۱۰ جمادیالأولی ۱۴۴۸
ترجمه
آنگاه دیگران را غرق کردیم.
نکات ادبی
أَغْرَقْنَا
درباره اصل ماده «غرق» تحلیل اهل لغت تا حدودی متفاوت است:
ابن فارس اصل این ماده را به معنای انتهاء در چیزی که به نهایت آن برسد دانسته است، که غرق شدن در آب هم از همین است و «غَرِقة» یعنی زمینی که در نهایت سیرابی است؛ و «اغْرَوْرَقَت العینُ» یعنی چشم پر از اشک شد، گویی در اشکش غرق شده است؛ و از همین باب است «أَغْرَقْتُ فی القوس» یعنی کمان را تا نهایت کشیدم، و «اغْتَرَقَ الفرسُ فی الخیل» در جایی گفته میشود که اسبی در میان خیل اسبان میافتد و از آنان پیشی میگیرد. (معجم المقاییس اللغة، ج۴، ص۴۱۸[1]).
اما راغب کلمه غرق شدن را به معنای رسوب کردن [= فرو رفتن] در آب و در بلاء میداند (مفردات ألفاظ القرآن، ص۶۰۵[2]) و مرحوم طبرسی بعد از اشاره به همین نکته و نیز بیان اینکه نقطه مقابل غرق، نجات است (که البته از نظر ایشان در مقابل نجات، هلاک هم به کار میرود)، افزوده که تعبیر در کاری غرق شدن زمانی به کار میرود که از حد لازم زیادهروی شود و از نظر وی اصل آن از کشیدن زه کمان است تا حدی از قوس کمان بیرون آید (مجمع البیان، ج۱، ص۲۲۸[3])
از نظر مرحوم مصطفوی اصل واحد در این ماده، صیرورت چیزی در [=تحت] استیلای چیز دیگر است به گونهای که قدرت و اختیار از آن سلب شود، خواه آن امر مستولی و چیرهشونده امری مادی و محسوس همچون آب باشد یا امری معنوی همچون ابتلاءات. در واقع از نظر ایشان هرگاه معنای استیلا و سلب قدرت تحقق یابد غرق صدق میکند و غرق در آب از ظاهرترین مصادیق آن است. (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۷، ص۲۱۱[4]).
حسن جبل نیز معنای محوری را همین رسوب [فرو رفتن] در یک عمق مایع و یا نفوذ مایع در عمق چیزی میداند، که دو صورت از یک معناست و آن نفوذ در عمق همراه با آمیختگی با مایع است؛ و زمین غَرِقه را هم از همین دانسته که آب در سراسر آن رفته گویی زمین در میان آب است، و «اغرورقت عیناه بالدموع» که یعنی چشمانش پر از اشک شد ولی سرازیر نشد، نیز از همین است. (المعجم الاشتقاقی المؤصل لألفاظ القرآن الکریم، ص۱۵۷۴[5]).
این ماده در قرآن کریم عموما در همان معنای غرق شدن در آب به کار رفته است؛ مثلا در مورد مردم زمان نوح: «أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً» (نوح/۲۵)، «وَ لا تُخاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ» (هود/۳۷؛ مؤمنون/۲۷)، از جمله پسرش: «حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقينَ» (43)؛ در مورد فرعون «حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ» (یونس/۹۰) و فرعونیان: «وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ» (انفال/۵۴؛ بقره/۵۰)؛ و دیگران: فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِما كَفَرْتُمْ» (اسراء/۶۹)، «وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَرِیخَ لَهُمْ» (یس/۴۳)
شاید بحثانگیزترین آیه در این میان آیه «وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً» (نازعات/۱) باشد که ظاهرا تنها موردی است که در معنای غرق شدن در آب به کار نرفته و اختلاف اهل لغت بهخوبی خودش را در این آیه نشان میدهد. مرحوم طبرسی که اصل این ماده را یک نحوه زیادهروی میدانست با اشاره به اینکه کلمه «غرق» در اینجا اسمی است که در مقام مصدر به کار رفته آن را به معنای اغراق میگیرد و بیان میدارد که «أغرق فی النزع» در جایی به کار میرود که کسی قوس کمان را تا نهایت ممکن بکشد؛ و برای این آیه سه احتمال را از قول مفسران مطرح میکند: یکی اینکه فرشتگانی باشند که روح کفار را از بدنهایشان با شدت بیرون میکشند همان طور که تیرانداز کمان را با شدت میکشد، و یا خود مرگ باشد که نفس انسان را بیرون میکشد؛ دوم ستارگانی که از افقی به افق دیگر کشیده میشوند که یک نحوه اشاره به طلوع و غروب ستارگان