۱۰۶۵) سوره حجرات. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

۱-۲ رجب ۱۴۴۳

به نام خداوند رحمت‌گستر رحیم؛

مقدمه

آخرین سوره‌ای که بحث شد سوره واقعه بود که آغازش مصادف بود با شروع کرونا در ایران، که تذکر خوبی بود برای مرگ‌آگاهی انسان؛ و آخرین بارگذاری مباحث این سوره در کانال یک آیه در روز در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۹۹ انجام شد. چنانکه گذشت در همان ایام مسئولیتی بر دوش حقیر نهاده شد که عملا به خاطر شدت درگیری در کار اجرایی، ادامه تحقیق و نگارش و بارگذاری مطالب در کانال یک آیه میسر نبود؛ و البته می کوشیدم که توقف مذکور، به منزله توقف مطالعه و تامل در قرآن نباشد. در هر صورت، ان شاء الله از فردا که اول رجب سال ۱۴۴۳ قمری (۱۴ بهمن ۱۴۰۰ شمسی) است و حدود یک سال از این توقف سپری شده، با استمداد از امام زمان اروحنا له الفداء به ادامه این کار اقدام می‌کنم.

یکی از مشکلات حادی که امروزه در جامعه ما مشاهده می‌شود وضعیت نامطلوب روابط اجتماعی در جامعه است؛ و با توجه به اینکه شاید بتوان گفت سوره حجرات از سوره‌هایی است که از صدر تا ذیل ناظر به تنظیم روابط صحیح اجتماعی در جامعه دینی و بلکه بین مطلق انسانهاست؛ از این رو، ان شاء الله سوره حجرات در دستور کار قرار می‌گیرد.

از پروردگار متعال خواهانم که مرا جزء مومنان واقعی قرار دهد و از هرگونه اقدام به ظلم و تعدی مصون بدارد و با یاوری خاصی از جانب خود، ورود و خروج مرا در این مسیر، ورود و خروج صدق قرار دهد؛ و حق را بر قلمم چنان جاری سازد که جایی برای سخن باطل یا ورود آن نماند؛ که خودش ما را به چنین دعا کردنی دستور داده، و وعده فرموده که اگر کسی مومن باشد [و این گونه سراغ خدا برود]، از این قرآن یکسره شفا و رحمت بر او نازل شود؛ و اگر در زمره ظالمین باشد، از این قرآن جز خسارت بهره‌ای نبرد:

قُلْ رَبِّ أَدْخِلْني‏ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْني‏ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً؛

وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/۸۰-۸۲)

با توجه به تخصصی بودن برخی از بحثها به کسانی که فرصت کافی برای مطالعه کل محتویات ارائه شده در اینجا را ندارند یادآوری می‌کنم که علاوه بر کانال اصلی بحث در ایتا (https://eitaa.com/yekaye) کانال دیگری با عنوان «یک آیه در روز- گزیده» در همین پیام‌رسان ایتا راه اندازی کرده‌ام (https://eitaa.com/yekAaye) که صرفا گزیده‌ای از این کانال که جنبه کاربردی بیشتری دارد و قیل و قال کمتری در آن است در آنجا بارگذاری می‌شود؛ و اگر مشکل خاصی پیش نیاید از این پس، این مطالب گزیده را در پیام‌رسان بله () و تلگرام () نیز بارگذاری خواهم کرد.

معرفی سوره حجرات

– مکی یا مدنی

نظر بسیاری از صحابه و تابعین (ابن‌عباس و ابن‌زبیر و حسن بصری و قتاده و عکرمه و…) و عموم مفسران این است که سوره حجرات و بلکه کل آیات آن مدنی می‌باشد (الدر المنثور، ج‏۶، ص۸۳[۱]؛ سعد السعود، ص۲۹۵[۲]؛ التحرير و التنوير، ج‏۲۶، ص۱۷۸[۳]) فقط از ابن عباس نقل شده که آیه سیزدهم (يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ) مکی می‌باشد (مجمع البيان، ج‏۹، ص۱۹۳[۴]). البته آلوسی این احتمال را مطرح کرده که چه‌بسا این سخن ابن‌عباس بر اساس این مبنا بیان شده که هر آیه‌ای که حاوی «یا ایها الذین آمنوا» است مدنی و هر آیه‌ای که حاوی «یا ایها الناس» است مکی است؛ که اگر چنین باشد باید گفت که این قاعده عمومیت ندارد (روح المعاني، ج‏۱۳، ص۲۸۴[۵]). در مقابل سیوطی با اینکه خودش صریحا این سوره را مدنی و [ظاهرا به تبع روایت مشهوری از ابن‌عباس[۶]] آن را نازل شده بین دو سوره مجادله و تحریم می‌داند (الإتقان في علوم القرآن، ج۱، ص۶۰[۷]) اما از دیدگاهی شاذ یاد می‌کند (بدون اینکه اسم گوینده آن را ببرد) که این سوره را مکی دانسته است (همان، ص۶۵[۸]).

– جایگاه سوره حجرات در بین سوره‌ها

این سوره جزء سور «مفصلات» (جدا شده‌ها) است (درباره این تقسیم در ابتدای سوره واقعه توضیحاتی گذشت (جلسه ۹۶۷ https://yekaye.ir/al-waqiah-56-0/#_ftn2)؛ و برخی آن را اولین سوره از مجموعه سوره‌های «مفصل» دانسته‌اند. (التحرير و التنوير، ج‏۲۶، ص۱۷۹[۹]؛ روض الجنان (ابوالفتوح رازی)، ج‏۱۸، ص۱[۱۰])

این سوره را به خاطر کلمه «الحجرات» در آیه چهارمش، سوره حجرات نامیده‌اند؛ و در تمامی مصاحف و کتب حدیثی و تفسیری با همین اسم از آن یاد شده است و اسم دیگری برای این سوره مطرح نشده است (التحرير و التنوير، ج‏۲۶، ص۱۷۸[۱۱]).

این سوره در ترتیب مصحف ۴۹مین سوره و بنا بر روایت جابر بن یزید در ترتیب نزول ۱۰۸مین سوره قرآن کریم است و بعد از سوره مجادله و پیش از سوره تحریم، و در سال نهم هجری نازل شده است (التحرير و التنوير، ج‏۲۶، ص۱۷۸[۱۲]).

– تعداد آیات

تعداد آیات این سوره را همگان بدون هیچگونه اختلاف نظری[۱۳] ۱۸ آیه دانسته‌اند؛ و اشاره شد که همگی را مدنی می‌دانند هرچند در خصوص آیه ۱۳ این قول که مکی باشد نیز مطرح شده است (مجمع البيان، ج‏۹، ص۱۹۳[۱۴]؛ سعد السعود للنفوس منضود، ص۲۹۵[۱۵]؛ التحرير و التنوير، ج‏۲۶، ص۱۷۸[۱۶]) که با توجه به اینکه برخی آیات بیش از یکبار نازل شده است شاید هردو قول درباره این آیه درست باشد.

تعداد كلمات و حروف

تعداد كلمات این سوره را ۳۴۳ كلمه؛ اما تعداد حرفهایش را طبرانی و ابوالفتوح رازی ۱۴۷۶حرف (تفسير القرآن العظيم، ج‏۶، ص۷۰[۱۷]؛ روض الجنان، ج‏۱۸، ص۱[۱۸]) ولی ثعلبی ۱۴۷۵حرف (الكشف و البيان، ج‏۹، ص۶۹[۱۹]) دانسته‌اند.[۲۰]

– فضیلت و اهمیت سوره

۱) از امام صادق ع روایت شده است:

هرکس سوره حجرات را در هر شب یا در هر روز بخواند از زائران حضرت محمد ص می‌باشد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۱۵؛ مجمع البيان، ج‏۹، ص۱۹۳؛ المصباح (للكفعمی)، ص۴۴۵

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْحُجُرَاتِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ أَوْ فِي كُلِّ يَوْمٍ كَانَ مِنْ زُوَّارِ مُحَمَّدٍ ص.

 

۲) از رسول الله ص روایت شده است:

کسی که سوره حجرات را بخواند پاداشی دارد معادل ده حسنه به تعداد هرکس که خدا را اطاعت کرده و هرکس که او را عصیان کرده است.

مجمع البيان، ج‏۹، ص۱۹۳؛ تفسير القرآن العظيم (الطبرانى)، ج‏۶، ص۷۰؛ روض الجنان (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج‏۱۸، ص۱[۲۱]؛ المصباح (للكفعمی)، ص۴۴۵؛ الكشف و البيان (تفسير ثعلبى)، ج‏۹، ص۶۹[۲۲]

أبي بن كعب عن النبي ص قال:

مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْحُجُرَاتِ أُعْطِيَ مِنَ الْأَجْرِ عَشْرَ حَسَنَاتٍ بِعَدَدِ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُ.

