۴۹۸) عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ

ترجمه

امید می‌رود پروردگارمان ما را به بهتر از آن تبدیل سازد؛ بی‌شک ما به پروردگارمان رو آورده‌ایم.

میلاد مبارک قبله دل عاشقان، پناهگاه شیعیان جهان، امام رئوف دریادلان، بر همه محبان و عاشقان و شیعیانش مبارک باد

گنبدت مال همه؛ باب الجوادت مال من                    جای ما پشت در میخانه باشد بهتر است

تا شب قبرم که می آیی برای دیدنم                       این دل ما پیش تو بیعانه باشد بهتر است

صبح محشر هم خودت دنبال کار ما بیفت                 پشت ما توصیه‌ی شاهانه باشد بهتر است

(شاعر: محمد جواد پرچمی) https://t.me/shere_aeini/5211

اختلاف قرائت[۱]

نکات ترجمه

«راغِبُونَ»

درباره ماده «رغب» برخی بر این باورند که این ماده در اصل در دو معنا به کار رفته است: یکی در معنای «طلب کردن» و دیگری در معنای «وسعت و گسترده بودن» (معجم المقاييس اللغة، ج‏۲، ص۴۱۵) اما دیگران یکی از این دو معنا را اصل دانسته و دیگری را به آن ارجاع داده‌اند؛ برخی گفته‌اند اصل معنای این ماده «وسعت و گشایش در چیزی» است، و گاه این وسعت و گسترش در اراده است که به معنای میل شدید (و حتی حرص زدن نسبت به چیزی) به کار رفته است (مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۵۸) و برخی گفته‌اند اصل این ماده به معنای «خواستن» و میل داشتن است و در واقع سه کلمه «میل» و «رغبت» و «شوق» هر سه بر یک معنا دلالت می‌کنند و تفاوت آنها تنها به شدت و ضعف است که «رغبت» شدیدتر از میل، و «شوق» شدیدتر از رغبت است؛ و گسترش داشتن از لازمه‌های موقعیتی است که میل فراوانی وجود دارد که ظرفیت فراوانی برای آن مطلوب در کار است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۴، ص۱۶۷)

در هر صورت ماده «رغب» در قرآن کریم همواره در همین معنا میل و خواسته شدید به کار رفته است که:

وقتی این ماده بتنهایی و بدون حرف اضافه (مانند: يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً، انبیاء/۹۰؛ َ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ، نساء/۱۲۷) یا با حرف اضافه «فی» یا «إلی» (إِلَى اللَّهِ راغِبُون، توبه/۹۵؛ إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ، قلم/۳۳؛ وَ إِلى‏ رَبِّكَ فَارْغَبْ، انشراح/۸) به کار ‌رود، به معنای میل شدید داشتن به سوی چیزی است؛

(و در تفاوت این سه گفته‌اند که وقتی بدون حرف اضافه می‌آید، خود شیء به خودی خود، مورد نظر است؛ وقتی با حرف «فی» می‌آید شیء مورد نظر از حیث خصوصیات خاصی که دارد مورد اقبال قرار گرفته؛ و وقتی که با حرف «إلی» می‌آید، سمت و سوی شیء [به سمت او توجه کردن] مورد توجه است؛ التحقیق، ج۴، ص۱۶۸).

اما وقتی با حرف اضافه «عن» به کار رود (مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيم، بقره/۱۳۰؛ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتی، مریم/۴۶) به معنای اعراض کردن (میل شدید در جهت مخالفت) می‌باشد.

ماده «رغب» و مشتقاتش جمعاً ۸ بار در قرآن کریم به کار رفته است.

«إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

«الی ربنا» جار و مجروری است که متعلق به «راغبون» می‌باشد و در حالت عادی باید بعد از آن می‌آمد؛ اینکه قبل از آن آمده دلالت بر حصر یا لااقل، تاکید شدید دارد.

حدیث

۱) از امام صادق ع روایت شده است:

هرکس نعمت خدا بر او زیاد شود، مؤونه مردم [= وظیفه او برای کمک به هزینه‌های مردم] بر او شدت می‌گیرد؛ پس با بر دوش کشیدن این مؤونه‌ها، کاری کنید که نعمت همواره برایتان باقی باشد و آن را در معرض زوال قرار ندهید؛ که کم رخ می‌دهد که نعمت از کسی زایل شود، و وضعیت طوری شود که دوباره به او برگردد.

