۴۶۲) فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً

ترجمه

ولی فرعون آن پیامبر را نافرمانی کرد، پس او را با گرفتنی سخت [و سنگین] گرفتار کردیم.

نکات ترجمه

«وَبيلاً»

ماده «وبل» در اصل دلالت دارد بر «شدت» و «انباشتگی» (تجمع) (معجم المقاييس اللغة، ج‏۶، ص۸۳) ویا «شدت» همراه با ثقل و سنگینی (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۳، ص۱۶).

«وَبْل» و «وَابِل» به باران رگباری شدید (فَأَصابَهُ وابِلٌ‏، بقرة/۲۶۴) گفته می‌شود (مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۵۱)

«وَبالِ» یک کار، به نتیجه شدید و سنگین و ناخوشایندِ مترتب بر آن اقدام گفته می‌شود «ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ‏» (تغابن/۵) (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۳، ص۱۶).

«وَبِيل» (فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً؛ مزمل/۱۶) هر مطلب شدید و سنگین و ناخوشایندی است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۳، ص۱۶) که وبال آن جای ترس و نگرانی دارد (مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۵۱).

از ابن‌عباس نقل شده است که «أَخْذاً وَبيلاً» گرفتن شدیدی است که هیچ پناهگاهی برای شخص نگذارد. (الدر المنثور، ج‏۶، ص۲۷۹)

در زبان‌های عبری و سریانی نیز «وبال» به معنای سوق دادن با شدت و غلظت، و نیز باران شدید به کار رفته است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۳، ص۱۶).

این ماده با مشتقاتش (وبال، وابل، وبیل) جمعاً ۸ بار در قرآن کریم به کار رفته است.

حدیث

۱) در ادامه حدیث۱ جلسه قبل (که از امام صادق ع روایت شده بود) آمده است:

پس هنگامی که ساحران ریسمانها و عصاهایشان را انداختند، حضرت موسی ع عصایش را انداخت و همه آنها را بلعید؛ و آن ساحران هفتاد و دو پیرمرد بودند که همگی به سجده افتادند و به فرعون گفتند: این سحر نیست؛ که اگر سحر بود ریسمان‌ها و عصاهای ما برایمان باقی می‌ماند.

بعد [از وقایع دیگری که بین حضرت موسی و فرعون گذشت، نهایتاً] حضرت موسی ع با بنی‌اسرائیل از شهر خارج شدند و وی دریا را شکافت و خداوند حضرت موسی ع و کسانی که با او بودند را نجات داد و فرعون و همراهیانش را غرق کرد.

[حکایت ورود فرعونیان به دریا چنین بود که] چون موسی به دریا رسید، فرعون و لشکرش هم او را دنبال می‌کردند، فرعون ترسید که وارد دریا شود؛ پس جبرئیل [سوار] بر مادیانی متمثل شد و فرعون بر اسب نری سوار بود؛ و قوم فرعون که آن مادیان را دیدند[۱] دنبالش راه افتادند و وارد دریا شدند و غرق گشتند؛

و خداوند به دریا دستور داد که جنازه فرعون را بیرون اندازد تا گمان نشود که وی زنده است و غایب شده است.

قصص الأنبياء (للراوندي)، ص۱۵۵

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

… فَلَمَّا أَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ أَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَالْتَقَمَتْهَا كُلَّهَا وَ كَانَ فِي السَّحَرَةِ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ شَيْخاً خَرُّوا سُجَّداً ثُمَّ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ مَا هَذَا سِحْرٌ لَوْ كَانَ سِحْراً لَبَقِيَتْ حِبَالُنَا وَ عِصِيُّنَا ثُمَّ خَرَجَ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ بِبَنِي إِسْرَائِيلَ يُرِيدُ أَنْ يَقْطَعَ بِهِمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَى اللَّهُ مُوسَى وَ مَنْ مَعَهُ وَ غَرَّقَ فِرْعَوْنَ وَ مَنْ مَعَهُ فَلَمَّا صَارَ مُوسَى فِي الْبَحْرِ أَتْبَعَهُ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ فَتَهَيَّبَ فِرْعَوْنُ أَنْ يَدْخُلَ الْبَحْرَ فَمُثِّلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى مَادِيَانَةٍ وَ كَانَ فِرْعَوْنُ عَلَى فَحْلٍ فَلَمَّا رَأَى قَوْمُ فِرْعَوْنَ الْمَادِيَانَةَ اتَّبَعُوهَا فَدَخَلُوا الْبَحْرَ وَ غَرِقُوا وَ أَمَرَ اللَّهُ الْبَحْرَ فَلَفَظَ فِرْعَوْنَ مَيِّتاً حَتَّى لَا يُظَنَّ أَنَّهُ غَائِبٌ وَ هُوَ حَي‏.