این حدیث در برخی از کتب اهل سنت عبارت «عشر حسنات» را ندارد (مثلا: الكشاف، ج‏۴، ص۳۷۹؛ أنوار التنزيل (بیضاوی)، ج‏۵، ص۱۳۸[۲۳])

 

۳) الف. از پیامبر اکرم ص روایت شده است:

کسی که سوره حجرات را بخواند پاداشی که به او می‌دهند ده برابر تعداد کسانی است که خدا را اطاعت کرده و کسانی که او را عصیان کرده‌اند؛ و کسی که آن را بنویسد و آن را در جنگ ویا درگیری‌ای به خود آویزد از ترس آن ایمن گردد و خداوند به دست او در همه خوبی‌ها را باز کند.

ب. از پیامبر اکرم ص روایت شده است:

کسی که آن را بنویسد و آن را در جنگ ویا درگیری‌ای به خود آویزد خداوند او را یاری کند و برای او در همه خوبی‌ها باز شود.

خواص القرآن، ص۱۱۲؛ البرهان في تفسير القرآن، ج‏۵، ص۹۹

الف. روي عن النبي (صلى الله عليه و آله)، أنه قال:

«من قرأ هذه السورة أعطي من الأجر بعدد من أطاع الله تعالى و عدد من عصاه عشر مرات، و من كتبها و علقها عليه في قتال أو خصومة أمن خوف ذلك، و فتح الله تعالى على يديه باب كل خير».

ب. و قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

«من كتبها و علقها عليه في قتال أو خصومة، نصره الله تعالى و فتح له باب كل خير».

 

۴) از امام صادق ع روایت شده است:

کسی که آن را بنویسد و [به گردنِ] شخصی که دنبالش هستند* آویزد، [آن شخص] از شیطانش [که وی را دنبال می‌کرد] در امان می‌ماند و دیگر سراغ وی برنمی‌گردد و از هر چیزی که به خاطر ترس از آن دوری می‌کند ایمن ‌گردد؛ و اگر زنی آب [متبرّک‌شده به وسیله‌ی] این سوره را بنوشد، شيرش بعد از آنکه خشک شده بود جاري گردد، و جنین او از سقط شدن محفوظ بماند، و آن زن از هر ترس و بلايي بر جان خویش ایمن شود، به اذن خداوند متعال.

* ظاهرا مقصود از «المتبوع» شخصی است که جنیان سراغش می‌روند و او را آزار می‌دهند؛ و این جنی که وی را آزار می‌دهد شیطان او خوانده شده است. در سایت «الوحی» این فراز به این صورت ترجمه شده است: «هرکس این سوره را رونویسی و بر خودش آویزان کند، از شرّ شیطانش در امان خواهد بود و آن شیطان دیگر به سویش باز نخواهد گشت»

خواص القرآن، ص۱۱۲؛ البرهان في تفسير القرآن، ج‏۵، ص۹۹

قال الصادق (عليه السلام):

«من كتبها و علقها على المتبوع، أمن من شيطانه، و لم يعد إليه، و أمن من كل ما يحذر من الخوف، و المرأة إذا شربت ماءها درت اللبن بعد إمساكه، و حفظ جنينها، و أمنت على نفسها من كل خوف و محذور بإذن الله تعالى».

*درباره دو حدیث اخیر در بحث از غرض سوره توضیحاتی خواهد آمد.

– غرض سوره و مروری بر محتوای کلی آن

۱) از منظر علامه طباطبایی، سوره حجرات مشتمل بر مسائلى از احكام دين است كه با آن سعادت زندگى فردى انسان تكميل مى‏شود، و نظام صالح و طيب در مجتمع او مستقر مى‏گردد. بعضى از آن مسائل ادب جميلى است كه بايد بين بنده و خداى سبحان رعايت شود، و پاره‏اى آدابى است كه بندگان خدا بايد در مورد رسول خدا (ص) رعايت كنند، كه در پنج آيه اول سوره آمده. بعضى ديگر آن، احكام مربوط به مسائلى است كه مردم در برخورد با همانندهایشان در مجتمع زندگى خود بايد آن را رعايت كنند. قسمتى ديگر مربوط به برترى‏هايى است كه بعضى افراد بر بعض ديگر دارند، که از اهم امورى است كه جامعه مدنى با آن منتظم مى‏شود، و انسان را به سوى زندگى توأم با سعادت و عيش پاك و گوارا هدايت مى‏كند، و با آن بين دين حق با سایر سنتهای اجتماعى قانونی و غیر آن فرق مى‏گذارد. و در آخر، سوره را با اشاره به حقيقت ايمان و اسلام ختم نموده، بر بشريت منت مى‏گذارد كه نور ايمان را به او افاضه فرموده است.

الميزان، ج‏۱۸، ص۳۰۵[۲۴]؛ ترجمه الميزان، ج‏۱۸، ص۴۵۵

 

۲) فخر رازی درباره آیات سوره حجرات دسته‌بندی‌ای را مطرح کرده اشاره کرده است. وی می‌گوید «این سوره ارشاد مومنان است به مکارم اخلاق؛ که این یا در ارتباط با خداوند متعال است، یا با رسول، یا با سایر انسانها؛ که آنها هم دو قسمند: یا طایفه مومنان و داخل در رتبه طاعت با ایشان است، یا فاسق و خارج از طایفه آنان؛ که آن هم که در طایفه مومنان است یا نزد آنان حاضر است یا غایب؛ بدین ترتیب ۵ قسم می‌شوند: ارتباط با (۱) خدا ؛ (۲) رسول؛ (۳) فاسق؛ (۴) مومن حاضر؛ (۵) مومن غایب؛ و خداوند متعال ۵ بار تعبیر «یا ایها الذین آمنوا» را به کار برده و هربار به نحوه ارتباط با یکی از این ۵ قسم راهنمایی کرده است.» (مفاتيح الغيب، ج‏۲۸، ص۹۷-۹۸[۲۵])

از آنجا که این دسته‌بندی مورد توجه برخی از متاخران قرار گرفته است (مثلا: التحرير و التنوير (ابن عاشور)، ج‏۲۶، ص۱۷۹ و ۱۸۲؛ تفسير آيات الاحكام (سایس)، ص۶۹۵[۲۶]؛ محاسن التاويل (قاسمی)، ج‏۸ ، ص۵۴۷) به نظر می‌رسد توضیحی درباره آن در اینجا مناسب باشد.

حقیقت این است که این دسته‌بندی به این صورت که بخواهیم محور دسته‌بندی را تعبیر «یا ایها الذین آمنوا» قرار دهیم و هر متنی که با این آیه شروع می‌شود را یک دسته خاص بگردانیم بسیار قابل مناقشه است: مثلا در آیه اول که بحث جلو نیفتادن است خدا و رسول را با هم مطرح می‌کند (یعنی واقعا بحث رابطه با خدا را مستقل از رابطه با رسول مطرح نکرده است)؛ ویا اینکه قتال بین مومنان را لزوما ناظر به رابطه مومن و فاسق بدانیم محل مناقشه است (چنانکه در بسیاری از این قتالها هر دو طرف فاسقند)؛ و دسته‌بندی بر اساس مومن حاضر و مومن غایب نیز چندان قابل انطباق بر آیه نیست چنانکه سوءظن و تجسس صرفا ناظر به مومن غایب نیست. از اینها گذشته در این سوره یک آیه «یا ایها الناس» دارد که اگر قرار بود یک دسته‌بندی از آیات بر اساس نحوه خطاب قرار دادن انجام می‌شد حتما باید به این آیه هم اشاره می‌شد.

 

۳) ‌شاید بتوان گفت که مساله این سوره مدیریت پیوندها و ارتباطات اجتماعی است:

بحث را از جامعه دینی آغاز می‌کند که در جامعه دینی محور پیوندها باید ارتباط خاص با رسول الله که امام امت است باشد و انسانها نسبت به ایشان حرف‌شنوی داشته باشند؛

اما بلافاصله تذکر می‌دهد که این حرف‌شنوی نباید به صورت یک عادت در کل روابط جامعه دینی درآید تا حدی که اگر فاسقی هم خبر مهمی آورد بی‌تحقیق به وی اعتماد شود.

سپس سراغ پیوندهایی که بین خود مومنین وجود دارد و در معرض آسیب است می‌رود و وضع مطلوب این پیوندها را برادری معرفی می‌کند (که یک نوع رابطه گرم بین انسانهاست؛ نه رابطه سردی در حد صرفا رعایت عدالت) که در چنین فضایی آیات تذکر می‌دهد که وقتی رابطه گرم شد از خطرات این گونه روباط غفلت نکنید، این طور نباشد که در چنین فضای عاطفی حرمتها شکسته شود، یا نقطه ضعفهای همدیگر را به رخ بکشید؛ این نقطه ضعفها را در همدیگر نبینید و اگر هم دیدید علنی نکنید.

