۱۴۲) إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين

ترجمه

[همه را اغوا می‌کنم] مگر بندگان خالص‌شده‌‌ تو از میان آنها.

توجه

در جلسه۷۰ (إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين؛ صافات/۱۶۰) درباره کلمه «مخلَصین» توضیحاتی گذشت و احادیث و نکات تدبری‌ای مطرح شد که دیگر تکرار نمی‌شود.

حدیث

۱) امیرالمومنین ع فرمود:

تفکر در ملکوت آسمانها و زمین، عبادت مخلصین است.

غرر الحكم و درر الكلم۲/ ۴۹

التَّفَكُّرُ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عِبَادَةُ الْمُخْلَصِينَ[۱]

۲) در فرازی از زیارت معروف به زیارت جامعه کبیره که از امام هادی ع برای زیارت هریک از امامان نقل شده است، آمده است:

… سلام و رحمت و برکات خدا بر دعوت‌کنندگان به خدا و راهنمایان به سوی رضایت خدا و کسانی که در امر خدا استقرار دارند و در محبت خدا به نهایت رسیده‌اند و در توحید خدا خالص‌شده‌اند و اظهارکنندگان امر و نهی او و بندگان گرامی‌داشته شده‌ی اویند که در کلام بر او سبقت نمی‌گیرند (روی حرف او حرف نمی‌زنند) و فقط به دستور او عمل می‌کنند…

من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص۶۰۹

رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّخَعِيُّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَلِّمْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلًا أَقُولُهُ بَلِيغاً كَامِلًا إِذَا زُرْتُ وَاحِداً مِنْكُمْ فَقَال‏ …

‏ السَّلَامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلَّاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَقِرِّينَ فِي أَمْرِ اللَّهِ وَ التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏ …[۲]

۳) پیامبر اکرم ص فرمودند:

دو فرشته نگهبان علی بن ابی‌طالب به همه فرشتگان نگهبان فخر می‌فروشند، از این جهت که همراه علی ع هستند و هیچگاه در گزارش اعمال او به خدا، کاری که خدا را ناراضی کند ثبت نکرده‌اند.

علل الشرائع، ج‏۱، ص۸

حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ الْقُرَشِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْفَضْلِ قَالَ حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مَهْزِيَارَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْعَوْفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَكَمِ الْبَرَاجِمِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا شَرِيكُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي وَقَّاصٍ الْعَامِرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ:

إِنَّ حَافِظَيْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَيَفْتَخِرَانِ عَلَى جَمِيعِ الْحَفَظَةِ لِكَيْنُونَتِهِمَا مَعَ عَلِيٍّ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمَا لَمْ يَصْعَدَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِشَيْ‏ءٍ مِنْهُ يُسْخِطُ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.

۴) از امام صادق ع درباره چگونگی نماز عید فطر و عید قربان روایتی نقل شده که در فرازی از دعای قنوت این نماز آمده است:

خدایا از تو بهترین چیزی را می‌خواهم که بندگان فرستاده تو آن را درخواست کرده‌اند، و به تو از شری پناه می‌برم که بندگان خالص‌شده‌ات از آن به تو پناه می‌بردند.

تهذيب الأحكام، ج‏۳، ص۱۳۳

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ التَّكْبِيرِ فِي الْعِيدَيْنِ فَقَالَ …

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا سَأَلَكَ عِبَادُكَ الْمُرْسَلُونَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا عَاذَ بِهِ عِبَادُكَ الْمُخْلَصُون

۵) رسول خدا در ضمن حدیثی فرمودند:

