وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ

بحث این آیه کامل نشده؛‌ فقط چند نکته تدبری آمده

ترجمه

اختلاف قرائت

نکات ادبی

حدیث

تدبر

مرجع ضمیر «ک» کیست؟ قطعا پیامبر اکرم ص هست؛ اما آیا منحصر به ایشان است؟ مگر نگفته‌اند هربار قرآن می‌خوانید خودتان را مخاطب قرآن ببینید؟ مگر خودش نفرمود «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُون‏» (انبیاء/۱۰) اگر این سوره می‌خواهد عباده الذین اصطفی را شرح بدهد و چنین انسانهایی بسازد، پس طبیعی است که با خواننده قرآن مستقیم درگیر شود و به او بگوید که بدان تو مستقیما از جانب حکیم علیم قرآن را دریافت می‌کنی. واقعا در نگاه توحیدی آیا غیر از این است؟ آیا ما قرآن را با واسطه دریافت می‌کنیم یا مستقیما همه چیزمان را از خداوند می‌گیریم؟ آیا باید قاعده ساده‌لوحانه فلاسفه مشاء (قاعده الواحد) را باور کنیم که واحد نمی‌تواند با همگان مستقیما ارتباط داشته باشد؟ مگر خودش نفرمود «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون‏»‌ (بقره/۱۸۶). به نظرم این سوره سوره‌ای است که می‌خواهد به ما تذکر بدهد که قرار است تک تک شما مخاطب مستقیم قرآن باشید و قرآ» را از خود حکیم علیم دریافت کنید. آخر سوره هم تاکید می‌کند که مهمترین وظیفه‌ات دو چیز است: عبودیت محض و تلاوت قرآن! اتفاقا وقتی آنجا تعبیر تلاوت قرآن را می‌آورد برایمان ساده‌تر می‌شود قبول اینکه خطاب، فقط خطاب به پیامبر نیست؛‌به ما هم هست؛ خوب این هم در همان راستاست. اتفاقا آیات بعد همگی تاکید بر این است: حضرت موسی ع دنبال آتش رفت به گفتگوی مستقیم با خداوند نائل شد. نگویید «ما که لیاقت نداریم». اذا رایت مولای ذنوبی فزعت و اذا رایت کرمک طمعت. اگر به مقیاس شخص ما و عمل ما باشد لیاقت مسلمان و شیعه بودن هم نداشتیم؛ اما اگر به مقیاس رحمت و لطف خدا باشد هرچیزی به ما بدهد کم است!

هر یک از ما خودش را مخاطب این آیه باید ببیند تا از این سوره استفاده مومنانه کند؛ جالب است چون می‌دانسته باورش برایمان سخت است سه بار تاکید کرده (استفاده از جمله اسمیه + إن + ل‍ ): همانا تو قطعا قرآن را از نزد حکیم علیم دریافت می‌کنی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*