در گام بعد افق بحث را گسترده‌تر می‌کند و سراغ مطلب روابط انسانی (فراتر از جامعه دینی) می‌رود و تذکر می‌دهد که بالاخره انسانها تفاوت دارند (هم در خلقت و هم در اجتماع) و هدف این تفاوتها تعارف و به رسمیت شناختن همدیگر است نه برتری‌طلبی؛‌که معیار برتری فقط تقواست.

در فراز بعدی می‌کوشد سیر حرکت از ارتباطات ساده اجتماعی (تعارف) به ارتباطات عمیق دینی را مطرح کند؛ لذا ابتدا حرکت از اسلام به ایمان،‌ و سپس به توصیف مومن حقیقی می‌پردازد؛ و در این مسیر هشدار می‌دهد که مبادا این حرکت ایمانی موجب غرور شما شود و نسبت خود با خدا را فراموش کنید؛ و بدین ترتیب پایان سوره با این تذکر به مبدا سوره (که تذکر بر جلو نیفتادن از خدا و رسول بود) برمی‌گردد.

 

۴) احادیثی هم که درباره اهمیت این سوره آمده می‌تواند جهت‌گیری کلی سوره و ثمرات آن در زندگی را برای ما آشکار سازد:

ظاهرا هدف سوره تربیت جامعه اسلامی برای شکل‌گیری امت واحد ذیل شخصیت نبی اکرم ص است؛ پس کسی که بر این سوره (و در واقع بر رعایت مضامین آن) مداومت ورزد جزء ‌زائران حضرت محمد ص محسوب می‌شود (حدیث۱)؛

و شاید چون نسبتش را با تمام انسانهای اهل طاعت و معصیت اصلاح می‌کند از باب اینکه کسی که حسنه‌ای بیاورد ده برابر پاداش می‌گیرد (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها؛ انعام/۱۶۰) ده برابر تعداد همه افراد مطیع و عاصی ثواب می‌برد (حدیث۲)؛

و چون تکلیف مومنان را در درگیری‌ها و نزاعها و مطلق روابط اجتماعی معلوم کرده، درآویختن به این سوره و آویختن آن به خود، انسان را در نزاعها حفظ می‌کند و درب همه خوبی‌ها را در جامعه باز می‌کند (حدیث۳)؛

و چون با اصلاح رابطه خود با پیامبر اکرم ص و با سایر مومنان، ذیل امت محمدی ص قرار می‌گیرد، از شیاطین جن هم حفظ می‌شود؛ و زایندگی (حفظ جنین) و توان پرورش‌دهندگی‌اش (جاری شدن شیر خشک شده) برقرار و تثبیت می‌گردد (حدیث۴).

 

 

 


[۱] . أخرج ابن الضريس و النحاس و ابن مردويه و البيهقي عن ابن عباس رضى الله عنهما قال: نزلت سورة الحجرات بالمدينة؛ و أخرج ابن مردويه عن ابن الزبير مثله‏.

[۲] . الحجرات مدنية إلا آية واحدة قوله تعالى يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ إلى آخرها و قال قوم كلها مدنية.

[۳] . و هي مدنية باتفاق أهل التأويل، أي مما نزل بعد الهجرة، و حكى السيوطي في «الإتقان» قولا شاذا أنها مكية و لا يعرف قائل هذا القول. و في أسباب النزول للواحدي أن قوله تعالى: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ [الحجرات: ۱۳] الآية نزلت بمكة في يوم فتح مكة كما سيأتي، و لم يثبت أن تلك الآية نزلت بمكة كما سيأتي. و لم يعدها في «الإتقان» في عداد السور المستثنى بعض آياتها.

[۴] . سورة الحجرات مدنية … عن الحسن و قتادة و عكرمة و عن ابن عباس إلا آية قوله «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏».

[۵] . سورة الحجرات‏ مدنية كما قال الحسن و قتادة، و عكرمة و غيرهم و في مجمع البيان عن ابن عباس إلا آية و هي قوله تعالى: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ [الحجرات: ۱۳] و لعل من يعتبر ما أخرجه الحاكم في مستدركه و البيهقي في الدلائل و البزار في مسنده من طريق الأعمش عن علقمة عن عبد اللّه قال: ما كان يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا* [الحجرات: ۱، ۲، ۶، ۱۱، ۱۲، ۱۵] أنزل بالمدينة و ما كان يا أَيُّهَا النَّاسُ فبمكة يقول بمكية ما استثنى، و الحق أن هذا ليس بمطرد. و ذكر الخفاجي أنها في قول شاذ مكية، و هي ثماني عشرة آية بالإجماع، و لا يخفى تواخيها مع ما قبلها لكونهما مدنيتين و مشتملتين على أحكام و تلك فيها قتال الكفار و هذه فيها قتال البغاة.

[۶] . این روایت که در ذکر سوره‌های مکی و مدنی است در مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۶۱۲-۶۱۳ با سند متصل چنین آمده است:

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَمْدِ مَهْدِيُّ بْنُ نَزَارِ الْحُسَيْنِيُّ الْقَائِنِيُّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسْكَانِيِّ عَنْ أَبِي نَصْرٍ الْمُفَسِّرِ عَنْ عَمِّهِ أَبِي حَامِدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُقْرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ السُّلَمِيِّ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَبِي مُوسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ هَارُونَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:

أَوَّلُ مَا أُنْزِلَ بِمَكَّةَ (اقرأ باسم ربك) ثم (ن و القلم) ثم (المزمل) ثم (المدثر) ثم (تبت) ثم (إذا الشمس كورت) ثم (سبح اسم ربك الأعلى) ثم (و الليل إذا يغشى) ثم (و الفجر) ثم (و الضحى) ثم (أ لم نشرح) ثم (و العصر) ثم (و العاديات) ثم (إنا أعطيناك الكوثر) ثم (ألهيكم التكاثر) ثم (أ رأيت) ثم (الكافرون) ثم (أ لم تر كيف) ثم (قل أعوذ برب الفلق) ثم (قل أعوذ برب الناس) ثم (قل هو الله أحد) ثم (و النجم) ثم (عبس) ثم (إنا أنزلناه) ثم (و الشمس) ثم (البروج) ثم (و التين) ثم (لإيلاف) ثم (القارعة) ثم (القيامة) ثم (الهمزة) ثم (و المرسلات) ثم (ق) ثم (لا أقسم بهذا البلد) ثم (الطارق) ثم (اقتربت الساعة) ثم (ص) ثم (الأعراف) ثم (قل أوحي) ثم (يس) ثم (الفرقان) ثم (الملائكة) ثم (كهيعص) ثم (طه) ثم (الواقعة) ثم (الشعراء) ثم (النمل) ثم (القصص) ثم (بني إسرائيل) ثم (يونس) ثم (هود) ثم (يوسف) ثم (الحجر) ثم (الأنعام) ثم (الصافات) ثم (لقمان) ثم (القمر) ثم (سبأ) ثم (الزمر) ثم (حم المؤمن) ثم (حم السجدة) ثم (حمعسق) ثم (الزخرف) ثم (الدخان) ثم (الجاثية) ثم (الأحقاف) ثم (الذاريات) ثم (الغاشية) ثم (الكهف) ثم (النحل) ثم (نوح) ثم (إبراهيم) ثم (الأنبياء) ثم (المؤمنون) ثم (الم تنزيل) ثم (الطور) ثم (الملك) ثم (الحاقة) ثم (ذو المعارج) ثم (عم يتساءلون) ثم (النازعات) ثم (انفطرت) ثم (انشقت) ثم (الروم) ثم (العنكبوت) ثم (المطففين) فهذه أنزلت بمكة و هي خمس و ثمانون سورة.

قَالَ ثُمَّ أُنْزِلَتْ بِالْمَدِينَةِ (البقرة) ثم (الأنفال) ثم (آل عمران) ثم (الأحزاب) ثم (الممتحنة) ثم (النساء) ثم (إذا زلزلت) ثم (الحديد) ثم سورة (محمد) ثم (الرعد) ثم سورة (الرحمن) ثم (هل أتى) ثم (الطلاق) ثم (لم يكن) ثم (الحشر) ثم (إذا جاء نصر الله) ثم (النور) ثم (الحج) ثم (المنافقون) ثم (المجادلة) ثم (الحجرات) ثم (التحريم) ثم (الجمعة) ثم (التغابن) ثم سورة (الصف) ثم سورة (الفتح) ثم سورة (المائدة) ثم سورة (التوبة) فَهَذِهِ ثَمَانِي وَ عِشْرُونَ سُورَةً.

[۷] . و أما ما أنزل بالمدينة: سورة البقرة، ثم الأنفال، ثم آل عمران، ثم الأحزاب، ثم الممتحنة، ثم النساء، ثم إِذا زُلْزِلَتِ ، ثم الحديد، ثم القتال، ثم الرّعد، ثمّ الرحمن، ثم الإنسان، ثم الطلاق، ثم لم يكن، ثم الحشر، ثم إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ ، ثم النور، ثم الحج، ثمّ المنافقون، ثمّ المجادلة، ثمّ الحجرات، ثمّ التحريم، ثمّ الجمعة، ثمّ التغابن، ثمّ الصف، ثمّ الفتح، ثمّ المائدة، ثمّ براءة .