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

در میان مردم شدیدترین عذاب روز قیامت از آن هفت تن است:

پسر حضرت آدم که برادرش را کُشت؛

نمرودی که «با حضرت ابراهیم در مورد پروردگارش مناقشه می‌کرد» (بقره/۲۵۸)؛

دو نفر از بنی‌اسرائیل که قومشان را یهودی و نصرانی کردند؛

فرعونی که می‌گفت: من پروردگار برتر شمایم» (نازعات/۲۴)؛ و

دو نفر از این امت.

الخصال، ج‏۲، ص۳۴۶

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ حَدَّثَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهُ ع قال سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَذَاباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ سَبْعَةُ نَفَرٍ أَوَّلُهُمُ ابْنُ آدَمَ الَّذِي قَتَلَ أَخَاهُ وَ نُمْرُودُ الَّذِي «حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ» وَ اثْنَانِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ هَوَّدَا قَوْمَهُمْ وَ نَصَّرَاهُمْ وَ فِرْعَوْنُ الَّذِي قَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏ وَ اثْنَانِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ.[۲]

 

۳) از امام باقر ع روایت شده است که رسول الله ص فرمودند که جبرئیل ع می‌گوید:

به خداوند عرض کردم: پروردگارا ! فرعون را به حال خود رها می‌کنی در حالی که او ادعای «من پروردگار برتر شمایم»‌ سر داده است؟

فرمود: چنین مطلبی را کسی مثل تو می‌گوید که می‌ترسد چیزی از دستش در رود.

مجمع البيان، ج‏۱۰، ص۶۵۶؛ الإختصاص (للمفید)، ص۲۶۶[۳]

رَوَى أَبُو بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ جَبْرَئِيلُ:

قُلْتُ يَا رَبِّ تَدَعُ فِرْعَوْنَ وَ قَدْ قَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏؟

فَقَالَ إِنَّمَا يَقُولُ هَذَا مِثْلُكَ مَنْ يَخَافُ الْفَوْت‏.

تدبر

۱) «فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»

ما به سوی شما پیامبری فرستادیم همان طور که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم.

فرعون آن پیامبر را نافرمانی کرد؛ پس، او را با گرفتنی سخت و سنگین گرفتار کردیم.

یعنی،

شما هم اگر راه نافرمانی از پیامبر در پیش گیرید، همین سرانجام را خواهید داشت.

 

۲)‌ «أَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»

وقتی خدا بخواهد کسی را گرفتار سازد، چنان گرفتار می‌سازد که هیچ راه چاره‌ای برایش نماند.

 

۳) «فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»

می‌دانیم که «رسول» در این آیه و آیه قبل حضرت موسی ع است.

اینکه چرا اسم ایشان را نیاورد و کلمه «رسول»‌را آورد؟

الف. می خواهد بر سببی که موجب عذاب فرعون شد (مخالفت با فرستاده خدا) اشاره کند؛ که همین سبب در مورد منکرین پیامبر ص هم وجود داشته است. (المیزان، ج۲۰، ص۶۸)

ب. …

 

۴) «فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»

خدا برای انسان‌ها فرستاده خاص می‌فرستد؛ در عین حال:

الف. این گونه نیست که چون این فرستاده را خدا فرستاده، حتما مورد پیروی قرار گیرد (فَـ + عَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ)؛ چون خدا به انسان اختیار هم داده است؛

از طرف دیگر،

ب. این گونه نیست که چون اختیار دارد، حق هم دارد که از فرستاده خدا پیروی نکند؛ بلکه به خاطر این پیروی نکردن بشدت عذاب می‌شود (فَـ + أَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً).

نکته تخصصی انسان‌شناسی

ارائه تحلیلی وجودی از انسان، که هم «اختیار» را جدی بگیرد؛ و هم «ارزش‌»ها را فدای دلخواه‌ها نکند؛ از بحث‌های لغزنده‌ای است که غالبا با افراط و تفریط همراه است.

خداوند انسان را برخوردار از «اختیار» آفریده است؛ یعنی اینکه انسان نهایتا چه راهی را در پیش می‌گیرد، به تصمیم درونی خود او برمی‌گردد؛

اما معنای اختیار داشتن این نیست که هیچ معیاری برای سنجش خوبی و بدی، ورای رأی و نظر افراد وجود نداشته باشد و خوبی و بدی‌ (راه درست و راه نادرست) صرفاً تابع دلخواه‌های افراد باشد؛ و انسان چون اختیار دارد، «حق» داشته باشد که هر کاری بکند!

