۶۱۴) كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً

ترجمه

هر دو باغ خوردنی‌هایش می‌داد و از آن چیزی کم نمی‌گذاشت و در خلال آن دو جشمه‌ای جوشاندیم.

نکات ترجمه

«كِلْتَا»

می‌دانیم که در زبان عربی، علاوه بر مفرد و جمع، حالت مثنی وجود دارد. کلمه «کِلا» (و مونث آن: «کِلتا») کلمه‌ای برای حالت تثنیه است[۱] که شبیه معنای «کل» (= هر، همه؛ که برای جمع به کار می‌رود) را در مورد تثنیه ایجاد می‌کند که چون در زبان فارسی لفظ مستقلی برای تثنیه نداریم غالبا با ترکیبی از کلمه «هر» با عدد «دو» بیان می‌شود و به صورت «هر دو» ترجمه می‌شود؛

در مورد این کلمه، همانند کلمه «کل»، نقش نحویِ کلمه بعد از آن، مضاف الیه می‌باشد؛ و باز همانند «کل»، که اگر مبتدا واقع شود، خبر آن هم می‌تواند «مفرد» باشد (وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ؛ اسراء/۱۳) و هم «جمع» (كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرين؛ نمل/۸۷‏) ، خبرِ «کلا» نیز به لحاظ نحوی هم می‌تواند مفرد باشد و هم به صورت تثنیه، و اغلب، به صوت مفرد می‌آید.

همچنین اگر مضاف الیه آن، اسم ظاهر باشد، اعراب آن، شبیه إعرابِ الف مقصوره اصلی کلمه می‌شود که به همان حالت باقی می‌ماند؛ اما وقتی مضاف الیه آن ضمیر باشد، همانند اعرابِ کلمه مثنی، اعراب می‌شود؛ یعنی «الفِ» آن در حالت نصب و جر به «ی» تبدیل می‌شود (رأيت كِلَيْهِمَا، و مررت بكِلَيْهِمَا). (؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۲۶؛ إعراب القرآن و بيانه، ج‏۵، ص۶۱۱)

این کلمه در قرآن کریم تنها ۲ بار آمده است:‌ یکبار به صورت مذکر: «إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما» (اسراء/۲۳) و یکبار هم به صورت مونث در همین آیه «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها» (کهف/۳۳)

اختلاف قرائت

«كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ» در مصحف ابن‌مسعود به صورت «كِلَا الْجَنَّتَيْنِ آتت» ثبت شده (چون «جنة» مونث مجازی است هم می‌تواند مذکر قلمداد شود و هم مونث)، و فراء قرائت ابن‌مسعود را به صورت «كُلُّ الْجَنَّتَيْنِ آتی أکله»» نقل کرده است. (البحر المحيط، ج‏۷، ص۱۷۴)[۲]

حدیث

۱) از امام صادق ع روایت شده است:

چه بسیار کسی که به خاطر نعمتی که خداوند به او عطا فرموده، مغرور شده…

الكافي، ج‏۲، ص۴۵۲؛ ج‏۸، ص۱۲۸

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَمْ مِنْ مَغْرُورٍ بِمَا قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ …[۳]

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

کسی که دلش به دنیا بیاویزد دلش به سه خصلت گرفتار آید:

همّ و غمی که تمام نشود؛ آرزویی که برآورده نگردد؛ و امیدی که بدان نرسد.

الكافي، ج‏۲، ص۳۱۹

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:

مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْيَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا يَفْنَى وَ أَمَلٍ لَا يُدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لَا يُنَالُ.