[۸] . سورة الحجرات: حكي قول شاذ إنّها مكية .

[۹] . و هذه السورة هي أول سور المفصّل بتشديد الصاد و يسمى المحكم على أحد أقوال في المذهب، و هو الذي ارتضاه المتأخرون من الفقهاء و في مبدأ المفصّل عندنا أقوال عشرة، أشهرها قولان؛ قيل: إن مبدأه سورة ق و قيل سورة الحجرات، و في مبدأ وسط المفصل قولان أصحهما أنه سورة عبس، و في قصاره قولان أصحهما أنها من سورة و الضحى.

و اختلف الحنفية في مبدأ المفصل على أقوال اثني عشر، و المصحح أن أوله من الحجرات، و أول وسط المفصل سورة الطارق، و أول القصار سورة إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ [الزلزلة: ۱].

و عند الشافعية قيل: أول المفصل سورة الحجرات، و قيل سورة ق، و رجحه ابن كثير في التفسير كما سيأتي.

و عند الحنابلة أول المفصل سورة ق.

و المفصل هو السور التي تستحب القراءة ببعضها في بعض الصلوات الخمس على ما هو مبين في كتب الفقه.

[۱۰]. بدان كه اين سوره مدنى است … از اين جا تا به آخر قرآن اين سورتها مفصّل خوانند براى آن كه فصل [به‏] بسم اللّه الرحمن الرحيم، بسيار باشد در او. و رسول عليه السّلام  گفت: اعطيت السبع الطّوال مكان التورات و اعطيت المثانى مكان الإنجيل و اعطيت المئين مكان الزبور و فضّلت بالمفصّل‏.

[۱۱] . سميت في جميع المصاحف و كتب السنة و التفسير سورة الحجرات و ليس لها اسم غيره، و وجه تسميتها أنها ذكر فيها لفظ الحجرات. و نزلت في قصة نداء بني تميم رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم من وراء حجراته، فعرفت بهذه الإضافة.

[۱۲] . و هي السورة الثامنة بعد المائة في ترتيب نزول السور، نزلت بعد سورة المجادلة و قبل سورة التحريم و كان نزول هذه السورة سنة تسع.

[۱۳] . این عدم اختلاف نظر ناظر به مصاحفی است که بعد از جمع‌آوری زمان ابوبکر و سپس در زمان عثمان مستقر شد؛ وگرنه در روایاتی در کتب شیعه و سنی آمده است که ظاهرا حجم این سوره و تعداد آیاتش بیشتر بوده است که ظاهرا این صرفا در قرآنی که توسط حضرت امیر ع جمع‌آوری شده موجود باشد و اکنون در دست ما نیست. البته چنانکه قبلا در بحث تعدد قراءات و مصاحف بارها بیان شد این سخن به هیچ وجه به معنای تحریف قرآن کریم نیست. درباره اینکه این زیاد بودنی که در برخی روایات آمده چه وجهی دارد قبلا در جمع‌بندی سوره احزاب (جلسه ۵۶۱-۲ https://yekaye.ir/al-ahzab-review/) وجوه مختلفی بیان شد؛ که در اینجا وجه مبتنی بر اختلاف قرائات بیشتر توضیح داده می‌شود.

عدم گردآوری کل قرآن توسط غیرمعصوم، نه تحریف

نکته‌ای که به آن بحثها باید افزوده شود این است که تحریف به معنای کم و زیاد کردن تعمدی در متن قرآن کریم است. این قطعا منتفی است؛ اما از طرف دیگر قطع داریم که در قرآنی که ابوبکر و بعدا عثمان جمع کردند تمام قرائات آیات قرآن کریم که بر پیامبر اکرم ص نازل شده بود جمع نشده است و اساسا مساله احراق مصاحف در زمان عثمان این بود که برخی از قرائات دیگری از آیات را که توسط ابن مسعود و دیگران ثبت و ضبط شده بود حذف شود. در همین راستا بوضوح می‌توان احادیثی را یافت که دلالت دارد که:

اولا در گردآوری زمان عمر حتما باید دو نفر بر اعتبار یک آیه شهادت می‌دادند تا آن را در قرآن ثبت کنند؛ و لذا (چنانکه در ادامه خواهد آمد) خود اهل سنت روایات متعدد دارند که برخی از آیات بود که حتی خود عمر می‌گفت من اینها را شخصا از رسول الله ص شنیدم اما چون هیچ شاهد دیگری نداشت در قرآن نیاوردند (پس کاملا محتمل است که برخی از آیات که پیامبر آورده در قرآنی که آنها گردآوری کردند نیامده باشد)؛

و ثانیا روایات متعددی در کتب شیعه هست که جز شخص امیرالمومنین ع هیچکس قرآن را به طور کامل جمع نکرده است.

اینکه تحریف منتفی است بدین معناست که تعمدا هیچ کم و زیادی‌ای در قرآن کریم رخ نداده است؛ از این روست که در همین حدیث زیر که طلحه حجم سوره احزاب را معادل سوره بقره و یاتعداد آیات سوره حجرات در زمان رسول الله ص را حدود ۹۰ آیه معرفی می‌کند در حالی که در قرآنی که توسط عثمان جمع شده فقط ۱۸ آیه دارد حضرت امیر ع این را نفی نمی‌کند ولی تاکید می‌کند همین قرآنی که در دست همه است برای هدایت شدن کافی است؛ یا چنین احادیثی در کتب اهل سنت مکرر آمده است که سوره احزاب را معادل سوره بقره می‌دانند ویا بسیاری از آیات را ذکر می‌کنند که در مصحف کنونی نوشته نشده است و از این واقعه به عنوان «نسخ التلاوة» یاد می‌کنند گویی خود رسول الله ص دستور نسخ و حذف آن را از قرآن کریم داده است؛ در حالی که احادیثی که خودشان از عایشه روایت کرده‌اند بوضوح نشان می‌دهد که این کم‌شدنها در واقع مطلبی است که بعد از رسول الله ص رخ داده است.

در کتب شیعه این روایت در كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏۲، ص۶۵۶-۶۶۰ در این مضمون آمده است:

الحديث الحادي عشر: أَبَانٌ عَنْ سُلَيْمٍ قَالَ رَأَيْتُ عَلِيّاً ع فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي خِلَافَةِ عُثْمَانَ وَ جَمَاعَةٌ يَتَحَدَّثُونَ وَ يَتَذَاكَرُونَ الْفِقْهَ وَ الْعِلْم‏ ..

… فَقَالَ طَلْحَةُ [فَرَّجْتَ عَنِّي مَا كُنْتُ أَدْرِي مَا عَنَى رَسُولُ اللَّهِ ص بِذَلِكَ حَتَّى فَسَّرْتَهُ لِي فَجَزَاكَ اللَّهُ يَا أَبَا الْحَسَنِ خَيْراً عَنْ جَمِيعِ الْأُمَّةِ يَا أَبَا الْحَسَنِ شَيْ‏ءٌ أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهُ‏]  رَأَيْتُكَ خَرَجْتَ بِثَوْبٍ مَخْتُومٍ عَلَيْهِ فَقُلْتَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي لَمْ أَزَلْ مَشْغُولًا بِرَسُولِ اللَّهِ ص بِغُسْلِهِ وَ تَكْفِينِهِ وَ دَفْنِهِ ثُمَّ شُغِلْتُ بِكِتَابِ اللَّهِ حَتَّى جَمَعْتُهُ [فَهَذَا كِتَابُ اللَّهِ مَجْمُوعاً]  لَمْ يَسْقُطْ مِنْهُ حَرْفٌ فَلَمْ أَرَ ذَلِكَ [الْكِتَابَ‏]  الَّذِي كَتَبْتَ وَ أَلَّفْتَ‏  وَ لَقَدْ رَأَيْتُ عُمَرَ بَعَثَ إِلَيْكَ حِينَ اسْتَخْلَفَ أَنِ ابْعَثْ بِهِ إِلَيَّ فَأَبَيْتَ أَنْ تَفْعَلَ فَدَعَا عُمَرُ النَّاسَ فَإِذَا شَهِدَ اثْنَانِ‏  عَلَى آيَةٍ [قُرْآنٍ‏]  كَتَبَهَا وَ مَا لَمْ يَشْهَدْ عَلَيْهَا غَيْرُ رَجُلٍ وَاحِدٍ [رَمَاهُ‏]  وَ لَمْ يَكْتُبْهُ وَ قَدْ قَالَ عُمَرُ وَ أَنَا أَسْمَعُ إِنَّهُ قَدْ قُتِلَ يَوْمَ الْيَمَامَةِ رِجَالٌ كَانُوا يَقْرَءُونَ قُرْآناً لَا يَقْرَؤُهُ غَيْرُهُمْ [فَذَهَبَ‏]  وَ قَدْ جَاءَتْ شَاةٌ إِلَى صَحِيفَةِ وَ كِتَابِ عُمَرَ يَكْتُبُونَ فَأَكَلَتْهَا وَ ذَهَبَ مَا فِيهَا وَ الْكَاتِبُ‏ [۶۵۷] يَوْمَئِذٍ عُثْمَانُ [فَمَا تَقُولُونَ‏]  وَ سَمِعْتُ عُمَرَ يَقُولُ وَ أَصْحَابُهُ الَّذِينَ أَلَّفُوا مَا كَتَبُوا عَلَى عَهْدِ عُثْمَانَ‏  إِنَّ الْأَحْزَابَ كَانَتْ تَعْدِلُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ وَ النُّورُ سِتُّونَ وَ مِائَةُ آيَةٍ وَ الْحُجُرَاتُ‏ تِسْعُونَ آيَةً  فَمَا هَذَا وَ مَا يَمْنَعُكَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَنْ تُخْرِجَ إِلَيْهِمْ مَا قَدْ أَلَّفْتَ لِلنَّاسِ وَ قَدْ شَهِدْتُ عُثْمَانَ حِينَ أَخَذَ  مَا أَلَّفَ عُمَرُ فَجَمَعَ لَهُ الْكُتَّابَ وَ حَمَلَ النَّاسَ عَلَى قِرَاءَةٍ وَاحِدَةٍ وَ مَزَّقَ مُصْحَفَ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ وَ ابْنِ مَسْعُودٍ وَ أَحْرَقَهُمَا بِالنَّارِ فَمَا هَذَا؟