پس ای امت محمد! هنگام سختی‌ها و مشکلات محمد و آل محمد را یاد کنید تا خداوند بدین سبب فرشتگانش را، علیه شیاطینی که قصد شما را کرده‌اند، به یاری‌تان بفرستد؛ بدرستی که همراه هریک از شما فرشته‌ای در سمت راستش هست که خوبی هایش را می‌نویسد؛ و فرشته‌ای در سمت چپش که بدی‌هایش را ثبت می‌کند؛ و نیز همراه هرکس دو شیطان از جانب ابلیس هست که او را اغوا می‌کنند؛ پس هنگامی که در قلب وی وسوسه‌ای می‌افکنند، همین که او خدا را یاد کند و «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ» بگوید و صلواتی بر محمد و خاندان پاک وی بفرستد، آن دو شیطان پنهان می‌شوند، سپس نزد ابلیس می‌روند و به وی شکایت می‌کنند و می‌گوید کار بر ما دشوار شده، ما را با «مارد»هایی [مارد به معنای «نافرمان» است و نام برخی از شیاطین است؛ صافات/۷] یاری ده. پس پشت سر هم برای او از ماردها لشکر می‌فرستد تا گاه به هزار مارد می‌رسد و نزد او می‌آیند و هربار که به وی هجوم می‌آورند او خدا را یاد می‌کند و بر محمد و خاندان پاک او صلوات می‌فرستد، پس راه نفوذی به او نمی‌یابند.

به ابلیس می‌گویند: غیر از خودت و لشکرت کسی نیست که بتواند حریف او شود و او را اغوا کند.

این بار خود ابلیس با لشکریانش قصد او را کنند؛ آنگاه خداوند متعال به فرشتگانش می‌فرماید: «این ابلیس است که با لشکرش قصد فلان بنده‌ام را کرده، پس به سوی آنها یورش برید» پس به ازای هر شیطانی صد فرشته یورش می‌برد …

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۹۶-۳۹۷

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ …أَلَا فَاذْكُرُوا يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ، مُحَمَّداً وَ آلَهُ عِنْدَ نَوَائِبِكُمْ وَ شَدَائِدِكُمْ لِيَنْصُرَ اللَّهُ بِهِ مَلَائِكَتَكُمْ عَلَى الشَّيَاطِينِ الَّذِينَ يَقْصِدُونَكُمْ.فَإِنَّ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْكُمْ مَعَهُ مَلَكٌ عَنْ يَمِينِهِ يَكْتُبُ حَسَنَاتِهِ، وَ مَلَكٌ عَنْ يَسَارِهِ يَكْتُبُ سَيِّئَاتِهِ، وَ مَعَهُ شَيْطَانَانِ مِنْ عِنْدِ إِبْلِيسَ يُغْوِيَانِهِ، فَإِذَا وَسْوَسَا فِي قَلْبِهِ، ذَكَرَ اللَّهَ وَ قَالَ: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ، خَنَسَ الشَّيْطَانَانِ

ثُمَّ صَارَا إِلَى إِبْلِيسَ فَشَكَوَاهُ وَ قَالا لَهُ: قَدْ أَعْيَانَا أَمْرُهُ، فَأَمْدِدْنَا بِالْمَرَدَةِ. فَلَا يَزَالُ يُمِدُّهُمَا حَتَّى يُمِدَّهُمَا بِأَلْفِ مَارِدٍ، فَيَأْتُونَهُ، فَكُلَّمَا رَامُوهُ ذَكَرَ اللَّهَ، وَ صَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ- لَمْ يَجِدُوا عَلَيْهِ طَرِيقاً وَ لَا مَنْفَذاً.

قَالُوا لِإِبْلِيسَ: لَيْسَ لَهُ غَيْرُكَ تُبَاشِرُهُ بِجُنُودِكَ- فَتَغْلِبَهُ وَ تُغْوِيَهُ، فَيَقْصِدُهُ إِبْلِيسُ بِجُنُودِهِ.

فَيَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِلْمَلَائِكَةِ: «هَذَا إِبْلِيسُ قَدْ قَصَدَ عَبْدِي فُلَاناً، أَوْ أَمَتِي فُلَانَةَ بِجُنُودِهِ أَلَا فَقَاتِلُوهُمْ» فَيُقَاتِلُهُمْ بِإِزَاءِ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ مِنْهُمْ، مِائَةُ مَلَكٍ …[۳]

تدبر

۱) «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين»: اینکه خود ابلیس عده‌ای (= مخلَصین) را از تاثیر اغوای خویش استثنا کرده، نشان می‌دهد که رسیدن به مقام عصمت، هم ممکن است، و هم لااقل عده‌ای هستند که به این مقام می‌رسند.