تدبر

۱) «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً»

در این آیه، در ادامه آیه قبل، گستره اموال آن فرد طغیانگر را مطرح می‌کند که چقدر خداوند در نعمت دادن به وی سنگ تمام گذاشته است:

دو باغی که به او داده، اولا ثمر دارد (آتَتْ أُكُلَها)؛

ثانیا دائما پرثمر است؛ و برخلاف اغلب باغ‌ها که یک سال پرمحصول است و یک‌سال کم‌محصول، هیچگاه دچار نقصان نمی‌شود؛ و

ثالثا خودش چشمه دارد و صاحب آن نگرانی‌ای در قبال مهمترین دغدغه صاحبان زراعت (یعنی کمبود و عدم دسترسی به آب) ندارد. (کنز الدقائق، ج‏۸، ص۷۶)[۴]

 

۲) «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً»

در آیه۳۱ از باغ‌های جاودانی (جنات عدن) برای مومنان سخن گفت که نهرها از فرودستشان جاری است و همه امکانات در آن مهیاست. در این آیه، نه از باغها، بلکه از دو باغ پرثمر در دنیا سخن گفت که در خلال آن دو نهری جاری شد. صاحبان باغ‌های بهشتی، چنان ظرفیتی پیدا کرده‌اند که آن همه باغ و امکانات بی‌نظیرش برایشان جاویدان ماند و صاحب این دو باغ چنان کم‌ظرفیت بود که خداوند همان دو باغش را نابود کرد.

یک نعمت خاص، در دنیا، مایه ابتلا و امتحان است و چه‌بسا صاحبش را بشدت زمین بزند؛ همان نعمت، آن هم چندین برابرش، در آخرت، پاداش است و نه‌تنها هیچ ضربه‌ای به صاحبش نمی‌زند، بلکه همواره مایه خوشی اوست.

 

۳) «جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ … حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً … فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً»

نه‌تنها خداوند است که مال و اموال (در این آیه: باغ و نخل و زراعت) را می‌دهد، بلکه عوامل به ثمر رسیدن آن (آبی که باید داده شود) را هم او تامین می‌کند.

اگر این را جدی بگیریم، می‌فهمیم که:

«کشاورز حقیقی [یعنی آن کس که تنها اوست که ثمره هر چیزی را از دل آن چیز بیرون می‌آورد] خداست، نه انسان.» (تفسیر نور، ج۷، ص۱۶۹)

آیا کسی که این را باور کند، آیا ممکن است با دریافت نعمت، مغرور شود؟

پس اگر با دریافت نعمت‌ها مغرور می‌شویم (حدیث۱) در خداشناسی خود تجدید نظر کنیم.

 


[۱] . برخی این کلمه را از کلمات وارد شده از زبان عبری می‌دانند (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۰، ص۱۱۲)

[۲] . و قرأ الجمهور كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ و في مصحف عبد اللّه كلا الجنتين، أتى بصيغة التذكير لأن تأنيث الجنتين مجازي، ثم قرأ آتَتْ فأنث لأنه ضمير مؤنث، فصار نظير قولهم طلع الشمس و أشرقت. و قال الفراء في قراءة ابن مسعود: كل الجنتين آتى أكله انتهى فأعاد الضمير على كل.

و قرأ الجمهور وَ فَجَّرْنا بتشديد الجيم. و قال الفراء: إنما شدد وَ فَجَّرْنا و هو نهر واحد لأن النهر يمتد فكان التفجر فيه كله أعلم اللّه تعالى أن شربهما كان من نهر واحد و هو أغزر الشرب. و قرأ الأعمش و سلام و يعقوب و عيسى بن عمر بتخفيف الجيم و كذا قرأ الأعمش في سورة القمر، و التشديد في سورة القمر أظهر لقوله «عُيُوناً»

و قرأ الجمهور نَهَراً بفتح الهاء. و قرأ أبو السمال و الفياض بن غزوان و طلحة بن سليمان بسكون الهاء.

[۳] . وَ كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِسَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ كَمْ مِنْ مَفْتُونٍ بِثَنَاءِ النَّاسِ عَلَيْهِ.

[۴] . وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ: و لم تنقص من أكلها. شَيْئاً: يعهد في سائر البساتين، فإنّ الثّمار تتمّ في عام و تنقص في عام غالبا… وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً: ليدوم شربهما، فإنّه الأصل و يزيد بهاؤهما.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*