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَا طَلْحَةُ إِنَّ كُلَّ آيَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ [فِي كِتَابِهِ‏]  عَلَى مُحَمَّدٍ ص عِنْدِي بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ خَطِّي بِيَدِي وَ تَأْوِيلُ كُلِّ آيَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص‏]  وَ كُلُّ حَلَالِ أَوْ حَرَامٍ أَوْ حَدٍّ أَوْ حُكْمٍ أَوْ أَيُّ شَيْ‏ءٍ تَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمَّةُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عِنْدِي مَكْتُوبٌ بِإِمْلَاءِ [۶۵۸] رَسُولِ اللَّهِ وَ خَطِّ يَدِي‏  حَتَّى أَرْشُ الْخَدْشِ قَالَ طَلْحَةُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنْ صَغِيرٍ أَوْ كَبِيرٍ أَوْ خَاصٍّ أَوْ عَامٍّ كَانَ أَوْ يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَهُوَ مَكْتُوبٌ عِنْدَكَ؟

قَالَ نَعَمْ وَ سِوَى ذَلِكَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَسَرَّ إِلَيَّ فِي مَرَضِهِ مِفْتَاحَ أَلْفِ بَابٍ مِنَ الْعِلْمِ يُفَتِّحُ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ وَ لَوْ أَنَّ الْأُمَّةَ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ اتَّبَعُونِي وَ أَطَاعُونِي‏ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ‏ [رَغَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ]  يَا طَلْحَةُ أَ لَسْتَ قَدْ شَهِدْتَ رَسُولَ اللَّهِ ص حِينَ دَعَا بِالْكَتِفِ‏  لِيَكْتُبَ فِيهَا مَا لَا تَضِلُّ الْأُمَّةُ وَ لَا تَخْتَلِفُ فَقَالَ صَاحِبُكَ مَا قَالَ إِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ يَهْجُرُ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ تَرَكَهَا قَالَ بَلَى قَدْ شَهِدْتُ ذَاكَ قَالَ فَإِنَّكُمْ لَمَّا خَرَجْتُمْ أَخْبَرَنِي [بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ]  بِالَّذِي أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ فِيهَا وَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْهَا الْعَامَّةُ فَأَخْبَرَهُ جَبْرَائِيلُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ عَلِمَ مِنَ الْأُمَّةِ  الِاخْتِلَافَ وَ الْفُرْقَةَ ثُمَّ دَعَا بِصَحِيفَةٍ فَأَمْلَى عَلَيَّ مَا أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ فِي الْكَتِفِ‏  وَ أَشْهَدَ عَلَى ذَلِكَ ثَلَاثَةَ رَهْطٍ سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادَ وَ سَمَّى مَنْ يَكُونُ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَسَمَّانِي أَوَّلَهُمْ‏  ثُمَّ ابْنِي [هَذَا وَ أَدْنَى بِيَدِهِ إِلَى‏]  الْحَسَنِ ثُمَّ الْحُسَيْنِ ثُمَّ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ ابْنِي هَذَا يَعْنِي الْحُسَيْنَ كَذَلِكَ كَانَ يَا أَبَا ذَرٍّ وَ أَنْتَ يَا مِقْدَادُ [۶۵۹] فَقَامُوا وَ قَالُوا نَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ طَلْحَةُ وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص يَقُولُ لِأَبِي ذَرٍّ مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَى ذِي لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِي ذَرٍّ وَ لَا أَبَرَّ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنَّهُمَا  لَمْ يَشْهَدَا إِلَّا عَلَى حَقٍّ وَ لَأَنْتَ أَصْدَقُ وَ آثَرُ  عِنْدِي مِنْهُمَا ثُمَّ أَقْبَلَ ع عَلَى طَلْحَةَ فَقَالَ اتَّقِ اللَّهَ يَا طَلْحَةُ وَ أَنْتَ يَا زُبَيْرُ وَ أَنْتَ يَا سَعْدُ وَ أَنْتَ يَا ابْنَ عَوْفٍ اتَّقُوا اللَّهَ وَ آثِرُوا رِضَاهُ وَ اخْتَارُوا مَا عِنْدَهُ وَ لَا تَخَافُوا  فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ قَالَ طَلْحَةُ مَا أَرَاكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَجَبْتَنِي عَمَّا سَأَلْتُكَ عَنْهُ مِنْ أَمْرِ الْقُرْآنِ أَلَّا تُظْهِرَهُ لِلنَّاسِ قَالَ ع يَا طَلْحَةُ عَمْداً كَفَفْتُ عَنْ جَوَابِكَ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَمَّا كَتَبَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ أَ قُرْآنٌ كُلُّهُ أَمْ فِيهِ مَا لَيْسَ بِقُرْآنٍ قَالَ ع بَلْ هُوَ قُرْآنٌ كُلُّهُ إِنْ أَخَذْتُمْ بِمَا فِيهِ نَجَوْتُمْ مِنَ النَّارِ وَ دَخَلْتُمُ الْجَنَّةَ فَإِنَّ فِيهِ حُجَّتَنَا وَ بَيَانَ [أَمْرِنَا وَ]  حَقِّنَا وَ فَرْضَ طَاعَتِنَا فَقَالَ طَلْحَةُ حَسْبِي أَمَّا إِذَا كَانَ قُرْآناً فَحَسْبِي ثُمَّ قَالَ طَلْحَةُ فَأَخْبِرْنِي عَمَّا فِي يَدَيْكَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ تَأْوِيلِهِ وَ عِلْمِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ إِلَى مَنْ تَدْفَعُهُ وَ مَنْ صَاحِبُهُ بَعْدَكَ قَالَ ع إِلَى الَّذِي أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَيْهِ قَالَ مَنْ هُوَ قَالَ وَصِيِّي وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ بَعْدِي ابْنِي هَذَا الْحَسَنُ‏  ثُمَّ يَدْفَعُهُ ابْنِيَ الْحَسَنُ عِنْدَ مَوْتِهِ إِلَى ابْنِي هَذَا الْحُسَيْنِ‏  ثُمَّ يَصِيرُ [۶۶۰] إِلَى وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ حَتَّى يَرِدَ آخِرُهُمْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص حَوْضَهُ وَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ لَا يُفَارِقُونَهُ وَ لَا يُفَارِقُهُم‏ …

در کتب اهل سنت هم از باب نمونه به این چند مورد اشاره می‌شود:

در «تفسير القرطبي = الجامع لأحكام القرآن» ج۱۴، ص۱۱۳ حدیثی هست که بوضوح بر از دست رفتن این آیات در مصحف بعد از پیامبر دلالت دارد در حالی که  صریحا مفسرانشان آن را نسخ التلاوة (که گویی توسط پیامبر ص انجام شده است) معرفی می‌کنند:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْهَيْثَمِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عُبَيْدٍ الْقَاسِمُ بْنُ سَلَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي مَرْيَمَ عَنِ ابْنِ لَهِيعَةَ عَنْ أَبِي الْأَسْوَدِ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَتْ ‌سُورَةُ ‌الْأَحْزَابِ ‌تَعْدِلُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِائَتَيْ آيَةٍ، فَلَمَّا كُتِبَ الْمُصْحَفُ لَمْ يُقْدَرْ مِنْهَا إِلَّا عَلَى مَا هِيَ الْآنَ.