۲) «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين»: آیات سوره ص، به‌وضوح دلالت بر عصمت انبیاء دارد؛ زیرا از ابتدای سوره احوالات برخی از پیامبران را برشمرده می‌شود، سپس درباره آنها در آیه ۴۶ می‌فرماید: «إنا أخلصناهم: ما آنها را خالص کردیم…» و در آیه حاضر نشان می‌دهد که «خالص‌شدگان» از اغوای ابلیس جان سالم بدر می‌برند؛ و می‌دانیم که کسی که از اغوای ابلیس سالم بماند، گناه نمی‌کند و معصوم است.[۴]

۳) «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين»: از اینکه تعبیر «منهم» را آورد و نفرمود «إِلاَّ عِبادَكَ الْمُخْلَصين» نتیجه می‌شود که شیطان همه را اغوا می‌کند، و البته از میان همین اغواشدگان، کسانی هستند که این اغوای ابلیس آنها را نمی‌لغزاند. به کار بردن کلمه «أجمعین» در آیه قبل هم شاهد دیگری بر این ادعاست (جلسه ۱۴۱، تدبر۲)

اینها نشان می‌دهد که این گونه نیست که معصومین همانند سایر انسانها اختیار نداشته باشند و شیطان اصلا سراغ آنها نرود؛ چنانکه بر طبق روایات اهل سنت، وقتی پیامبر ص فرمود هر انسانی شیطانی دارد، از ایشان سوال کردند: شما چطور؟ فرمود من هم شیطانی دارم اما او تسلیمم شده است. (صحیح ابن‌حبان۱۴/ ۳۲۶)[۵]

۴) «…الْمُخْلَصين»: «مخلَص» (خالص‌شده) مقامی بالاتر از «مخلِص» است؛ زیرا مخِلص هنوز در حال خالص کردن خویش است؛ اما مخلَص دیگر خالص شده است. همین تعبیر، نحوه رسیدن به مقام «مخلَص» را هم نشان می‌دهد. مادام که خود شخص می‌کوشد و روی تلاش خود حساب می‌کند، مخلِص است؛ اما زمانی که دیگر خدا کار او را به دست گرفت و او را خالص کرد، مخلَص می‌شود. ظاهرا این همان مقام «ایاک نستعین» است؛ یعنی شخص به این مرحله برسد که بفهمد هیچکس (حتی خودش) هیچکاری نمی‌تواند بکند؛ و تنها و تنها از خدا یاری بجوید. (جلسه۸۰، حدیث۲) و خودش را کاملا به خدا واگذار کند.

توسل به پیامبر ص و اهل‌بیت ایشان هم فقط و فقط به این جهت است که خداوند آنها را شفیع (واسطه) قرار داده (انبیاء/۲۸) و خودش به ما دستور داده که از وسیله‌هایی که او تعیین کرده برای حرکت به سوی او استفاده کنیم (مائده/۳۵) وگرنه، اگر کسی خیال کند که خود پیامبر ص و ائمه ع هم مستقلا کاره‌ای هستند، دچار شرک خفی شده است.

۵) «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين»: چرا تعبیر «عبادَک» را آورد و فقط نگفت: «إِلاَّ الْمُخْلَصين»؟ ظاهرا می‌خواهد نشان دهد که برای «مخلَص» شدن فقط یک راه هست: بنده‌ی خدا باشیم؛ نه بنده هیچکس و هیچ چیز دیگر. یعنی برای اینکه به حقیقت «ایاک نستعین» عمل کنیم و در زمره «خالص‌شده»ها قرار بگیریم (تدبر۴)، باید ابتدا از مسیر «إیاک نعبد» گذر کنیم. (همچنین نگاه کنید به جلسه۷۰، تدبر۳)

 


[۱] . درباره اینکه اعمال و مشی مخلصین چگونه‌ است دو روایت زیر و نیز سه روایتی که در پاورقی بعدی آمده است نیز قابل توجه است:

۱) الزُّهْدُ سَجِيَّةُ الْمُخْلِصِينَ

غرر الحكم و درر الكلم۱/ ۱۷۴

۲) حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ مَرْفُوعٍ إِلَى النَّبِيِّ ص قَالَ: جَاءَ جَبْرَئِيلُ ع إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ …قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَل‏…

معاني الأخبار، ص۲۶۱

[۲] . البته دو روایت اول و شاید سومین روایت ذیل (که در جلسه۲۷۹، حدیث۲ نیز خواهد آمد)، دلالت واضحی دارند که مخلصون منحصر به ائمه اطهار نیستند:

۱) حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ الصُّوفِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع …

قَالَ ثُمَّ تَمْتَدُّ الْغَيْبَةُ بِوَلِيِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الثَّانِي عَشَرَ مِنْ أَوْصِيَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ الْأَئِمَّةِ بَعْدَهُ يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّيْفِ أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ.

كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص۳۲۰

۲) قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ الْحَسَنِيُّ [الْحُسَيْنِيُ‏] قَالَ حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ يَعْنِي الصَّائِغَ قَالَ حَدَّثَنَا أَيُّوبُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ:

إِنِّي لَجَالِسٌ بَيْنَ يَدَيْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُعْرِضَ عَلَيْهِ مَسَائِلُ أَعْطَانِيهَا أَصْحَابُنَا إِذْ عَرَضَتْ بِقَلْبِي مَسْأَلَةٌ فَقُلْتُ لَهُ مَسْأَلَةٌ خَطَرَتْ بِقَلْبِي السَّاعَةَ قَالَ وَ لَيْسَ فِي الْمَسَائِلِ قُلْتُ لَا قَالَ وَ مَا هِيَ قُلْتُ قَوْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَ‏ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يُقِرُّ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُقَرَّبِينَ وَ غَيْرَ مُقَرَّبِينَ وَ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ مُرْسَلِينَ وَ غَيْرَ مُرْسَلِينَ وَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مُمْتَحَنِينَ وَ غَيْرَ مُمْتَحَنِينَ وَ إِنَّ أَمْرَنَا [أَمْرَكُمْ‏] هَذَا عُرِضَ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَلَمْ يُقِرَّ بِهِ إِلَّا الْمُقَرَّبُونَ وَ عُرِضَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ فَلَمْ يُقِرَّ بِهِ إِلَّا الْمُرْسَلُونَ وَ عُرِضَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ فَلَمْ يُقِرَّ بِهِ إِلَّا الْمُخْلَصُونَ.

تفسير فرات الكوفي، ص۴۲۸

۳) وَ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْقُمِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عِيسَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْبُرْسِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمَوْصِلِيُّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ، عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ، قَال‏… فَلَمَّا كَانَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ غَدَوْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) …

قَالَ جَابِرٌ قُلْتُ يَا سَيِّدِي الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيَّ بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ أَلْهَمَنِي فَضْلَكُمْ وَ وَفَّقَنِي لِشِيعَتِكُمْ وَ مُوَالاةِ مَوَالِيكُمْ وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِكُمْ فَقَالَ يَا جَابِرُ: أَ تَدْرِي مَا الْمَعْرِفَةُ قُلْتُ: لَا أَدْرِي قَالَ: إِثْبَاتُ التَّوْحِيدِ، أَوَّلًا، ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْمَعَانِي، ثَانِياً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْأَبْوَابِ ثَالِثاً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْأَيْتَامِ رَابِعاً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ النُّقَبَاءِ خَامِساً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ النُّجَبَاءِ سَادِساً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْمُخْتَصِّينَ سَابِعاً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْمُخْلَصِينَ ثَامِناً، ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْمُمْتَحَنِينَ تَاسِعاً، وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى: قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً وَ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى: لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ الْآيَةَ. يَا جَابِرُ مَوْلَاكَ أَمَرَكَ بِثَبَاتِ التَّوْحِيدِ