الكافي، ج‏۴، ص۳۷؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص۶۰[۲]

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ مَوْلَى طِرْبَالٍ عَنْ حَدِيدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

مَنْ عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ اشْتَدَّتْ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ فَاسْتَدِيمُوا النِّعْمَةَ بِاحْتِمَالِ الْمَئُونَةِ وَ لَا تُعَرِّضُوهَا لِلزَّوَالِ فَقَلَّ مَنْ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ فَكَادَتْ أَنْ تَعُودَ إِلَيْهِ.[۳]

 

۲) از امام صادق ع روایت شده است:

هنگامی که پیامبر ص از دنیا رفت صدایی شنیدند ولی شخصش را ندیدند که ‌گفت: «هر شخصى چشنده [طعم‏] مرگ است، و همانا روز رستاخيز پاداشهاي‌تان به طور كامل به شما داده مى‏شود. پس هر كه را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعاً رستگار شده است» (آل‌عمران/۱۸۵) و گفت: همانا در [پناه بردن به] خداوند جایگزینی است برای هر هلاک‌شونده‌ای، و تسلیتی است از هر مصیبتی؛ و جبرانی است برای آنچه از دست رفته است؛ پس تنها به خداوند اعتماد کنید و تنها بدو امید ببندید؛ و همانا محروم [واقعی] کسی است که از ثواب محروم شود.

الكافي، ج‏۳، ص۲۲۱

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

لَمَّا مَاتَ النَّبِيُّ ص سَمِعُوا صَوْتاً وَ لَمْ يَرَوْا شَخْصاً يَقُولُ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ قَالَ إِنَّ فِي اللَّهِ خَلَفاً مِنْ كُلِّ هَالِكٍ وَ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ دَرَكاً مِمَّا فَاتَ فَبِاللَّهِ فَثِقُوا وَ إِيَّاهُ فَارْجُوا وَ إِنَّمَا الْمَحْرُومُ مَنْ حُرِمَ الثَّوَاب‏.[۴]

تدبر

۱) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

انسان خداباور، حتی اگر به خاطر گناهی که از او سر زده در دنیا عذاب شود، باب توبه را بسته نمی‌بیند و امیدش به خدا را از دست نمی‌دهد و با همین توبه، نه تنها امید بخشش گناه، بلکه امید به جبران آن عذاب در زندگی دنیا دارد.

 

۲) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

صاحبان باغی که طمع کرده بودند و می‌خواستند ذره‌ای به فقرا کمک نکنند، با عذاب خدا مواجه شدند و باغشان سوخت پس به خود آمدند و به ظلم و طغیان خویش اعتراف نمودند.

در این آیه انتظار آنها از توبه‌شان را بیان می‌کند، ولی به جای اینکه،

بگویند: امید داریم خدا «برای ما» بهتر از آن باغ را جایگزین سازد،

یا بگویند: «باغ ما» را به بهتر از آن تبدیل کند،

گفتند «یبدلنا خیرا: ما را تبدیل کند به بهتر از آن».

چرا؟

الف. منظور از «یبدلنا»، «یُوَلّینا: در اختیار ما قرار دهد» است (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۷) یعنی مقصود همان است که خدا «برای ما» بهتر از آن باغ را جایگزین سازد، و «باغ ما» را به بهتر از آن تبدیل سازد، چنانکه در نقلی از ابن‌مسعود، خداوند باغ بهتری را نصیب آنان کرد (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۷)[۵]؛

به عبارت دیگر، «یبدلنا» به همان معنای «یبدل لنا: برای ما تبدیل کند» بوده است و در قرآن هم سابقه دارد که «يُبْدِلَهُما» به معنای «یبدل لهما» ‌به کار رفته باشد (در داستان حضرت خضر و موسی ع، درباره کشتن آن نوجوان، حضرت خضر گفت: فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً: پس خواستيم كه پروردگارشان به آنها [فرزندى] بهتر از او در پاكى، و نزديكتر از او در عطوفت و مهربانى عوض دهد؛ کهف/۸۱)[۶]

ب. به همان معنای اصلی‌اش مد نظر است یعنی «خود ما را به بهتر از آن تبدیل کند» چنانکه در قرآن کریم تعبیر «نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ» (معارج/۴۱) به معنای «[آنها را] با بهتر از آنها جایگزین کنیم» آمده است. در این صورت، شاید می‌خواهد اشاره کند به یک مطلب عمیق در انسان‌شناسی؛ و آن اینکه انسان‌ها با همین برخورداری‌ها، و سپس دلبستگی‌ها ویا رهایی از دلبستگی‌هایشان سقوط و رشد می‌کنند.

نکته تخصصی انسان‌شناسی

خداوند انسان را به دنیا نیاورده است تا انسان در دنیا صرفاً بر دارایی‌های خود بیفزاید و با مرگ همه را رها کند! بلکه او را به دنیا آورده تا در معرض امتحانات گوناگون قرار دهد و با این امتحانات، وی گوهر وجودی خود را شکوفا سازد و مراتب ارتقا را طی نماید.