وَرَوَى زِرٌّ قَالَ قَالَ لِي أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ: كَمْ تَعُدُّونَ سُورَةَ الْأَحْزَابِ؟ قُلْتُ ثَلَاثًا وَسَبْعِينَ آيَةً، قَالَ: فَوَالَّذِي يَحْلِفُ بِهِ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ إِنْ كَانَتْ لَتَعْدِلُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ أَوْ أَطْوَلَ، وَلَقَدْ قَرَأْنَا مِنْهَا آيَةَ الرَّجْمِ: الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ إِذَا زَنَيَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.

سُورَةُ الْأَحْزَابِ مَدَنِيَّةٌ فِي قَوْلِ جَمِيعِهِمْ. نَزَلَتْ فِي الْمُنَافِقِينَ وَإِيذَائِهِمْ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَطَعْنِهِمْ فِيهِ وَفِي مُنَاكَحَتِهِ وَغَيْرِهَا. وهي ثلاث وَسَبْعُونَ آيَةً. وَكَانَتْ هَذِهِ السُّورَةُ تَعْدِلُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ. وَكَانَتْ فِيهَا آيَةُ الرَّجْمِ: (الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ إِذَا زَنَيَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)، ذَكَرَهُ أَبُو بَكْرٍ الْأَنْبَارِيُّ عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ. وَهَذَا يَحْمِلُهُ أَهْلُ الْعِلْمِ عَلَى أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى رَفَعَ مِنَ الْأَحْزَابِ إِلَيْهِ مَا يَزِيدُ عَلَى مَا فِي أَيْدِينَا، وَأَنَّ آيَةَ الرَّجْمِ رُفِعَ لَفْظُهَا.

وَقَدْ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْهَيْثَمِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عُبَيْدٍ الْقَاسِمُ بْنُ سَلَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي مَرْيَمَ عَنِ ابْنِ لَهِيعَةَ عَنْ أَبِي الْأَسْوَدِ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَتْ سُورَةُ الْأَحْزَابِ تَعْدِلُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِائَتَيْ آيَةٍ، فَلَمَّا كُتِبَ الْمُصْحَفُ لَمْ يُقْدَرْ مِنْهَا إِلَّا عَلَى مَا هِيَ الْآنَ.

قَالَ أَبُو بَكْرٍ: فَمَعْنَى هَذَا مِنْ قَوْلِ أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ عَائِشَةَ: أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى رَفَعَ إِلَيْهِ مِنْ سُورَةِ الْأَحْزَابِ مَا يَزِيدُ عَلَى مَا عِنْدَنَا. قُلْتُ: هَذَا وَجْهٌ مِنْ وُجُوهِ النَّسْخِ، وَقَدْ تَقَدَّمَ فِي” الْبَقَرَةِ” الْقَوْلُ فِيهِ مُسْتَوْفًى وَالْحَمْدُ لِلَّهِ.

وَرَوَى زِرٌّ قَالَ قَالَ لِي أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ: كَمْ تَعُدُّونَ سُورَةَ الْأَحْزَابِ؟ قُلْتُ ثَلَاثًا وَسَبْعِينَ آيَةً، قَالَ: فَوَالَّذِي يَحْلِفُ بِهِ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ إِنْ كَانَتْ لَتَعْدِلُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ أَوْ أَطْوَلَ، وَلَقَدْ قَرَأْنَا مِنْهَا آيَةَ الرَّجْمِ: الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ إِذَا زَنَيَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. أَرَادَ أُبَيٌّ أَنَّ ذَلِكَ مِنْ جُمْلَةِ مَا نُسِخَ مِنَ الْقُرْآنِ. وَأَمَّا مَا يُحْكَى مِنْ أَنَّ تِلْكَ الزِّيَادَةَ كَانَتْ فِي صَحِيفَةٍ فِي بَيْتِ عَائِشَةَ فَأَكَلَتْهَا الدَّاجِنُ فَمِنْ تَأْلِيفِ الْمَلَاحِدَةِ وَالرَّوَافِضِ.

جالب است این مطلب که قرطبی (م۶۷۱) براحتی به عنوان تالیفات روافض می‌شمرد بوضوح در کتب خود اهل سنت با سند صحیح موجود بوده است؛ چنانکه شبیه همین تهمت را قبل از او زمخشری (م۵۳۸) در کتابش زده بود و در تعلیقه ‌همان کتاب زمخشری که توسط یکی از علمای اهل سنت نوشته شده تذکر داده شده است که این نسبت صحیح نیست:

«تفسير الزمخشري الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل» (۳، ص۵۱۸):

وأمّا ما يحكى: أن تلك الزيادة كانت في صحيفة في بيت عائشة رضى الله عنها فأكلتها الداجن فمن تأليفات الملاحدة والروافض «۲»

(۲) . قلت: بل راويها ثقة غير متهم. قال إبراهيم الحربي في الغريب: حدثنا هرون بن عبد الله أن الرجم أنزل في سورة ‌الأحزاب ‌مكتوبا ‌في ‌خوصة في بيت عائشة. فأكلتها شاتها» وروى أبو يعلى والدارقطني والبزار والطبراني في الأوسط والبيهقي في المعرفة، كلهم من طريق محمد بن إسحاق عن عبد الله بن أبى بكر عن عائشة وعن عبد الرحمن بن القاسم عن أبيه عن عائشة انتهى.

و این حدیث در بسیاری از کتب اهل سنت با سند صحیح آمده است و احمد و ابن ماجه و دارالقطنی و حتی البانی (حدیث شناس وابی معاصر) نیز سندش را حسن دانسته‌اند:

«نواسخ القرآن = ناسخ القرآن ومنسوخه (جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (م٥٩٧)) ت آل زهوي» (ص۳۳):

أخبرنا المبارك بن علي قال: أخبرنا أبو العباس بن قريش، قال: أخبرنا أبو إسحاق البرمكي، قال: أخبرنا محمد بن إسماعيل الوراق قال: أبنا ابن أبي داود، قال: حدّثنا عبد الله بن سعد قال: حدّثني عمر، قال: حدّثني أبي، عن محمد بن إسحاق قال: حدّثني عبد الله بن أبي بكر بن محمد بن عمرو، عن عمرة بنت عبد الرحمن، عن عائشة، رضي الله عنها، قالت: «لقد نزلت آية الرّجم ورضعات الكبير عشرا، وكانت في ورقة تحت سرير في بيتي، فلما اشتكى رسول الله صلّى الله عليه وسلّم تشاغلنا بأمره، فدخلت دويبة لنا فأكلتها» تعني الشاة.

‌‌تعلیقه (۱): أخرجه أحمد (۵، ص۲۶۹) وابن ماجة (۱۹۴۴) والدارقطني (۴، ص۱۷۹) من طريق: محمد بن إسحاق به. وإسناده حسن، صرّح ابن إسحاق فيه بالتحديث. والخبر حسّنه المحدث الألباني في «صحيح سنن ابن ماجة» (۱۵۸۰).

بگذارید شرح مفصل این مطلب را از یکی از کتب فقهی اهل سنت که نویسنده‌اش أبو محمد علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الأندلسي القرطبي الظاهري (م٤٥٦) است نقل کنیم. (مواردی که می‌گوید «قال علی» مقصود خود نویسنده است؛ ضمنا برخی از توجیه‌هایی که وی بین روایاتی که نقل می‌کند آورده را حذف کرده‌ایم و جایش سه‌نقطه گذاشته‌ایم؛ که ببینید واقعا روایات – صرف نظر از توجیه‌شان- چه دلالتی داشته است؛ تمامی آدرسهای نقل شده در اینجا بر اساس نسخه نرم‌افزار المکتبة الشاملة است)

«المحلى بالآثار» (۱۲، ص۱۷۵):

«حَدَّثَنَا حُمَامٌ نا ابْنُ مُفَرِّجٍ نا ابْنُ الْأَعْرَابِيِّ نا الدَّبَرِيُّ نا عَبْدُ الرَّزَّاقِ عَنْ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ أَبِي النَّجُودِ عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ قَالَ: قَالَ لِي أُبَيّ بْنُ كَعْبٍ: كَمْ تَعُدُّونَ سُورَةَ الْأَحْزَابِ؟ قُلْت: إمَّا ثَلَاثًا وَسَبْعِينَ آيَةً، أَوْ أَرْبَعًا وَسَبْعِينَ آيَةً، قَالَ: إنْ كَانَتْ لَتُقَارِنُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ، أَوْ لَهِيَ أَطْوَلُ مِنْهَا، وَإِنْ كَانَ فِيهَا لَآيَةُ الرَّجْمِ؟ قُلْت: أَبَا الْمُنْذِرِ وَمَا آيَةُ الرَّجْمِ؟ قَالَ: إذَا زَنَى الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ فَارْجُمُوهُمَا أَلْبَتَّةَ نَكَالًا مِنْ اللَّهِ وَاَللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؟ ” قَالَ عَلِيٌّ: هَذَا إسْنَادٌ صَحِيحٌ كَالشَّمْسِ لَا مَغْمَزَ فِيهِ.

