجده كنندگان باش.» (حجر/۹۷-۹۸).

باز هم او را تکذیب کردند و هدف قرار دادند و اندهگین شد و خداوند عز و جل به همین دلیل نازل فرمود: «به يقين، مى‏دانيم كه آنچه مى‏گويند تو را سخت غمگين مى‏كند. در واقع آنان تو را تكذيب نمى‏كنند، بلکه ستمكاران آيات خدا را انكار مى‏كنند. و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند، ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد» (انعام/۳۲-۳۳)؛

اما آنان نشستند و خداوند تبارک و تعالی را هم به بدی یاد کردند و او را تکذیب نمودند و رسول الله ص فرمود: من در مورد خودم و خانواده‌ام و آبرویم شکیبایی ورزیدم اما بر اینکه خدا را چنین یاد کنند صبر ندارم؛ پس خداوند عز و جل نازل کرد: «و به يقين آسمان‏ها و زمين و آنچه را كه در ميان آن دو است در شش روز آفريديم و هيچ رنج و خستگى به ما نرسيد؛ پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش» (ق/۳۸-۳۹).

پس پیامبر ص در جمیع این احوال شکیبایی ورزید و سپس در مورد امامان از عترت و اهل بیتش بشارت داده شد و آنها هم به صبر و شکیبایی توصیف شدند و خداوند – جل ثناؤه – فرمود: «و از آنان امامانی قرار داديم كه به امر ما هدايت مى‏كردند، از آن رو كه صبر ورزيدند و به آيات ما را یقین داشتند.» (سجده/۲۴).

در اینجا بود که [پیامبر ص] فرمود: «صبر نسبت به ایمان همانند سر نسبت به بدن است»

و خداوند عز و جل از او تشکر کرد و نازل فرمود: «و به گروهى كه همواره ضعيف شمرده مى‏شدند، قسمتهای شرق و غربِ آن سرزمين را- كه در آن بركت قرار داده بوديم- به ارث داديم و سخن نيك پروردگارت بر بنى اسرائيل [=وعده پيروزى آنها] به پاداش صبر آنان كاملا تحقق يافت و آنچه را كه فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ويران كرديم.» (اعراف/۱۳۷) و پیامبر ص فرمود: همانا این هم بشارت و هم انتقام است، پس خداوند عز و جل مبارزه با مشرکان را بر او مباح فرمود و نازل کرد: «مشركان را در هر كجا يافتيد با آنها مبارزه کنید و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد» (توبه/۵) «و هر جا آنان را یافتید با آنها بجنگید» (بقره/۱۹۲) پس خداوند آنان را به دست رسول الله ص و دوستانش به هلاکت رساند، و برای او ثواب صبرش را قرار داد همراه با آنچه برایش در آخرت ذخیره کرده است؛

پس هرکه صبر کند و به حساب خدا بگذارد از دنیا خارج نمی‌شود تا اینکه خداوند چشم او را در مورد [خواری و هلاکت] دشمنانش روشن سازد، علاوه بر اجری که در آخرت برای او ذخیره شده است.

تفسير القمي، ج‏۱، ص۱۹۷؛ الكافي، ج‏۲، ص۸۸

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَصْبَهَانِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

يَا حَفْصُ إِنَّ مَنْ صَبَرَ صَبَرَ قَلِيلًا وَ إِنَّ مَنْ جَزِعَ جَزِعَ قَلِيلًا ثُمَّ قَالَ عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ فِي جَمِيعِ أُمُورِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ فَقَالَ‏ «وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ‏ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ‏ أُولِي النَّعْمَةِ» وَ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ «ادْفَعْ‏ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ‏ [السَّيِّئَةَ] فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ‏ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‏» فَصَبَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّى نَالُوهُ بِالْعَظَائِمِ وَ رَمَوْهُ بِهَا فَضَاقَ صَدْرُهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ‏ بِما يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ‏ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» ثُمَّ كَذَّبُوهُ وَ رَمَوْهُ فَحَزِنَ لِذَلِكَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ «قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ‏ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ‏ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ‏ يَجْحَدُونَ‏ وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ‏ مِنْ قَبْلِكَ‏ فَصَبَرُوا عَلى‏ ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا» فَأَلْزَمَ النَّبِيُّ ص نَفْسَهُ الصَّبْرَ فَقَعَدُوا وَ ذَكَرُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِالسُّوءِ وَ كَذَّبُوهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏[۱] قَدْ صَبَرْتُ فِي نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ عِرْضِي وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَى ذِكْرِ إِلَهِي فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ‏ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ‏ فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ‏» فَصَبَرَ النَّبِيُّ ص فِي جَمِيعِ أَحْوَالِهِ ثُمَّ بُشِّرَ فِي عِتْرَتِهِ بِالْأَئِمَّةِ وَ وُصِفُوا بِالصَّبْرِ فَقَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ‏ «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ‏ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ» فَعِنْدَ ذَلِكَ قَالَ ص الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَشَكَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ لَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ‏ الْحُسْنى‏ عَلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ‏ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ‏» فَقَالَ ص إِنَّهُ بُشْرَى وَ انْتِقَامٌ فَأَبَاحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قِتَالَ الْمُشْرِكِينَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ‏ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ‏ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ‏ وَ احْصُرُوهُمْ‏ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ» «وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» فَقَتَلَهُمُ اللَّهُ عَلَى يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَحِبَّائِهِ وَ جَعَلَ لَهُ ثَوَابَ صَبْرِهِ مَعَ مَا ادَّخَرَ لَهُ فِي الْآخِرَةِ فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُقِرَّ اللَّهُ لَهُ عَيْنَهُ فِي أَعْدَائِهِ مَعَ مَا يَدَّخِرُ لَهُ فِي الْآخِرَةِ.