داشته باشد؛ و سوم کسانی که تیر بر چله کمان گذاشته و با قوت میکشند که اشارهای به مجاهدان راه خدا دارد (مجمع البيان، ج10، ص650-۶۵۲[6]). حسن جبل همین معنای آخر را ترجیح میدهد، هرچند اشارهای هم به قول اول دارد. (المعجم الاشتقاقی المؤصل لألفاظ القرآن الکریم، ص۱۵۷۴[7]). در مقابل مرحوم مصطفوی «غَرْق» را در اینجا اسم مصدر و به معنای وقوع در استیلای تحت چیزی دانسته و مراد را کسانی میداند که از تعلقات مادی کنده میشوند و از قیود و عادات حاکم بر عالم طبیعت بیرون میروند، متوجه عالم نور و روحانیت میشوند، و مستغرق تحت استیلای حکومت الهی و جذبات ربانیاند، و این مقدار را میپذیرد که میتواند بر مجاهدانِ صدق کند، اما نه از باب اینکه تیراندازی میکنند بلکه از با اینکه از وطن و مال و اولاد بریدهاند و خود را وقف جهاد در راه خدا نمودهاند؛ و تفسیر به ملائکهای که ارواح مؤمنان یا کافران از جسمشان بیرون میآورند، یا تطبیق آن بر ستارگان را قبول نمیکند (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۷، ص۲۱۲[8]). در حالی که امکان چنین معنای معنویای برای آیه را نمیتوان نادیده گرفت، اما اینکه آن را ظهور اولیه آیه بدانیم و معناهای دیگر را تخطئه کنیم چندان قابل دفاع به نظر نمیرسد.
ماده «غرق» و مشتقات آن جمعا ۲۳ بار در قرآن کریم به کار رفته است.
الْآخَرِينَ
درباره ماده «أخر» و کلمه «آخرین» ذیل آیه ۶۴ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۷۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-064
حدیث
حدیث۱ که ذیل آیه ۶۴ گذشت بدین آیه نیز مربوط است. (جلسه ۱۲۷۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-064)
همچنین در حدیث ۸ ذیل آیه ۴۲ نیز بدین آیه مربوط میشود؛ که به کسانی اشاره شد که از مومنان به حضرت موسی ع بودند اما به لشکر فرعون پیوسته بودند تا از مواهب دنیوی وی بهرهمند شوند و در فرصت مناسب به حضرت موسی ع بپیوندند ویا اینکه برای موعظه برخی نزدیکان خود به جمع فرعونیان رفته بودند، اما با آنها غرق شدند. (جلسه ۱۲۵۶ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-042/). اما احادیث دیگر:
۱) ذیل آیه ۶۴ حدیثی از امام باقر ع گذشت (حدیث۲، جلسه ۱۲۷۸https://yekaye.ir/ash-shuara-026-064 ) که ادامهاش چنین است:
چون فرعون و همراهانش به میان دریا رسیدند، خداوند به دریا فرمان داد، و دریا بر آنان بسته شد و همه آنها را غرق کرد.
چون فرعون در آستانه غرق شدن قرار گرفت، گفت: «ایمان آوردم که خدایی جز آن که بنیاسرائیل به او ایمان آوردند نیست، و من از مسلمانانم.» (یونس/۹۰) خداوند میفرماید: «[ای فرعون!] آیا اکنون؟ حال آنکه پیش از این نافرمانی کردی و از مفسدان بودی.» (یونس/۹۱) یعنی از نافرمانان بودی. سپس خداوند میفرماید: «پس امروز، تو را با همان بدن [بیجان] ات نجات میدهیم، تا برای کسانی که پس از تو میآیند، نشانهای باشد.» (سوره یونس/۹۲) امام ع فرمودند: قوم فرعون همگی در دریا به هلاکت رسیدند و از آنان هیچکس دیده نشد؛ هرکس به دریا در افتاد، با پیکرش به آتش درافتاد. اما خداوند فرعون را بهتنهایی بیرون انداخت و او را بر ساحل افکند تا به او نگاه کنند و بشناسندش، «تا برای کسانی که پس از او میآیند، نشانهای باشد» (سوره یونس/۹۲)، و تا هیچکس در هلاکت او تردید نکند. چرا که آنان او را به عنوان رب خود میدانستند، پس خداوند او را [بهصورت] جسد بیجانِ فروافتاده بر ساحل به آنان نشان داد تا برای کسانی که در پی او میآیند، عبرت و پند باشد. خداوند میفرماید: «و همانا بسیاری از مردم از نشانههای ما غافلاند.» (سوره یونس/ ۱۰۵)
تفسير القمي، ج1، ص315
وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع:
… فَلَمَّا تَوَسَّطَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ مَعَهُ أَمَرَ اللَّهُ الْبَحْرَ فَانْطَبَقَ عَلَيْهِمْ فَغَرَّقَهُمْ أَجْمَعِينَ.