همه نعمت‌هایی که خداوند به برخی می‌دهد و به برخی نمی‌دهد از باب آزمایش انسان‌هاست، نه از باب اکرام برخی و بی‌اعتنایی به برخی دیگر (فجر/۱۵-۱۷):[۷]

اگر نعمتی داد و آن را در راهی که او گفته بود خرج کردیم و از دیگران دستگیری نمودیم، آن نعمت در وجود ما تثبیت و دائمی می‌گردد (حدیث۱) و جایگاه حقیقی ما را در عالم رفعت می‌بخشد و ما را بهتر از آنچه تاکنون بوده‌ایم می‌نماید؛

و اگر بخل ورزیدیم و آن را در جایی که خداوند دستور داده بود هزینه نکردیم، وجود خود را پست و حقیر کرده‌ایم و نتوانسته‌ایم از آن نعمت استفاده بریم و آن را به عذابی تبدیل کرده‌ایم که ما را خوار و پست‌تر از آنچه بوده‌ایم، می‌گرداند.

پس،

تمام آنچه در قبال این نعمت‌ها رخ می‌دهد تغییر و تبدیلی در وجود خود ماست؛

و حقیقت و پشت پرده‌ی آن ثواب و عقاب آخرت هم همین تحول وجودی‌ای است که در ما ایجاد شده است؛

یعنی هر ثوابی در بهشت، بازنمود خوبی‌ای است که در دنیا کسب کرده‌ایم – و البته خداوند به فضل خود بر آن بسیار می‌افزاید –؛ و

هر عذابی در جهنم هم تجسم همان انحطاط و حقارتی است که در دنیا برای خود خریده‌ایم – و البته خداوند تنها به عدل خود و صرفاً همان اندازه که خود رقم زده‌ایم برایمان قرار می‌دهد-، و انسان چه موجود عجیبی است که برخی در زندگی محدود دنیا، چنان منحط می‌گردند که با عمل خود، بی‌نهایت شقاوت در وجود خویش رقم می‌زنند، و لذا تنها با همین عمل خود، گرفتار عذابی جاودان می‌گردند (یونس/۵۲[۸]؛ سجده/۱۴[۹])

ج. …

 

۳) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

مقصود آنان از بیان جمله «إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ: همانا ما به سوی پروردگارمان راغب و مشتاقیم» چه بوده است؟

الف. اگر منظورشان از جمله قبل، این بوده که «امید داریم که خداوند به جای آن باغ، باغ بهتری را برای ما جایگزین سازد» (تدبر۲، بند الف) آنگاه این جمله به معنای بیان دلیل آنها برای این امید است؛ یعنی ما به سوی خدا توبه کرده و برگشته‌ایم پس از خدا هم انتظار داریم آن وضعیت قبلی ما را جبران فرماید.

ب. اگر منظورشان از جمله قبل، این بوده که «امید داریم خداوند خود ما را به بهتر از آن وضعیتی که در آن بودیم تبدیل کند» (تدبر۲، بند ب) آنگاه، این جمله می‌تواند به منزله دلیل آنها برای این امید باشد (شبیه معنای فوق) و هم چه‌بسا این جمله به منزله نتیجه جمله قبل باشد، یعنی ما چون چنین امیدی به خدایمان داریم، پس تنها به سوی او رو می‌آوریم.

ج. …

 

۴) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

انسان خداباور، اگر با هر سختی و مصیبتی هم مواجه شود، تنها خدا را جبران‌کننده آن وضعیت می‌داند و به دامان او پناه می‌برد. (همچنین: حدیث۲)

 

۵) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

به هنگام از دست دادن اموال دنیوی، به لطف و رحمت پروردگارمان امیدوار باشیم که بهتر از آن را به ما بدهد. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۱۸۴)

 

۶) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

دست خدا برای تامین و جبران باز است، پس گناهکاران مأیوس نباشند و خود را برای همیشه شکست‌خورده نبینند. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۱۸۴)

 

۷) «إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

هیچوقت برای بازگشت به خدا دیر نیست.

صاحبان باغ با مشاهده باغ سوخته [کاملا ناامید نشدند، بلکه] از خوب غفلت بیدار شده، توبه کردند و به سوی خدا روی آوردند. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۱۸۴)

 

۸) «عَسى‏ رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ»

امورات عالم دست خداوندی است که بر همه کاری تواناست.

کسی که به خدا رغبت کند، چنان بارقه امید در او زنده می‌شود که حتی اگر گناهکار بوده و عذاب خدا هم شامل حالش شده باشد، باز هم جبران و دریافت بهتر از آنچه قبلا داشته را از خدا انتظار خواهد داشت.