الهداية الكبرى، ص۲۲۹

[۳] . ادامه روایت: وَ هُمْ عَلَى أَفْرَاسٍ مِنْ نَارٍ- بِأَيْدِيهِمْ سُيُوفٌ مِنْ نَارٍ وَ رِمَاحٌ مِنْ نَارٍ، وَ قِسِيٌّ وَ نَشَاشِيبُ وَ سَكَاكِينُ وَ أَسْلِحَتُهُمْ مِنْ نَارٍ، فَلَا يَزَالُونَ يُخْرِجُونَهُمْ وَ يَقْتُلُونَهُمْ بِهَا، وَ يَأْسِرُونَ إِبْلِيسَ، فَيَضَعُونَ عَلَيْهِ تِلْكَ الْأَسْلِحَةِ- فَيَقُولُ: يَا رَبِّ وَعْدَكَ وَعْدَكَ، قَدْ أَجَّلْتَنِي إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ. فَيَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِلْمَلَائِكَةِ: «وَعَدْتُهُ أَنْ لَا أُمِيتَهُ، وَ لَمْ أَعِدْهُ أَنْ لَا أُسَلِّطَ عَلَيْهِ السِّلَاحَ وَ الْعَذَابَ وَ الْآلَامَ، اشْتَفُوا مِنْهُ ضَرْباً بِأَسْلِحَتِكُمْ فَإِنِّي لَا أُمِيتُهُ» فَيُثْخِنُونَهُ بِالْجِرَاحَاتِ ثُمَّ يَدْعُونَهُ، فَلَا يَزَالُ سَخِينَ الْعَيْنِ عَلَى نَفْسِهِ- وَ أَوْلَادِهِ الْمَقْتُولِينَ- وَ لَا يَنْدَمِلُ شَيْ‏ءٌ مِنْ جِرَاحَاتِهِ- إِلَّا بِسَمَاعِهِ أَصْوَاتَ الْمُشْرِكِينَ بِكُفْرِهِم. فَإِنْ بَقِيَ هَذَا الْمُؤْمِنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ ذِكْرِهِ، وَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، بَقِيَ عَلَى إِبْلِيسَ تِلْكَ الْجِرَاحَاتُ، وَ إِنْ زَالَ الْعَبْدُ عَنْ ذَلِكَ، وَ انْهَمَكَ فِي مُخَالَفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَعَاصِيهِ، انْدَمَلَتْ جِرَاحَاتُ إِبْلِيسَ، ثُمَّ قَوِيَ عَلَى ذَلِكَ الْعَبْدِ حَتَّى يُلْجِمَهُ- وَ يُسْرِجَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ يَرْكَبَهُ، ثُمَّ يَنْزِلُ عَنْهُ وَ يُرْكِبُ عَلَى ظَهْرِهِ شَيْطَاناً مِنْ شَيَاطِينِهِ، وَ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ: أَ مَا تَذْكُرُونَ مَا أَصَابَنَا مِنْ شَأْنِ هَذَا ذَلَّ وَ انْقَادَ لَنَا الْآنَ حَتَّى صَارَ يَرْكَبُهُ هَذَا. ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: فَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تُدِيمُوا عَلَى إِبْلِيسَ سُخْنَةَ عَيْنِهِ- وَ أَلَمَ جِرَاحَاتِهِ فَدَاوِمُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ ذِكْرِهِ، وَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِنْ زِلْتُمْ عَنْ ذَلِكَ كُنْتُمْ‏ أُسَرَاءَ إِبْلِيسَ فَيَرْكَبُ أَقْفِيَتَكُمْ بَعْضُ مَرَدَتِه‏

[۴] . شاید اشکال شود این آیه در مورد برخی انبیاء است، نه همه آنها.

پاسخ مرحوم مجلسی این است که وقتی عصمت برخی از انبیاء اثبات شد، با توجه به اینکه در نبوت فرقی بین آنها نیست، عصمت همه آنها اثبات شده است (بحار الأنوار۱۱/ ۹۶)

ممکن است اشکال شود که این استدلال تمام نیست زیرا این آیه درباره برخی از انبیاست و از طرف دیگر در قرآن به برخی انبیاء نسبت گناه داده است.