 

۳) از امیرالمومنین ع درباره منافقان در زمان رسول الله ص روایت شده است:

و رسول الله ص [از باب مدارا و جلب دلهای آنان] دائما با آنها الفت برقرار می‌کرد و آنها را به خود نزدیک می‌کرد و آنان را در چپ و راست خود می‌نشاند تا اینکه خداوند عز و جل در مورد دور ساختن آنان به وی اجازه داد با این سخن که «و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین» (مزمل/۱۰) و با این سخن که «چه شده است كه آنان كه كفر ورزيده‏اند، به سوى تو شتابان‌اند؛ گروه گروه، از راست و از چپ؛ آيا هر يك از آنان طمع مى‏بندد كه در بهشت پر نعمت درآورده شود؛ نه چنين است. ما آنان را از آنچه [خود] مى‏دانند آفريديم» (معارج/۳۶-۳۹) و همچنین است سخن خداوند عز و جل که فرمود: «روزی را که هر مردمی را به امامشان می‌خوانیم» (اسراء/۷۱) ولی آنها را با اسم خودشان و اسم پدر و مادرشان نام نبرد؛ …

الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏۱، ص۲۵۳

جَاءَ بَعْضُ الزَّنَادِقَةِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ع وَ قَالَ لَهُ لَوْ لَا مَا فِي الْقُرْآنِ مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّنَاقُضِ‏ لَدَخَلْتُ فِي دِينِكُمْ فَقَالَ لَهُ ع …

وَ مَا زَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَتَأَلَّفُهُمْ وَ يُقَرِّبُهُمْ وَ يُجْلِسُهُمْ عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ حَتَّى أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي إِبْعَادِهِمْ بِقَوْلِهِ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا وَ بِقَوْلِهِ‏ «فَما لِلَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ. عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ. أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ. كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ»‏ وَ كَذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ‏» وَ لَمْ يَسُمِّ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم‏.

 

۴) امیرالمومنین ع فرمودند:

نمی‌شود که شخص صبور پیروز نشود، هر چند زمانش طولانی گردد.

نَهْجِ الْبَلَاغَه، حکمت۱۵۳

عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع:

لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ.

تدبر

۱) «وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً»

کسی که وظیفه تبلیغ دین خدا و رهبری دینی جامعه را برعهده می‌گیرد، هم باید خود را برای سخنان ناروا تکذیب‌ها و زیر بار حق نرفتن‌ها و طعنه و کنایه‌ها آماده کند و هم وقتی می‌خواهد از آنها کناره‌گیری کند باید این عمل را به نحوی که زیبنده یک ولیّ خداست انجام دهد.

پس،

صبر بر اذیت‌ها و آمادگی در برابر زخم‌زبان‌ها و تهمت‌ها، و سعه صدر و خوش‌خلقی و مدارا، شرط یک مبلغ واقعی (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۷۱)؛ بلکه از شرایط رهبر دینی است. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۲۷۰)

به قول صائب تبریزی

نیست از زخم زبان پروا دل بی‌تاب را

مانع از گردش نگردد خار و خس گرداب را

https://ganjoor.net/saeb/divan-saeb/ghazalkasa/sh12/

 

۲) «وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ»

مواجه شدن با زخم‌زبان‌ها و تهمت‌ها و … برای کسی که می‌خواهد در راه خدا گام بردارد، یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر است، به طوری که خداوند چهار بار در قرآن کریم پیامبرش را با تعبیر «اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ» به شکیبایی در برابر این سخنان فراخوانده است. (طه/۱۳۰؛ ص/۱۷؛ ق/۳۹؛ مزمل/۱۰)[۲]

از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم را

بی چاک که دیده است گریبان قلم را؟

https://ganjoor.net/saeb/divan-saeb/ghazalkasa/sh806/

جالب اینجاست که اگرچه ظاهرا تمام این آیات در سوره‌های مکی آمده است، اما در برخی روایات، این تعبیر مورد به منافقان هم دانسته شده است (حدیث۳) و در تاریخ اسلام هم زخم‌زبان‌هایی که اولیای دین، از درون جامعه اسلامی خورده‌اند به هیچ وجه کمتر از آزارهایی که از کافران دیده‌اند نبوده است.