وَحَدَّثَنَا أَيْضًاعَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَبِيعٍ نا مُحَمَّدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ نا أَحْمَدُ بْنُ شُعَيْبٍ نا مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ الْأَشْعَرِيُّ نا مَنْصُورٌ – هُوَ ابْنُ أَبِي مُزَاحِمٍ – نا أَبُو حَفْصٍ – هُوَ عُمَرُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ – عَنْ مَنْصُورٍ – هُوَ ابْنُ الْمُعْتَمِرِ – عَنْ عَاصِمِ بْنِ أَبِي النَّجُودِ عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ قَالَ: قَالَ لِي أُبَيّ بْنُ كَعْبٍ: كَمْ تَعُدُّونَ سُورَةَ الْأَحْزَابِ؟ قُلْت: ثَلَاثًا وَسَبْعِينَ، فَقَالَ أُبَيٌّ: إنْ كَانَتْ لَتَعْدِلُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ أَوْ أَطْوَلَ، وَفِيهَا آيَةُ الرَّجْمِ ” الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ إذَا زَنَيَا فَارْجُمُوهُمَا أَلْبَتَّةَ نَكَالًا مِنْ اللَّهِ وَاَللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ “؟ فَهَذَا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ، وَمَنْصُورٌ: شَهِدَا عَلَى عَاصِمٍ وَمَا كَذَبَا، فَهُمَا الثِّقَتَانِ، الْإِمَامَانِ، الْبَدْرَانِ – وَمَا كَذَبَ عَاصِمٌ عَلَى زِرٍّ، وَلَا كَذَبَ زِرٌّ عَلَى أُبَيٍّ؟ …

قَالَ عَلِيٌّ: وَقَدْ رُوِيَ هَذَا مِنْ طُرُقٍ، مِنْهَا: مَا ناه عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَبِيعٍ نا مُحَمَّدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ نا أَحْمَدُ بْنُ شُعَيْبٍ نا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى نا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ غُنْدَرٌ نا شُعْبَةُ عَنْ قَتَادَةَ عَنْ يُونُسَ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ كَثِيرِ بْنِ الصَّلْتِ، قَالَ: قَالَ لِي زَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ: سَمِعْت رَسُولَ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – يَقُولُ «إذَا زَنَى الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ فَارْجُمُوهُمَا أَلْبَتَّةَ قَالَ عُمَرُ: لَمَّا نَزَلَتْ أَتَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – فَقُلْتُ: أَكْتِبْنِيهَا؟» قَالَ شُعْبَةُ: كَأَنَّهُ كَرِهَ ذَلِكَ؟ فَقَالَ عُمَرُ: أَلَا تَرَى أَنَّ الشَّيْخَ إذَا لَمْ يُحْصَنْ جُلِدَ، وَأَنَّ الشَّابَّ إذَا زَنَى وَقَدْ أَحْصَنَ رُجِمَ؟ . قَالَ عَلِيٌّ – رَحِمَهُ اللَّهُ -: وَهَذَا إسْنَادٌ جَيِّدٌ.

…  ناه أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الطَّلْمَنْكِيُّ نا ابْنُ مُفَرِّجٍ نا مُحَمَّدُ بْنُ أَيُّوبَ الصَّمُوتُ نا أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ الْبَزَّارُ نا يَحْيَى بْنُ خَلَفٍ نا عَبْدُ الْأَعْلَى بْنُ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ، وَعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ، قَالَ عَبْدُ اللَّهِ عَنْ عَمْرَةَ بِنْتِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، وَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِيهِ، ثُمَّ اتَّفَقَ الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ، وَعَمْرَةُ، كِلَاهُمَا عَنْ عَائِشَةَ أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ قَالَتْ: لَقَدْ نَزَلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ وَالرَّضَاعَةِ، فَكَانَتَا فِي صَحِيفَةٍ تَحْتَ سَرِيرِي، فَلَمَّا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – تَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ فَدَخَلَ دَاجِنٌ فَأَكَلَهَا.

در هر صورت چنین حذفیاتی در کتب اهل سنت مکرر یاد شده است و عجیب این است که آنها شیعه را متهم به تحریف قرآن می‌کنند. از باب نمونه به برخی موارد دیگر در کتب متقدمین آنها اشاره می‌شود:

«الناسخ والمنسوخ للنحاس (م۳۳۸)» (ص۶۱):

رَوَى الزُّهْرِيُّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: خَطَبَنَا عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: «كُنَّا نَقْرَأُ الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ إِنْ زَنَيَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ بِمَا قَضَيَا مِنَ اللَّذَّةِ» قَالَ أَبْو جَعْفَرٍ: وَإِسْنَادُ الْحَدِيثِ صَحِيحٌ إِلَّا أَنَّهُ لَيْسَ حُكْمُهُ حُكْمَ الْقُرْآنِ الَّذِي نَقَلَهُ الْجَمَاعَةُ عَنِ الْجَمَاعَةِ وَلَكِنَّهُ سُنَّةٌ ثَابِتَةٌ وَقَدْ يَقُولُ الْإِنْسَانُ: كُنْتُ أَقْرَأُ كَذَا لِغَيْرِ الْقُرْآنِ وَالدَّلِيلُ عَلَى هَذَا أَنَّهُ قَالَ: وَلَوْلَا أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ يُقَالَ: زَادَ عُمَرُ فِي الْقُرْآنِ لَزِدْتُهَا.

«الناسخ والمنسوخ لابن حزم (م۴۵۶)» (ص۹):

«۱ – نسخ الخط والحكم: عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال كنا نقرأ سورة تعدل سورة التوبة ما احفظ منها إلا هذه الآية (لو كان لابن آدم واديان من ذهب لابتغى إليهما ثالثا ولو أن له ثالثا لابتغى إليه رابعا ولا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ويتوب الله على من تاب)

۲ – والثاني نسخ الخط دون الحكم: عن عمر رضي الله عنه قال كنا نقرأ (ألا ترغبوا الرغبة عنهما) بمعنى الإعراض عن آبائكم، ومن ذلك (الشيخ والشيخة إذا زنيا فرجموهما البتة نكالا من الله والله عزيز حكيم) معناه «المحصن والمحصنة».

«قلائد المرجان في بيان الناسخ والمنسوخ في القرآن (مرعي بن يوسف بن أبى بكر بن أحمد الكرمى المقدسي الحنبلى (م١٠٣٣))» (ص۲۷):

«الثَّالِث مَا رفع حكمه ورسمه وَزَالَ حفظه من الْقُلُوب؛ وَإِنَّمَا علم ذَلِك من أَخْبَار الْآحَاد كَمَا رُوِيَ عَن أبي مُوسَى الْأَشْعَرِيّ أَنه قَالَ نزلت سُورَة نَحْو بَرَاءَة ثمَّ رفعت؛‌ وروى هبة الله الْبَغْدَادِيّ فِي كِتَابه عَن أنس بن مَالك أَنه قَالَ كُنَّا نَقْرَأ على عهد رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم سُورَة تعدلها سُورَة التَّوْبَة مَا أحفظ مِنْهَا إِلَّا آيَة وَاحِدَة وَهِي لَو أَن لِأَبْنِ آدم واديين من ذهب لابتغى لَهما ثَالِثا وَلَو أَن لَهُ ثَالِثا لابتغى إِلَيْهِمَا رَابِعا فَلَا يمْلَأ جَوف ابْن آدم إِلَّا التُّرَاب وَيَتُوب الله على من تَابَ؛ … وَذكروا أَن سُورَة الْأَحْزَاب كَانَت مثل سُورَة الْبَقَرَة فَرفع أَكْثَرهَا»

[۱۴] . عدد آيها: ثماني عشرة آية بالإجماع.

[۱۵] . الحجرات مدنية إلا آية واحدة قوله تعالى- يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ إلى آخرها و قال قوم كلها مدنية و هي ثمان عشرة آية بلا خلاف‏

[۱۶] . عدّ جميع العادين آيها ثمان عشرة آية.

[۱۷].  سورة الحجرات مدنيّة، و هي ألف و أربعمائة و ستّ و سبعون حرفا، و ثلاثمائة و ثلاث و أربعون كلمة، و ثماني عشرة آية.

[۱۸] . بدان كه اين سوره مدنى است و هژده آيت است و سيصد و چهل و سه كلمت است و هزار و چهار صد و نود و شش حرف است.