پاسخ این است که:

الف) چنین نسبتی به هیچ پیامبری داده نشده است. تنها موردی که هست یکی در مورد حضرت آدم در بهشت و خوردن میوه ممنوعه است که فقط در یک آیه دو تعبیر «غوی» و «عصی» آمده است (عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏؛ طه/۱۲۱) که در این مورد هم اولا چون بهشت دار تکلیف نبوده، پس عصیان و غوایه به معنای مصطلح در دنیا نمی‌باشد و ثانیا حتی به فرض که چنین باشد اینکه آدم از پیامبران بوده باشد محل بحث است.

ب) در خصوص تعبیراتی که برخی از آنها گناه کردن را برداشت کرده‌اند اتفاقا اسم برخی از پیامبرانی که در موردشان چنان تعابیری هست در زمره همین افرادی که در این سوره مشمول «اخلصناهم»اند مطرح شده‌اند می‌باشد که این نشان می‌دهد که واقعا کار آنها به معنای گناه نبوده است؛ شخصی به نام علی بن محمد بن جهم که همین شبهه را در خصوص مواردی که در قرآن کریم ظاهرا گناهی به برخی پیامبران نسبت داده شده خدمت امام رضا ع مطرح می‌کنند و ایشان تمام موارد را یکی‌یکی توضیح می‌دهند که چگونه این آیات هیچ منافاتی با عصمت انبیاء ندارد. برای مطالعه این گفتگو، ر.ک: عیون اخبار الرضا ع، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۴

[۵] . أَخْبَرَنَا بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ الْقَزَّازُ بِالْبَصْرَةِ، حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ مُعَاذٍ الْعَقَدِيُّ، حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ زِيَادِ بْنِ عِلاقَةَ، عَنْ شَرِيكِ بْنِ طَارِقٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّه ص: ” مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَد اِلا وَلَهُ شَيْطَانٌ “، قَالُوا: وَلَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: ” وَلِي إِلا أَنَّ اللَّهَ أَعَانَنِي عَلَيْهِ فَأَسْلَمَ “، صحیح ابن‌حبان، ح ۶۵۵۳، ج۱۴، ص ۳۲۶

در منابع شیعه، مرحوم مجلسی به همین صورت فوق از کتب اهل سنت روایت کرده (بحار الأنوا)، ج‏۶۰، ص۳۱۹) و در كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج‏۱، ص۵۱۲ به صورت زیر نقل شده است:

وَ رُوِيَ أَنَّ آدَمَ ع قَالَ إِنِّي لَسَيِّدُ الْبَشَرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا رَجُلٌ مِنْ ذُرِّيَّتِي نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ يُقَالُ أَحْمَدُ فُضِّلَ عَلَيَّ بِاثْنَتَيْنِ زَوْجَتُهُ عَاوَنَتْهُ وَ كَانَتْ لَهُ عَوْناً وَ كَانَتْ زَوْجَتِي عَلَيَّ عَوْناً وَ إِنَّ اللَّهَّ أَعَانَهُ عَلَى شَيْطَانِهِ فَأَسْلَمَ وَ كَفَرَ شَيْطَانِي.

که ظاهرا اصل این هم در منابع اهل سنت است: در کتاب الذریة الطاهرة النبویة لابی بشر الدولابی (متوفی۳۱۰) ج۱، ص۳۸ حدیث(۲۷)- [۳۰ ] چنین آمده است:

حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الأَعْلَى، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَهْبٍ، حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ زَيْدٍ، قَالَ ” قَالَ آدَمُ عَلَيْهِ السَّلامُ: إِنِّي لَسَيِّدُ الْبَشَرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلا رَجُلا مِنْ ذُرِّيَّتِي نَبِيُّ مِنَ الأَنْبِيَاءِ يُقَالُ لَهُ: أَحْمَدُ فُضِّلَ عَلَيَّ بِاثْنَتَيْنِ: زَوْجَتُهُ عَاوَنَتْهُ فَكَانَتْ لَهُ عَوْنًا وَكَانَتْ زَوْجَتِي كَوْنًا وَعَوْنًا، وَأَنَّ اللَّهَ أَعَانَهُ عَلَى شَيْطَانِهِ فَأَسْلَمَ وَكَفَرَ شَيْطَانِي

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*