فَلَمَّا أَدْرَكَ فِرْعَوْنَ الْغَرَقُ «قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِين» يَقُولُ اللَّهُ «آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ» يَقُولُ: كُنْتَ مِنَ الْعَاصِينَ «فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ» قَالَ: إِنَّ قَوْمَ فِرْعَوْنَ ذَهَبُوا أَجْمَعِينَ فِي الْبَحْرِ فَلَمْ يُرَ مِنْهُمْ أَحَدٌ هَوَ وافِي الْبَحْرِ إلا هوى بجسمه إِلَى النَّارِ؛ وَ أَمَّا فِرْعَوْنُ فَنَبَذَهُ اللَّهُ وَحْدَهُ فَأَلْقَاهُ بِالسَّاحِلِ لِيَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ لِيَعْرِفُوهُ «لِيَكُونَ لِمَنْ خَلْفَهُ آيَةً» وَ لِئَلَّا يَشُكَّ أَحَدٌ فِي هَلَاكِهِ وَ إِنَّهُمْ كَانُوا اتَّخَذُوهُ رَبّاً فَأَرَاهُمُ اللَّهُ إِيَّاهُ جِيفَةً مُلْقَاةً بِالسَّاحِلِ لِيَكُونَ لِمَنْ خَلْفَهُ عِبْرَةً وَ عِظَةً؛ يَقُولُ اللَّهُ «وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ».
تدبر
۱) «ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ»
در آیات قبل دیدیم که بعد از اینکه خداوند دریا را برای حضرت موسی ع گشود بقیه (که ظاهرا همان فرعونیان بودند) نیز وارد شدند، سپس خداوند حضرت موسی ع و همراهانش را نجات داد؛ و اکنون می فرماید ما بقیه را غرق کردیم. واضح است که مقصود از بقیه و دیگران (آخرین) در اینجا فرعون و همراهانش است چنانکه در جای دیگر دقیقا با همین تعبیر فرمود: «فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَميعاً» (انبیاء/103)
خداوند با تفکیک این آیه از آیه قبل چهبسا میخواهد به ما بفهماند که همان طور که نجات موسی و همراهانش یک آیه مستقل بود و باید از آن نشانهها برای هدایت برگیرید، خود همین غرق شدن دیگران هم آیهای مستقل است که اگر کسی نگاه آیهبین داشته باشد از خود این مطلب هم به حقایقی رهنمون خواهد شد.
۲) «ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ»
حکایت غرق شدن فرعونیان در آیات قرآن کریم با تعابیر متعددی آمده است
گاه از غرق شدن خود فرعون سخن گفته: «حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ» (یونس/۹۰)
گاه از غرق شدن آل فرعون: «وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ» (انفال/۵۴؛ بقره/۵۰)
گاه از فرعون و همراهیانش: «فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَميعاً» (انبیاء/103)
گاه از وی با سربازانش: «فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُم» (طه/۷۸)، «فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ» (قصص/۴۰؛ ذاریات/۴۰)
و گاه صرفا به سربازان: «وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ» (دخان/24)
گاه صرفا با ضمیر «هم: آنها» از آنها یاد شده است: «فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ» (اعراف/۱۳۶) ویا کلمه «أجمعین» هم بدان افزوده شده است: «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعينَ» (زخرف/55)
و در اینجا هم با تعبیر «دیگران».
ظاهرا هر تعبیری متناسب با نوع حکایتی است که در هر سوره از این داستان انجام شده است. با این مقدمه، چرا در این سوره از تعبیر «دیگران» استفاده کرد؟
الف. در آیه قبل فرمود کسانی که با حضرت موسی ع همراهی کردند نجات یافتند و و طبیعی است که اکنون بفرماید که بقیه افرادی که در صحنه بودند، یعنی مطلق کسانی که با حضرت موسی ع همراهی نکردند غرق شدند.