مروری بر تاریخ

امام خمینی در «منشور روحانیت» بعد از اصرار بر نقش‌آفرینی روحانیت متعهد، فرمودند:

البته بدان معنا نیست که ما از همۀ روحانیون دفاع کنیم، چرا که‏ ‎‏روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه های علمیه‏‎ ‎‏هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. … اولین‏‎ ‎‏و مهمترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست بود … علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر‏‎ ‎‏تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.‏‎ ‎‏اولین و مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشورای ۱۵ خرداد رقم خورد. در‏‎ ‎‏۱۵ خرداد ۴۲ مقابله با گلولۀ تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن، از داخل جبهۀ خودی، گلولۀ حیله و مقدس‌مآبی و تحجر بود؛‏‎ ‎‏گلولۀ زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را‏‎ ‎‏می سوخت و می‌درید. … آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر‏‎ ‎‏نخورده است و نمونۀ بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ که در تاریخ‏‎ ‎‏روشن است.

بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بیش از این تلخ نکنم.

تاملی با خویش

اگر مدعی کار فرهنگی هستید، خود را برای زخم‌زبان‌ها و تهمت‌ها آماده کنید!

 

۳) «فَاتَّخِذْهُ وَكيلاً؛ وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ»

لازمه واگذار کردن کار خود به خدا، صبر و شکیبایی بر تکذیب‌ها و سخنان ناروا و طعنه و کنایه‌هاست. (المیزان، ج۲۰، ص۶۷)[۳]

تاملی با خویش

ضابطه فوق نشان می‌دهد چقدر در ادعای «توکل» و «مبلغ واقعی بودن» صادق‌ایم.

 

۴) «وَ اذْكُرِ … وَ تَبَتَّلْ، فَاتَّخِذْهُ وَكيلاً، وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ»

یاد خداوند، بریدن از دیگران، و توکل بر خدا، زمینه‌ساز صبر در برابر ناملایمات است. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۲۷۰)

نیست از زخم زبان غم عاشق بی‌باک را

سیل می روبد ز راه خود خس و خاشاک را

https://ganjoor.net/saeb/divan-saeb/ghazalkasa/sh103/

 

۵) «وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً»

مراد از «هجر جمیل» چیست؟

الف. خوش‌خلقی و خیرخواهی هنگام دعوت دیگران به دین خدا، و پرهیز از مقابله به مثل هنگام مواجهه با برخوردهای نامناسب. (المیزان، ج۲۰، ص۶۷)

ب. اظهار جدایی و کنارکشیدن است بدون اینکه دست از دعوت خیرخواهانه به حق بردارد؛ که چنین برخورد همراه با مدارایی، اثر بیشتری در اینکه مورد اجابت قرار گیرد می‌گذارد. (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۷۱)

ج. کنار زدن دیگران به شکلی زیبا و در شأن رهبر جامعه اسلامی. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۲۷۰)

د. «هجر» به معنای جدا شدن و کنار کشیدن است؛ و زیبایی در کنار کشیدن، یعنی وقتی در قبال دعوت افراد به دین حق، با برخورد بدی مواجه می‌شود، طوری خود را کنار بکشد که تحسین هر بیننده‌ای را برانگیزاند. شبیه مفاد آیه «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً: و هنگامی که نادانان ایشان را خطاب قرار می‌دهند، سلامی می‌گویند» (فرقان/۶۳)

ه. …

 

۶) «وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً»

گاهی لازم است رهبر جامعه اسلامی، افراد یا گروه‌هایی را بایکوت کند و از آنها کناره بگیرد. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۲۷۰)

 

۷) «وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً»

صبر را مقدم بر هجر مطرح نمود، شاید بتوان نتیجه گرفت ابتدا باید صبر کرد و در گام بعد باید کناره‌گیری کرد. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۲۷۰)

 

۸) «فَاتَّخِذْهُ وَكيلاً، … وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً»

کسی که خداوند را به عنوان وکیل خود برگزیند، براحتی می‌تواند از دیگران کناره‌گیری کند. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۲۷۰)


[۱] . در کافی به جای عبارت «فَقَعَدُوا- وَ ذَكَرُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِالسُّوءِ وَ كَذَّبُوهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏» نوشته شده: «فَتَعَدَّوْا فَذَكَرَ اللَّهَ‏ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَذَّبُوهُ فَقَالَ ص»

[۲] . طه/۱۳۰: فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‏

ص/۱۷: اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‏

ق/۳۹: فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ‏

[۳] . برای تو فدا کردیم جان‌ها        کشیده بهر تو زخم زبان‌ها

شنیده طعنه‌های همچو آتش         رسیده تیرِ کاری زان کمان‌ها

اگر دل را برون آریم پیشت         ببخشایی بر آن پرخون نشان‌ها

https://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh111/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*