[۱۹] . سورة الحجرات‏ مدنية. و هي ألف و أربعمائة و خمسة و سبعون حرفا، و ثلاثمائة و ثلاثة و أربعون كلمة، و ثماني عشرة آية.

[۲۰] . معیار شمارش اینها دقیقا برایم معلوم نشد. اگر با نرم‌افزار Word محاسبه کنیم حتی در صورتی که حروف عطف و جر و … یا ضمایر را که به کلمه می‌چسبد (مثلا «بنبإ» یا «فتبينوا» یا «أصواتکم») را جزيی از همان کلمه در نظر بگیریم تعداد کلمات این سوره با احتساب «بسم الله الرحمن الرحیم» ۳۹۳ کلمه می‌شود. بله، اگر «بسم الله الرحمن الرحیم» ‌را حذف کنیم و دو حرف «یا ایها» را یک حرف و حرف «لا»ی نفی که بر سر افعال آمده (نه جایی که بر سر اسم آمده مانند «لا نساء») و حرف «و» همواره را به کلمه بعدیش بچسبانیم و مستقل محاسبه نکنیم، تعداد کلمات این سوره همین ۳۴۳ کلمه می‌شود؛ در حالی که با توجه به اینکه حروف (اعم از حروف عطف و نفی و جر و …) قسمی از کلمات هستند چنین شمارشی محل مناقشه جدی است؛ زیرا صرف نظر از اینکه واقعا ضمایر هم کلماتی مستقل هستند، اگر قرار باشد حروف را اصلا به عنوان کلمه به حساب نیاوریم باید حروف «إن» و «أن» یا همزه استفهام یا حرف «فی» و … را هم از محاسبه خارج کنیم؛ در حالی که در محاسبه فوق اینها هرکدام یک کلمه در نظر گرفته شد.

علاوه بر این ضابطه شمارش حروف را هم متوجه نشدم. در محاسبه  با نرم‌افزار Word (بر اساس متن قرآنی که در نرم‌افزار جامع التفاسیر است که ظاهرا بر اساس رسم المصحف نگاشته شده و بسیاری از کلمات مانند سماوات یا صادقین فاقد «ا» است) تعداد حروف ۱۵۳۷ مورد بود.

[۲۱] . و روايت است از ابو امامه از ابىّ كعب كه رسول- عليه السلام- گفت: هر كس كه او سورة الحجرات بخواند، خداى تعالى به عدد هر كس كه خداى را طاعت داشت و در خداى عاصى شد ده حسنه بنويسد او را.

[۲۲] . ثعلبی سند متصل خود برای این روایت را ذکر کرده است: أخبرنا أبو الحسن أحمد بن إبراهيم العبدوي قرأه عليه سنة أربع و ثمانين و ثلاثمائة، قال: أخبرنا أبو عمر و محمّد بن جعفر بن محمّد العدل، قال: حدّثنا إبراهيم بن شريك بن الفضل، قال: حدّثنا أحمد بن عبد الله بن يونس، قال: حدّثنا سلام بن سليم المدائني، قال: حدّثنا هارون بن كثير، عن زيد بن أسلم، عن أبيه، عن أبي أمامة عن أبي بن كعب

[۲۳].  عن النبي صلّى اللّه عليه و سلم «من قرأ سورة الحجرات أعطي من الأجر بعدد من أطاع اللّه و عصاه».

[۲۴]. تتضمن السورة مسائل من شرائع الدين بها تتم الحياة السعيدة للفرد و يستقر النظام الصالح الطيب في المجتمع منها ما هو أدب جميل للعبد مع الله سبحانه و مع رسوله كما في الآيات الخمس في مفتتح السورة، و منها ما يتعلق بالإنسان مع أمثاله من حيث وقوعهم في المجتمع الحيوي، و منها ما يتعلق بتفاضل الأفراد و هو من أهم ما ينتظم به الاجتماع المدني و يهدي الإنسان إلى الحياة السعيدة و العيش الطيب الهني‏ء و يتميز به دين الحق من غيره من السنن الاجتماعية القانونية و غيرها و تختتم السورة بالإشارة إلى حقيقة الإيمان و الإسلام و امتنانه تعالى بما يفيضه من نور الإيمان.

[۲۵] . هذه السورة فيها إرشاد المؤمنين إلى مكارم الأخلاق، و هي إما مع اللّه تعالى أو مع الرسول صلى اللّه عليه و [آله و] سلم أو مع غيرهم من أبناء الجنس، و هم على صنفين، لأنهم إما أن يكونوا على طريقة المؤمنين و داخلين في رتبة الطاعة أو خارجا عنها و هو الفاسق و الداخل في طائفتهم السالك لطريقتهم إما أن يكون حاضرا عندهم أو غائبا عنهم فهذه خمسة أقسام أحدها: يتعلق بجانب اللّه و ثانيها: بجانب الرسول و ثالثها: بجانب الفساق و رابعها: بالمؤمن الحاضر و خامسها: بالمؤمن الغائب فذكرهم اللّه تعالى في هذه السورة خمس مرات يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا و أرشدهم في كل مرة إلى مكرمة مع قسم من الأقسام الخمس.

فقال أولًا: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ‏ [الحجرات: ۱] و ذكر الرسول كان لبيان طاعة اللّه لأنها لا تعلم إلا بقول رسول اللّه،

و قال ثانياً: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ [الحجرات: ۲] لبيان وجوب احترام النبي صلى اللّه عليه و سلم

و قال ثالثاً: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ لبيان وجوب الاحتراز عن الاعتماد على أقوالهم، فإنهم يريدون إلقاء الفتنة/ بينكم و بين ذلك عند تفسير قوله وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا [الحجرات: ۹]

و قال رابعاً: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ [الحجرات: ۱۱] و قال: وَ لا تَنابَزُوا [الحجرات: ۱۱] لبيان وجوب ترك إيذاء المؤمنين في حضورهم و الازدراء بحالهم و منصبهم،

و قال خامساً: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [الحجرات: ۱۲] و قال: وَ لا تَجَسَّسُوا [الحجرات: ۱۲] و قال: وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً لبيان وجوب الاحتراز عن إهانة جانب المؤمن حال غيبته، و ذكر ما لو كان حاضرا لتأذى،

و هو في غاية الحسن من الترتيب، فإن قيل: لم لم يذكر المؤمن قبل الفاسق لتكون المراتب متدرجة الابتداء باللّه و رسوله، ثم بالمؤمن الحاضر، ثم بالمؤمن الغائب، ثم بالفاسق؟ نقول: قدم اللّه ما هو الأهم على ما دونه، فذكر جانب اللّه، ثم ذكر جانب الرسول، ثم ذكر ما يفضي إلى الاقتتال بين طوائف المسلمين بسبب الإصغاء إلى كلام الفاسق و الاعتماد عليه، فإنه يذكر كل ما كان أشد نفارا للصدور، و أما المؤمن الحاضر أو الغائب فلا يؤذي المؤمن إلى حد يفضي إلى القتل، ألا ترى أن اللّه تعالى ذكر عقيب نبأ الفاسق آية الاقتتال، فقال: وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا.

[۲۶]  . بقیه مفسران فقط عبارات وی را عینا نقل قول کرده‌اند اما سایس چون تلخیصی از آن ارائه کرده است متن وی را هم در اینجا می‌آوریم:

اشتملت سورة الحجرات على إرشاد المؤمنين إلى مكارم الأخلاق، و بيّنت لهم أقوم الطرق التي يسلكونها في حياتهم الدنيا، و خير المناهج التي ينتهجونها في معاملتهم، فبيّنت لهم أنواعا من الأدب، تختلف باختلاف من تكون المعاملة معه.

و ذلك أنه إمّا أن تكون المعاملة: مع اللّه تعالى، أو مع الرسول صلّى اللّه عليه و سلّم، أو مع غيرهم من بني آدم و هؤلاء على قسمين، لأنهم إما مؤمنين ملتزمين الطاعة، أو خارجين عن حدودها و هؤلاء هم الفاسقون. و المؤمن الذي التزم حدود الطاعة إما أن يكون حاضرا أو غائبا، فهذه خمسة أصناف.

و قد جاء خطاب المؤمنين ب (يا أيها الذين آمنوا) في هذه السورة خمس مرات، بيّن تعالى في كلّ مرّة مكرمة تتناسب مع من تكون المعاملة معه.

– فقال في جانب اللّه تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ و ذكر الرسول صلّى اللّه عليه و سلّم إنما جي‏ء به هنا لأنه الذي يوضّح طريق طاعة اللّه تعالى.

– و قال في جانب المعاملة مع الرسول صلّى اللّه عليه و سلّم: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ.

– و قال في جانب المؤمن الخارج عن حدود الطاعة (الفاسق): يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا.

– و قال في جانب المعاملة مع المؤمنين الحاضرين: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ.

– و قال في جانب الغائب: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ. و من أراد أن يقف على المكرمتين الأوليين فليطلبهما في كتب التفسير.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*