نکته تخصصی انسانشناسی:
با ایتکه اکثریت قریب به اتفاق انسانها حق محض و باطل محض نیستند بلکه به صورت طیفی در میانه حق محض و باطل محض قرار دارند، اما گاه میشود که حق بقدری آؤکار میگردد که افرادی که در صحنه باشند حتما یا جزء حق محض خواهند بود ویا جزءباطل محض. چهبسا این آیه با این تعبیر میخواهد بفرماید وقتی حق و باطل به درگیری صریح میرسند کسانی که در معیت کسی که خداوند تعیین کرده نباشند، حتما گرفتار هلاکت خواهند شد؛ و از این جهت بسیار قرابت دارد با واقعه عاشورا، که امام حسین ع اصرار داشت که اگر کسی نمیخواهد به ایشان کمک کند در آنجا نماند چرا که در روز عاشورا افرادی که با حسین ع نباشند حتما جهنمی خواهند بود.
ب. به نظر میرسد محوریت این سوره دعوتگری پیامبران است و بیان مواجهه مخاطبان با پیامبران؛ و لذا مسألهها از زاویه اینکه در قبال دعوت پیامبران همراهی کردند یا نه، موضوعیت پیدا میکند. لذا اگرچه در آیات قبل بقدر کافی توضیح داد که جناح مقابل حضرت موسی فرعون و قوم او بودند، اما اکنون که در مقام جمعبندی است میخواهد بفرماید فرعون و قوم او موضوعیتی ندارد، افرادی که خود را به عنوان «دیگریِ» حضرت موسی و پیروانش تعریف کردند همگی به هلاکت رسیدند.
ج. …
[1] . الغين و الراء و القاف أصلٌ واحد صحيح يدلُّ على انتهاء فى شىء يبلغ أقصاه. من ذلك الغَرَق فى الماء. و الغَرِقة: أرضٌ تكون فى غاية الرِّىّ. و اغْرَوْرَقت العينُ و الأرض من ذلك أيضاً، كأنها قد غَرِقت فى دمعها.
و من الباب: أغرَقْتُ فى القَوس: [مدَدتُها] غايةَ المدّ. و اغْتَرَق الفرسُ فى الخيل، إذا خالَطَها ثم سَبَقَها.
و مما شذَّ عن هذا الباب الغُرْقة من اللَّبن: قدر ثُلث الإناء، و الجمع غُرَق. قال:
تُضْحِى و قد ضَمِنت ضَرَّاتها غُرَقاً من طيِّب الطَّعم حلوٍ غير مجهودٍ
[2] . الْغَرَقُ: الرّسوب في الماء و في البلاء، و غَرِقَ فلان يَغْرَقُ غَرَقاً، و أَغْرَقَهُ. قال تعالى: حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ [يونس/ 90]، و فلان غَرِقَ في نعمة فلان تشبيها بذلك. قال تعالى: وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ* [البقرة/ 50]، فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَمِيعاً [الإسراء/ 103]، ثُمَ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ* [الشعراء/ 66]، ثُمَ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ [الشعراء/ 120]، وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ [يس/ 43]، أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً [نوح/ 25]، فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ [هود/ 43].
[3] . و الغرق الرسوب في الماء و النجاة ضد الغرق كما أنها ضد الهلاك و أغرق في الأمر إذا جاوز الحد فيه و أصله من نزع السهم حتى يخرج عن كبد القوس و اغرورقت عينه شرقت بدمعه
[4] . أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو صيرورة شيء في استيلاء شيء آخر بحيث تنتفى عنه القدرة و الاختيار، سواء كان المستولى أمرا مادّيّا محسوسا كالماء أو معنويّا كالابتلاءات المحيطة بالنفس و الأفكار المستولية و غيرها.
فإذا تحقّق معنى الاستيلاء و سلب القدرة: يصدق الغَرَقُ، و لا خصوصيّة للشيء المستولى في كونه مايعا أو عملا أو فكرا أو ابتلاء أو عدوّا أو صديقا، نعم الغَرَقُ في الماء من أظهر مصاديقه، فيحمل عليه عند الإطلاق.
. وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْناهُمْ- 25/ 37. وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ*- 11/ 37. وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ- 2/ 50. وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ ثُمَ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ- 26/ 66 الآيتان الأولى و الثانية في خصوص قوم نوح، حيث أغرقهم اللَّه بعد أن أنجى نوحا و أصحابه.
. فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ثُمَ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ- 26/ 120 و الآية الثالثة و الرابعة في خصوص قوم موسى، فأغرقهم اللَّه بعد أن أنجى أصحابه بفرق البحر:
. وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ- 44/ 24 ففي هذه الحادثة: تحقّق الغرق في البحر الموجود. و أمّا في حادثة قوم نوح: فتكوّنت المياه من الأرض و السماء ثمّ تحقّق الغرق، اشارة الى أنّ الأسباب و المسبّبات كلّها بيد اللَّه العزيز.