 


[۱] . «یبدلنا»: اهل مدینه (قرائت نافع) و بصره (ابوعمرو) در میان قرائات سبع؛ و نیز ابوجعفر (از قراء عشره) و یزیدی (از قرائات شاذه) این عبارت را مشدد (يُبَدِّلَنا) قرائت کرده‌اند اما در بقیه قرائات به صورت «يُبْدِلَنا» آمده است (الکامل المفصل فی القرائات الاربعة عشر، ص۵۶۵)؛ و ظاهرا در معنا تفاوتی ایجاد نمی‌کند. (مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۰۵ و ۵۰۷)

[۲] . شیخ صدوق بعد از روایت فوق، این روایت را هم نقل کرده است: وَ قَالَ ع أَحْسِنُوا جِوَارَ نِعَمِ اللَّهِ وَ احْذَرُوا أَنْ تَنْتَقِلَ عَنْكُمْ إِلَى غَيْرِكُمْ أَمَا إِنَّهَا لَنْ تَنْتَقِلَ عَنْ أَحَدٍ قَطُّ فَكَادَتْ تَرْجِعُ إِلَيْهِ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ قَلَّ مَا أَدْبَرَ شَيْ‏ءٌ فَأَقْبَلَ.

[۳] . در الأمالي (للطوسي)، ص۳۰۶ هم این روایت از رسول الله ص آمده است:

حَدَّثَنَا أَبُو الْفَتْحِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي الْفَوَارِسِ الْحَافِظُ إِمْلَاءً، فِي مَسْجِدِ الرُّصَافَةِ جَانِبَ الشَّرْقِيِّ بِبَغْدَادَ، فِي ذِي الْقَعْدَةِ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ سَلْمٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عُتَيْرٍ الْوَشَّاءُ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْوَزِيرِ الْوَاسِطِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَعْدَانَ الْعَبْدِيُّ، عَنْ ثَوْرِ بْنِ يَزِيدَ، عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ، عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): مَا عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَى عَبْدٍ إِلَّا عَظُمَتْ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ، فَمَنْ لَمْ يَحْتَمِلْ تِلْكَ الْمَئُونَةَ فَقَدْ عَرَّضَ تِلْكَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَالِ.

[۴] . در ادامه آن این دو روایت هم با مضمونی نزدیک به آن آمده است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص جَاءَتِ التَّعْزِيَةُ أَتَاهُمْ آتٍ يَسْمَعُونَ حِسَّهُ وَ لَا يَرَوْنَ شَخْصَهُ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ‏

الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَزَاءٌ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ خَلَفٌ مِنْ كُلِّ هَالِكٍ وَ دَرَكٌ لِمَا فَاتَ فَبِاللَّهِ فَثِقُوا وَ إِيَّاهُ فَارْجُوا فَإِنَّ الْمَحْرُومَ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَتَاهُمْ آتٍ فَوَقَفَ بِبَابِ الْبَيْتِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ مُحَمَّدٍ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَفٌ مِنْ كُلِّ هَالِكٍ وَ عَزَاءٌ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ دَرَكٌ لِمَا فَاتَ فَبِاللَّهِ فَثِقُوا وَ عَلَيْهِ فَتَوَكَّلُوا وَ بِنَصْرِهِ لَكُمْ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ فَارْضَوْا فَإِنَّمَا الْمُصَابُ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ لَمْ يَرَوْا أَحَداً فَقَالَ بَعْضُ مَنْ فِي الْبَيْتِ هَذَا مَلَكٌ مِنَ السَّمَاءِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْكُمْ لِيُعَزِّيَكُمْ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ هَذَا الْخَضِرُ ع جَاءَكُمْ يُعَزِّيكُمْ بِنَبِيِّكُمْ ص.

[۵] . از ابن مسعود روایت شده که آنان توبه کردند و خداوند باغی بهتر نصیب آنان فرمود که به آن «حَیَوان: زنده» گفته می‌شد، و بقدری بار می‌داد که گاه برخی از خوشه‌های انگور آن، در حد بار یک قاطر بود.

[۶] . به نظر می‌رسد این عبارت درباره قوم سبأ هم موید همین معنا باشد «وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْ‏ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَليلٍ» (سبأ/۱۶) هرچند شاید به خاطر حرف «بـ» در بجنتیهم بتوان در چنین دلالت و شباهتی مناقشه کرد.

[۷] . فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ؛ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ کلّا.

اما انسان هر گاه كه پروردگارش او را آزمايش كند و اكرام نمايد و نعمت بخشد، گويد: پروردگارم مرا گرامى داشت؛ و اما هر گاه كه او را آزمايش كند و روزى را بر او تنگ گيرد، گويد: پروردگارم مرا خوار كرد. چنین نیست.

[۸] . ثُمَّ قيلَ لِلَّذينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ.

[۹] . ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*