بلکه، جدای از سلیقه‌ها، دین‌ها، … و فرهنگ‌های ما، واقعا راه درست و نادرستی برای انسان وجود دارد؛ انسان «اختیار» دارد که هر یک از این مسیرها را برگزیند، اما آنچه «حق» انسان است تنها و تنها پیمودن راه درست، و رسیدن به کمال و سعادت حقیقی است؛ و اگر این مسیر را نپیماید، خود را بدبخت کرده و در عذابی شدید و همیشگی انداخته است؛ و البته مقصر خود اوست.

در یک کلام:

«اختیارِ» انجام کاری را داشتن، دلیل موجهی نیست برای «حق» انجام آن کار را داشتن.

 

۵) «فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»

اگر قبول کنیم که هر کس در درون خویش فرعونی دارد (جلسه قبل، تدبر۳) آنگاه یادمان باشد که این فرعونِ درونِ ما، بنایش بر خودمحوری، عصیان و سرپیچی از آن کسی است که خداوند به جانب ما فرستاده است؛

اگر خدا به فرعون مهلت داده، فراموش نکرده و چیزی از دستش در نمی‌رود (حدیث۳)

پس قبل از اینکه خدا او را محکم بگیرد، خودمان او را محکم مهار کنیم و از او تبعیت نکنیم.

از حضرت امیر ع روایت شده است که:

خوشا به حال کسی فرعونِ هوایش را نافرمانی کند و از موسای تقوایش اطاعت نماید.

«طُوبَى لِمَنْ عَصَى فِرْعَوْنَ هَوَاهُ وَ أَطَاعَ مُوسَى تَقْوَاه»‏ (عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص۳۱۴)

 


[۱] . ظاهر این جمله ممکن است به ذهن القا کند که حضرت جبرئیل در قالب یک مادیان متمثل شده، اما در نقل‌های دیگر واضح است که ایشان سوار بر یک مادیان متمثل شده‌اند؛ مثلا:

عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا يَرْفَعُهُ قَالَ: لَمَّا صَارَ مُوسَى فِي الْبَحْرِ أَتْبَعَهُ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ قَالَ فَتَهَيَّبَ فَرَسُ فِرْعَوْنَ أَنْ يَدْخُلَ الْبَحْرَ فَتَمَثَّلَ لَهُ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَمَكَةٍ فَلَمَّا رَأَى فَرَسُ فِرْعَوْنَ الرَّمَكَةَ أَتْبَعَهَا فَدَخَلَ الْبَحْرَ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ فَغَرِقُوا (تفسير العياشي، ج‏۲، ص۱۲۸)

وَ أَقْبَلَ عَلَى فَرَسٍ حِصَانٍ- فَامْتَنَعَ الْحِصَانُ أَنْ يَدْخُلَ الْمَاءَ فَعَطَفَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ وَ هُوَ عَلَى مَادِيَانَةٍ- فَتَقَدَّمَهُ وَ دَخَلَ فَنَظَرَ الْفَرَسُ إِلَى الرَّمَكَةِ- فَطَلَبَهَا وَ دَخَلَ الْبَحْر (تفسير القمي، ج‏۲، ص۱۲۲)

[۲] . درباره جایگاه فرعون در میان بدترین عذابها روایات زیر هم قابل توجه است:

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَكَمُ بْنُ مِسْكِينٍ الثَّقَفِيُّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ جُعَيْدِ هَمْدَانَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ فِي التَّابُوتِ الْأَسْفَلِ سِتَّةً مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ سِتَّةً مِنَ الْآخِرِينَ فَأَمَّا السِّتَّةُ مِنَ الْأَوَّلِينَ فَابْنُ آدَمَ قَاتِلُ أَخِيهِ وَ فِرْعَوْنُ الْفَرَاعِنَةِ وَ السَّامِرِيُّ وَ الدَّجَّالُ كِتَابُهُ فِي الْأَوَّلِينَ وَ يَخْرُجُ فِي الْآخِرِينَ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ وَ السِّتَّةُ مِنَ الْآخِرِينَ فَنَعْثَلُ وَ مُعَاوِيَةُ وَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ وَ أَبُو مُوسَى الْأَشْعَرِيُّ وَ نَسِيَ الْمُحَدِّثُ اثْنَيْنِ. (الخصال، ج‏۲، ص۴۸۵)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ الْهَاشِمِيُّ الْكُوفِيُّ بِالْكُوفَةِ قَالَ حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ فُرَاتٍ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ الْحَسَنِ وَ عَبَّادُ بْنُ يَعْقُوبَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْجُنَيْدِ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْمَسْعُودِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَارِثُ بْنُ حَصِيرَةَ عَنِ الصَّخْرِ بْنِ الْحَكَمِ الْفَزَارِيِّ عَنْ حَيَّانَ بْنِ الْحَارِثِ الْأَزْدِيِّ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ جَمِيلٍ الضَّبِّيِّ عَنْ مَالِكِ بْنِ ضَمْرَةَ الرُّؤَاسِيِ‏ قَالَ: لَمَّا سِيرَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ اجْتَمَعَ هُوَ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ حُذَيْفَةُ بْنُ الْيَمَانِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّه‏…

 فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنَا أُحَدِّثُكُمْ بِحَدِيثٍ قَدْ سَمِعْتُمُوهُ وَ مَنْ سَمِعَهُ مِنْكُمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ لَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ قَالُوا نَشْهَدُ قَالَ وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ ثُمَّ قَالَ أَ لَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ شَرُّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ اثْنَا عَشَرَ سِتَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ سِتَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ ثُمَّ سَمَّى السِّتَّةَ مِنَ الْأَوَّلِينَ ابْنَ آدَمَ الَّذِي قَتَلَ أَخَاهُ وَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ قَارُونَ وَ السَّامِرِيَّ وَ الدَّجَّالَ اسْمُهُ فِي الْأَوَّلِينَ وَ يَخْرُجُ فِي الْآخِرِينَ وَ أَمَّا السِّتَّةُ مِنَ الْآخِرِينَ فَالْعِجْلُ وَ هُوَ نَعْثَلٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ هُوَ مُعَاوِيَةُ وَ هَامَانُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ هُوَ زِيَادٌ وَ قَارُونُهَا وَ هُوَ سَعِيدٌ وَ السَّامِرِيُّ وَ هُوَ أَبُو مُوسَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَيْسٍ لِأَنَّهُ قَالَ كَمَا قَالَ سَامِرِيُّ قَوْمِ مُوسَى لا مِساسَ أَيْ لَا قِتَالَ وَ الْأَبْتَرُ وَ هُوَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ أَ فَتَشْهَدُونَ عَلَى ذَلِكَ قَالُوا نَعَمْ قَالَ وَ أَنَا عَلَى ذَلِكَ مِنَ الشَّاهِدِين‏ (الخصال، ج‏۲، ص۴۵۸)

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى الدَّقَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنِي نُصَيْرُ بْنُ عُبَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ مُزَاحِمٍ الْمِنْقَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ يَعْلَى عَنْ يَحْيَى بْنِ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ عَنْ أَبِي حَرْبِ بْنِ أَبِي الْأَسْوَدِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ مِنْ شَرِّ خَلْقِ اللَّهِ خَمْسَةٌ إِبْلِيسُ وَ ابْنُ آدَمَ الَّذِي قَتَلَ أَخَاهُ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ وَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ رَدَّهُمْ عَنْ دِينِهِمْ وَ رَجُلٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ يُبَايَعُ عَلَى كُفْرٍ عِنْدَ بَابِ لُدٍّ قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ يُبَايَعُ عِنْدَ بَابِ لُدٍّ ذَكَرْتُ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَحِقْتُ بِعَلِيٍّ ع فَكُنْتُ مَعَهُ. (الخصال، ج‏۱، ص۳۱۹)

[۳] . در اختصاص چنین روایت شده است: عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ جَبْرَئِيلُ ع نَازَلْتُ رَبِّي فِي فِرْعَوْنَ مُنَازَلَةً فَقُلْتُ يَا رَبِّ تَدَعُهُ وَ قَدْ قَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏ فَقَالَ إِنَّمَا يَقُولُ هَذَا مِثْلُك‏.

در همان مجمع‌البیان این روایت هم آمده که جالب توجه است: عن وهب عن ابن عباس قال قال موسى (ع) يا رب إنك أمهلت فرعون أربعمائة سنة و هو يقول أنا ربكم الأعلى و يجحد رسلك و يكذب بآياتك فأوحى الله تعالى إليه أنه كان حسن الخلق سهل الحجاب فأحببت أن أكافيه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*