[5] . (غرق): {وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ} [المؤمنون: ٢٧]
“غَرِقَ (تعب): رَسَب في الماء [قال في ل ١٥٧] و “الغرق في الأصل دخول الماء في سَمَّى الأنف حتى تمتلئ منافذه فيهلك “. والغَرِقة – كفرحة: أرض تكون في غاية الرِّى “.
° المعنى المحوري رسوب إلى عمق مائع، أو تغلغل مائع في أثناء العمق، وهما صورتان لمعنى واحد هو التغلغل في العمق بمخالطة مائع. ومن الصورة الثانية قولهم: “الغُرقة -بالضم: مثل الشُربة من اللبن وغيره. فالأرض الغَرِقة عُدَّت كذلك لعموم الماء أثناءَها كأنها هي في أثنائه، وما ذكره في تفسير الغرق هو من الصورة الثانية أو هو من لازم الأصل: {حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ} [يونس: ٩٠]، {وَمِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنَا} [العنكبوت: ٤٠].
… ومن مادي الأصل تمامًا: “اغرورقت عيناه بالدموع: امتلأتا ولم تفيضا “.
ومنه -دون قيد المائع “الغِرْقى -بالكسر: القشرة الملتزقة ببياض البيض (غلاف تحت القشرة الصلبة يحيط بالبيضة فتكون هي في عمقه)، واغترق الفرس الخيل: خالطها ثم سبقها (نفذ في عمقها). واغترق النفَس: استوعبه في الزفير “. (يستعملون الزفير بمعنى سحب النفس إلى الرئتين).
[6] . وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً … الغرق اسم أقيم مقام المصدر و هو الإغراق يقال أغرق في النزع إذا استوفى في مد القوس و بالغ فيه
… اختلف في معناها على وجوه (أحدها) أنه يعني الملائكة الذين ينزعون أرواح الكفار عن أبدانهم بالشدة كما يغرق النازع في القوس فيبلغ بها غاية المدى و روي ذلك عن علي (ع) و مقاتل و سعيد بن جبير و قال مسروق هي الملائكة تنزع نفوس بني آدم و قيل هو الموت ينزع النفوس عن مجاهد و روي ذلك عن الصادق (ع)
(و ثانيها) أنها النجوم تنزع من أفق إلى أفق أي تطلع و تغيب عن الحسن و قتادة و أبي عبيدة و الأخفش و الجبائي قال أبو عبيدة تنزع من مطالعها و تغرق في مغاربها
(و ثالثها) النازعات القسي تنزع بالسهم و الناشطات الأزهاق عن عطاء و عكرمة و على هذا فالقسم بفاعلها و هم الغزاة المجاهدون في سبيل الله.
[7] . وكل ما جاء في القرآن من التركيب هو من الغَرَق في الماء – عدا ({وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا} [النازعات: ١] السياق (جمع اللفظين معا) يقضى أنها “الجماعات النازعات بالقِسِيّ إغراقًا “، أي من قولهم: “أغرق النازع في القوس: بلغ غاية المدّ حتى ينتهي إلى النصل “. ثم يكون المراد القسم بالمجاهدين، أو التنويه بالسعي على المعاش صيدًا. وقد قيل إن المراد نزع الملائكة الأرواح من الصدور [بحر ٨/ ٤١١] فيكون المراد اللفت إلى الموت للاتعاظ.
[8] . . وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً- 79/ 1 النزع: القلع. و النشط: الطيب في العمل. و الغَرْقُ اسم مصدر من الغرق، و يدلّ على حالة وقوع في استيلاء شيء.
و المراد الّذين ينتزعون من التعلّقات المادّيّة و يخرجون من القيود و العادات الحاكمة في عالم الطبيعة، متوجّها الى عالم النور و الروحانيّة، و في حال الاستغراق تحت استيلاء الحكومة الإلهيّة و الجذبات الربّانيّة، و هم يسلكون الى اللَّه المتعال بطيب نفس و حالة بهجة و اشتياق.
و هذا المعنى هو المنظور في الآية الكريمة، بقرينة تقابله بقلوب واجفة، و أنّ النظر في السورة الى بيان المقامات الخمسة للإنسان.
و هذه الحقيقة الروحانيّة تنطبق في الظاهر على المجاهدين المنتزعين الخارجين عن أوطانهم و المنقطعين عن أموالهم و أولادهم، الى محاربة الأعداء و الجهاد في سبيل اللَّه تعالى.
و أمّا التفسير بالملائكة النازعين أرواح المؤمنين أو الكفّار، أو النجوم السيّارة، أو الخيل للمجاهدين، أو غيرها: فلا يلائم المورد.
بازدیدها: 0